دوره و شماره: دوره 5، شماره 4 - شماره پیاپی 20، زمستان 1403 
تعداد مقالات: 17

موانع و چالش های تأثیر گذاری جریان های کارگری در سیاست گذاری های اقتصادی ایران طی سال های( 1400 – 1370 )

صفحه 7-31

صادق اختری‌فر، محمد طاهری خنکداری، فرامرز میرزازاده احمدبیگلو

چکیده کارگران ایران علی رغم فداکاری ها و اعتراضات بسیار در پویش مدنی و تلاش برای ارتقای حقوق صنفی خویش، اما به علل بسیار در تاریخ معاصرایران عملکرد ضعیفی از خود به نمایش گذاشتند. البته با مشارکت در اعتصابات و اعتراضات فراوان در جریان پیروزی انقلاب اسلامی نقش مهمی ایفا کردند. اما جریان کارگری در قالب اتحادیه ها و احزاب کارگری به معنای واقعی کلمه هر گز پا نگرفت. از این رو، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی به طرح این سوال پرداخته که؛ چه عوامل و چالش هایی مانع از تأثیر گذاری سازمانی، ساختاری و قانونی مؤثر و کارآمد جریان ها و نهادهای کارگری در سیاست گذاری های اقتصادی ایران طی سال های 1370- 1400 شده است؟ پاسخ فرضی ما به این سوال این است که جریان ها و سازمان های کارگری با توجه به تأثیرگذاری های حداقلی در زمینه های معیشتی و مالی خویش، اما در نهایت نتوانسته است طی سال های 1370 - 1400 اثر چندانی بر سیاست های اقتصادی دولت داشته باشد بدین ترتیب، هدف اصلی این تحقیق شناخت موانع و چالش های جریان های کارگری جهت تاثیرگذاری بر سیاست های اقتصادی ایران طی این سال ها می باشد..

الگوهای جامعه آرمانی درمتون دینی وتاثیرآنها براستمرارانقلاب اسلامی

صفحه 33-56

مرتضی بابائی، محمد مهدی باباپور، شهرام رهنما

چکیده جامعه آرمانی یاجامعه مطلوب جامعه‌ای است، تحت ولایت الهی که هدف آن رشد معنوی و مادّی بشر است و همیشه مورد توجه فلاسفه وادیان الاهی بوده‌است . این جامعه که دارای الگوها ومؤلفه‌هایی زیادی درمتون دینی می‌باشددائماً در حال رشد و شکوفایی است ودر آن کرامت انسان‌ها رعایت می‌شود، مردم به ولایت الهی و اطاعت از فرامین او تن می‌دهند و عدالت و تقوای الهی را در تمام شؤون آن به پا می‌دارند این الگوها میتواند برمطلوب بودن جامعه دینی جمهوری اسلامی ایران اثرگذارباشد(طرح مساله). حفظ وتداوم انقلاب اسلامی اقتضا می‌کند که نخبگان ومتولیان امر، ویژگی‌های جامعه مطلوب اسلامی را در جامعه عملیاتی نمایند(ضرورت واهمیت موضوع). پژوهش پیشرو با روش توصیفی –تحلیلی و با روش گردآوری ازمتون اسنادی به این پرسش پاسخ میدهد(روش) که از منظر متون دینی جامعة آرمانی چه ویژگی‌هایی دارد و چه تاثیری براستمرار انقلاب اسلامی دارد؟(سؤال) در پاسخ به سؤال، جامعه آرمانی جامعه‌ای است که افراد آن در مسیر سعادت و کمال حقیقی خود تلاش و کوشش می‌کنند و دارای چهار نوع ارتباط است: ارتباط با خدای متعالی، ارتباط با خود، ارتباط با طبیعت (جمادات، نباتات و حیوانات) و ارتباط با انسان‌های دیگر، واین ارتباطات‌ درچهار حوزه‌ی سیاسی(حاکمیّت امام و..)،فرهنگی(آموزش وپرورش توحیدی،عدالت محوری، برادری ومحبت،شکوفایی عقل ...)، اقتصادی واجتماعی(امربه به معروف ونهی ازمنکر،جامعه بدون ربا ورشوه و..)به دست می‌اید. در نتیجه انقلاب اسلامی که با نظریه حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه توسط حضرت امام خمینی ره با اهداف جامعه آرمانی تشکیل شد با عملیاتی کردن الگوی جامعه قرآنی استمرارخواهدداشت.(یافته ها)

