دوره و شماره: دوره 3، شماره 1 - شماره پیاپی 9، بهار 1401، صفحه 1-292 
تعداد مقالات: 12

بررسی علل اجتماعی شکل گیری انقلاب اسلامی

صفحه 7-23

حسین رحمانی تیرکلایی

چکیده انقلاب اسلامی زمانی شکل گرفت که دنیای مادی قائل به پایان یافتن عصر دین‌گرایی در عالم بود. به همین سبب دستگاه محاسباتی و جامعه‌شناختی غرب در خصوص پیش‌بینی و همچنین تحلیل این پدیده به خطای راهبردی افتاد. امروزه نیز جنبه‌های بسیاری از چرایی انقلاب اسلامی و توفیقات آن از حیث جامعه‌شناختی مبهم باقی مانده است؛ به سبب همین ضرورت، نگارنده در این اثر با روشی توصیفی ـ تحلیلی به دنبال بررسی علل اجتماعی شکل-گیری انقلاب اسلامی است و در نهایت بدین نتیجه رسیده که عوامل شکل-دهنده به انقلاب اسلامی، به سبب تحقق عوامل جداکننده از رژیم شاهنشاهی و عوامل محرّک به حکومت دینی پدید آمده که شرط شکل‌گیری هر انقلاب جامعی این دو عنصر است و از آن جمله می‌توان به عواملی چون انزجار از فساد حاکم، فقدان آزادی سیاسی بر جوّ جامعه و بالا رفتن سطح بصیرتی و به فعلیت رساندن ظرفیت‌های درونی و... اشاره داشت.

سنجش مشارکت سیاسی مردم در الگوی فرهنگ سیاسی ایران از دیدگاه نخبگان؛ مورد مطالعه: شهروندان تهرانی

صفحه 25-57

محمدصادق جلالی‌راد، ابراهیم متقی، روزیتا سپهرنیا

چکیده نخبگان فکری حد واسط بین مردم و نخبگان بروکراتیک و کارگزاران هستند و نقش مهمی در بهبود عملکردهای سیاسی با دریافت مطالبات مردم و ارائه راهکار به کارگزاران دارند. به نظر می‌رسد وجود اختلاف بین دیدگاه مردم و نخبگان فکری سبب عدم ادراک فرهنگ سیاسی و شناسایی الگوی مورد پذیرش در دو گروه شده است. هدف این تحقیق سنجش مشارکت سیاسی مردم در الگوی فرهنگ سیاسی ایران از دیدگاه نخبگان فکری می‌باشد. روش تحقیق بصورت آمیخته انجام شده است. جامعه آماری بصورت هدفمند در بخش کیفی 30 نفر، و در بخش کمی 140 نفر از اساتید علوم سیاسی دانشگاه‌های استان تهران انتخاب شدند. جامعه آماری شهروندان شامل 704  نفر از شهروندان ساکن 352 محله شهر تهران است که بصورت طبقه‌ای و تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخت در بخش کمی و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش کیفی بوده است. روایی و پایایی بصورت صوری و محتوایی و آلفای کرونباخ تائید شده است. تجزیه و تحلیل داده‌ها از طریق آمار توصیفی و استنباطی انجام پذیرفته است. یافته‌های این تحقیق نشان داد که؛ الگوی فرهنگ سیاسی ایران از دیدگاه نخبگان را می‌توان در سه بعد، شش مؤلفه، و 43 شاخص‌ مجزا مطرح و ارائه نمود. هم چنین نتایج نشان داد که، مشارکت شهروندان در الگوی مطروحه در بسیاری از شاخص‌ها زیاد بوده، ولی با پایگاه‌های اجتماعی مردمی رابطه معناداری دارد. همچنین نگرش شهروندان با پیش‌بینی مشارکت مردمی توسط نخبگان فکری در رتبه‌بندی شاخص‌ها با هم اختلاف معناداری را نشان داده است.

