دوره و شماره: دوره 7، شماره 2 - شماره پیاپی 26، بهار 1405 
تعداد مقالات: 10

تحلیل مقایسه ای سیاست های دولت در توسعه اقتصادی ایران(1392-1368) بر اساس اقتصاد مقاومتی

صفحه 7-37

سجاد سعیدی، سید عبدالامیر نبوی، علی مرشدی زاد

چکیده امروزه یکی از مؤثرترین عوامل در توسعه اقتصادی کشورها، سیاست‌های دولت‌ها است؛ به‌گونه‌ای که از گذشته تاکنون دولت‌ها بخش مهمی از توجه خود را به اصلاح ساختارهای اقتصادی و تحقق توسعه معطوف کرده‌اند. جمهوری اسلامی ایران نیز پس از دوران جنگ تحمیلی، در چارچوب اندیشه‌ی اقتصاد مقاومتی، مسیر توسعه اقتصادی را دنبال نموده و تلاش داشته است این الگو را در سیاست‌گذاری‌های کلان خود اجرایی سازد. پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی و اسنادی، در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که سیاست‌های سه دولت «سازندگی»، «اصلاحات» و «عدالت‌محوری» چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با یکدیگر داشته‌اند و این سیاست‌ها تا چه اندازه با اصول اقتصاد مقاومتی همخوانی داشته‌اند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که اگرچه هر سه دولت درصدد تحقق و اجرای این اندیشه ــ در چارچوب رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی ــ برآمده‌اند، اما در عمل و با وجود همه تلاش‌ها، در اجرای صحیح و پایدار آن موفقیت چندانی نداشته‌اند. بر اساس سه شاخص کلیدی رشد اقتصادی، تورم و ضریب جینی، عملکرد اقتصادی این دولت‌ها با چالش‌های جدی مواجه بوده است؛ به گونه‌ای که نه‌تنها اهداف اقتصاد مقاومتی به‌طور کامل محقق نشده، بلکه پیامدهایی همچون افزایش شکاف طبقاتی و برهم خوردن توازن اجتماعی نیز در جامعه ایران به‌وجود آمده است.

گونه‌شناسی سیاست‌های فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی: تحلیل تاریخی-مدیریتی از منظر ذی‌نفعان کلیدی

صفحه 39-77

مصطفی محسنی، فرزاد جهان بین، مریم اسماعیلی فرد

چکیده پیدایش و گسترش دانشگاه آزاد اسلامی به‌عنوان بزرگ‌ترین نظام آموزش عالی غیردولتی ایران، نقش کلیدی در تحقق اهداف فرهنگی‑آموزشی انقلاب اسلامی ایفا می‌کند. با توجه به فقدان تحلیل جامع گونه‌های سیاست‌گذاری فرهنگی در این نهاد، پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی‑مدیریتی و روش نظریه داده‑بنیاد به شناسایی و بررسی تحول سیاست‌های فرهنگی در طول دوره‌های مدیریتی مختلف می‌پردازد. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۰ نفر از ذی‌نفعان کلیدی دانشگاه (رؤسا، معاونان فرهنگی، نمایندگان مقام معظم رهبری و مدیران واحدهای فرهنگی) جمع‌آوری و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA به‌صورت کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. نتایج نشان داد که سیاست‌گذاری فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی در پنج گونه متمایز تکامل یافته است: (۱) سیاست‌گذاری تثبیتی‑توسعه‌گرا با غلبه کمّی (دوره دکتر عبدالله جاسبی)، (۲) سیاست‌گذاری هویت‌محور متمرکز (دوره دکتر فرهاد دانشجو)، (۳) سیاست‌گذاری اداری‑نهادی با رویکرد ساختاری (دوره دکتر حمید میرزاده)، (۴) سیاست‌گذاری تعاملی‑بازتنظیمی (دوره دکتر فرهاد رهبر) و (۵) سیاست‌گذاری تحول‌گرا با رویکرد تربیتی‑تمدنی (دوره دکتر محمدمهدی طهرانچی). هر گونه با ترکیبی از شرایط علّی (مبانی ایدئولوژیک، فشارهای اقتصادی، بحران‌های ساختاری)، شرایط زمینه‌ای (ساختار چندلایه، تنوع فرهنگی‑نسلی، بستر رسانه‌ای) و راهبردهای کلیدی (نهادینه‌سازی، بومی‌سازی، حکمرانی چندسطحی، هوشمندسازی) شکل می‌گیرد و پیامدهای متفاوتی در زمینه تقویت هویت، بهبود حکمرانی فرهنگی، افزایش مشارکت و ارتقای مشروعیت دانشگاه دارد. این تحلیل نه تنها چارچوب نظری تاریخی‑مدیریتی جدیدی برای مطالعه سیاست‌های فرهنگی در مؤسسات آموزش عالی ارائه می‌کند، بلکه با شناسایی نقاط قوت و ضعف هر دوره، راهکارهای عملی برای بازتنظیم، بومی‌سازی و دیجیتالی‌سازی سیاست‌گذاری فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی پیشنهاد می‌نماید.