نقش انقلاب اسلامی در گسترش عدالت آموزشی با تاکید بر زنان تحصیلکرده

صفحه 57-77

فریبا سنجری مقدم

چکیده عدالت آموزشی از جمله اهدافی است که در دوران پساانقلابی و در دولت‏های مختلف روی کارآمده در ج.ا.ایران مورد تاکید واقع شده است. در همین راستا، آموزش زنان همواره از جمله محورهای اصلی سیاست‏های نظام به شمار آمده اند. این مقاله قصد دارد تا ضمن پرداختن به نقش انقلاب اسلامی در گسترش آموزش زنان، به این سوال پاسخ دهد که آیا رشد تحصیلات در بین آنها در دوران پساانقلابی، الزاما به تحقق عدالت آموزشی در ارتباط با آنها ختم شده است؟ مطابق با فرضیه این پژوهش، عدالت آموزشی برای زنان، صرفا با ایجاد فرصت‏های آموزشی برابر با گروه مردان محقق نمی‏شود. آسیب‏پذیر بودن گروه زنان و وجود ساختارهای اجتماعی و فرهنگی تبعیض‏آمیز علیه آنها می‏تواند به شکل یک سد در مقابل عدالت آموزشی عمل نماید. این مقاله به کمک منابع کتابخانه‏ای از جمله اسناد، پژوهش‏های انجام شده و داده‏های آماری و به روش توصیفی-تحلیلی فراهم شده‏است. بر اساس یافته‏های بدست‏آمده، ظهور انقلاب اسلامی و سیاست‏های کلان ج.ا.ایران در ارتباط با زنان همواره عامل تعیین‏کننده‏ای در گسترش سوادآموزی در بین زنان بزرگسال بیسواد و تحصیلات در بین نسل‏های جوانتر بوده است. با این وجود، سیاست‏های مبتنی بر تبعیض جنسیتی در دولت‏های مختلف عامل مهمی است که بسیاری از زنان تحصیل‏کرده در نهایت نتوانند از تحصیلات خود سود جویند. بر اساس نتیجه‏گیری بدست آمده، علی‏رغم برابری زنان در تحصیلات با گروه مردان همسن خود، ولی همچنان تحقق عدالت آموزشی نیازمند رفع تبعیض جنسیتی و توانمندسازی زنان تحصیل‏کرده در سیاست‏گذاری‏های دولت ج.ا.ایران می‏باشد.

جامعه‌شناسی سیاسی نیروها و جریانات سیاسی در ایران پساانقلابی: خروج، اعتراض، وفاداری

صفحه 79-109

سارا زارع، قدرت احمدیان، مختار نوری

چکیده بدون شک یکی از راههای شناخت از مسائل سیاسی هر جامعه‌ای، شناخت نیروها و جریانهای سیاسی فعال در آن جامعه سیاسی است. از این رو، این مقاله تلاش دارد با بهره‌گیری از رویکرد تئوریک آلبرت هیرشمن، ضمن بررسی و معرفی جریانهای سیاسی، صورتبندی، نحوه آرایش و عملکرد سیاسی آنها در دوره جمهوری اسلامی را تبیین نموده و به چرایی وضعیت و کنشهای رفتاری متفاوت این جریانات از منظر «جامعه‌شناسی سیاسی» بپردازد. هیرشمن الگویی تحلیلی و سه-وجهی به نام «خروج، اعتراض و وفاداری» را در آثارش در اختیار ما قرار داده است که میتوان بر مبنای آن به تجزیه-وتحلیل بسیاری از مسائل و تحولات در زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جوامع بشری پرداخت. منطبق با چنین الگویی، پرسش اصلی مقاله آن است که در شرایط پیچیده پس از انقلاب اسلامی و در پرتو عملکرد گروهها و جریانهای سیاسی، آرایش نیروهای سیاسی بر مبنای مدل هیرشمن چگونه خواهد بود و دلایل و بسترهای چنین چینشی چه مؤلفه‌هایی است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح شده است که به نظر می‌رسد می‌توان آرایش جریانهای سیاسی در دوران پساانقلابی را بر مبنای رویکرد سه‌وجهی خروج، اعتراض و وفاداری در اندیشه هیرشمن تجزیه و تحلیل نمود و دلایل صیرورت و تحول هر یک از این سه الگو نیز می‌تواند سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد. لازم به ذکر است که روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه‌ای داده‌ها و اطلاعات لازم برای شرح و بسط مباحث فراهم آمده است.