مرد سالاری در دوره پهلوی از نظر علی محمد افغانی در مقایسه با دوره انقلاب اسلامی

صفحه 59-84

توران رزمجو، عبدالحسین فرزاد، فرهاد طهماسبی، رقیه صدرایی

چکیده با توجه به اهمیت مشارکت زنان در توسعه سیاسی و اقتصادی در جامعه، لزوم پژوهش در این خصوص مشخص می‌شود. این پژوهش در پی آن است که بـه بررسی جایگاه اجتماعی و حقوقی زنان که به نوعی مورد ستم فرهنگ مردسالاری قرار گرفته‌اند، بپردازد که دو دوره پهلوی و انقلاب اسلامی و میزان فعالیت زنان در این دو دوره مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به انعکاس فرهنگ مردسالاری و انتقاد از آن در آثار نویسندگان، به بررسی شخصیت زنان در یکی از رمان های علی محمد افغانی پرداخته شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که فرهنگ مردسالاری در دوره پهلوی اول بیشتر از دوره پهلوی دوم بوده است. در دوره انقلاب اسلامی با تأسی جستن از دستورات قرآن و به فرمان امام خمینی، میزان  حضور زنان در جامعه و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی آنان بسیار چشمگیر بوده است. در این تحقیق از روش پژوهشی کتابخانه‌ای بر مبنای روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است.

شکاف سیاسی_ فکری و بحران اعتماد سیاسی و نهادی در ایران از دهه 1370تا 1400

صفحه 85-109

خلیل اله سردارنیا، حفیظ اله رستم یگانه، جمیل قریشی

چکیده ظهور و بروز شکاف‌های اجتماعی در ظهور جریان های سیاسی- اجتماعی، تعیین نوع نظام های سیاسی، حزبی، انتخاباتی و ماهیت و فرایند رقابت ها و غیره موثر بوده اند. رقابت سیاسی - اجتماعی تشکل های سیاسی- حزبی و مدنی و جریان های سیاسی- اجتماعی در جوامع مدرن و مدعی دموکراسی، گریزناپذیر است. این پژوهش با روش تبیینی- تحلیلی و توصیفی به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که چرا مشارکت و رقابت ها جریان های سیاسی، اجتماعی و فکری در ایران عمدتا به بحران اعتماد نهادی ( به نهادهای مدنی و تشکل های سیاسی) از میانه دهه 1370 تا سال 1400 انجامیده است؟ فرضیه پژوهش آن است که دوقطبی شدگی نامنعطف و رقابت های سیاسی قدرت طلبانه، قانون گریز، ناشفاف، نانهادمند و نامتعهدانه به اصول و اخلاق مدنی و دموکراتیک، استقلال و انسجام ملی منجر به بحران اعتماد نهادی به حکومت و نهادهای مدنی عدم پویایی سیاسی مسالمت آمیز در پویش یا فرایندهای سیاسی کشور شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که دو قطبی شدگی بین دو جریان اجتماعی و سیاسی رقیب اصولگرا و اصلاح طلب منجر به تزلزل های نسبی در سامان سیاسی - اجتماعی جامعه، کاهش قابل توجه سرمایه‌ اجتماعی با محوریت اعتماد عمومی به جریان های سیاسی- حزبی و حتی حکومت شده است.

روحانیت و دموکراسی (مطالعه موردی: آرا و اندیشه های آیت اله محمدتقی مصباح یزدی)

صفحه 111-131

رحیم عینی، علی شیرخانی، محمدحسن الهی منش

چکیده شناخت ابعاد روحانیت و نگرش این نهاد به مفهوم دموکراسی سرفصلی مهم از تاریخ سیاسی ایران خصوصاً در بعد از انقلاب اسلامی ایران است که در این دوره برای اولین بار قدرت سیاسی در اختیار این نهاد مذهبی قرار گرفته است. بر این اساس هدف اصلی مقاله حاضر پاسخ به این پرسش است که فهم و برداشت روحانیت سنتی از دموکراسی چگونه بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش با استفاده از مدل های دموکراسی «دیوید هلد» این گمانه را مطرح ساختیم که روحانیت سنتی با رد مدرنیته و بنیان های نظری دموکراسی بر پایه نوعی اسلام فقاهتی، متحجر و سنتی نگرشی آمرانه و محافظه کارانه به دموکراسی داشته است. این نوشتار با روش کیفی اندیشه آیت اله مصباح یزدی را به عنوان نماینده روحانیت سنت گرا انتخاب نموده و بر اساس شاخص های هفت گانه دموکراسی دیوید هلد مورد آزمون قرار داده است.

