دوره و شماره: دوره 2، شماره 4 - شماره پیاپی 8، زمستان 1400، صفحه 1-150 
تعداد مقالات: 12

آسیب‌شناسی‌ ارتجاعِ انقلاب‌ اسلامی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

صفحه 7-27

رشید رکابیان

چکیده انقلاب اسلامی ایران از ابتدای پیروزی تا کنون با آسیب‌ها و بحران‌هایی درگیر بوده است که با درایت و رهنمودهای بنیانگذار انقلاب و پس از آن رهبرمعظم انقلاب و هوشیاری مردم خنثی شدند. پژوهش حاظر به بحث ارتجاع به عنوان یک آسیب و آفت بزرگ برای انقلاب اسلامی از منظر مقام معظم رهبری(مدظله العالی)  می‌پردازد؛ «ارتجاع» به معنای سست‌شدن، توقف و بازگشت به اوضاع قبلی است. این خصلت، پس از هر انقلابی در میان افراد یا گروه های جامعه که موافق نظام فرسوده پیشین و مخالف پیشرفت و ترقی هستند، رخ میدهد. ارتجاع، از مهمترین و خطرناکترین مؤلّفه‌هایی است که انقلاب اسلامی را تهدید میکند. فرضیه و یافته‌های تحقیق نشان میدهد که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ارتجاع را برای انقلاب که توسط بعضاً انقلابیون پدید میآید خطر بزرگی میداند و سه عامل را به عنوان حرکت ارتجاع می‌داند؛ «حرکت به سمت اشرافی‌گری»، «دل سپردن به طبقات مرفه به جای توجه به مستضعفان و قشرهای ضعیف» و «تکیه و اعتماد به خارجی‌ها به جای تکیه بر مردم». معظم له راهکار درمان این آفت را، شناخت اهداف انقلاب و ارکان آن میداند.

نسبت سنجی عدالت اجتماعی با الگوهای توسعه دولت های پس از انقلاب اسلامی

صفحه 29-52

امیرعلی کتابی

چکیده مهمترین مکاتب مورد توجه کشورهای در حال توسعه، بویژه پس از جنگ جهانی دوم، بر مبنای رویکرد لیبرالیستی و سوسیالیستی هستند که هر کدام دارای زیرمجموعه‌هایی در این حیطه است. الگوهای مبنی بر رویکرد لیبرالیستی بر اقتصاد بازار، خصوصی‌سازی، عدم دخالت دولت در اقتصاد و جلب سرمایه خارجی و توسعه صادارت متکی است. الگوهای سوسیالیستی نیز بر مبنای برنامه‌ریزی متمرکز دولتی معتقد به دخالت و هدایت دولت در اقتصاد هستند. بر این مبنا دولت‌های پس از انقلاب هر یک با توجه به شرایط خاص آن مقطع دست به گزینش الگویی خاص زده‌اند. مسئله مهم نسبت‌سنجی عدالت اجتماعی با این الگوهای توسعه است. در راستای بررسی این موضوع سؤال این است که الگوهای توسعه در دولت‌های پس از انقلاب اسلامی تا چه میزان در تحقق عدالت اجتماعی موفق بوده‌اند؟ برآیند تحقق عدالت اجتماعی در این دولت‌ها با ارزیابی و مقایسه شاخص‌های توسعه و همچنین عدالت اجتماعی، مانند فقرزدایی و محرومیت‌زدایی، نرخ تورم، نرخ بیکاری، رشد اقتصادی و ضریب جینی مشخص می‌شود. پژوهش حاضر در نظر دارد با بهره‌گیری از روش تحلیلی-تطبیقی، میزان تحقق عدالت اجتماعی در الگوهای توسعه در این دولتها را بررسی و با یکدیگر مورد مقایسه قرار دهد.

