نگاهی جامعه‌شناختی به معقوله معماری الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی مهندسی معماری، واحد اسلامشهر،دانشگاه آزاد اسلامی

2 مدرس و دانش آموخته دکتری اقتصادی توسعه ، واحدگرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران

چکیده
هدف: این پژوهش با هدف واکاوی و تبیین نقش محوری معماری در تحقق اهداف و آرمان‌های الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی، رویکردی جامعه‌شناختی را در پیش گرفته است. هدف اصلی، شناسایی شکاف میان واقعیت‌های کالبدی معماری معاصر و الزامات نظری الگوی مذکور و ارائه چارچوبی برای همسوسازی طراحی فضایی با مؤلفه‌های هویتی و ارزشی است.

روش‌شناسی: پژوهش حاضر با اتکا به روشی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی، به تحلیل مبانی نظری الگوی پیشرفت، مفاهیم جامعه‌شناسی فضا و اصول بنیادین معماری اسلامی-ایرانی می‌پردازد. تأکید اصلی بر این فرضیه استوار است که معماری نه یک خروجی صرف، بلکه یک بستر اجتماعی است که می‌تواند به بازتولید یا انهدام ساختارهای مطلوب تمدنی کمک کند.

یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که معماری معاصر ایران، در غیاب یک تئوری منسجم مبتنی بر الگوی پیشرفت، دچار تقلیل‌گرایی کارکردی و زیبایی‌شناختی شده است. این رویکرد، منجر به ایجاد فضاهایی گردیده که در تضاد با مفاهیمی چون “تعالی”، “عدالت اجتماعی” و “هویت اصیل” قرار می‌گیرند. یافته‌ها بر لزوم توجه به ابعاد اجتماعی-فرهنگی و معنوی در کنار ابعاد فنی و کالبدی تأکید دارند؛ به‌گونه‌ای که هر عنصر معماری، حامل معنایی همسو با ارزش‌های اسلامی-ایرانی باشد.

دستیابی به الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی مستلزم یک انقلاب نرم در نگرش به معماری است. این تحول، تنها از طریق نهادینه کردن رویکرد جامعه‌شناختی در فرایند طراحی و ساخت میسر خواهد بود تا معماری به جای تقلید از مدل‌های وارداتی، به مثابه یک عامل فعال در تحقق آرمان‌های تمدنی عمل نموده و بستر مناسبی برای زیست باکیفیت (مادی و معنوی) فراهم آورد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله English

نگاهی جامعه‌شناختی به معقوله معماری الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی

نویسندگان English

mahdi salehi 1
صالحی salehi 2
1 دانش آموخته کارشناسی مهندسی معماری، واحد اسلامشهر،دانشگاه آزاد اسلامی
2 مدرس و دانش آموخته دکتری اقتصادی توسعه ، واحدگرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران
چکیده English

هدف: این پژوهش با هدف واکاوی و تبیین نقش محوری معماری در تحقق اهداف و آرمان‌های الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی، رویکردی جامعه‌شناختی را در پیش گرفته است. هدف اصلی، شناسایی شکاف میان واقعیت‌های کالبدی معماری معاصر و الزامات نظری الگوی مذکور و ارائه چارچوبی برای همسوسازی طراحی فضایی با مؤلفه‌های هویتی و ارزشی است.

روش‌شناسی: پژوهش حاضر با اتکا به روشی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی، به تحلیل مبانی نظری الگوی پیشرفت، مفاهیم جامعه‌شناسی فضا و اصول بنیادین معماری اسلامی-ایرانی می‌پردازد. تأکید اصلی بر این فرضیه استوار است که معماری نه یک خروجی صرف، بلکه یک بستر اجتماعی است که می‌تواند به بازتولید یا انهدام ساختارهای مطلوب تمدنی کمک کند.

یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که معماری معاصر ایران، در غیاب یک تئوری منسجم مبتنی بر الگوی پیشرفت، دچار تقلیل‌گرایی کارکردی و زیبایی‌شناختی شده است. این رویکرد، منجر به ایجاد فضاهایی گردیده که در تضاد با مفاهیمی چون “تعالی”، “عدالت اجتماعی” و “هویت اصیل” قرار می‌گیرند. یافته‌ها بر لزوم توجه به ابعاد اجتماعی-فرهنگی و معنوی در کنار ابعاد فنی و کالبدی تأکید دارند؛ به‌گونه‌ای که هر عنصر معماری، حامل معنایی همسو با ارزش‌های اسلامی-ایرانی باشد.

دستیابی به الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی مستلزم یک انقلاب نرم در نگرش به معماری است. این تحول، تنها از طریق نهادینه کردن رویکرد جامعه‌شناختی در فرایند طراحی و ساخت میسر خواهد بود تا معماری به جای تقلید از مدل‌های وارداتی، به مثابه یک عامل فعال در تحقق آرمان‌های تمدنی عمل نموده و بستر مناسبی برای زیست باکیفیت (مادی و معنوی) فراهم آورد.

کلیدواژه‌ها English

الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی
جامعه‌شناسی معماری
هویت ایرانی-اسلامی
تمدن
فضاهای زیستی