دوره و شماره: دوره 6، شماره 3 - شماره پیاپی 23، پاییز 1404 
تعداد مقالات: 16

بررسی تطبیقی بازنمایی تحول شکاف‌های اجتماعی ایران در مطبوعات

صفحه 7-27

محمدباقر خرمشاد، مهدی رجبی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی بازنمایی تحول شکاف‌های اجتماعی ایران در چهار روزنامه‌ی کیهان، رسالت، اعتماد و شرق طی چهار رخداد مهم سال‌های ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ انجام شده است. داده‌های تحقیق شامل مجموعه‌ای از متون مطبوعاتی (سرمقاله، گزارش و یادداشت تحلیلی) است که به‌صورت هدفمند و بر اساس پیوند مستقیم با این رخدادها گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد روزنامه‌های کیهان و رسالت شکاف‌های اجتماعی را ذیل گفتمان صیانت از نظام، انسجام ملی و امنیت سیاسی بازنمایی کرده‌اند. در این گفتمان، واژگان «فتنه»، «اغتشاش»، «دشمن»، «نفوذ» و «جنگ ترکیبی» برجسته است و هدف اصلی، تأکید بر حفظ ثبات و جلوگیری از واگرایی اجتماعی است. در مقابل، روزنامه‌های اعتماد و شرق شکاف‌های اجتماعی را در چارچوب نارسایی ارتباط دولت و جامعه و کاهش اعتماد عمومی تبیین کرده‌اند. در این گفتمان، مفاهیمی چون «اعتماد اجتماعی»، «اعتراض مدنی»، «گفت‌وگوی ملی» و «اصلاح درون‌ساختاری» پررنگ است و تمرکز بر بازسازی سرمایه‌ی اجتماعی و ترمیم رابطه‌ی دولت و جامعه دارد. نتایج تطبیقی نشان می‌دهد در طول این دوره، محور معنایی از بازنمایی تقابلی و سیاسی (۱۳۸۸) به سوی بازنمایی اجتماعی و فرهنگی (۱۴۰۱) تغییر یافته است. هر دو جریان مطبوعاتی، در عین تفاوت در زبان و رویکرد، بر ضرورت حفظ نظم اجتماعی و جلوگیری از گسترش بحران تأکید داشته‌اند. این پژوهش با تکیه بر تحلیل داده‌های مطبوعاتی و بدون بهره‌گیری از چارچوب‌های نظری بیرونی، تصویری داده‌محور و عینی از روند تحول بازنمایی شکاف‌های اجتماعی در میدان رسانه‌ای ایران ارائه می‌دهد.

نقش اساتید ودانشجویان ورزشکار در افزایش تاب آوری قرهنگی در برابر جنگ نرم

صفحه 29-40

عظیم عظیمی، عین الله سکینه پور

چکیده جنگ نرم به‌عنوان ابزاری برای تأثیرگذاری بر نگرش‌ها و هویت فرهنگی جوامع هدف از طریق ابزارهای فرهنگی و رسانه‌ای، تهدیدی جدی برای فرهنگ و هویت ملی محسوب می‌شود. در این شرایط، تاب‌آوری فرهنگی به‌عنوان توانایی حفظ و تقویت ارزش‌ها و هویت در برابر تهدیدات، اهمیت می‌یابد. دانشگاه به‌عنوان کانون اصلی شکل‌دهی هویت فکری و اجتماعی، نقش محوری در تقویت این تاب‌آوری دارد. این پژوهش با هدف تبیین نقش اساتید دانشگاه و دانشجویان ورزشکار در افزایش تاب‌آوری فرهنگی در برابر جنگ نرم و ارائه چارچوبی علمی برای بهره‌گیری از این ظرفیت انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به روش توصیفی-تحلیلی (پیمایشی) بود. جامعه آماری شامل کلیه اساتید و دانشجویان ورزشکار دانشگاه فرهنگیان استان کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بودند که نمونه‌ای به حجم ۳۱۰ نفر (۶۰ استاد و ۲۵۰ دانشجو) به روش تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری و با نرم‌افزار SPSS و با به کارگیری آزمون‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد بین نقش اساتید دانشگاه 61/0=r و نقش دانشجویان ورزشکار 54/0=r با تاب‌آوری فرهنگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد این دو متغیر در مجموع ۴۸ درصد از واریانس تاب‌آوری فرهنگی را تبیین می‌کنند. نقش اساتید دانشگاه 48/0=Beta و نقش دانشجویان ورزشکار (۳۶/۰=Beta هر دو به‌صورت مثبت و معنادار تاب‌آوری فرهنگی را پیش‌بینی می‌کنند که سهم تبیینی نقش اساتید بیشتر بود. یافته‌ها مؤید آن است که اساتید دانشگاه به‌عنوان مراجع فکری و فرهنگی، و دانشجویان ورزشکار به‌عنوان کنشگران دارای سرمایه اجتماعی و الگوهای تأثیرگذار، نقش مکمل و هم‌افزایی در افزایش تاب‌آوری فرهنگی دانشگاه در برابر جنگ نرم ایفا می‌کنند.