مردم سالاری دینی، بدیلِ نظامهای سیاسی سکولار و بنیادگرا در ایران

صفحه 53-74

عباسعلی جباری ثانی، امیرحسین الهامی

چکیده مردم‌سالاری دینی به عنوان یک مفهوم بدیع در فضای سیاسی و فرهنگی جامعه ما مطرح شده و به مثابه یک فلسفه‌ سیاسی و الگوی حکومتی خاص و مستقل، در مقابل فلسفه‌های سیاسی و الگوهای حکومتی بدیل، به ویژه سکولاریسم و بنیادگرایی خود را عرضه کرده است. مدعای اصلی مردم‌سالاری دینی در ایران این است که بدون نگاه صرف مادی به اصول عرفی، انسان‌محورانه، فردگرایانه و سودانگارانه؛ می‌توان حکومتی مردمی، اما مبتنی بر ارزش‌های دینی و در چارچوب احکام الهی نیز برپا کرد. در واقع مسأله اصلی تحقیق این است که تاکنون تلاشی جدی، برای مقایسه‌ سه نوع نظام سیاسی بدیل (مردم سالاری دینی، سکولاریسم و بنیادگرایی) به منظور نشان دادن نقاط افتراق آنها از یکدیگر یا احیاناً برخی وجوه تشابه آنها صورت نگرفته است. در این مقاله برآنیم تا با استفاده از روش توصیفی-تحلیلیِ مبتنی بر استدلال منطقی، به مقایسه تطبیقی بین مردم سالاری دینی با سکولاریسم و بنیادگرایی بپردازیم تا ضمن احصاء نقاط افتراق و اشتراک آن‌ها، مولفه‌ها و شاخص‌های مردم‌سالاری دینی را نیز تبیین نماییم.

شیفت از ساختار سنتی به ساختار پست مدرن در جامعه ایران و تاثیر آن بر تحول توسعه سیاسی و رویکرد روابط بین الملل پس از انقلاب

صفحه 75-103

حامد روشن چشم، محمدحسین دشتی

چکیده شکل گیری ساختارهای جامعه مطابق دیدگاه ساختارگرا بواسطه کنش میان اعضای جامعه و تولید نشانه های مشابه در یک نظامی از نشانه ها به وجود می آید. این کنش ها در ارتباط با یکدیگر به یک «نظم تعاملی» می رسند که الگو ها، ساختارها و نهادهای جامعه از درون آن سر بر می آورند. از این جهت فرآیند توسعه جامعه از رهگذر این ساختارها و نهادها صورت می پذیرد. از این جهت بررسی شیفت  ساختار سنتی و اجتماعی یک جامعه و تاثیر آن بر تحول توسعه حائز اهمیت است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تحول در ساختار اجتماعی ایران است. سوال اصلی پژوهش این است که شیفت از ساختار سنتی به ساختار پست مدرن چه تاثیری بر فرآیند توسعه سیاسی و رویکرد روابط بین الملل در ایران دارد. فرضیه پژوهش این است که تحول در ساختار اجتماعی باعث شکل گیری ساختارها و نهادهای جامعه ایران می شود که مفهوم توسعه بیش از آنکه بر وحدت و توسعه اقتصادی معطوف کند بر کثرت و توسعه انسانی تاکید دارد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از رویکرد تلفیقی همچنین گردآوری کتابخانه ای بر این نتیجه است که تحول صورت گرفته در ساختار سنتی که در اوایل انقلاب اسلامی حاکم بود و عمدتا در قالب نقش های مشخص افراد و نظام خانواده صورت می پذیرفت که توسعه جامعه را به صورت سنتی و رشد ارگانیک ترسیم می کرد به کنش ساختار  پست مدرن که عمدتا در انسان مجازی و نقش های متکثر و متضاد صورت می پذیرد.