چالش های حکمرانی جمهوری اسلامی ایران در شبکه های اجتماعی با محوریت جوانان نسل z

صفحه 111-140

خلیل اله سردارنیا، اسماعیل کازرونی، جمیل قریشی

چکیده هدف این پژوهش بررسی چالش‌های حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران با محوریت جوانان نسل Z (دهه هشتادی‌ها) است. این نسل به عنوان "بومیان دیجیتال"، با آگاهی سیاسی و اجتماعی بالا و تمایل به حکمرانی مشارکتی، دغدغه‌هایی نظیر عدالت اجتماعی، حقوق بشر، حقوق زنان و آزادی‌های فردی دارند که حکمرانی کلاسیک یک‌سویه را به چالش و ضرورت حکمرانی خوب مبتنی بر تعامل را مطرح می‌کنند. این پژوهش با رویکرد تحلیل محتوای کیفی، مطالبات جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله (دختر و پسر) در بازه زمانی شهریور ۱۴۰۱ تا شهریور ۱۴۰۲ را از طریق مشاهده ویدئوها، متون و عکس‌های منتشر شده در فضای مجازی (اینستاگرام، توییتر و...) و همچنین دیدگاه‌ها و مصاحبه‌های پژوهشگران و کارشناسان بررسی کرده است. صدها محتوای منتشر شده در فضای مجازی و رسانه‌ها بررسی، طبقه‌بندی و به مقوله‌های کلی و زیرمقوله‌ها دسته‌بندی شدند.بر اساس فراوانی مقوله‌ها، به نتیجه‌گیری کمی در خصوص علل اصلی اعتراضات نیز رسیدیم.یافته‌ها شامل چهار محور اصلی است: باورها و ارزش‌های نسل Z، انتظارات از حاکمیت، چالش‌های نظام و پیشنهادات نسل Z برای حکمرانی. نسل Z خواهان آزادی بیان، تضمین حقوق اساسی، تساوی جنسیتی، شفافیت و پاسخگویی دولت، انتخابات آزاد و مشارکت مردمی در تصمیم‌گیری‌هاست. آن‌ها به تنوع فرهنگی، نوآوری، ارزش‌های معنوی، کیفیت زندگی و دسترسی آزاد به اطلاعات اهمیت می‌دهند.چالش‌ها شامل محدودیت‌های آزادی بیان، تحریم‌ها، عدم شفافیت و فساد است. نسل Z معتقد است مشارکت و گفتگو می‌تواند به تغییرات مثبت منجر شود. این پژوهش نشان می‌دهد حکمرانی باید با در نظر گرفتن مطالبات این نسل، به سمت حکمرانی مشارکتی، پاسخگو و شفاف حرکت کند

بازکاوی تطبیقی مفاهیم بنیادین سیاسی در فلسفه سیاسی ‌مشاء و فلسفه سیاسی‌انقلاب‌اسلامی

صفحه 141-161

فرامرز تقی لو، رضا خدابنده لو

چکیده این تحقیق با هدف نسبت سنجی میان مفاهیم فلسفه ‌سیاسی مشاء و فلسفه ‌سیاسی ‌انقلاب ‌اسلامی در سه مفهوم بنیادین 1. غایت‌مدینه یا هدف از جامعه‌سیاسی 2. رئیس‌مدینه یا حاکم‌مطلوب3. مدینه‌فاضله یا جامعه‌آرمانی پیش‌رفته‌است. پرسش‌اصلی این است که چه نسبتی میان مفاهیم‌ سیاسی فلسفه ‌مشاء و مفاهیم فلسفه ‌سیاسی‌ انقلاب‌ اسلامی از جهت ارکان و اجزاء وجود دارد؟ فرضیه پژوهش در پاسخ به سوال پژوهش این است که آراء فارابی، ابن‌سینا و خواجه ‌نصیرطوسی به‌عنوان سه فیلسوف برجسته فلسفه‌مشاء و کتاب «ولایت‌فقیه» امام‌خمینی و «قانون‌اساسی جمهوری اسلامی» به‌عنوان دو متن بنیادین فلسفه ‌سیاسی‌ انقلاب ‌اسلامی که در این پژوهش مورد بازکاوی تطبیقی قرارگرفتند ما را به این نتیجه رهنمون شدند که فلسفه‌ سیاسی ‌انقلاب ‌اسلامی در مفهوم غایت ‌مدینه، مانند فلسوفان مشائی به سعادت قصوا اشاره دارد و غایت ‌اندیشی ‌اجتماعی را در افق سعادت معنوی می‌نگرد. همچنین درباره مفهوم رئیس ‌مدینه، قرابت بسیار زیادی با مرتبه ‌سوم از ریاست ‌مدینه در آراء فیلسوفان ‌مشایی، یعنی ریاست ‌سنت دارد و درباره مفهوم مدینه ‌فاضله نیز هر دو فلسفه‌ سیاسی اتفاق ‌نظر بر این دارند که کسب فضیلت و حصول به سعادت در مدینه‌ فاضله بدون رهبری ‌و هدایت رئیس‌مدینه ناممکن است. بدین ترتیب، مقاله با تکیه بر روشی توصیفی-تطبیقی و گردآوری اطلاعات به‌صورت اسنادی به این نتیجه دست می یابد که دستیابی مردم به سعادت قصوی در مدینه فاضله از طریق رهبری و هدایت رئیس مدینه فاضله عناصر اصلی پیوند میان مفاهیم فلسفه سیاسی مشایی و فلسفه سیاسی انقلاب اسلامی است.