نقش و کارکرد هویت ملی در شکل‌گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 41-65

سوناز نصیری

چکیده این پژوهش به بررسی نقش و کارکرد  هویت ملی در شکل گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره پساانقلاب می‌پردازد. ابتدا، مفهوم هویت ملی و تفاوت آن با دیگر انواع هویت بررسی شده و به سابقه تاریخی هویت ایرانی از دوران اشکانیان تا شکل‌گیری هویت ملی در زمان معاصر اشاره می‌گردد. در این راستا، نقش عناصر فرهنگی، دینی و سیاسی در شکل‌گیری هویت ملی ایران مورد تحلیل قرار می‌گیرد. همچنین، فرآیند تاریخی توسعه هویت ایرانی، از ورود اسلام تا عصر تجدد و تاثیرات آن بر نهادهای ملی و سیاسی، بررسی می‌شود. در ادامه، تحولات در مفهوم هویت ایرانی و تقابل آن با روندهای سکولاریسم و غرب‌گرایی که در فرآیند تداوم ملی‌گرایی نقش داشتند، تحلیل شده است. مقاله در نهایت، نشان می‌دهد که چگونه هویت ملی ایران نقش کلیدی در شکل گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایفا می‌کند و این سیاست‌ها به نوعی انعکاس و تبلور هویت ملی در ساحت‌های بین‌المللی محسوب می‌شوند. در نتیجه، فهم عمیق‌تر هویت ملی می‌تواند به درک بهتر سیاست‌های خارجی و استراتژی‌های بلندمدت کشور کمک کند و موجب توسعه روابط بین‌المللی متناسب با ارزش‌ها و میراث فرهنگی ایران گردد.

ارزیابی شاخص حاکمیت قانون در جمهوری اسلامی ایران

صفحه 67-93

اکبر غفوری

چکیده این مقاله به بررسی تطبیقی مؤلفه‌های «حکمرانی خوب» با الگوی «مردم سالاری دینی» در جمهوری اسلامی ایران، با تأکید بر شاخص «حاکمیت قانون» به‌عنوان محور تحلیل می‌پردازد. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از داده‌های سازمان‌های بین-المللی مانند بانک جهانی و سازمان ملل متحد، نشان داده‌ می‌شود که علی‌رغم تلاش‌ها برای انطباق اصول حکمرانی خوب با مبانی فقه شیعه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، چالش‌های ساختاری مانع تحقق کامل این الگو شده‌اند. از یکسو، تنش بین تفسیر نهادهای انتصابی از شریعت و الزامات حقوقی مدرن (نظیر حقوق بشر و شفافیت) و از سوی دیگر، ضعف در نمره ایران در شاخص-های جهانی حاکمیت قانون (رتبه زیر ۲۰ درصد در گزارش بانک جهانی) بیانگر فاصله بین نظریه و عمل است. تحلیل دیدگاه‌های امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای نشان می‌دهد که هر دو بر اسلامیت قانون و نقش نظارتی ولایت فقیه تأکید دارند، اما ابهام در تعیین مرز بین «مصلحت نظام» و حاکمیت قانون، چالش‌هایی در پاسخگویی نهادها ایجاد کرده است. مقاله با اشاره به ضرورت بازتعریف اجتهاد پویا، تقویت نهادهای مستقل نظارتی، و تعامل سازنده با استانداردهای بین‌المللی، راهکارهایی برای کاهش این شکاف ارائه می‌کند. این پژوهش بر لزوم تلفیق هویت اسلامی با الزامات حکمرانی مدرن در راستای بهبود شاخص‌های حکمرانی خوب و تقویت مردم سالاری دینی تأکید دارد.