مطالعات و بررسی‌ها نشان دادند که روحانیت سنت گرا به نمایندگی آیت‌اله مصباح بر پایه فقه سنتی و با تفسیری ظاهری از شریعت در برابر دموکراسی و مؤلفه‌های آن مقاومت ورزیده است و تا زمانی که این طیف از روحانیت نوعی رابطه و پل دیالکتیکی میان عقلانیت دینی و سنتی با عقلانیت جدید در راستای دموکراسی برقرار نکند جهان شیعه با نمایندگان روحانی خود با خطر بنیادگرائی مواجهه خواهد شد.

رویکرد تطبیقی نقش اعتقادات و باورها در امنیت فرهنگی براساس رهیافت قرآنی مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

صفحه 133-156

بهاء الدین قهرمانی نژاد شایق، سید حسن قاضوی، رمضان رضایی، حامد آل یمین، محمد جاودان

چکیده یکی از مهم ترین ابعاد امنیت هرجامعه ؛ امنیت فرهنگی آن است که هویت و فرهنگ آن جامعه را پاس می دارد. نقش حیاتی و اثرگذار امنیت فرهنگی درحفظ و حراست از فرهنگ به عنوان زیرساخت اصلی تکامل و توسعه ی سایر ابعاد جامعه؛ بیانگر اهمیت آن است. بنیان های فکری وعقیدتی به عنوان ریشه ی بروز ارزش ها ، هنجارها و رفتارهایی که به وضعیتی مطمئن، پایدار و عاری از هرگونه تهدید و تعرض نسبت به فرهنگ می انجامند، نقشی اساسی درتأمین امنیت فرهنگی دارندکه از نگاه دین اسلام و نگاه مقام معظم رهبری(دام ظله العالی) نیزمورد تأکید قرارگرفته اند. سؤال اساسی این پژوهش این است که از دیدگاه قرآن کریم و مقام معظم رهبری(دام ظله العالی)، اعتقادات و باورها چه نقشی درتأمین امنیت فرهنگی دارند؟ نوشتار حاضر با روش کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون به شناسایی وکنکاش علمی درآیات قرآن کریم و نیز اندیشه ی مقام معظم رهبری(دام ظله العالی)، در مورد باورها و عقایدی که درتأمین و تضمین امنیت فرهنگی مؤثر هستند؛ پرداخته است. دراین راستا انسجام بخشی، معنابخشیدن به زندگی وخودکنترلی ازمقوله هایی هستند که به استخراج وتحلیل نقش این مضامین درامنیت فرهنگی، براساس آیات قرآن کریم و اندیشه ی مقام معظم رهبری(حفظه الله تعالی) پرداخته شده است.

واکاوی نقش نخبگان سیاسی در نهادینگی جنبش های اسلامی نوین

صفحه 157-178

غفار زارعی

چکیده نگرش و درک نخبگان سیاسی، سهم به سزایی در تدوین نهادها و سازمان های حکومتی در هر دوره از تاریخ سیاسی کشورهای اسلامی بخصوص کشورهای در حال گذار سیاسی داشته است. در این دوره از جنبش های اسلامی نوین در کشورهای مسلمان، نقش و اثر گذاری نخبگان سیاسی از اهمیت بالایی برخور دار بود. ضرورت و اهمیت این نقش در چگونگی تبیین و تفسیر مفاهیم، ارزش ها، نهادها، ارکان، قوانین، مدیریت، کارآمدی، مقبولیت و در نهایت مطلوبیت حکومت متاثر از بینش نخبگان سیاسی بخوبی مشهود می باشد. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و مبتی بر روش گردآوری کتابخانه ای است. مقاله به این سئوال مهم و اساسی می پردازد که نقش نخبگان سیاسی در نهادینگی جنبش های اسلامی نوین در جهان اسلام چگونه می باشد؟ فرضیه اصلی بر اینست که ماهیت راهبردی و مدیریت نخبگان سیاسی در جنبش های اسلامی نوین با توجه به تصمیم سازی مطلوب، خودباوری سیاسی، تقویت هویت اسلامی و نهاد سازی کارآمد در جنبش های اسلامی منجر به طراحی مدل حکومت های اسلامی اصیل و انقلابی می گردد. با توجه به عدم نگرش و درک همه جانبه نخبگان سیاسی از آموزه ها و مفاهیم اصیل اسلامی،بدعت گذاری در تصمیمات سیاسی، انحراف در مسیر هویت سازی قیام های مردمی، بسیاری از جنبش های اسلامی در جهان اسلام با مشخصه عدم نهادینگی مواجه شده اند.

