بازدارندگی مبتنی بر توانمندی داخلی ایران و تأثیر آن بر گزینههای سیاست خارجی: تحلیل رابطه متقابل میان خوداتکایی دفاعی و استقلال دیپلماتیک
صفحه 7-31
راحله بطلانی اصفهانی، لیلا خدابخشی
چکیده استراتژی بازدارندگی برای بقای دولتها حیاتی است و هدف آن، افزایش هزینههای تهاجم احتمالی به سطحی غیرمنطقی برای دشمن است. برای ایران، به دلیل قرار گرفتن تحت تحریمهای گسترده و مسدود شدن گزینههای ائتلافی سنتی، بازدارندگی به یک الزام بقا تبدیل شده و نیازمند یک مدل درونزا مبتنی بر خودکفایی دفاعی است. این رویکرد با مبانی نظریه قدرت سخت همسو است، اما اثربخشی آن در گرو استقلال استراتژیک است؛ استقلالی که خودکفایی دفاعی (تولید تجهیزات کلیدی در داخل) زیربنای مادی آن محسوب میشود، چرا که وابستگی به واردات نظامی، حاکمیت ملی را در لحظه بحران تضعیف میکند. بازدارندگی ایران بر دکترین نامتقارن و مجازات پرهزینه استوار است و بر سهگانه توان موشکی نقطهزن و پهپادی بومی، مزیت اقتصادی-نظامی (تغییر معادله هزینه به ازای انهدام به نفع ایران) و عمق استراتژیک (از طریق نفوذ منطقهای و قابلیتهای سایبری) تکیه دارد. تحریمها، بهطور پارادوکسیکال، به کاتالیزور خوداتکایی تبدیل شده و موجب حذف وابستگی فنی و تمرکز بر مزیت نامتقارن شدند. این توانمندی داخلی، آزادی عمل دیپلماتیک را از طریق مکانیسمهای کلیدی تقویت میکند: کاهش بار امنیتی و نیاز به ائتلافهای خارجی، تقویت قدرت چانهزنی در مذاکرات (مانند حفظ قاطعانه خطوط قرمز موشکی در برجام)، خنثیسازی اهرمهای فشار خارجی و در نهایت، تثبیت اعتبار راهبردی از طریق نمایش اراده و توان عملیاتی (مانند حمله به عینالاسد). در نتیجه، برای ایران، بازدارندگی بومی نه صرفاً یک نیاز دفاعی، بلکه یک الزام استراتژیک و تضمیننامه سیاست خارجی مستقل است که به کشور امکان میدهد در مسیر منافع ملی تعیینشده توسط خود حرکت کند، نه دیکتههای خارجی.

