دوره و شماره: دوره 6، شماره 4 - شماره پیاپی 24، زمستان 1404 
تعداد مقالات: 15

تلازم نظر و عمل سیاسی: اندیشه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای از منظر اسکینر

ابوذر محمدی، غلامرضا نقوی، الهه ابوالحسنی

چکیده متفکران و نویسندگان داخلی و خارجی با توجه به اهمیت و تاثیرات ارای سیاسی آیت الله خامنه ای را از رویکردهای مختلف مورد تبیین قرار داده اند. یکی از این روش، بهره گیری از نظریه اسکینر است. در واقع سوال و هدف محوری این پژوهش است که با توجه با نظریه اسکینر، سیر تحول اندیشه سیاسی آیت اله خامنه ای بخصوص درباره ولایت فقیه چگونه قابل تبیین است. با روش تبیینی می توان گفت که منظومه معرفتی اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری همچون خداشناسی، انسان‌شناسی، هستی‌شناسی، معرفت شناسی و غایت‌شناسی در چارچوب اندیشه سیاسی اسلام مورد بررسی قرار گرفته است. سپس با اشاره به تلازم نظر و عمل در اندیشه سیاسی ایشان مواضع در باب وجوه ولایت فقیه در پنج دوره مورد بررسی قرار گرفته است. می توان گفت که مواضع مقام معظم رهبری در باب نظریه ولایت فقیه را باید در دو بعد فکری و اجرایی در نظر گرفت. از بعد فکری با معرفتی تغییر ساختاری در اندیشه سیاسی ایشان در سیر تحول دو.ره جمهوری اسلامی پدیدار ندشه است اما با توجه به ماهیت امور اجرایی ایشان(ریاست جمهوری یا رهبری) و ماهیت تهدیدات داخلی و خارجی و لزوم توسعه کشور دیدگاه های ایشان دچار دگردیسی شده است. این دگردیسی را می توان از ابعاد مختلفی همچون اختیارات، عرصه خصوصی و عرصه عمومی، مشروعیت و مقبولیت، کارامدی و مصلحت اندیشی صورت بندی کرد.

سیاست خارجی نوین چین در منطقه غرب آسیا: مطالعه موردی جمهوری اسلامی ایرن و ترکیه

صفحه 33-62

علی آدمی، ابوذر نظریان، مجیدرضا مومنی، مجید عباسی

چکیده تحول سیاست خارجی چین در دهه اخیر بیانگر گذار از رویکرد «پرهیز از مداخله» به کنشگری فعال و شبکه‌محور در محیط پیرامونی است. منطقه غرب آسیا به دلیل جایگاه ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و موقعیت ترانزیتی، به یکی از کانون‌های راهبردی این تحول بدل شده است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از چارچوب مفهومی «سیاست همسایگی» به تبیین سیاست خارجی نوین چین در غرب آسیا پرداخته و ایران و ترکیه را به‌عنوان دو مطالعه موردی مقایسه‌ای بررسی می‌کند. پرسش اصلی آن است که سیاست چین در این منطقه چگونه در قالب منطق همسایگی ژئواکونومیک قابل تبیین است و چه عواملی تفاوت الگوی تعامل چین با ایران و ترکیه را توضیح می‌دهد؟ یافته‌ها نشان می‌دهد چین در قالب پروژه کلان کمربند - راه ، راهبردی مبتنی بر تعمیق وابستگی اقتصادی، تنوع‌بخشی به مسیرهای ترانزیتی و موازنه‌سازی نرم در برابر نفوذ ایالات متحده آمریکا اتخاذ کرده است. در این چارچوب، ایران نقش شریک ژئوپلیتیکی در موازنه با غرب را دارد، در حالی‌که ترکیه بیشتر به‌مثابه گره لجستیکی و اتصال‌دهنده اوراسیا تعریف می‌شود. پژوهش نتیجه می‌گیرد که سیاست همسایگی چین ماهیتی عمل‌گرایانه، شبکه‌محور و غیرائتلافی دارد و مبتنی بر «موازنه ژئواکونومیک تطبیقی» عمل می‌کند.