تأثیر سطح توسعه یافتگی استانی بر رفتار انتخاباتی مردم ایران( دوره اول تا سیزدهم در انتخابات ریاست جمهوری).1

صفحه 95-117

سید رحیم ابوالحسنی، میلاد قنبری عدیوی

چکیده مشارکت سیاسی به طور عام و مشارکت انتخاباتی بطور خاص از موضوعات جذاب و مورد بحث جامعه‌شناسان و عالمان علم سیاست بوده است. اندیشمندان و محققان حوزه‌ی رفتار انتخاباتی برای تحلیل رفتار انتخاباتی در تحقیقات مختلفی، عوامل و ایده‌های متفاوتی را مورد بررسی و آزمون قرار داده‌اند. در نگاشته‌ی حاضر که حاصل پژوهشی در خصوص رفتار انتخاباتی مردم ایران است ، به دنبال بررسی تأثیر سطح توسعه یافتگی استان‌ها بر رفتار انتخاباتی مردم ایران در سیزده دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران(1358-1400) هستیم. داده‌های تحقیق در خصوص میزان مشارکت در استان‌های مختلف در سیزده دوره انتخابات ریاست جمهوری، مستخرج از سالنامه آماری وزارت کشور و روش تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از تجزیه و تحلیل ثانویه و بهره‌گیری از شاخص‌های مرکزی و آمار توصیفی و جداول و نمودارهای مربوطه بوده است. یافته‌های تحقیق نشان داد در ایران، سطح توسعه‌یافتگی استان‌ها ارتباط مستقیمی با میزان مشارکت نداشته است، بلکه تحت تأثیر عوامل کلان و ساختاری از جمله متغیرهای سیاسی و فضای انتخاباتی بوده است .

جایگاه گفتمان مقاومت فعال در گفتمان‌های کلان سیاسی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 119-142

مرتضی علویان، غلامرضا ضابط پور کاری، سید صالح موسوی

چکیده اسلام همواره برای مفهوم مقاومت جایگاه و اعتبار خاصی قائل بوده است و به همین اعتبار این اصطلاح را به عنوان مفهومی بومی در نظر می گیرد. در رویارویی با ظلم قرار داشتن این مفهوم و گفتمان را شکل داده است. یکی از اندیشمندانی که در باب این مفهوم بحث کرده فوکوست. شکل گیری هویت و عنصر مقاومت بازنمای روایتی جدید بوده که از اسلام نشاًت گرفته است و از طریق ارزشهای اصیل اسلام تلاش دارد تا شاخص های مطلوب غرب را براساس قالب های گفتمانی متفاوت بازنمایی و تغییرات اجتماعی را در سطوح مختلف داشت باشد. سوال اصلی که این مقاله ای در پی پاسخ به آن است عنصر مقاومت در گفتمان‎های کلان سیاسی جمهوری اسلامی ایران چه جایگاهی دارد؟ در این پژوهش سعی خواهیم کرد تا با استفاده از تحلیل گفتمانی لاکلا و موفه مهمترین مولفه‎ها را دریابیم. همچنین در این مقاله از روش مورد مطالعه اسنادی و کیفی استفاده شده است. مهمترین یافته‎های پژوهش عبارتست از یافته‎های پژوهش نشان می دهد مهمترین مولفه های گفتمان اصولگرا، دال مرکزی اسلام سیاسی، صدور انقلاب اسلامی، نفی سبیل، عدالت‎ سیاسی، حمایت از مستضعفین و دال های گفتمان اصلاح طلب در جمهوری اسلامی ایران اسلام دموکراتیکی، دموکراسی، حقوق بشر، قانونگرایی، آزادی و پوزتیویسم و دال های گفتمان انقلابی گری اسلام انقلابی، استقلال، حساسیت نسبت علیه دشمن هست.