جامعه‌شناسی سیاسی؛ عوامل فردی، روان‌شناختی شکل‌گیری نگرش سیاسی در انقلاب اسلامی

صفحه 105-122

وحید ریاضی، کاظم سام دلیری

چکیده جامعه‌شناسی مطالعه رفتار انسان در زمینه اجتماعی است. بنابراین جامعه، واحد اساسی تحلیل است. از طرفی سیاست حل تضادهای انسان‌هاست؛ فرایندی است که جامعه از طریق آن منابع و ارزش‌ها را مقتدرانه توزیع، تصمیمات را اتخاذ یا سیاست‌ها را تعیین می‌کند؛ بنابراین سیاست، اعمال قدرت و نفوذ در جامعه است. این در حالی است که انقلاب اسلامی ایران با پیدایش خود در عصری که حضور اجتماعی دین پایان‌یافته تلقی می‌شد، چالش‌های نظری فراوری آنچه دنیای غرب آن را یوتوپیای بشر می‌پنداشت، ‌ایجاد کرد و در پی آن موجی از نظریه‌پردازی غرب را به خود معطوف ساخت. با این توصیف نقطة تعاملی جامعه‌شناسی و سیاست را می‌توان در نگرش سیاسی مظرح کرد. چراکه نگرش سیاسی مفهومی پُرکاربرد در روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی سیاسی است؛ با این وجود توجه اندکی به آن در این رشته می‌شود. اما، به جهت اهمیت نگرش سیاسی در افزایش احتمال پیش‌بینی رفتارهای سیاسی می‌باید توجه به آن مطمح نظر قرار گیرد. مقاله حاضر با هدف تبیین جامعه‌شناسی سیاسی؛ عوامل فردی، روان‌شناختی شکل‌گیری نگرش سیاسی به‌عنوان محرک مهم این تحقیق برای تعیین معنا و چگونگی شکل‌گیری نگرش سیاسی در دستور کار قرار گرفت تا ضمن بسط نظری مفهوم نگرش سیاسی عوامل و چگونگی شکل‌گیری آن‌ با بهره‌گیری از رویکرد آمیخته و روش توصیفی- تحلیلی توضیح می‌دهد. نتایج از یافته‌های تحقیق مبین شناخت نگرش سیاسی به شناخت احتمالی کنش‌های سیاسی کمک کرده و قابلیت پیش‌بینی در حوزه سیاست را افزایش می‌دهد. 

ارزیابی استقلال فرهنگی در برنامه ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران

صفحه 123-142

محمد اسماعیل نباتیان، میلاد بیرامی اوغول بیگ

چکیده فرهنگ اساس تکوین، قوام و حفظ یک جامعه و مرزبندی آن با جوامع مختلف محسوب می‌شود؛ از این رو غالب جوامع، دغدغه حفظ و استقلال فرهنگ خود در برابر فرهنگ‌های دیگر به ویژه فرهنگ های مهاجم را دارند و به عنوان یک مسئله برایشان مطرح است. وقوع انقلاب اسلامی با ماهیتی فرهنگی، طلیعه استقلال فرهنگی در کنار دیگر ابعاد استقلال بود که جامعه انقلابی ایران را در مسیری متعالی و با فرهنگی اسلامی – انقلابی قرار داد و دفاع مقدس این وضعیت را تقویت و تحکیم بخشید. پس از پایان جنگ، با هدف بازسازی اقتصادی و نیز جبران عقب‌ماندگی عصر پهلوی، تدوین و اجرای برنامه‌های توسعه در دستور کار دولت‌ جمهوری اسلامی قرار گرفت. برنامه‌های توسعه با عنایت به رویکرد کلان آن، در حوزه های مختلف جامعه، از جمله حوزه فرهنگ، تأثیر می‌گذارند. با توجه به این تجربه در جمهوری اسلامی و به طور خاص، تجربه برنامه ششم توسعه، این مسئله مطرح می‌شود که تدوین و اجرای برنامه­ ششم چه تأثیری بر استقلال فرهنگی جامعه پس از انقلاب اسلامی داشته است؟ در پاسخ به این مسئله، با رویکرد توصیفی– تحلیلی تلاش کردیم ضمن تبیین استقلال فرهنگی و شاخص‌های آن در اندیشه امامین انقلاب به‌ویژه سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری و نسبت‌سنجی آن با برنامه ششم که در دولت یازدهم و دوازدهم تدوین و اجرا شده، به ارزیابی استقلال فرهنگی در برنامه ششم بپردازیم. در این راستا با بررسی و تبیین برنامه ششم و نیز خط‌مشی دولت یازدهم و دوازدهم در قالب لایحه برنامه ششم و اقدامات آن طی دوره اجرای برنامه با نگاهی به مبانی فکری طراحان و مشاوران توسعه‌ای دولت در این دوره، به ارزیابی استقلال فرهنگی و شاخص‌های مستخرَج آن از بیانات امامین انقلاب و به‌ویژه سیاست‌های کلی نظام، در این فضا و شرایط حاکم بر برنامه ششم پرداختیم. با توجه به این ارزیابی، این فرضیه ارائه می‌شود که برنامه‌های توسعه پس از جنگ و به طور خاص برنامه ششم در جهت تحول در منابع تغذیه فرهنگ پیش رفته و زمینه‌های وابستگی فرهنگی را فراهم ساخته است.