تحلیل فرهنگ سیاسی روشنفکران دینی بعد از انقلاب اسلامی

صفحه 89-113

رضا علیزاده، منصور وثوقی، مصطفی ازکیا

چکیده فرهنگ سیاسی به معنای ساختارها، ارزش‌ها، ایستارها و احساسات نسبت به سیاست و رفتار سیاسی در جامعه است.باتوجه به اهمیت فرهنگ سیاسی ، پژوهش ذیل با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه به مطالعه فرهنگ سیاسی روشنفکران دینی ایران پس از انقلاب اسلامی می‌پردازد. جامعه آماری شامل 20 متن از پنج روشنفکر دینی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که دال مرکزی گفتمان این روشنفکران «نقد قدرت سیاسی» بوده، که که با دال‌های شناور شامل «آزادی»، «حقوق انسانی»، «گفتگو و نفی خشونت»، «جامعه مدنی» و «نقد سنت» مفصل بندی شده است که در چارچوب دال مرکزی معنا می‌یابند. این گفتمان بازتابی از فرهنگ سیاسی مشارکتی است که بر پایبندی به ارزش‌های مدرن مانند حقوق بشر، کثرتگرایی و عقلانیت انتقادی استوار است. روشنفکران دینی با تأکید بر سازگاری دین و مدرنیته، به دنبال بازتعریف رابطه بین سنت و تجدد در فضای سیاسی ایران هستند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این گفتمان نقش مؤثری در شکل دهی به تحولات سیاسی و اجتماعی ایران پس از انقلاب داشته و چالش‌های پیشروی توسعه سیاسی را با نگاهی انتقادی و اصلاحگرانه بررسی می‌کند

بررسی جایگاه مردم و خود انتقادی در اندیشه روشنفکران دینی عصر مشروطه با تکیه بر خاطره‌نگاری‌های آنان

صفحه 115-135

فاطمه نصرالهی

چکیده تقابل سنت و مدرنیته در ایران به صورت منسجم و گسترده در اواخر دوره ناصرالدین شاه شکل گرفت و در دوره مظفرالدین شاه با استقرار نظام مشروطه به ثمر نشست؛ آن هم در جامعه‌ای که اکثریت آن را توده مردم بی سواد و رعیتی تشکیل داده بود که در برابر ظلم و استبداد، پناهی جزء جامعه دینی نداشتند، از این جهت روشنفکران دینی می‌توانستند نقش قابل توجهی در آگاهی مردم داشته باشند. بررسی جایگاه مردم و خود انتقادی در اندیشه روشنفکران دینی عصر مشروطه در خاطره نگاری‌های آنان موضوع این پژوهش می‌باشد. سؤال اصلی این پژوهش این است که روشنفکران دینی در خاطرات خود نسبت به مردم و عملکرد آنان در مواجهه با مشروطه چه اندیشه‌ای داشته‌اند؟ و آیا نسبت به عملکرد خود در راستای آگاه کردن مردم با مبانی نظام مشروطه انتقادی داشته اند؟ فرضیه این پژوهش بر این اساس است که روایتی که از مردم در آثار این روشنفکران دیده می‌شود نشان از نقد و جهل مردم دارد و خود انتقادی روشنفکران دینی با توجه به داشتن یانداشتن تعلقات حزبی وخط فکری خاطره نگار متفاوت بوده است. روش تحقیق توصیفی_تحلیلی است. با بررسی جامعه آماری که شامل12 خاطره نگاری است، مشخص شد تعلق داشتن یا نداشتن رویکرد حزبی روشنفکران دینی نقش مؤثری در جایگاه مردم در خاطره نگاری‌ های این گروه از روشفکران عصر مشروطه داشته است و بیشترین خود انتقادی متوجه گروه بدون داشتن رویکرد حزبی است. همچنین جهل و نادانی مردم در امور مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مورد توجه روشنفکران دینی بوده است.