تاثیر محیط بر شخصیت علمی آیت‌الله جوادی‌آملی (با تاکید بر کلام‌سیاسی)

صفحه 143-165

علی آقاجانی

چکیده آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی از اندیشمندان معاصری است که در بسیاری از حیطه‌های مختلف علوم‌انسانی-اسلامی از جمله در حوزه کلام‌سیاسی صاحب سخن و نظر بوده و شخصیت علمی وی به جهت جامعیت نسبی در دین‌شناسی و نیز در پردازش مسایل کلام‌سیاسی و ورود در سیاست عملی و نظری در قواره عالم دینی شایسته تحلیل و بررسی از زوایای گوناگون از جمله مساله تاثیر محیط بر آن است. بر این پایه سوال اصلی آن است که تاثیر فضا و محیط بر شخصیت علمی جوادی آملی(با تاکید بر کلام‌سیاسی) چیست؟ دیدگاه مقاله در قالب الگوی اسکینر نسبت به زمینه های عینی بر این مبنا استوار است که پرسش اینکه ما چه کسی هستیم متوقف بر پرسش ما کجا هستیم است. بر این پایه محیط خانواده، زندگی و تحصیل در آمل، تهران و قم به عنوان بخشی از زمینه‌های عینی تاثیر اساسی در شکل‌گیری شخصیت علمی جوادی‌آملی به‌ویژه در کلام‌سیاسی داشته است. جوادی در آمل جوانه می‌زند و در تهران ساقه علمیش قوام می یابد؛ در قم وسعت و تکامل و شاخ‌و‌برگ می‌گیرد. بر این اساس محیط خانواده کشش روحی برای علم‌آموزی دینی، محیط آمل جرقه های گرایش به تفسیر و کلام و حکمت در کنار دروس متداول حوزوی، محیط تهران کانالیزه کردن او و سوق دادنش به سوی این سه دانش و محیط قم اعتلا و تکامل و ریشه دار کردن او در زمین تفسیر و کلام و حکمت را رقم زده است. امری که برای او جامعیت نسبی در دین‌شناسی را به ارمغان آورده است.

بازاندیشی همبستگی اجتماعی: تحلیل تطبیقی نظریه شناسایی آکسل هونت و سیاست حقیقت ریچارد رورتی

صفحه 167-200

عثمان میرانی، ایرج رنجبر، سیامک بهرامی

چکیده فرسایش الگوهای سنتی همبستگی اجتماعی بر اثر جهانی‌شدن شتابان، مهاجرت گسترده و فردگرایی انتزاعی، ضرورت بازاندیشی در مفهوم همبستگی در جهان معاصر را برجسته ساخته است. از این رو، مقاله حاضر با هدف ارائه چارچوبی مفهومی برای بازاندیشی همبستگی اجتماعی، به تحلیل تطبیقی دو نظریه‌ی مطرح معاصر یعنی شناسایی هونت و سیاست حقیقت رورتی از طریق بازخوانی انتقادی متون آن‌ها پرداخته است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که ادغام ساختارمند این دو دیدگاه، مدل تلفیقی برای بازسازی همبستگی در سه لایه: 1. هستی‌شناختی: هویت‌یابی فردی از مسیر شناسایی اجتماعی؛ 2. -اجتماعی: بازتولید فضای کثرت‌گرا با بازتوصیف روایت‌ها؛ 3. همبستگی پایدار به مثابه برآیند دیالکتیکی «عدالت شناسایی نهادی‌شده» و «شمول گفتمانی»، فراهم می‌آورد. براین اساس نوآوری پژوهش، در پیوند خلاقانه ساختار و گفتمان در فضای کثرت‌گرایانه است که تفاوت‌ها را به موتور محرک پیشرفت تبدیل می‌کند و از این رو راهکاری برای مدیریت چالش‌هایی چون فردگرایی و بحران‌های هویتی ارائه می‌دهد. در نهایت، پیامدهای عملی این چارچوب شامل تدوین برنامه‌های آموزشی چندفرهنگی و خلق روایت‌های رسانه‌ای فراگیر برای تقویت انسجام اجتماعی می‌باشد.