بررسی عوامل مشارکت در انتخابات های جمهوری اسلامی ایران، با استفاده از الگوریتم های یادگیری عمیق و تکنیک‌های یادگیری گروهی

صفحه 163-188

سجاد نیکخو نوروزانی، میلاد فریدنیا

چکیده مشارکت سیاسی به‌ویژه مشارکت در انتخابات یکی از مولفه‌های کلیدی در فرآیندهای دموکراتیک است که تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی، اقتصادی و روان‌شناختی قرار دارد. در این تحقیق، به تحلیل و پیش‌بینی میزان مشارکت در انتخابات جمهوری اسلامی ایران با استفاده از مجموعه داده‌های حاصل از یک نظرسنجی عمومی پرداخته شده است. این مجموعه داده شامل 10000 رکورد از ویژگی‌های فردی و اجتماعی نظیر جنسیت، سن، سطح تحصیلات، وضعیت اقتصادی، شغلی و تعاملات رسانه‌ای می‌باشد. برای انجام تحلیل‌های پیش‌بینی، از مدل‌های پیشرفته یادگیری عمیق (شبکه‌های عصبی) و تکنیک‌های یادگیری گروهی مانند درختان تصادفی و تقویتی گرادیان بهره گرفته شده است. نتایج تجربی این تحقیق نشان می‌دهند که تحصیلات، درآمد ماهانه، باورهای سیاسی، تعاملات رسانه‌ای و سطح اعتماد به نظام سیاسی به‌طور معناداری بر تصمیم‌گیری افراد برای مشارکت در انتخابات تأثیر می‌گذارند. علاوه بر این، دقت مدل‌های یادگیری ماشین در پیش‌بینی مشارکت، با استفاده از ویژگی‌های اجتماعی و اقتصادی به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. این تحقیق می‌تواند ابزار مفیدی برای تحلیلگران و طراحان سیاست‌های انتخاباتی باشد و به آن‌ها کمک کند تا استراتژی‌های موثرتری برای افزایش مشارکت و بهبود دقت پیش‌بینی‌های انتخاباتی اتخاذ کنند. همچنین، یافته‌های این مطالعه می‌تواند زمینه‌ساز مطالعات آینده در زمینه شبیه‌سازی و پیش‌بینی رفتارهای انتخاباتی باشد.

کاربست نظریه چندسالاری رابرت دال در سپهر سیاسی جامعه ایرانی مبتنی بر الگوی حکمرانی مطلوب

صفحه 189-214

مهرداد عطائی، مسعود مطلبی، سیدمصطفی ابطحی

چکیده حکمرانی خوب (مطلوب)، در سه دهه اخیر به شدت مورد توجه محققان علوم اجتماعی بوده ‌است. بر طبق جدیدترین تعریف بانک جهانی، حکمرانی خوب، در اتخاذ سیاست‌های پیش‌بینی شده، آشکار و صریح دولت (شفافیت فعالیت‌های دولت) متبلور می‌باشد؛ این مرکز جهانی در گزارشی به بررسی اثرات حاکمیت نامطلوب بر تأخیر رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه پرداخته؛ و در این گزارش ـ که ناشی از نگرانی‌های مربوط به رابطه توسعه، دموکراسی و موضوعات متنوع اجتماعی می‌باشد ـ مفهوم حکمرانی خوب را مطرح نموده؛ و نتایج گزارش بر این موضوع استوار است که، ضعف در به‌کارگیری و عملی نمودن اصول حکمرانی خوب، یکی از مهمترین موانع رشد و توسعه در کشورها می‌باشد. با توجه به اصول اساسی حکمرانی خوب، یکی از مهمترین نظریات معاصر و جدیدی که توانایی بالایی در تحقق آنها دارد؛ نظریة چندسالاری رابرت دال است؛ بر همین اساس: این پژوهش کیفی با روش بررسی‌ روابط همبستگی میان متغیرها در پی پاسخ به این پرسش است که: چه رابطه‌ای می‌توان میان ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران وشاخص‌های «حکمرانی خوب» با نظریه چندسالاری رابرت دال برقرارکرد؟ بر این اساس رابطه میان حکمرانی خوب و چندسالاری رابرت دال یک رابطة همبستگی و مستقیم می‌باشد.

شبکه مفهومی تربیت سیاسی در اندیشه امام خمینی(ره)