آسیب شناسی دیپلماسی فرهنگی ایران در قبال ایران هراسی در اتحادیه اروپا

صفحه 179-199

محمد قلعه نویی، داود کیانی، مهدی جاودانی مقدم

چکیده دیپلماسی فرهنگی، معماری بزرگراه دوطرفه به منظور ایجاد کانال هایی برای معرفی تصویر واقعی و ارزش های یک ملت و در عین حال ، تلاش برای دریافت درست تصاویر واقعی از سایر ملت ها و فهم ارزش های آنها است. بررسی سطوح کمی و کیفی روابط کشورمان با اروپا حاکی از آن است که دیپلماسی فرهنگی آن‌ گونه که باید، نتوانسته است به مدد دیپلماسی رسمی آمده و به‌ عنوان کاتالیزوری به تسهیل ارتباطات و تعمیق آن‌ها کمک نماید. این مقاله بر آن است تا با تبیین موانع و آسیب های پیش روی این رویکرد در روابط با اروپا به ویژه کشورهای آلمان،اتریش و هلند بپردازد و در این راستا، نظرات برخی متولیان دیپلماسی فرهنگی را به بحث می گزارد و در پایان در پی ارائه راهکار و پیشنهاداتی جهت زدودن موانع و کم رنگ تر کردن آثار منفی در عرصه دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تقابل با ایران هراسی در اروپاست.

آسیب‌شناسی انتقادات سازنده دانشجویی به تصمیمات دولت دوازدهم جمهوری اسلامی ایران

صفحه 201-217

مهدی بیگدلو

چکیده دانشجویان همواره به‌عنوان قشری منتقد در جامعه معرفی شده‌اند؛ انتقاداتی که اگر به‌درستی مطرح و به‌درستی بهره‌برداری شود می‌تواند زمینه توسعه سریع‌تر کشور به‌ویژه امور اجرایی را که مهمترین و اثرگذارترین اقدامات حکومت است را فراهم نماید و اگر به شکل مناسبی مطرح نگردد ضمن رواج بی‌اخلاقی و تخریب می‌تواند زمینه تبلیغات رسانه‌ای بیگانگان علیه ساختارهای اجرایی کشور گردد. با این فرض تحقیق حاضر نظرات 274 نفر از دانشجویان را به‌صورت تصادفی و تا رسیدن به اشباع علمی در خصوص انتقاد نسبت به تصمیمات و اقدامات دولت دوازدهم جمهوری اسلامی ایران جویا شده و سپس به روش تحلیل محتوا نظرات آنان را مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه دست یافته که عدم انتقاد سازنده را می‌توان در دو دسته نواقص ساختاری و ضعف فردی تقسیم‌بندی نمود. البته رضایتمندی نیز عاملی است که باعث عدم شکل‌گیری انتقاد سازنده شده است. عوامل ساختاری به احساس بی‌نتیجه بودن انتقاد، احساس شنیده نشدن انتقاد، احساس ترس و فقدان راهکار قانونی برای انتقاد تقسیم می‌شود. ناتوانی در انتقاد، نابلدی، بی‌تفاوتی و بی‌علاقگی جزء ضعف‌های فردی منتقدین هستند و رضایت از شرایط زندگی، توجه بیشتر به فرصت‌ها و پذیرش تصمیمات دولت از عواملی هستند که با ایجاد رضایتمندی از شکل‌گیری انتقاد سازنده ممانعت می‌کنند.

الزامات تحقق تمدن نوین اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در حوزه حقوق اجتماعی و سیاسی