چالش جهانی شدن برای نظریۀ حقوق شهروندی در گفتمان انقلاب اسلامی و قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران

صفحه 145-164

سید مهدی قرشی، حجت الله ابراهیمیان، مقصود رنجبر

چکیده مسئلۀ شهروندی و حقوق ناشی از آن یکی از جدی‌ترین مسائل حوزۀ عمومی عصر جدید است که تقریباً همۀ دولتها با آن روبرو هستند. امواج جهانی شدن و رشد نیروهای اجتماعی مطالبه‌گر بر شدت اهمیت این مسئله افزوده است. مقاله توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه‌ای استفاده شده است. شهروندیِ عصر جهانی‌شده از یک سو مطالبات داخلی دارد و از سویی دیگر همگام با تحولات جهانی مطالباتِ فراملی را تبدیل به مسائل فروملی می‌کند. پرسش اصلی این مقاله در همین راستا این است که جهانی شدن با توجه به نظریۀ حقوق شهروندی چه چالشهایی برای گفتمان انقلاب اسلامی و قوۀ قضاییه ایجاد می‌کند. فرضیۀ تحقیق این است که ایران نیز در امواج جهانی شدن قرار دارد و این پدیده بر مسائل شهروندی اثر گذشته و برای قوۀ قضاییه و گفتمان انقلاب اسلامی چالشهایی را ایجاد می‌کند. نتایج تحقیق نشان داده است که قوۀ قضاییه بایستی برای مقابله با چالشهای برآمده از جهانی شدن در حوزۀ حقوق شهروندی تعامل منعطف‌تری با بسترهای اجتماعی‌اش داشته باشد و با اتکای بر ظرفیت فقه پویای شیعه این امور مستحدثه را حل و فصل کند.

رهایی در اندیشه دکتر علی شریعتی (تحلیل تطبیقی روایت های مدرن از رهایی)

صفحه 165-186

تورج رحمانی، رسول عربخانی

چکیده امروزه "رهایی" در عرصه های اجتماعی، سیاسی و معرفت شناختی تبدیل به یک گفتمان شده است. مفهوم رهایی از دوره ی مدرن به بعد و خصوصاً در دوره ی معاصر مورد توجّه جدی قرار گرفته و از اهمیّت بیشتری نسبت به دورۀ پیشامدرن برخوردار بوده است. مسئله ی اصلی در مبحث رهایی، قدرت، سلطه و آثار منفی ناشی از این عوامل است که در قالب ویژگی هایی چون "شیء گشتگی"، "عدم استقلال"، "بی هویّتی" و "بی معنایی" متجلّی می شود. از این جهت مطالعه ی رهایی در میراثِ فکریِ ایرانِ معاصر نیز ضروری به نظر می رسد. در این میان اندیشه ی رهایی دکتر علی شریعتی به عنوان یکی از متفکرین معاصر اهمیت ویژه ای دارد. چرا که او بخش عمده ای از اندیشه ی خود را به سمت رهایی جهت گیری کرده است. مقایسه ی "اندیشه ی رهایی دکتر شریعتی" و "روایت مدرن رهایی" نتایج قابل توجهُّی خواهد داشت. بررسی اندیشه ی رهاییِ شریعتی و نسبت سنجیِ آن با روایت های مدرنِ رهایی و تبیین چگونگی تأثیرپذیری او از این مباحث، هدف این پژوهش تلقی می شود. مقاله ی حاضر در دو بخش ارائه می گردد. بخش نخست، بازخوانی سیر تحوُّل مفهوم رهایی در دوره ی مدرن خواهد بود و سپس میراث فکری به جا مانده از دکتر شریعتی مورد خوانش قرار می گیرد. این امر به منظور فهم و تجسم اندیشه ی رهاییِ او صورت می پذیرد