الگوی راهبردی دفاع فرهنگی در برابر جنگ شناختی؛ رویکردی مبتنی بر آموزه‌های قرآنی

صفحه 137-155

احمد پرنا، سید عبدالرسول حسینی زاده، مهدی باکوئی

چکیده در زیست‌بوم امنیتی معاصر، پارادایم منازعات از رویارویی سخت نظامی به «جنگ شناختی» و «تهاجم فرهنگی» تغییر ماهیت داده است؛ نبردی که در آن، تسخیر دستگاه محاسباتی و استحاله هویت ملی-دینی جوامع، جایگزین تصرف اراضی شده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین دکترین دفاعی اسلام، به واکاوی راهکارهای قرآن کریم برای مقابله با نفوذ نرم و ایمن‌سازی جامعه در برابر اختلالات اطلاعاتی می‌پردازد. این تحقیق با روش تحلیلی-توصیفی و با بهره‌گیری از چارچوب نظری «قدرت نرم» و «پدافند غیرعامل»، آموزه‌های وحیانی را با نظریه‌های مدرن علوم ارتباطات و روان‌شناسی سیاسی تطبیق می‌دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که قرآن کریم یک منظومه دفاعی «سیستماتیک و چندلایه» را ارائه می‌دهد که بر هشت رکن اساسی استوار است: ۱) ارتقای «بصیرت و تفکر انتقادی» برای تشخیص حق از باطل؛ ۲) بازسازی «هویت فرهنگی» بر مبنای شناخت متقابل؛ ۳) استحکام «نهاد خانواده» به عنوان کانون آرامش؛ ۴) «تولید محتوای فاخر» و دانش‌بنیان؛ ۵) توسعه «برنامه‌های فرهنگی» نشاط‌آفرین؛ ۶) بهره‌گیری از «اقتدار رسانه‌ای» برای نظارت اجتماعی؛ ۷) «هوشیاری تحلیلی» در برابر محتوای وارداتی؛ و ۸) ایجاد «ائتلاف‌های بین‌المللی» بر مدار تقوا. نتیجه‌گیری پژوهش حاکی از آن است که کاربست این راهکارها، جامعه را از وضعیت انفعالی خارج کرده و با شکل‌دهی به یک «مقاومت هوشمند»، تاب‌آوری شناختی و استقلال فرهنگی را در عصر جهانی‌شدن تضمین می‌نماید.

شناسایی ابعاد مدل جهت آموزش کارآفرینی به دانش آموزان متوسطه در استان هرمزگان

صفحه 157-184

عصام طاهری، مهدی باقری، کلثوم نامی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد مدل جهت آموزش کارآفرینی به دانش آموزان متوسطه در استان هرمزگانانجام شده است . این تحقیق از حیث هدف اکتشافی و از نظر روش از نوع تحقیق کیفی بوده است در بخش کیفی جامعه آماری شامل افراد متخصص و صاحبنظر آموزش وپرورش استان هرمزگان بود که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند در مجموع تعداد ده نفر به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. در بخش کمی برای برازش مدل بر اساس معیارهای استخراج شده از بخش کیفی، از نظر تمامی دبیران و مدیران مقطع متوسطه استان هرمزگان استفاده شده است. با استفاده از نرم افزار Maxqda به بررسی مصاحبه ها و کدگذاری پرداخته شده است. نتایج حاصل از کدهای اولیه داده‌های کیفی نشان داد که تعداد 50 کد اولیه از میان 242 بخش از مصاحبه ها شناسایی شده است. نتایج حاصل از کدگذاری محوری در جدول بالا نشان داده شده است. مشاهده می‌گردد 50 کد اولیه در قالب 8 مقوله پیامدهای اقتصادی مرتبط با کارآفرینی دانش آموزان، عوامل آموزشی مرتبط با کارآفرینی دانش آموزان، عوامل سازمانی مرتبط با کارآفرینی دانش آموزان، عوامل سیاسی و دولتی مرتبط با کارآفرینی دانش آموزان، عوامل فردی مرتبط با کارآفرینی دانش آموزان، عوامل مالی مرتبط با کارآفرینی دانش آموزان، عوامل محیطی مرتبط با کارآفرینی دانش آموزان، مزایایی فردی مرتبط با کارآفرینی دانش آموزان دسته بندی شده‌اند.