تببین نقش رسانه در همبستگی اجتماعی و سبک زندگی اسلامی ایرانی

صفحه 79-104

مهرداد بذرپاش، وحید صالحی

چکیده رسانه در جهان معاصر تنها وسیله‌ای برای انتقال پیام نیست، بلکه نهادی اثرگذار در شکل‌دهی به نگرش‌ها، ارزش‌ها، الگوهای رفتاری و مناسبات اجتماعی به شمار می‌آید. در جامعه‌ای مانند ایران که دارای پیشینه‌ای غنی از آموزه‌های دینی و فرهنگی است، رسانه می‌تواند نقش مهمی در تقویت همبستگی اجتماعی و ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی ایفا کند. همبستگی اجتماعی به معنای پیوند، اعتماد، مشارکت و احساس تعلق میان افراد جامعه، از عوامل بنیادین پایداری و توسعه اجتماعی محسوب می‌شود. از سوی دیگر، سبک زندگی اسلامی-ایرانی بر مؤلفه‌هایی همچون خانواده‌محوری، قناعت، اخلاق‌مداری، مسئولیت‌پذیری، ساده‌زیستی و توجه به کرامت انسانی تأکید دارد. با گسترش رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی، فرصت‌ها و تهدیدهای تازه‌ای در این حوزه پدید آمده است؛ به‌گونه‌ای که از یک سو امکان ترویج ارزش‌های اصیل و ایجاد پیوندهای اجتماعی فراهم شده و از سوی دیگر، امکان نفوذ الگوهای مصرف‌گرایانه، فردگرایانه و گسست‌آفرین افزایش یافته است. این مقاله با رویکردی تحلیلی-توصیفی، به بررسی نقش رسانه در تقویت همبستگی اجتماعی و ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی می‌پردازد و نشان می‌دهد که رسانه در صورت بهره‌گیری هوشمندانه، می‌تواند به ابزاری مؤثر در بازتولید هویت جمعی، افزایش سرمایه اجتماعی و نهادینه‌سازی ارزش‌های فرهنگی بومی تبدیل شود.

تبیین کارکرد فناوری کوانتوم در جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی و جامعه‌شناسی حقوق بین‌الملل

صفحه 105-134

علیرضا رضایی، محمدرضا قنبری سلحشور، مهدی اسکندری خوشگو

چکیده فناوری کوانتوم به دلیل ویژگی‌های خاص خود، از قبیل غیرقطعی بودن و هم‌زمانی، توانایی تغییر الگوهای موجود در تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی را دارد. در حالی‌که جامعه‌شناسی سیاسی به بررسی رفتارهای اجتماعی و نقش آنها در تحلیل نظام‌های سیاسی می‌پردازد، بینش جدیدی که فناوری کوانتوم به این حوزه وارد می‌کند، قادر است به فهم عمیق‌تری از ساختارهای پیچیده اجتماعی و سیاسی یاری رساند. هدف این پژوهش بررسی کارکرد فناوری کوانتوم در جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی ایران و جامعه‌شناسی حقوق بین‌الملل است. پرسش اصلی پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی تحلیلی نگاشته شده، این است که چگونه فناوری کوانتوم قادر است در تبیین و تحلیل جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی ایران و جامعه شناسی حقوق بین الملل مؤثر واقع شود؟ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که فناوری کوانتوم، به ویژه در زمینه‌های جدیدی همچون پردازش اطلاعات و تحلیل داده‌ها، می‌تواند ظرفیت‌های بالقوه‌ای را برای تحلیل رفتارهای اجتماعی و سیاسی فراهم آورد. بهره‌برداری از فناوری کوانتوم قادر است به تبیین بهتر و عمیق‌تر مسائل جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی یاری رساند. فناوری کوانتوم با فراهم آوردن ابزارهای جدید تحلیل، درک عمیق‌تری از تحولات اجتماعی و چالش‌های سیاسی را ممکن می‌سازد. جامعه‌شناسی حقوق بین‌الملل در عصر کوانتوم، با گذار از یک نظم «خطی و مکانیکی» به یک نظم «شبکه‌ای و احتمالاتی» روبرو است. در این نظم جدید، مرزها، حاکمیت‌ها، و حتی خودِ مفهوم «دولت»، همگی تحت تأثیر درهم‌تنیدگی و عدم قطعیت قرار می‌گیرند. چالش اصلی برای آینده، تدوین نوعی «حقوق بین‌الملل کوانتومی» است که بتواند میان نیاز به «قطعیت و نظم» و ماهیت «احتمالاتی و پیچیده» فناوری کوانتوم (که واقعیت جدید جهان است) تعادل برقرار کند.