بازتاب‌های سازه‌انگارانه انقلاب اسلامی ایران بر محور مقاومت اسلامی

صفحه 201-225

مجید عباسی

چکیده یکی از وجوه تمایز انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب های بزرگ جهان، گفتمان ضد سلطه آن است. همچنین ایجادگفتمانی جدید در روابط بین الملل و ارائه انگاره هایی نوین برای تغییر و تحول در نظام منطقه ای و بین المللی و ملت های آزاد جهان بویژه ملل مسلمان با استفاده از قدرت نرم یکی از ویژگیهای مهم انقلاب اسلامی ایران محسوب می شود که می توان بخشی از شاخصه های آن را در شکلگیری محور مقاومت اسلامی مشاهده کرد. این پژوهش در پی آن است که از وجهی جدید و تئوریک و با استفاده از نظریه سازه انگاری به بررسی بازتاب های انقلاب اسلامی ایران بر شکلگیری مقاومت اسلامی بپردازد. علت انتخاب این نظریه این است که سازه انگاری جایگاه قابل قبولی برای تحولات گفتمانی و فرهنگی- اجتماعی و نیز شناخت انسانی قائل بوده و انگاره هایی را که به تعاریف مختلف از واقعیات شکل می دهند به رسمیت می شناسد. همچنین بررسی بازتاب های انقلاب اسلامی در سه سطح جنبش های اسلامی، نظریه های انقلاب و رویارویی های ایدئولوژیک بین المللی با این تئوری از قابلیت تبیین بالاتری برخوردار خواهد بود و بازتابهای آرمان های انقلاب اسلامی در حوزه های فرهنگی، هویتی و جامعه شناسی بر محیط پیرامونی و بین المللی با این نظریه همخوانی دارد.

تطبیق نظریه نیازهای اساسی بر دهه اول جمهوری اسلامی ایران

صفحه 227-246

محمد رادمرد، کوثر طالشی

چکیده انقلاب اسلامی را باید از جمله انقلاب‌های اجتماعی جهان به‌شمار آورد. گستره دگرگونی‌های ناشی از انقلاب‌های اجتماعی بسیار وسیع است و قابل مقایسه با انقلاب‌های سیاسی نیست. این انقلابات می‌توانند مسیر توسعه را در کشورهای خود ریل‌گذاری کنند. اگرچه این مسیر می‌تواند بر اساس تجربه تغییر کند و یا دچار فراز و فرودهایی شود. بر این اساس این مقاله هدف خود را بررسی رویکرد جمهوری اسلامی به مقوله توسعه در دهه اول حیات خود قرار داده است. بررسی این واقعیت می‌توان به ما نشان دهد، رهبران انقلاب به مقوله توسعه چگونه می‌نگریستند و امروز در مقایسه با دهه 1360 در کجا ایستاده‌ایم. بر این اساس سوال پژوهش حاضر این است که: از منظر نهادی، سیاستگذاری توسعه در دهه اول حیات جمهوری اسلامی را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟ فرضیه‌ای که در پاسخ به این سوال ارائه شده است از این قرار است: دولت پساانقلابی در غیریت‌سازی با نظام سیاسی پیشین به جای تعریف توسعه به مثابه رشد اقتصادی، رویکردی توزیع‌گرایانه در پیش گرفت و در چارچوب آرمان‌های انقلاب و رفع نابرابری‌ و گسترش رفاه به تاسیس نهادهایی‌ چون کمیته امداد، بنیاد مستضعفان، خانه‌های بهداشت، جهادسازندگی و بنیاد مستضعفان اقدام کرد. برای تبیین این فرضیه مقاله حاضر از چارچوب نظری «نیازهای اساسی» بهره خواهد جست. روش پژوهش حاضر نهادی و گرد آوری داده ها به شکل کتابخانه‌ای خواهد بود.

رهیافت تطبیقی نقش عقلانیت در امنیت فرهنگی دوره نبوی(ص) تراز در انقلاب اسلامی ایران بر پایه اندیشه امامین انقلاب