گونه‌شناسی ضدآمریکاگرایی در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب

صفحه 185-211

رضا لایق

چکیده در پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال هستیم که گونه‌شناسی آمریکاستیزی در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب چگونه بوده است؟ فرضیه پژوهش این است که از زمان شکل‌گیری جمهوری اسلامی، آمریکاستیزی یکی از گفتمان‌های حاکم بر دولت و جامعه ایران بوده و شالوده آمریکاستیزی را بیش از هر چیز پدیده شیعه‌گری شکل می‌دهد که برپایه ظلم‌ستیزی، فرهنگ عاشورایی و امید به مهدویت شکل گرفته و نمود آن را می‌توان در بیانات آیت‌الله خامنه‌ای مشاهده نمود. الگوی نظری این پژوهش براساس کوهن و کاتیزنشتاین (2007) است و در این راستا، اطلاعات به روش کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای جمع‌آوری و به شیوه توصیفی-تحلیلی، بررسی و تحلیل شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که حمایت از اسلام سیاسی در ایران یک رابطه قوی‌تر از ضدآمریکایی بودن از خود دینداری مسلمان دارد. این ارتباط بین حمایت از اسلام سیاسی و احساسات ضدآمریکایی با استدلال کوهن و کاتزنشتاین که اسلامگرایی را به یک دیدگاه منفی کلی از ایالات متحده یا آنچه که آن‌ها ضدآمریکایی رادیکال می‌خوانند، پیوند دارد. از بعد انقلاب اسلامی، آمریکاستیزی تدریجا به بخشی از هویت جمهوری اسلامی تبدیل شده است. نمود این مسئله را می‌توان در بیانات آیت‌الله خامنه‌ای مشاهده نمود که مبارزه با استکبارستیزی و آمریکا را در راس سیاست خارجی قرار داده است، چرا که شالوده آمریکاستیزی انقلاب اسلامی بیش از هر چیز به پدیده شیعه‌گری بازمی-گردد که برپایه ظلم‌ستیزی و امید به مهدویت شکل گرفته است که کمترین پیام آن را می‌توان در تلاش برای یافتن وضع مطلوب مشخص کرد.

بررسی نقش یادگیری زبان دوم در ارتقاء توانمندی‌های دانشجویان در رهبری پژوهش‌های علمی(بازخوانی الزامات مرجعیت علمی در گام دوم انقلاب)

صفحه 213-239

اسماعیل قاسمی، حسین تقوی، تقی اکبری، عادل زاهدبابلان

چکیده تحقق مرجعیت علمی در گام دوم انقلاب، بازاندیشی در عوامل مؤثر بر توسعه رهبری پژوهشی دانشجویان را ضروری ساخته است. یادگیری زبان دوم، ظرفیتی برای تقویت توانمندی‌های شناختی، گفتمانی و بین‌المللی جهت ایفای نقش دانشجو در رهبری پژوهش‌های علمی است. تحلیل نظام‌مند ۲۸ مطالعه (۲۰۰۰-۲۰۲۵) نشان می‌دهد یادگیری زبان از طریق پنج بُعد (بازپیکربندی شناختی، توانمندسازی گفتمانی، هویت علمی، مسئولیت اخلاقی و شایستگی بین‌فرهنگی)، بستری ساختاری برای ارتقای توانایی دانشجویان در رهبری پژوهش‌های علمی و مشارکت در شبکه‌های جهانی فراهم می‌آورد. این نتایج، دلالت‌های سیاستی مهمی برای نظام آموزش عالی در مسیر توانمندسازی نخبگان دارد. بر اساس یافته‌ها، مدل مفهومی پژوهش نشان می‌دهد که یادگیری زبان دوم می‌تواند به تقویت عاملیت علمی دانشجویان و افزایش مشارکت آنان در تعاملات و شبکه‌های علمی بین‌المللی کمک کند. در این چارچوب، زبان دوم نه صرفاً یک مهارت ارتباطی، بلکه عنصری مؤثر در توسعه ظرفیت‌های شناختی، ارتباطی و شبکه‌ای دانشجویان در فرآیند رهبری پژوهش‌های علمی تلقی می‌شود. توجه به این مؤلفه در برنامه‌های آموزش عالی می‌تواند در تقویت توانمندی‌های پژوهشی دانشجویان و توسعه تعاملات علمی بین‌المللی نقش مؤثری ایفا کند.