جستاری بر تبیین خوانش سهروردی از نظام اندیشه سیاسی ایرانشهری در ایران باستان

صفحه 135-153

محمد پرواز، عباس صالحی، قاسم ترابی

چکیده یکی از اصلی‌ترین موضوعاتی که از منظر مطالعات تاریخی ، توجه قاطبه تحلیل گران را معطوف به خود نموده ، ذکر این مسئله است که با توجه به غنی بودن تاریخ و فرهنگ ایران از گذشته تاکنون ، سهروردی چگونه و با چه اصولی می خواهد از منابع فرهنگی و فکری ایران باستان بهره برداری نموده و این اصول را در قالب یک نظام اندیشه سیاسی منسجم و نوین تبیین و تحلیل نماید. سوال این است که تبیین سهروردی از اصول و ارزشهای نظام اندیشه سیاسی ایرانشهری ، چه تاثیری بر فهم ما از حکمرانی و عدالت در این نظام داشته است؟ بنظر می رسد که سهروردی با بهره گیری از مفهوم حکمت اشراقی ، اصول و ارزشهای نظام اندیشه سیاسی ایرانشهری را به گونه ای تبیین و تفسیر نموده که بر پایه آن ، حکمرانی متوازن و عادلانه به عنوان یک اصل اصولی در سیاست معرفی شده است. پژوهش حاضر از نوع بنیادی و با روش کیفی و رویکرد توصیفی – تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای – اسنادی(فیش برداری) طراحی و تدوین شده است. هدف از این پژوهش تبیین اندیشه سهروردی از نظام اندیشه سیاسی ایرانشهری در ایران باستان می باشد. یافته ها نشان می دهند که سهروردی با تلفیق حکمت اشراقی و میراث فرهنگی ایران باستان ، توانسته است اصول بنیادین را در زمینه حکمرانی و عدالت تعریف نموده و به طور ویژه بر مبنای ارزشهای اخلاقی و معنوی استوار بماند.

آثار و پیامدهای سیاسی- اقتصادی اجرای آموزه‌های قرآن کریم در زمینه مسئولیت اجتماعی

صفحه 155-175

حسین شیخ زاده، امیرمهدی علیپور

چکیده چکیده

قرآن‌کریم به عنوان آخرین و کاملترین راهنمای وحیانی بشر هم راهنمای سعادت اخروی و هم برنامه جامع زندگی دنیوی است«مسئولیت جمعی» یکی از این موارد است که قرآن کریم در آیات مختلف آن را مورد توجه قرار داده است. در ایران علی رغم حاکمیت نظام سیاسی مبتنی بر دین، نتایج و آثار مطلوب مسئولیت جمعی چندان مشهود نیست؛ مقاله حاضر در پی اثبات این فرضیه است که اگرچه مبانی قرآنی مسئولیت جمعی در اصل هشتم قانون اساسی مد نظر قرار داده شده است، اما در عمل اجرای آموزه‌های قرآن در حوزه اجتماعی نسبت به حوزه فردی ضعیف‌تر است. یکی از مهمترین عوامل بروز این پدیده شکل‌گیری نگرش نادرست در فرهنگ سیاسی جامعه به ویژه فرهنگ نخبگان سیاسی مبنی بر تفکیک دستورات دین در حوزه های فردی و اجتماعی می‌باشد. توجه جدی به مبانی دینی مسئولیت جمعی می‌تواند پیامدهایی نظیر: افزایش نظارت همگانی، بهبود عملکرد نخبگان سیاسی،کاهش ناهنجاری‌های اجتماعی، افزایش مشارکت سیاسی، کاهش فساد اداری و مواردی از این قبیل را در پی داشته باشد. حصول این نتایج مستلزم تغییر نگرش نامتوازن نسبت به قرآن کریم و اصلاح برداشت های سیاسی – اجتماعی از مفاهیم و آموزه‌های قرآنی مانند: مسئولیت همگانی(کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته)، امر به معروف و نهی از منکر و باز تعریف این مفاهیم بر اساس مقتضیات زمان می‌باشد. روش پژوهش ترکیبی (کیفی و کمی) می‌باشد و داده‌ها از طرق مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای و با استفاده از آمارهای رسمی مربوط به رفتارهای اجتماعی شهروندان گردآوری و تحلیل خواهد شد.