صفحه 249-269

محمد جاودان

چکیده انقلاب اسلامی ایران که خود انقلابی فرهنگی و ایدئولوژیک است، در پرتو رهنمودهای امامین انقلاب همواره کوشیده تامسیرخود را برمحوریت عقلانیت صحیح و منبعث از آیین اسلامی به سوی اهداف متعالی و تحقق تمدن نوین اسلامی؛ استوار سازد. بی تردیدامنیت فرهنگی به عنوان بستر و زمینه حفظ و تعالی فرهنگ و پیشرفت های فرهنگی هرجامعه، از ضرورت های اساسی دراین مسیراست که بایدمبتنی برعقلانیت وخردگرایی صحیح و دقیق صورت پذیرد. براین اساس پژوهش حاضر؛ در راستای الگودهی و تحلیل نقش عقلانیت در امنیت فرهنگی، به امنیت فرهنگی دوران نبوی(ص)پرداخته و آن را برمعیارهای عقلانی اندیشه ی امامین انقلاب اسلامی ایران تطبیق و تحلیل نموده تا برمعیارایدئولوژیک و مکتب فکری و عقلانی اسلام، موازین عقلی درامنیت فرهنگی را برای انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی تبیین و تحلیل نماید. بدین ترتیب سؤال این تحقیق این است که نقش عقلانیت درامنیت فرهنگی دوره نبوی(ص) چه بوده و نقش آن در امنیت فرهنگی انقلاب اسلامی ایران بر پایه ی اندیشه امامین انقلاب چیست؟ نوشتار حاضر با روش تحلیل مضمون و با بهره گیری از سیره پیامبراسلام(ص)و ارائه ی اسناد تاریخی و بیانات امامین انقلاب اسلامی به تبیین و تحلیل نقش عقلانیت در تأمین امنیت فرهنگی پرداخته و در این راستا پاسخ گویی، دفاع و تبیین منطقی و عقلانی به گزاره های مهاجم،جهت دهی منطقی و عقلانی رفتارها و عملکردها، بکارگیری عقلانی ابزارها و رسانه های فرهنگی و نقش عقلانی وحدت اسلامی، همگرایی و مشارکت عمومی را مورد مطالعه قرار داده است.

نقش زنان در بسیج مردم و منابع ملی در دفاع مقدس

صفحه 271-299

نیره قوی

چکیده نقش آفرینی مستقیم و غیر مستقیم زنان درهشت سال دفاع مقدس الگویی را دراین عصربه جهانیان عرضه کرد که، دیر یا زود، در سرنوشت و جایگاه زنان جهان، اثرگذار وفهم خواهندشد که، حضور زنان نه فقط در خانواده‌ی، بلکه، در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد دفاعی هم ضروری است آنگونه که، زنان ایران اسلامی مردانه‌ترین میدان‌ها را با شجاعت و اخلاص و فداکاری رادر هنگام ضرورت بعنوان وظیفه فتح کردندو مصداق بارز ی از این کلام ناب است که، بسیج یعنی نیروی کارآمد کشور برای همه میدان‌ها. اما باید اذعان داشت که،علی رغم تلاش برای به تصویر کشیدن نقش زنان در دفاع مقدس هنوز راه طولانی در پیش است تا حقیقت به وقوع پیوسته آنگونه که، شایسته مجاهدت بانوان در این دوران است بازنمایی گردد. این تحقیق از نوع کیفی با روش «تفهّمی» عهده دار بازنمایی گوشه های ازکنشگری بانوان در اشکال مختلف در دفاع مقدس است. تحقیق، بر اساس مطالعات کتابخا نه ای و اسنادی، صورتبندی نقش زنان در 3 دسته اصلی و تحلیل، براساس 4 نوع کنش «ماکس وبر» گونه‌شناسی ودر مدل محقق ساخته، ارائه گردیده. بر اساس نتایج تحقیق، اغلب مشارکت ها ی زنان در دفاع مقدس در ساحت اجتماعی و بسیج امکانات و منابع ملی از نوع کنش عقلانی معطوف به هدف و کنش عقلانی معطوف به ارزش قرارگرفته و نقش آفرینی زنان درخانواده بر اساس کنش عاطفی و یا سنتی قابلیت تحقق دارد

شناسایی عوامل تاب آوری جامعه دینی در مواجهه با دشمنان از نگاه قرآن و روایات با رویکردی به دفاع مقدس 12 روزه

