بررسی جایگاه مردم و خود انتقادی در اندیشه روشنفکران دینی عصر مشروطه با تکیه بر خاطرهنگاریهای آنان
فاطمه نصرالهی
چکیده تقابل سنت و مدرنیته در ایران به صورت منسجم و گسترده در اواخر دوره ناصرالدین شاه شکل گرفت و در دوره مظفرالدین شاه با استقرار نظام مشروطه به ثمر نشست؛ آن هم در جامعهای که اکثریت آن را توده مردم بی سواد و رعیتی تشکیل داده بود که در برابر ظلم و استبداد، پناهی جزء جامعه دینی نداشتند، از این جهت روشنفکران دینی میتوانستند نقش قابل توجهی در آگاهی مردم داشته باشند. بررسی جایگاه مردم و خود انتقادی در اندیشه روشنفکران دینی عصر مشروطه در خاطره نگاریهای آنان موضوع این پژوهش میباشد. سؤال اصلی این پژوهش این است که روشنفکران دینی در خاطرات خود نسبت به مردم و عملکرد آنان در مواجهه با مشروطه چه اندیشهای داشتهاند؟ و آیا نسبت به عملکرد خود در راستای آگاه کردن مردم با مبانی نظام مشروطه انتقادی داشته اند؟ فرضیه این پژوهش بر این اساس است که روایتی که از مردم در آثار این روشنفکران دیده میشود نشان از نقد و جهل مردم دارد و خود انتقادی روشنفکران دینی با توجه به داشتن یانداشتن تعلقات حزبی وخط فکری خاطره نگار متفاوت بوده است. روش تحقیق توصیفی_تحلیلی است. با بررسی جامعه آماری که شامل12 خاطره نگاری است، مشخص شد تعلق داشتن یا نداشتن رویکرد حزبی روشنفکران دینی نقش مؤثری در جایگاه مردم در خاطره نگاری های این گروه از روشفکران عصر مشروطه داشته است و بیشترین خود انتقادی متوجه گروه بدون داشتن رویکرد حزبی است. همچنین جهل و نادانی مردم در امور مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مورد توجه روشنفکران دینی بوده است.