تحلیل تحول ساختاری جهاد سازندگی و نقش آن در ارتقاء توان عملیاتی نیروهای مسلح در دفاع مقدس

صفحه 177-208

حسین علی حقی، شیوا جلال پور، علیرضا شیخ محمدی، فریدون اکبرزاده

چکیده این پژوهش به بررسی تحول سازمانی جهاد سازندگی از جمله نهاد‌های انقلابی و نقش حیاتی آن در تحکیم انقلاب اسلامی و کارآمدی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ عراق و ایران ( 1367- 1359) می‌پردازد. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و با بهره‌گیری از یک چارچوب نظری ترکیبی (شامل مؤلفه‌های فرصت سیاسی، بسیج منابع و سطح نهادمندی) تنظیم شده‌است. یافته‌ها نشان می‌دهند که جهاد سازندگی در فرآیند تحول نهادی، از ساختارهای داوطلب‌محور به یک نهاد مهندسی رزمی با نقش راهبردی در جنگ ارتقا یافت. سطح نهادمندی این سازمان از طریق مدیریت کارآمدی سازمانی با تأمین زیر‌ساخت‌های لجستیکی، مهندسی رزمی، تحقیقات مهندسی جنگ و خدمات پشتیبانی شکاف‌های پشتیبانی و مهندسی جنگ را در کنار ارتش و سپاه پر کند. این تجربه الگویی برای تحلیل نهاد‌سازی دفاعی در شرایط بحرانی فراهم می‌آورد.

یافته‌ها نشان می‌دهند که جهاد سازندگی در فرآیند تحول نهادی، از ساختارهای داوطلب‌محور به یک نهاد مهندسی رزمی با نقش راهبردی در جنگ ارتقا یافت. سطح نهادمندی این سازمان از طریق مدیریت کارآمدی سازمانی با تأمین زیر‌ساخت‌های لجستیکی، مهندسی رزمی، تحقیقات مهندسی جنگ و خدمات پشتیبانی شکاف‌های پشتیبانی و مهندسی جنگ را در کنار ارتش و سپاه پر کند. این تجربه الگویی برای تحلیل نهاد‌سازی دفاعی در شرایط بحرانی فراهم می‌آورد.

مبانی حقوق ملت (با تاکید بر آزادی) در منظومه فکری امام شهید خامنه‌ای

یونس خداپرست

چکیده هدف این پژوهش، واکاوی مبانی حقوق ملت(با تاکید بر آزادی) در منظومه فکری امام‌ شهید خامنه‌ای است. پژوهش با بهره‌گیری از روش عقلی و رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده‌ها از طریق مطالعه نظام‌مند سخنرانی‌ها و رهنمودهای ایشان گردآوری شده است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که مبانی حقوق ملت در اندیشه ایشان در دو سطح قابل تبیین است: مبانی تصوری که به تعریف و ماهیت حقوق ملت و چارچوب نظری لازم برای تفسیر و اجرای آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد. مبانی تصدیقی نیز در دو دسته «دور» و «نزدیک» بررسی شده است: مبانی دور بر مؤلفه‌هایی چون هستی‌شناسی مبتنی بر تداوم ولایت الهی، معرفت‌شناسی ناظر به تلفیق عقلانیت دینی با تجربه اجتماعی، روش‌شناختی شامل اجتهاد پویا، قانون‌اساسی به‌عنوان چارچوب اجرایی، انسان‌شناسی مبتنی بر اختیار، مسئولیت و معنویت، و جامعه‌شناسی مبتنی بر مردم‌سالاری دینی استوار است. مبانی نزدیک نیز به اصول و عوامل عملی تحقق حقوق ملت در نظام اسلامی اختصاص دارد.