منازعه چارچوب‌ها در سیاست حجاب: از استعمارزدگی قدرت تا الگوی سوم زن مسلمان

صفحه 241-264

حکیمه سقای بی ریا

چکیده این مقاله با رویکرد تحلیل چارچوب‌گذاری سیاستی، مسئله حجاب در ایران را به‌مثابه میدان منازعه چارچوب‌ها بررسی می‌کند؛ منازعه‌ای که در آن، معانی متفاوتی از زن، آزادی، عاملیت و کرامت در قالب دو گفتمان متقابل بازنمایی می‌شوند. مقاله با اتخاذ چارچوب نظری استعمارزدگی قدرت نشان می‌دهد چگونه سیاست کشف حجاب اجباری رضا شاه، چارچوبی استعمارزده از زن مدرن را در ایران بنیان نهاد که در آن، «قابلیت دیده‌شدن» به شاخص زنانگی و نشانه پیشرفت فرهنگی تبدیل شد. در امتداد تاریخی این روند، در سال‌های اخیر قدرت‌های متخاصم کوشیده‌اند از طریق سیاست‌های تهاجمی فرهنگی و رسانه‌ای از همین چارچوب برای بازنمایی زن ایرانی بهره گیرند. در برابر این چارچوب تاریخی و معاصر، مقاله با تکیه بر یافته‌های علمی در روان‌شناسی و مطالعات جنسیت مفهوم رفع شیءپنداری را به‌عنوان چارچوب سیاستی متقابل معرفی می‌کند. شیءپنداری نه پدیده‌ای فردی، بلکه ساختاری اجتماعی است که از رهگذر نهادهای فرهنگی، اقتصادی و رسانه‌ای بازتولید می‌شود و پیامدهای آن در حوزه‌های روانی، اخلاقی و اجتماعی از اضطراب و افسردگی تا خشونت و فروپاشی خانواده امتداد دارد. در مقابل، سیاست رفع شیءپنداری، بازسازی ساختارهای فرهنگی در جهت کرامت، عاملیت و سلامت اجتماعی زنان را هدف می‌گیرد که «الگوی سوم زن مسلمان» مبتنی بر بیانات آیت الله خامنه‌ای چارچوبی گفتمانی برای بهره‌گیری در این راستا ارائه می‌کند. نتیجه حاصل آنکه تنها از رهگذر ارتقای جایگاه چارچوب سیاستی رفع شیءپنداری در برابر چارچوب استعمارزده «آزادی به‌مثابه دیده‌شدن» است که مسئله حجاب می‌تواند به سوی همگرایی اجتماعی و بازسازی تمدنی حرکت کند.

نگاهی جامعه‌شناختی به معقوله معماری الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی

صفحه 265-295

مهدی صالحی، وحید صالحی

چکیده این پژوهش با هدف واکاوی و تبیین نقش محوری معماری در تحقق اهداف و آرمان‌های الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی، رویکردی جامعه‌شناختی را در پیش گرفته است. هدف اصلی، شناسایی شکاف میان واقعیت‌های کالبدی معماری معاصر و الزامات نظری الگوی مذکور و ارائه چارچوبی برای همسوسازی طراحی فضایی با مؤلفه‌های هویتی و ارزشی است. پژوهش حاضر با اتکا به روشی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی، به تحلیل مبانی نظری الگوی پیشرفت، مفاهیم جامعه‌شناسی فضا و اصول بنیادین معماری اسلامی-ایرانی می‌پردازد. تأکید اصلی بر این فرضیه استوار است که معماری نه یک خروجی صرف، بلکه یک بستر اجتماعی است که می‌تواند به بازتولید یا انهدام ساختارهای مطلوب تمدنی کمک کند. نتایج نشان می‌دهد که معماری معاصر ایران، در غیاب یک تئوری منسجم مبتنی بر الگوی پیشرفت، دچار تقلیل‌گرایی کارکردی و زیبایی‌شناختی شده است. این رویکرد، منجر به ایجاد فضاهایی گردیده که در تضاد با مفاهیمی چون “تعالی”، “عدالت اجتماعی” و “هویت اصیل” قرار می‌گیرند. یافته‌ها بر لزوم توجه به ابعاد اجتماعی-فرهنگی و معنوی در کنار ابعاد فنی و کالبدی تأکید دارند؛ به‌گونه‌ای که هر عنصر معماری، حامل معنایی همسو با ارزش‌های اسلامی-ایرانی باشد. دستیابی به الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی مستلزم یک انقلاب نرم در نگرش به معماری است. این تحول، تنها از طریق نهادینه کردن رویکرد جامعه‌شناختی در فرایند طراحی و ساخت میسر خواهد بود تا معماری به جای تقلید از مدل‌های وارداتی، به مثابه یک عامل فعال در تحقق آرمان‌های تمدنی عمل نموده و بستر مناسبی برای زیست باکیفیت (مادی و معنوی) فراهم آورد.