زمینه‌های ارتقاء کارکردهای سیاسی انقلاب اسلامی در جامعه

صفحه 187-204

حسین رحمانی تیرکلایی

چکیده انقلاب اسلامی مادامی که در مسیر حقیقی خود گام بردارد، از غنای درونی خود در عرصه‌های مختلف بهره‌مند خواهد بود و ابعاد کارکردی آن نیز افزون می‌گردد. بر این اساس می‌توان ادعا نمود که هرگاه انقلاب در مسیر حقیقی خود حرکت نمود، به کارکردهای سیاسی‌ای دست یافت که مجموعه آن کارکردها منحصر در نظام الهی ـ توحیدی است و تاکنون هیچ نظامی در عالم نتوانسته بدان دست یابد. تاکنون در خصوص زمینه‌های ارتقاء کارکردهای سیاسی انقلاب در جامعه کمتر سخن به میان آمده، بر اساس این ضرورت، نگارنده در این اثر با روش توصیفی ـ تحلیلی به دنبال تبیین این کارکردها خواهد بود و در نهایت بدین نتیجه رسیده است که کارکردهای سیاسی انقلاب در ابعاد داخلی و بیرونی منوط به حرکت نمودن آن در گفتمانی است که بر اساس آن پدید آمد. لذا هرگاه انقلاب از ریل اصلی هدفگذاری شده خود خارج گردد، کارکردهای سیاسی‌اش نیز کاهش خواهد یافت و طبیعتاً موجی از نارضایتی عمومی نیز به همراه خواهد داشت.

بررسی و تببین بازنمایی افکار ناسیونالیستی در ترکیه و تاثیر آن بر هویت ملی در ایران معاصر

صفحه 205-224

علی شیاری، علی شکری

چکیده هدف محققان در این پژوهش این است تا با بررسی دقیق زمینه های ملی گرایی در سطوح اجتماعی و سیاسی در ایران و ترکیه، به ویژگی ها و تاثیر آنها بپردازد. در این مقاله از مبانی نظری ارنست آندره گلنر(Ernest André Gellner) بهره خواهیم جست تا یکسان سازی ناسیونالیسم در ترکیه و تبیین بازنمایی ناسیونالیسم در ترکیه و تاثیر آن بر هویت ملی در ایران معاصر در صور مختلف فرهنگی و سیاسی خواهیم پرداخت. داده های پژوهش بر مبنای دریافت کتابخانه ای و رجوع به منابع دست اول می باشد. در این راستا با بررسی منابع موجود و نحوه تاثیرگذاری نظام های حکومتی در ظهور جنبش های ناسیونالیستی در ایران و ترکیه در یک مطالعه تطبیقی نتیجه گیری خواهد شد. این تحقیق از لحاظ محتوا نوعی پژوهش کیفی به شمار می آید که در ابتدای تحقیق یک بررسی تاریخ نگارانه صورت خواهد پذیرفت، اما اساس پژوهش روش تحلیلی و تطبیقی خواهد بود که رویکرد پژوهش مبتنی بر تاثیرگذاری عوامل محیطی در ایران و ترکیه می باشد. بر مبنای نتایج یافته ها با توجه به سابقه دیرینه ارتباط میان ایران و ترکیه، تاریخ معاصر ترکیه که تحت تاثیر حرکتی پرتکاپو بین نفوذ مدرنیته و گرایش های ملی گرایی قرار گرفته، بر هویت ملی در ایران تاثیر گذاشته است.