صفحه 301-330

سیدعمادالدین موسوی عباسی، سید محمدرضا حسینی نیا، سهراب مروتی

چکیده در حوزه اجتماعی، تاب آوری عنصر پویا و مهمی است که توانایی جامعه را برای مواجهه با سختی‌ها و بازگشت به وضع اولیه و حتی رشد و توانمندتر شدن پس از آن، افزایش می‌دهد. جامعه دینی ما همواره در معرض چالش، تهدید و حتی تهاجم قرار دارد که آخرینِ آن تهاجم 12 روزه رژیم صهیونی بود؛ با این حال، تاب آوری جامعه در برابر این تهاجم، نقطه قوت و عامل مهم پیروزی آن بود. از این‌رو، «تاب‌آوری جامعه» به عاملی حیاتی برای مقابله با دشمنان تبدیل شده است. شناسایی و تقویت عوامل تشکیل‌دهنده این تاب‌آوری، جامعه را برای چالش‌های آینده آماده‌تر و مقاوم‌تر خواهد کرد. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل تاب آوری جامعه دینی بر اساس آموزه‌های اسلامی(آیات قرآن کریم و احادیث معتبر شیعه) طراحی و با روش تحلیل محتوا انجام شد. نمونه پژوهش، شامل گزاره‌های دینیِ مرتبط با حوزه معنایی تاب آوری بود که به شکل هدفمند انتخاب شد. پس از استخراج داده‌های مرتبط، اعتبار سنجی نتایج، بر اساس نظر 10 نفر از کارشناسان متخصص، با محاسبه شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) صورت گرفت و هر دو، میانگین بالاتر از حد آستانه را کسب کردند که حاکی از تاییدِ معتبر بودن و مفید بودن نتایج پژوهش بود. بر اساس یافته‌های پژوهش، «عوامل تاب آوری جامعه دینی» شامل 15 عامل: «خداباوری»، «خودباوری»، «مثبت نگری»، «تعهد دینی»، «معنویت»، «عقلانیت»، «بهرمندی از تجربه‌ها»، «غیرتمندی»، «امید»، «مقاوم سازی درونی»، «همت و تلاش»، «آمادگی»، «حکومت قدرتمند و مستقل»، «رهبری مقاوم» و «همبستگی اجتماعی» می‌باشد.

تحلیل صحنه وضعیت و سیاست‌های مقابله‌ای جمهوری اسلامی ایران در جنگ شناختی در عرصه اجتماعی بنابر فرمایشات مقام معظم رهبری (مدظله العالی)

محمود کشاورز

چکیده جمهوری اسلامی ایران به دلیل مواضع استکبارستیزانه و موقعیت راهبردی خود، همواره هدف تهدیدات جنگ شناختی دشمنان بوده است. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت اجتماعی ایران در مواجهه با جنگ شناختی و ارائه راهکارهای مقابله‌ای انجام شده است. مطالعه حاضر از نوع پژوهش‌های کاربردی و اکتشافی آینده‌نگر طبقه‌بندی می‌شود که با روش تحلیل محتوای کیفی بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) از بهمن ۱۳۹۷ تاکنون انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد دشمن با ابزارهایی مانند رسانه‌ها، نفوذ فرهنگی، در سه محور تحریف حقایق تاریخی و هویتی، ترویج فردگرایی و مصرف‌زدگی، و تشدید شکاف‌های نسلی و قومی، به دنبال تضعیف انسجام ملی و تغییر باورهای جامعه است. نوآوری این تحقیق در ارائه مدل بومی مقابله با جنگ شناختی است که بر سه پایه تقویت سرمایه اجتماعی، جهاد تبیین و مقابله هدفمند با نفوذ دشمن استوار شده است. نتایج نشان می‌دهد که این پژوهش بر ضرورت هوشیاری، وحدت ملی و برنامه‌ریزی راهبردی برای کاهش آسیب‌پذیری‌ها تأکید دارد و می‌تواند مبنای مناسبی برای سیاست‌گذاری‌های کلان در حوزه مقابله با تهدیدات نرم باشد.