مدیریت درآمدهای نفتی و تورم در ایران: تحلیل تجربه شوک نفتی دهه ۵۰ شمسی و دلالت‌های آن بر اقتصاد جمهوری اسلامی ایران

صفحه 297-322

ملیحه ابویسانی، مرتضی دهقان نژاد، نزهت احمدی

چکیده اقتصاد ایران در دهه‌های گذشته همواره با وابستگی قابل توجهی به درآمدهای نفتی همراه بوده است؛ ویژگی‌ای که تأثیر مهمی بر ثبات اقتصاد کلان کشور داشته است. یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تاریخی پیامدهای این وابستگی، شوک نفتی دهه ۱۳۵۰ شمسی است؛ دوره‌ای که افزایش شدید قیمت جهانی نفت موجب رشد بی‌سابقه درآمدهای نفتی ایران شد. این افزایش درآمد در ابتدا به گسترش سریع هزینه‌های دولت و رونق نسبی فعالیت‌های اقتصادی انجامید، اما به دلیل نبود سازوکارهای نهادی کارآمد برای مدیریت این منابع، به رشد نقدینگی، افزایش تقاضای کل و در نهایت تشدید فشارهای تورمی منجر شد. پژوهش حاضر بررسی می‌کند که چگونه افزایش ناگهانی درآمدهای نفتی در دهه ۱۳۵۰ به تورم و عدم تعادل‌های ساختاری در اقتصاد ایران انجامید. این مطالعه با استفاده از رویکرد تاریخی–تحلیلی در چارچوب اقتصاد سیاسی انجام شده و از داده‌های کمی مانند درآمدهای نفتی، مخارج دولت، رشد نقدینگی، تولید ناخالص داخلی و نرخ تورم، در کنار منابع کیفی همچون اسناد تاریخی و گزارش‌های اقتصادی بهره گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی به گسترش هزینه‌های دولتی، واردات گسترده و فعالیت‌های غیرمولد اختصاص یافت، در حالی که سرمایه‌گذاری در ظرفیت‌های تولیدی داخلی محدود باقی ماند. این وضعیت موجب افزایش شکاف میان تقاضای کل و عرضه داخلی و در نتیجه تشدید تورم شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مدیریت نامناسب درآمدهای نفتی در چارچوب اقتصاد رانتیر می‌تواند به بی‌ثباتی اقتصاد کلان منجر شود.