صفحه 219-238

فاطمه السادات قریشی محمدی

چکیده تحقق تمدن نوین اسلامی که ازدیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای رهبری انقلاب اسلامی به‌عنوان آرمان جمهوری اسلامی تلقی ‌می‌گردد، از موضوعات مهمی است که محل بحث و نظر است. یکی از موضوعات تمدن نوین اسلامی، الزامات تحقق آن است. در این مقاله تلاش شده به بررسی این سؤال پرداخته شود که الزامات تحقق تمدن نوین اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در حوزه حقوق اجتماعی و سیاسی کدام است؟ مقاله حاضر توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه‌ای به بررسی سؤال مورداشاره بپردازد. یافته‌ها بر این امر دلالت دارد که تحقق تمدن نوین اسلامی نیازمند الزاماتی در حیطه حقوق اجتماعی و سیاسی است. توجه به کرامت انسانی، حق آموزش و ترویج علم و دانش‌آموزی، عدالت و عدم تبعیض از مهم‌ترین الزامات حقوق اجتماعی و حق تعیین سرنوشت، تساهل و مدارا با مخالفان، حق برپایی اجتماعات، آزادی بیان و حق امنیت از مهم‌ترین الزامات تحقق تمدن نوین اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در حوزه حقوق سیاسی است. تحقق مؤلفه‌های مورد اشاره اجتماعی و سیاسی به ‌عنوان حقوق افراد، تشکل‌ها و گروه‌ها زمینه‌ساز رشد، تعالی و شکوفایی توانایی‌ها و استعدادهای همگانی در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی را فراهم می‌کند.

بررسی تأثیر سیاستهای توسعه ای پهلوی دوم بر طبقات اجتماعی در ایران

صفحه 239-259

غلامرضا ذوالفقاری، اصغر پرتوی، مالک ذوالقدر، سید فرشید جعفری پابندی

چکیده در دوران پهلوی رابطه افقی طبقات و دولت به رابطه عمودی تغییر پیدا نمود. دولت با دستیابی به منابع مستقل از جامعه سعی در طبقه سازی و تحرکات طبقاتی نمود و بر آن شد تا برای خود پایگاه اجتماعی قدرتمندی به وجود آورد. مقاله پیش رو توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه‌ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. دولت محمد رضا شاه سعی در کنار زدن طبقات بانفوذ و تاریخی با تأکید بر برنامه های توسعه نمود. این سیاستها در کنار اینکه برای برخی از طبقات فرصت و موقعیت های سیاسی و اقتصادی تازه ای به وجود آورد فرصت و موقعیت طبقات سنتی ایران را محدود نمود. شاه با اصلاحات ارضی؛ و کنار زدن اشراف و خوانین و به حاشیه راندن عنصر دین و کنارگذاشتن روحانیت و توسعه صنعتی به منظور کنار گذاشتن بازار سنتی از تحولات سیاسی – اجتماعی در جامعه ایران نمود و بر ان شد در میان دهقانان، روشنفکران و طبقه سرمایه داری صنعتی پایگاه قدرتمندی ایجاد کند. ولی به دلیل سیاست های متعارض توسعه نتوانست در این امر موفق عمل نماید و به مرور زمان با جابه جایی طبقات؛ خواسته های جدید تر به وجود آمد که با مبانی مشروعیت رژیم محمد رضا شاه متعارض بود و لذا همین عامل باعث سقوط این رژیم شد. این مقاله در پی ارزیابی تأثیر سیاستهای محمد رضاشاه و نقش آن بر روی طبقات اجتماعی می باشد.

شکاف بین نخبگان و توده‌ها و تأثیر آن بر فرآیند توسعه سیاسی بررسی تطبیقی دوران مشروطه و انقلاب اسلامی

صفحه 261-292

محمد علی خسروی

چکیده نهضت مشروطیت که با هدف برقراری حاکمیت قانون و ملت در سال 1285 شمسی روی داد، حرکت مهم و نقطه‌ی عطفی در تاریخ معاصر ایران به‌شمار می‌رود. در جریان این جنبش انجمن‌ها و گروه‌های سیاسی فراوانی شکل گرفتند؛ اما هیچ یک نتوانستند حرکت مثبتی در جهت برقراری دموکراسی و جامعه‌ی مدنی پایدار بردارد. در این پژوهش به دنبال تبیین جامعه شناختی ناکامی نخبگان و توده‌ها در نخستین تجربه‌ی مشارکتی و تاثیر آن بر توسعه‌ی سیاسی ایران در عصر مشروطه و پس از انقلاب اسلامی ایران هستیم. در جهت تحلیل این موضوع، از نظریه‌ی هانتینگتون و نظریه‌ی شکاف‌های اجتماعی استفاده می‌شود، نگارنده بر این نظر است که ویژگی‌هایی همچون ناآگاهی توده‌ها، بالانشینی روشنفکران و کوتاهی آنان در همراه‌سازی توده‌ها و از سوی دیگر تعارضات ایدئولوژیک و رقابت‌های غیرنهادمند نخبگان و احزاب به ناکامی منجر شد.