صفحه 215-247

رضا دوستدار، مجتبی همتی فر

چکیده هدف اصلی این پژوهش، شناسایی شبکه مفهومی تربیت سیاسی در اندیشه امام خمینی(ره) است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش‌های متن‌پژوهی و ملاحظات اندیشه‌شناسی و تحلیل داده‌ها به روش تحلیل مضمون انجام شده است. بر اساس یافته‌های پژوهش، در چارچوب اسلامی و در اندیشه امام خمینی (ره)، از درهم‌تنیدگی «سیاست، تربیت، اخلاق و اعتقادات»، باید تربیت سیاسی را در پیوند با تربیت اخلاقی و تربیت عقیدتی نگریست. چه‌بسا بتوان از سه ضلعی تربیتی سخن گفت که تربیت عقیدتی در قاعده و تربیت اخلاقی و تربیت اجتماعی ـ سیاسی دو ضلع دیگر آن را تشکیل می‌دهند. اعتقادات زیربنای ممیز تربیت اسلامی در همه ساحت‌های تربیتی از جمله تربیت سیاسی به حساب می‌آید و اصول اعتقادی با محوریت «توحیدگرایی» بر آن حاکم هستند. تربیت اخلاقی نیز ذیل پیوستگی و ارتباط فرد و جامعه، مقدمه و جهت‌دهنده‌ی تربیت سیاسی هستند. در این پژوهش، مفاهیمی از جمله: هدایت، تعلیم، سرایت، تزکیه، قدرت، سیاست، قیام و مبارزه و ولایت را می‌توان به عنوان مفاهیم کلیدی در فهم اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) به حساب آورد.

تاثیر تعارض سنت و تجدد در تحول دولت مدرن دوره جمهوری اسلامی ایران

صفحه 249-269

علی زارعی، احمد جوانشیری، علی اصغر داودی، سعید گازرانی

چکیده ورود ایران به عصر جدید و ایجاد شکاف و انقطاع در سیر طبیعی تاریخ و سنت که با خشونتی همراه با شکست های خارجی و استعمار همراه بود، ایران را وارد دورانی کرد که به رویارویی بزرگ میان سنت و مدرنیته انجامید. چنین تعارضی زمانی جدی تر شده است که ورود مدرنیته به ایران با غلبه غرب و عقب ماندگی ایرانیان و ناتوانی آن ها در پاسخگویی به بحران های جدید و حل مشکلات توأم بوده است. انقلاب مشروطه که نقطه آغازین ورود ایران به عصر جدید و تعارض جدی و رسمی میان سنت و مدرنیته محسوب می گردد، سبب شد که میان نیروهای سیاسی حکومت شکاف بزرگی در رابطه با سنت و تجدد و انقلاب شکل گیرد.  با ورود مشروطه مباحثی نظیر حاکمیت قانون، حکومت مشروطه و قانونگذاری، جزئی از مسائل اساسی عرصه سیاسی ایران گردید. اما همه این موارد بدون توجه به منطق حاکم بر این عناصر و رابطه آن‌ها با پی‌ریزی دولت مدرن انجام شد. دولت‌های بر سرکار آمده در ایران پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی بین مقتضیات سنت و مدرنیته گرفتار آمده‌اند و راه برون رفتی نیافته‌اند. این دولت‌ها را می‌توان دولت‌های در راه مانده دانست که در قالب دولت طبیعی پایه و بالغ، همواره در گردش بوده‌اند و نتوانسته‌اند مراحل گذار به سمت دولت مدرن یا همان نظم دسترسی آزاد را بپیمایند. با وجود این، اگر دولت مدرن را به مثابه ثمره مدرنیته غربی بدانیم که ریشه در عمیق‌ترین و آرام‌ترین تحولات سیاسی، اجتماعی، تاریخی، اقتصادی اروپای غربی دارد، مطمئناً گرته‌برداری صِرف و وارد ساختن آن به ایران، بدون توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی، محیطی و ... این مرز و بوم، چیزی جز ناکامی در پی نخواهد داشت. این مقاله با رویکرد سنت نهادگرایی تاریخی به بررسی نقش سنت و تجدد در دولت مدرن پس از انقلاب اسلامی می‌پردازد. این تحقیق می‌خواهد نشان دهد که چگونه این تعارض، در سطح مفاهیم بنیادین قدرت، مشروعیت، قانون، و سیاست اثرگذار بوده و دولت را در موقعیتی پرتناقض قرار داده است.

الزام شهروندان به رعایت شریعت ازسوی دولت اسلامی و ادلۀ وجوب تعزیر

صفحه 271-290

محمدرضا عبداله پور، ابراهیم کلانتری

چکیده مسئلۀ الزام شهروندان به رعایت شریعت از سوی دولت اسلامی یکی از مسائل مهم در حکمرانی دینی است که اندیشمندان این حوزه را با چالش‌هایی مهم رو‌به‌رو کرده است. از این رو، دیدگاه‌های متعدد و متفاوتی دراین‌باره شکل گرفته است. از جملۀ آنها، دیدگاهی است که الزام شهروندان به شریعت را وظیفۀ دولت اسلامی می‌داند. این دیدگاه، همان‌گونه که دولت اسلامی را نسبت به رفاه شهروندانْ مسئول، و تأمین رفاه شهروندان را وظیفۀ آن می‌داند، دولت اسلامی را در برابر شریعت شهروندان نیز متعهد دانسته، تلاش آن را برای تحقق شریعت در جامعه به بهترین شکل ممکن، ضروری می‌داند. برای اثبات این ادعا ادلۀ بسیاری ارائه شده است که از جملۀ آنها، استناد به ادلۀ وجوب تعزیر است. در این مقاله، مستند به متون دینی شیعه، این دلیل، و اشکالات طرح‌شده دربارۀ آن بررسی شده، و با توجه به ادلۀ وجوب تعزیر، محدودۀ دخالت دولت اسلامی در زمینۀ الزام شهروندان به شریعت، تبیین شده است. آنچه از مجموع اقوال اثبات می‌شود، وجوب اصل تعزیر است و مبتنی بر اثبات اصل تعزیر ثابت می‌شود که دولت اسلامی می‌تواند متناسب با گناه انجام‌شده، شهروند خاطی را مجازات کرده، او را به ترک گناه ملزم کند.