تاثیرات اندیشه پست مدرنیسم بر نگرش انتقادی متفکران متاخر اسلامی

ایوب نوری، حسن شمسینی غیاثوند

چکیده جایگاه و نقش عقل در قرآن، نقشی حیاتی در فهم رابطه اسلام با مدرنیته و پست‌مدرنیسم ایفا می‌کند. دلیل این امر آن است که در بسیاری از روایت‌ها، مدرنیته شامل اشاعه عقل‌گرایی در تمام حوزه‌های زندگی است و دغدغه اصلی پست‌مدرنیسم معطوف به ساختارشکنی مفروضات و وعده‌های عقل ابزاری است این امر پیامدهای جدی برای رابطه معرفت‌شناختی اسلام با پست‌مدرنیسم و همچنین وضعیت پست‌مدرن که در حوزه اجتماعی-سیاسی تجلی می‌یابد، دارد. سوال و محور اصلی این پژوهش تاثیرات پست مدرنیسم بر نگرش انتقادی متفکران متاخر جهان اسلام است. با اتکا به روش تبیینی می توان گفت که تا جایی که به انکار همه روایت‌های بزرگ توسط پست‌مدرنیست‌ها مربوط می‌شود، ما یگانگی خداوند و حقانیت دین او، پیامبران او و وحی او را اعلام می‌ شود. بنابراین، جدا از قرآن کریم و مجموعه‌های معتبر احادیث پیامبر اکرم (ص)، دو منبعی که حقیقت و قطعیت آنها بدون هیچ شکی ثابت و شناخته شده است، بخش عمده‌ای از بقیه مجموعه بزرگ ادبیات اسلامی مبتنی بر تفکر/تفسیرهای انسانی را می‌توان در چارچوب فلسفی و زندگینامه‌ای وسیع‌تری با استفاده از انسان‌شناسی، روانشناسی، جامعه‌شناسی و تاریخ‌گرایی و غیره، در معرض دقت و موشکافی ساختارشکنی و/یا سایر تحلیل‌های متنی قرار داد. این به معنای امکان تفسیرهای چندگانه و بهتر از سخنان پیامبر اکرم (ص) است. چالش‌های فکری مطرح شده توسط پست مدرنیسم در قالب استعمارگرایی، تکامل‌گرایی، عقل‌گرایی، تجربه‌گرایی، اگزیستانسیالیسم، لاادری‌گری، فردگرایی، سکولاریسم، سرمایه‌داری، اومانیسم، نیهیلیسم، ساختارشکنی و موارد مشابه، تنها از طریق فکری و فلسفی قابل پاسخ هستند.

واکاوی مؤلفه‌های ارتقای مشارکت سیاسی دانشجویان در دوره پسا انقلاب اسلامی ایران

امیر علی کتابی، طاها عشایری، ایوب منتی

چکیده مشارکت سیاسی دانشجویان یکی از سازوکارهای مهم توسعه سیاسی و تحقق نظام سیاسی مردم سالار در جامعه ایران است. بر این اساس هدف اصلی پژوهش، فهم و واکاوی مؤلفه‌های ارتقای مشارکت سیاسی دانشجویان در دوره پسا انقلاب اسلامی ایران به روش فراترکیب است. روش پژوهش از نوع استقرایی فراترکیب کیفی در بازه زمانی 1376 الی 1403 است که به روش نمونه‌گیری غیر احتمالی (تعمدی) از 120 اسناد علمی (استخراج‌شده از پایگاه علمی نورمگز، مگ ایران و ایران داک)، بعد از غربالگری و گزینش، 85 سند علمی به‌عنوان حجم نمونه انتخاب و وارد فاز تجزیه‌وتحلیل با نرم‌افزار Excell و Maxqda 2022 شدند. نتایج نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی، الگوی مرجع اجتماعی، ارزش و هنجارهای اجتماعی؛ خانواده مشارکتی (عوامل اجتماعی)؛ سیاست‌گذاری فرهنگی، رواج سبک زندگی اسلامی-ایرانی، گفتمان دینی در دانشگاه؛ سواد رسانه‌ای (عوامل فرهنگی)، توسعه سیاسی، فرهنگ سیاسی، سرمایه سیاسی، حکمرانی سیاسی سیاسی (عوامل سیاسی)؛ انگیزه و محرک درونی، عزت‌نفس، شخصیت هنجارمند (عوامل روانی)، میزان سرمایه اقتصادی و توسعه اقتصادی (عوامل اقتصادی) و تحصیلات، نوع شغل، محل زندگی (زمینه‌ای-جمعیتی) در ارتقای مشارکت سیاسی دانشجویان طی فاصله زمانی 1376 الی 1403 تأثیرگذار بوده است.