بررسی تاثیر نزدیکی عربستان و چین بر موقعیت منطقه ای ایران در خاورمیانه

صفحه 225-242

مجتبی رفعت

چکیده گسترش روابط سیاسی و اقتصادی بین چین و عربستان سعودی در کمتر از یک دهه گذشته، از جمله تحولات منطقه خاورمیانه به حساب می‏ آید. در پژوهش حاضر، قصد بر آن است تا ضمن مطالعه چگونگی و سطح روابط در حال افزایش دو کشور مذکور، به این پرسش پاسخ داده شود که تاثیر این نزدیکی، بر موقعیت ایران در منطقه خاورمیانه چگونه خواهد بود؟ فرضیه پژوهش بر این مبنا قرار گرفته است که با عقب‏ نشینی نسبی ایالات متحده از منطقه خاورمیانه و ورود محتاطانه اما قدرتمند چین و تبدیل شدنش به یکی از بازیگران اصلی این منطقه، سطح جدیدی از روابط استراتژیک بین کشورهای خاورمیانه از جمله عربستان سعودی با چین شکل گرفته است که بر اساس نظریه نوواقع ‏گرایانه، حاصل دگرگونی و تحول در اهداف و رفتارهای سیاست خارجی دو کشور و تابعی از موقعیت جدید آنها در نظام بین‏ المللی و تعاملاتشان با یکدیگر است. نتیجه پژوهش حاکی از این واقعیت است که اهداف و منافع مشترک دو دولت مورد بحث، پایداری صلح و ثبات در منطقه از جمله در رابطه با ایران را طلب می‏ کند. ایران نیز برای حفظ قدرت منطقه‏ ای خود و نیز رفع چالش‏ های اقتصادی و تجاریش در عرصه بین‏ المللی، نیازمند بازنگری روابط خود با هر دو کشور و به خصوص با عربستان سعودی است. این مقاله با روش کیفی از نوع توصیفی و تحلیل ارائه شده و داده ‏ها از منابع کتابخانه‏ ای جمع‏آوری شده است. 

بررسی زمینه‌های اجتماعی تأثیر گذار بر انقلاب اسلامی ایران

صفحه 243-259

عباسعلی طالبی

چکیده اگرچه بررسی ریشه‌های پیدایش انقلاب‌ها همواره ایده‌ای جذاب و قابل تأمل بوده، اما تاکنون تلاشی جدی برای تبیین نظری در باره علل، ماهیت، چرایی و چگونگی انقلاب اسلامی ایران که از یک سو سبب تغییر در اساس و نوع حکومت شد و از سوی دیگر به تحول در ایدئولوژی غالب و رسمی کشور و خط مشی‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تحول در ابعاد داخلی و خارجی شد، دست کم در زبان فارسی در حد یک انقلاب اجتماعی بزرگ، صورت نگرفته است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی با طرح  این سوال که زمینه‌های اجتماعی وقوع انقلاب اسلامی ایران کدامند می‌کوشد تا علل اجتماعی شکل گیری انقلاب اسلامی ایران را به عنوان آخرین، مهم‌ترین و برزگترین انقلاب قرن بیستم مورد بررسی و واکاوی قرار دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد اولاً ضعف مبانی مشروعیت، هویت زدایی، ستیز با مذهب و نارضایتی طبقه متوسط بیشترین تاثیر را در وقوع انقلاب اسلامی داشته‌اند. ثانیاٌ تشدید وابستگی به غرب، ساختار فرد محوری و فساد حکومتی منجر به گسترش نارضایتی و تسریع روند انقلابی شده است و ثالثاً رهبری، مردم و ایدئولوژی در ایجاد وضعیت انقلابی نقش بسزایی داشتند.