جامعه ایرانی و نگرش دانشجویان به مسائل و چالش‌های پیش‌روی آنان

صفحه 291-317

لیلا سنگی

چکیده دوران دانشجویی، فرصتی بی‌نظیر برای رشد فکری، اجتماعی و شخصیتی افراد و نیز بستری برای آماده‌سازی جوانان جهت ورود به جامعه و ایفای نقش مؤثر در آن است. این دوران فرصتی مناسب برای کشف علایق و استعدادها، تجربه‌های جدید و شکل‌گیری هویت مستقل بوده و دانشجویان با کسب دانش و مهارت‌های تخصصی، پایه‌های آینده شغلی خود را پایه‌ریزی می‌کنند. مقاله حاضر با هدف شناسایی مهمترین دغدغه‌های دوران دانشجویی در حوزه‌های فردی، تحصیلی و اقتصادی، با بهره‌گیری از نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه عمیق با دانشجویان در صدد پاسخ‌گویی به این سئوال اصلی است که مهمترین دغدغه‌های دانشجویان ایرانی در حوزه‌های اقتصادی، فردی و تحصیلی چیست و این نگرش‌ها چگونه بر زندگی روزمره و آینده شغلی آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که دانشجویان ایرانی با طیف گسترده‌ای از دغدغه‌های فردی، تحصیلی و اقتصادی مواجه هستند که بر زندگی شخصی، تحصیلی و حرفه‌ای آن‌ها تأثیر می‌گذارد. در حوزه اقتصادی؛ تورم، مصرف‌گرایی، فقر، توزیع ناعادلانه ثروت، ضعف طبقه متوسط و فساد اقتصادی، در حوزه فردی؛ ازدواج، مهاجرت، تبعیض جنسیتی، افسردگی، ناامیدی و تزلزل نهاد خانواده و در حوزه تحصیلی؛ کیفیت پایین آموزش، گرانی شهریه، نبود امکانات مناسب، عدم استقلال دانشگاه و کم‌کاری برخی اساتید از جمله چالش‌های اصلی دانشجویان به شمار می‌رود. این چالش‌ها نه تنها باعث کاهش انگیزه تحصیلی و افزایش استرس در دانشجویان می‌شود، بلکه آینده شغلی و اجتماعی آن‌ها را نیز با ابهام مواجه می‌کند. برای رفع این مشکلات، نیاز به برنامه‌ریزی جامع و همکاری همه جانبه دستگاه‌های مختلف است.

آسیب‌شناسی روندهای ملت‌سازی در ایران از منظر جامعه‌شناختی (با تمرکز بر دوران پسا انقلاب اسلامی)

صفحه 319-345

سید شمس الدین صادقی، مسعود اخوان کاظمی، کامران لطفی

چکیده هرچند فرآیند ملت‌سازی از دهه‌ها پیش در ایران روند خود را آغاز نموده بود اما رخداد انقلاب اسلامی نوعی شیفت پارادایمیک در ساختار سیاسی ایران ایجاد نمود و سبب گردید تا ملت به‌صورتی متفاوت و در بستری ایدئولوژیک به حیات و تکوین خویش ادامه داده و در چارچوبی نوین خود را بازتعریف نماید‌. از این منظر، نحوه و سیرشکل‌گیری پدیده اجتماعی ملت به‌مفهوم مدرن در قالب مفاهیم و ارزش‌های جامعه ایرانی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های متفکران، سیاستگذاران و متولیان امر تبدیل گردید. جهت تبیین این مسأله و نیل به‌این هدف در این مقاله تلاش گردیده تا با تکیه بر تئوری ملت‌سازی کارل ‌دویچ، شناخت دقیق و جامعی از سیر و روند نُضج یا عدم تکوین ملت در ایران پس از انقلاب اسلامی ارائه شود. پرسش اصلی: چرا ملت‌سازی با وجود پیشینه نسبتاً طولانی آن در ایران، هنوز ناتمام مانده است؟ فرضیه: ملت‌سازی در ایران به‌رغم پیشینه نسبتا طولانی آن، صرفاً در چارچوب یک فرآیند (پروسه) تلقی شده و به‌عنوان یک پروژه نه ‌از جانب دولت و نه ‌از جانب ملت، مورد توجه دقیق و جدی واقع نشده است. از این منظر، در خصوص نتایج این تحقیق، بایستی اذعان نمود آنچه که تاکنون در جامعه ایرانی پدیدار شده، پژواکی از ملت است و با نمونه آرمانی خود شکاف و فاصله زیادی دارد. لازم به ذکر است که روش تحقیق در این مقاله، کیفی از نوع علّی می-باشد.