سلطنت تملیکیه و سلطنت ولایتیه در اندیشه سیاسی آیت الله نائینی

صفحه 323-343

محمد جلیل فر، محمدکاظم کاوه پیشقدم

چکیده در این پژوهش موضوع اقسام سلطنت تملیکیه و سلطنت ولایتیه از منظر عالم سیاسی و مجتهد دینی به نام آیت الله نائینی به شیوه توصیفی– کتابخانه ای مورد کنکاش قرار گرفته است. هدف پژوهش بررسی و مقایسه دو نوع سلطنت ذکر شده توسط علامه نائینی اندیشمند و صاحب نظر مسائل سیاسی و اجتماعی و تبیین آرا وی در دورانی از ستیز سیاسی میان موافقان و مخالفان حکومت مشروطه ایرانی در چالش با حاکمیت استبداد بوده است. بر اساس نظر نائینی پایداری نظام جهان و زندگی بشر وابسته به حکومت و سیاست است. وی در باب حکومت به ویژگیهای دو نوع سلطنت تملیکیه و سلطنت ولایتیه پرداخته بطوریکه اسارت و بندگی را در سلطنت تملیکیه مورد نکوهش و مشارکت و آزادی مردم را در سلطنت ولایتیه مورد ستایش قرار می دهد. نائینی اساس سلطنت تملیکیه را اسارت و تبعیض و پایه این قسم از سلطنت را مالکیت مطلق سلطان می داند. مملکت مطیع و تسلیم محض سلطنت و ملت تحت ارادات سلطان است، همه قدرت اختصاص به شخص سلطان داشته و تمام مسائل اجرایی مملکت به اراده سلطان مبتنی است. نائینی اساس سلطنت ولایتیه را آزادی و مساوات دانسته بطوریکه در این قسم از سلطنت، ولایت بر مصالح مملکت دارای محدودیت بوده و آزادی ملت از اسارت و غلامی سلطان مورد تاکید است. این پژوهش با بررسی ویژگیهای سلطنت تملیکیه، سلطنت ولایتیه را بعنوان حاکمیت اسلامی برتر در آثار این اندیشمند نتیجه می گیرد.

واکاوی رابطه اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی: تحلیل تطبیقی انتخابات ریاست‌جمهوری 1396، 1400 و 1403 ایران

صفحه 345-373

نبی آزادی، قربانعلی قربانزاده سوار

چکیده پیوند میان اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی یکی از مباحث اساسی جامعه‌شناسی سیاسی است. پژوهش‌ها نشان داده در جوامع با سطح اعتماد اجتماعی بالا، میزان مشارکت سیاسی نیز بیشتر است و سرمایه اجتماعی از طریق مؤلفه اعتماد نقش کلیدی در این رابطه ایفا می‌کند. اعتماد اجتماعی نه تنها تعامل فردی را تسهیل می‌کند، بلکه موجب تقویت همبستگی اجتماعی، اعتماد به نهادها و پشتیبانی از نظام سیاسی می‌شود؛ بالعکس، فقدان اعتماد اجتماعی مشارکت سیاسی و کنش جمعی را کاهش می‌دهد. پرسش اصلی آن است که آیا کاهش اعتماد اجتماعی، بویژه اعتماد به نهادهای سیاسی، با کاهش مشارکت سیاسی در سه دوره آخر انتخابات ریاست جمهوری رابطه معناداری دارد؟ یافته پژوهش نشان داد میان اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی رابطه مستقیم و همبستگی مثبت وجود دارد؛ به‌عبارت دیگر، سطح مشارکت سیاسی تابعی از میزان اعتماد شهروندان به نظام سیاسی است. برای تحلیل این رابطه، مشارکت سیاسی در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال‌های ۱۳۹۶، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳ با استفاده از نظریه سرمایه اجتماعی رابرت پاتنام و وولکوک مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان دادند که علاوه بر وجود همبستگی میان اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی، عدم توازن در توجه به انواع سرمایه‌های اجتماعی درون‌گروهی، برون‌گروهی و ارتباطی یکی از مهمترین عوامل کاهش اعتماد اجتماعی است. این عدم توازن باعث کاهش اعتماد شهروندان به نظام و در پی آن، کاهش مشارکت سیاسی آنان شده است. چنین رابطه‌ای سبب چرخه معیوب کاهش اعتماد، کاهش مشارکت، تضعیف مشروعیت، تشدید بحران‌ها و کاهش بیشتر اعتماد می‌شود.