تحول کارکرد اجتماعی-فرهنگی مرجعیت شیعه: تأثیر انقلاب اسلامی بر اقتدار و موقعیت نهادی مرجعیت

فرامرز دودیان، سعید گازرانی، علی اصغر داودی

چکیده نهاد مرجعیت شیعه به دلیل ساختار غیردولتی، استقلال مالی سنتی و نفوذ عمیق اجتماعی، همواره نقش حیاتی و متمایزی در تحولات جامعه ایران ایفا کرده است. این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین تحول کارکرد اجتماعی-فرهنگی مرجعیت شیعه پس از انقلاب اسلامی، به بررسی ابعاد تغییرات اقتدار و موقعیت نهادی آن می‌پردازد. مسئله محوری، درک این است که چگونه استقرار نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه و تحولات پساانقلاب، بر ماهیت کارکرد اجتماعی-فرهنگی مرجعیت تأثیر گذاشته است. پرسش اصلی این است که: سازوکارهای ساختاری پدید آمده در دوره پساانقلاب، چه تأثیراتی بر اقتدار و ماهیت کارکرد اجتماعی-فرهنگی مرجعیت شیعه برجای گذاشته‌اند؟ در فرضیه بیان می‌شود که به‌دنبال ورود بخشی از مرجعیت به ساختار رسمی حکومت، موقعیت نهادی آن در حوزه‌های اجتماعی-فرهنگی، دستخوش تغییر شده است؛ این امر، زمینه‌ساز چالش‌هایی ساختاری برای حفظ استقلال سنتی در کارکردهای داوری مستقل، آموزشی، هدایت‌گری و ارشاد جامعه گردیده است. روش‌شناسی این تحقیق تحلیلی-تطبیقی است و تحول کارکرد اجتماعی-فرهنگی مرجعیت را در دو مقطع پیش و پس از انقلاب اسلامی مورد مطالعه و مقایسه قرار می‌دهد. یافته‌ها حاکی از آن است که تغییر در منابع تأمین مالی برخی مراجع، ادغام کارکردهای قضایی و داوری در نهادهای حکومتی و چارچوب‌بندی جدید فضای رسمی، در مجموع باعث شده‌اند تا الگوی کارکردی مرجعیت شیعه در ابعاد اجتماعی-فرهنگی با چالش‌هایی جدی در زمینه حفظ استقلال و فرسایش سرمایه‌های نمادین مواجه شود. این دگرگونی، چالش‌هایی را در مسیر حفظ یکپارچگی سنتی نهاد مرجعیت و موقعیت فراگیر آن در میان بدنه جامعه ایجاد کرده است.

نقش احزاب در توسعه سیاسی ایران بعد از انقلاب: چالش ها و فرصت ها: مطالعه موردی مدیریت منازعات

مریم آزادبخت، سیدشمس الدین صادقی

چکیده توسعه سیاسی یکی از مواردی است که پس از جنگ جهانی دوم نقش قابل توجهی یافته است و نظریه پردازان و سیاستمداران بعد از جنگ جهانی دوم برای حل معضلات پس از جنگ، این مقوله را در دستور کار خود قرار داده‌اند؛ و تمامی کشورها نیز برای ارتقا قدرت خود در سطح بین المللی به توسعه خود در سطوح مختلف از جمله توسعه سیاسی پرداخته اند؛ ویکی از عواملی که نقش اساسی در ارتقاءتوسعه سیاسی دارد، احزاب هستند. ونقش احزاب سیاسی در توسعه سیاسی ایران هم قبل و بعد از انقلاب همواره تعیین کننده بوده است و این نقش پس از انقلاب ۱۳۵۷، به موضوعی پیچیده و چندبعدی تبدیل شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که احزاب به عنوان نهادهای کلیدی در فرآیند سیاسی، می‌توانند به تقویت دموکراسی، مشارکت عمومی و پاسخگویی دولت کمک کنند. با این حال، چالش‌هایی نظیر محدودیت‌ها، سرکوب و عدم انسجام داخلی، مانع از ایفای نقش مؤثر احزاب در این زمینه شده است. و این مقاله به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که احزاب سیاسی چه نقشی در توسعه سیاسی ایران بعد از انقلاب داشته اند؟ و برای پاسخ گویی به این سوال فرضیه مطرح شده به این صورت است که، احزاب سیاسی با ایجاد انسجام داخلی و توسعه استراتژی‌های مؤثر، می‌توانند چالش‌های موجود را فراگرفته وموجب ارتقای توسعه سیاسی ایران شوند. و از آنجا که اطلاعات به دست آمده برای این پژوهش از طریق منابع از پیش موجود و کتابخانه ای بوده است روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی است.