نقد سیاستگذاری های فرهنگی نظام جمهوری اسلامی بر مبنای آرا ی و دیدگاههای مقام معظم رهبری (مطالعه موردی برنامه های۴ _۶ توسعه)

صفحه 347-370

محمدحسن دیزجی

چکیده مهمترین شاخص ها برنامه های کلان ج.ا برای پیشرفت کشور برنامه های پنج ساله توسعه است، و در این شاخص ها فرهنگ یکی از محورها و اهداف اساسی در انقلاب اسلامی از بدو تاسیس آن بوده، لذا می توان سنجش برنامه های پنج ساله توسعه از نظر میزان تاثیرپذیری از شاخصهای فرهنگ و سیاستگذاری فرهنگی را در تدوین آنها در نظرگرفت، دراین مطالعه تلاش شده ابتداء خلاصه ای از برنامه های فرهنگی(اسناد بالادستی فرهنگی)چهارم تا ششم توسعه را همراه با نظرات و دیدگاه های فرهنگی مقام معظم رهبری در این خصوص را احصاء و سپس مطابقت داده شوند، در این راستا از روشهای مختلف درجمع آوری اطلاعات و تحلیل و تبیین آنها استفاده شده است. اما روش محوری این تحقیق رویکرد کیفی بوده است. درنتیجه یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که سیاست گذاری های فرهنگی در دولتهای مختلف متفاوت بوده اند و ارزیابی ها و خروجی آنها نشان می دهد این سیاست گذاری ها در بعضی از دولتها عمکرد های ضعیفی از خود باقی گذاشته اند و لذا مقوله فرهنگ در ج.ا.ا باید زیر نظر ولی فقیه و با مشارکت کامل مردم که به سنت ها وآداب رسوم احترام کامل دارند انجام شود و تمامی دستگاه های کشور متولی مسایل فرهنگ و تمامی دستگاه های دولتی و غیر دولتی در ارتباط با فرهنگ و سیاست فرهنگی نیز، هماهنگ، منسجم و بدون تزاحم و تعارضی با یکدیگر قرار گیرند و به خصوص حاکمیت و متولیان فرهنگی نیز با ترکیبی از رویکردهای حمایتی، ضمانتی، نظارتی، و اقتضایی را مد نظر خود قرار دهند تا منجر به افزایش مشارکت مردم و افزایش بازدهی سیاستگذاری ها در مسایل فرهنگی شود.

تقویت روحیه انقلابی با توجه شاخصه های انقلابیگری طبق دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

صفحه 271-290

مجتبی ایرانی

چکیده این مطالعه به بررسی و تحلیل راهکارهای تقویت روحیه انقلابی با توجه به شاخصه‌های انقلاب اسلامی طبق دیدگاه مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد. با توجه به اهمیت حفظ و تقویت روحیه انقلابی در جامعه اسلامی، این پژوهش بر اساس بیانات و رهنمودهای مقام معظم رهبری، راهکارهای عملی و راهبردی برای تقویت این روحیه را مورد بررسی قرار می‌دهد. شاخصه‌های مطرح شده شامل ایمان به خدا، عدالت‌طلبی، استقلال‌خواهی و استکبارستیزی است که در بیانات رهبری به آن‌ها تأکید شده است. این مقاله با استفاده از روش تحقیق تحلیلی، به تحلیل و تبیین راهکارهای موثر در جهت تقویت روحیه انقلابی پرداخته و با ارائه نمونه‌ها و مثال‌های عملی از تاثیرات مثبت این روحیه در جامعه، اهمیت آن را بیشتر نمایان می‌سازد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که پایبندی به ارزش‌های اساسی انقلاب، استقامت و پایبندی، روحیه جهادی، تقوای فردی و اجتماعی و مبارزه با فساد از جمله عوامل موثر در تقویت روحیه انقلابی هستند. تقویت این شاخصه‌ها می‌تواند به حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی، افزایش مشارکت اجتماعی و سیاسی مردم، و ارتقاء سطح اخلاقی و معنوی جامعه منجر شود. این پژوهش با هدف ارتقاء آگاهی و شناخت نسبت به اهمیت روحیه انقلابی و ارائه راهکارهای کاربردی در این زمینه نگاشته شده است.