نقش‌آفرینی فرهنگ ایثار و شهادت در تحرک و توسعه جامعه اسلامی

صفحه 375-400

سهیلا لشکری، حبیب الله گل محمدی

چکیده فرهنگ ایثار و شهادت به‌عنوان یکی از ارزشمندترین ارکان هویت دینی، ملی و انسانی، نقش بی‌بدیلی در شکل‌گیری، پایداری و تعالی جوامع ایفا می‌کند. این فرهنگ که بر پایه فداکاری، ازخودگذشتگی، ترجیح منافع جمعی بر فردی و جان‌فشانی در راه آرمان‌های والا استوار است، نه‌تنها در دوران‌های بحرانی مانند جنگ و انقلاب، بلکه در فرآیندهای بلندمدت توسعه اجتماعی، فرهنگی، علمی و اقتصادی نیز اثرگذار است. از منظر آموزه‌های اسلامی، مفاهیمی چون ایثار و شهادت جایگاهی رفیع دارند و در آیات متعددی از قرآن کریم، بر ارزش والای این ویژگی‌ها تأکید شده است. از سوی دیگر، رهبران فکری و دینی، به‌ویژه مقام معظم رهبری، پیوسته بر ضرورت نهادینه‌سازی این فرهنگ در میان اقشار مختلف جامعه، به‌ویژه در میان جوانان و دانشگاهیان، تأکید داشته‌اند. این مقاله با هدف بررسی ابعاد مختلف فرهنگ ایثار و شهادت، به‌ویژه نقش علوم انسانی در تبیین، ترویج و تعمیق آن، نگاشته شده است. در این راستا، ضمن تحلیل دیدگاه‌های دینی، اجتماعی و فرهنگی، به نقش میان‌رشته‌ای رشته‌هایی چون فلسفه، جامعه‌شناسی، تاریخ، روان‌شناسی، ادبیات و هنر در بازنمایی این مفاهیم پرداخته شده است. همچنین، چالش‌های پیش‌روی دانشگاه‌ها در بهره‌برداری از ظرفیت‌های علوم انسانی در زمینه نهادینه‌سازی این فرهنگ بررسی شده و راهکارهایی همچون تقویت آموزش‌های بین‌رشته‌ای، حمایت از پژوهش‌های کاربردی و بهره‌گیری از ابزارهای فرهنگی و رسانه‌ای برای ترویج مفاهیم ایثار و شهادت پیشنهاد شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که احیای این فرهنگ، زمینه‌ساز تحکیم وحدت ملی، ارتقای مسئولیت‌پذیری اجتماعی، افزایش سرمایه اجتماعی و در نهایت پیشرفت پایدار در جامعه خواهد بود.

بررسی مواضع مقام معظم رهبری در سیاست خارجی؛ ارائه مدل نظری در خصوص تفاوت مبانی، اصول و رفتارها

صفحه 401-426

مرتضی حدادی، حمید سعیدی جوادی، محمد لعل علیزاده

چکیده بررسی و تحلیل مواضع بالاترین و عالی ترین مقام سیاستگذاری و تصمیم گیری، نقش مهمی درشناخت فرایندهای تصمیم گیری در حوزه های کلان و به ویژه در فهم بهتر سیاست خارجی دارد. برای شناخت مواضع رهبری در سیاست خارجی دیدگاه های متفاوتی مطرح است. در مرحله اول تعارض مواضع در دوره های مختلف قابل دریافت است و در صورت عدم تبیین پشتوانه نظری جهت توصیف و تحلیل مواضع مقام رهبری، هرگونه ارزیابی مواضع از به نوعی تعارض صوری و برداشت سطحی تقلیل می یابد. با هدف رهایی از این تعارضات و برداشت‌ها با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده منابع کتابخانه‌ای و تحلیل مواضع و سخنرانی‌های رهبری در چارچوب مدل نظری تلاش شده است تا با ارائه مدلی نظری مبتنی بر تفکیک مبانی از اصول و رفتارها، زمینه تبیین همزمان مبانی ثابت و اصول تفسیرپذیر و رفتارهای متغیر، منعطف، مقتضی اندیش و تاکتیک گونه را فراهم سازیم. یافته ها بیانگر این است که تغییر مواضع در سیاست خارجی بر مبنای مدل نظری ارائه شده، بدون تغییر در مبانی و جهان بینی رهبری، متاثر از تفسیر اصول و تغییر رفتارها با توجه به مقتضیات داخلی و نظام بین الملل و شرایط متحول بین المللی است