بررسی رابطۀ استفاده از رسانه‌های خارجی با اعتماد به نهادها و سازمان‌های جمهوری اسلامی

سیدحسین علیانسب، معصومه وطندوست، سیدجلال موسوی شربیانی

چکیده اعتماد به نهادها و سازمان‌های کشور بزرگترین سرمایۀ اجتماعی جمهوری اسلامی ایران است که تغییر در سطح آن پیامدهای مثبت اجتماعی و سیاسی یا بحران‌ها و فجایع متناسب را به دنبال می‌آورد. اندیشمندان علوم اجتماعی به رابطۀ عوامل متعدد با اعتماد نهادی اشاره کرده‌اند که یکی از آن‌ها رسانه‌هاست. پژوهش حاضر با این پیش‌فرض که جامعۀ کنونی ایران به شدت تحت حملات رسانه‌ای قرار دارد درصدد پاسخ بدین سؤال است که منابع رسانه‌ای خارجی که اغلب در تقابل با نظام جمهوری اسلامی هستند چه رابطه‌ای با سطح اعتماد ایرانیان به سازمان‌ها و نهادهای رسمی کشور دارند؟ بدین منظور این فرضیه که ایرانیان مرتبط با رسانه‌های خارجی، در مقایسه با ایرانیانی که از رسانه‌های داخلی استفاده می‌کنند از اعتماد نهادی کمتری برخوردارند مورد آزمون قرار گرفت.

روش پژوهش در این تحقیق از نوع پیمایشی بوده و برای جمع‌آوری داده‌ها از ابزار پرسشنامه و برای سنجش پایایی ابزار پژوهش از آلفای کرونباخ استفاده شده‌‌ است. جامعۀ آماری، دانشجویان دانشگاه‌های استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی (۱۴۰۳-۱۴۰۲) هستند و نمونۀ آماری متشکل از ۳۸۴ دانشجو با استفاده از فرمول کوکران، به دو شیوه نمونه‌گیری خوشه‌ای و طبقه‌بندی متناسب انتخاب شده‌اند.

یافته‌ها نشان می‌دهد استفاده دانشجویان از رسانه‌های جمعی خارجی بسیار بیشتر از رسانه‌های داخلی است در حدی که ۹۰ درصد دانشجویان از شبکه‌های اجتماعی خارجی استفاده می‌کنند و تحلیل داده‌ها و مقایسه میانگین‌ها حاکی از این است که اعتماد دانشجویان به سازمان‌های رسمی کشور با بهره‌گیری از رسانه‌های خارجی رابطه همبستگی منفی و با استفاده از رسانه‌های داخلی همبستگی مثبت دارد.

حضور منطقه ای جمهوری اسلامی ایران و ارتقای منافع ملی

صفحه 371-392

محمد نادری چلاو، علی اکبر جعفری

چکیده تبیین سیاست‌‌های امنیتی ایران در غرب‌آسیا پس از انقلاب اسلامی، همواره مورد نظر سیاست‌مداران و پژوهشگران مختلف بوده است که اتخاذ کدام سیاست تامین‌کننده‌ی حداکثری امنیت و منافع‌ملی می‌باشد. تهدیدات مختلف امنیتی از سوی محور آمریکا، اسرائیل و متحدان آنان ویژگی آنارشی، نظامی‌گری و التهابات ناشی از دخالت‌های خارجی در منطقه را تقویت نموده است که ایران را به خودیاری و شکل-دهی به ائتلاف امنیتی سوق داده است. بر اساس سوال اصلی پژوهش، چه رابطه‌ای میان حضور منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران و منافع ملی ایران در غرب‌آسیا وجود دارد؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد ارتقای امنیت، گسترش عمق استراتژیک ایران و حفظ توازن منطقه‌ای از طریق استفاده از دو راهبرد 1- قدرت سخت نظامی توام با شالوده‌های قدرت‌ نرم و 2- اتحاد و ائتلاف نظامی و امنیتی با دولت‌ و گروه‌های اسلامی رابطه‌ی معناداری با حضور منطقه‌ای و پاسخ به تهدیدات منطقه‌ای دارد. با توجه به کارکرد راهبرد امنیتی، بازدارندگی در مفهوم حفظ امنیت در برابر محور آمریکا، اسرائیل و متحدان محقق و نظامات سیاسی کشور‌های عراق و سوریه با نابودی امکانات گروه-های تروریستی تامین و عمق استراتژیک ایران به خطوط دفاعی مقاومت پیوند خورد. اکنون بازدارندگی محور مقاومت مورد ازمایش جدی قرار دارد و توازن قوای منطقه‌ای تحت مولفه‌های جنگ و صلح قرار دارد. سیاست خارجی ایران بر دفاع از وضع موجود به معنای حفظ بازدارندگی ارکان محور مقاومت استوار است. پژوهش حاضر با ماهیت توصیفی- تحلیلی است که از روش تبیینی و کیفی در تحلیل‌داده‌ها و اطلاعات استفاده می‌شود. روش گردآوری اطلاعات، استفاده از منابع کتابخانه‌ای و مقالات می‌باشد.