دوره و شماره: دوره 7، شماره 3 - شماره پیاپی 27، پاییز 1405 
تعداد مقالات: 12

نظام انتخاباتی و مشارکت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران (2000-2022)

صفحه 7-28

حسن محمدزاده، فرامرز میرزازاده احمدبیگلو، علی مرشدی زاد

چکیده نظام‌های انتخاباتی نقش تعیین‌کننده‌ای در کیفیت نمایندگی سیاسی و میزان مشارکت سیاسی در انتخابات دارند. در ایران نیز انتخابات همواره یکی از اصلی‌ترین عرصه‌های تعامل میان جامعه و ساختار سیاسی بوده است. این پژوهش با بهره‌گیری از ابزار کتابخانه-ای و روش تحلیل محتوای کیفی، به دنبال پاسخ به این پرسش بوده است که نظام انتخاباتی در ایران چه تأثیری در میزان مشارکت سیاسی در بازه زمانی 2000 تا 2022 داشته است؟ نتایج نشان می‌دهد که نظام انتخاباتی ایران با تکیه بر الگوی اکثریتی و سازوکار رأی مستقیم، از یک‌سو زمینه مشروعیت‌بخشی سیاسی و مشارکت رسمی شهروندان را فراهم کرده و از سوی دیگر، به دلیل ویژگی‌های ساختاری و نهادی خود، بر گستره و کیفیت این مشارکت تأثیرگذار بوده است. از طرفی غلبه منطق فردمحور، ضعف تحزب، ماهیت برنده–بازنده نظام انتخاباتی و محدود بودن اصلاحات به جنبه‌های شکلی، ظرفیت نظام انتخاباتی در بازنمایی کامل تنوع اجتماعی و سیاسی در مشارکت سیاسی را کاهش داده است. بررسی دوره‌های مختلف انتخابات نیز نشان می‌دهد که مشارکت در برخی دوره‌ها به سطح بسیار بالایی رسیده و انتخابات به صحنه بسیج اجتماعی گسترده تبدیل شده است، در حالی که در برخی دوره‌ها کاهش محسوس مشارکت مشاهده گردید. این نوسان حاکی از آن است که میزان مشارکت سیاسی در ایران بیش از آن‌که تابع ساختار حقوقی انتخابات باشد، تحت تأثیر سطح رقابت سیاسی، اعتماد عمومی و ادراک شهروندان از اثرگذاری رأی نیز قرار دارد.

بررسی گفتمان انقلاب اسلامی در دولت نهم

صفحه 29-48

پریسا امیری فرد، محمدرضا حاتمی

چکیده با
با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، دین به عنوان گفتمانی برای جذب و بسیج افکار عمومی در انتخابات نقش مهمی پیدا کرد، به گونه‌ای که این انقلاب را اساسا انقلابی دینی معنا می‌کرد. در این پژوهش ، با استفاده از روش تحلیل گفتمان به بررسی ساختارهای معانی که نحوه خاصی از عمل را ممکن می‌سازد، می پردازیم. گفتمان دولت اسلامی در زمان انتخابات آقای احمدی نژاد طیف اجتماعی را به پای انتخابات آورد که این طیف سیاسی- اجتماعی به شقاق و قطبی شدن زمینه و متن اجتماعی انتخابات منتهی شد. در این نوشتار نشان می دهیم که برای تغییر پایگاه انقلاب اجتماعی ایران، "رابطه خانواده، جنسیت، آموزش و منزلت اجتماعی" چگونه تغییر و به اسلامی کردن گروه‌های منزلت اجتماعی در دولت تدارک پایگاه جدید برای انقلاب اسلامی ایران دیده می‌شود. تغییر کانون گفتمان انقلاب اسلامی در دولت نهم، با موجی از مقاومت اجتماعی در جامعه مدنی همراه شد که نویسنده تغییر گروه های منزلت اجتماعی را علت اصلی می‌داند. در این نگارش بر اساس تحلیل گفتمان یادداشت‌های مجله همشهری به این تغییر کانون پرداخته شده است.

نسبت بین حکمرانی اسلامی و جمهوریت در قالب نظام جمهوری اسلامی

صفحه 49-68

محمد مهدی نورایی یگانه، محمد حسن محمدی مظفر

چکیده حکمرانی اسلامی و جمهوریت دو مفهوم کلیدی در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران هستند که نسبت این دو جمع بین حکمرانی اسلامی و جمهوریت در قالب جمهوری اسلامی ایران است که مسئله این پژوهش را شکل می‌دهد. تبین این مسئله نیازمند توازن دقیق بین اصول دینی و نیازهای اجتماعی می‎باشد. در پاسخ پرسش اصلی این پژوهش این است که نسبت بین حکمرانی اسلامی و جمهوریت در قالب نظام جمهوری اسلامی چیست؟ یا چگونه اصول حکمرانی اسلامی با اصول جمهوریت در قالب نظام جمهوری اسلامی قابل جمع می‌باشد؟ با روش کیفی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای مشخص می‌شود با آنکه یکی از چالش‌های اصلی جمع بین حکمرانی اسلامی و جمهوریت، تعارض اصولی است که ممکن است منجر به تضاد در تصمیم‌گیری‌ها شود، به چه شکل تقویت نهادهای مدنی می‌تواند به افزایش مشارکت عمومی و تقویت بنیادهای حکمرانی مردمی کمک کند. اصلاحات قانونی برای هم‌راستا کردن قوانین با اصول اسلامی و حکمرانی مردمی می‌تواند به تحقق این اهداف مشترک کمک کند تا الگویی مناسب و کارآمد دارای قابلیت اجرایی نیز باشد. نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک الگوی منحصر به‌فرد، تلاش دارد تا اصول حکمرانی اسلامی را با مفاهیم حکمرانی مردمی و جمهوریت ترکیب کند. این نظام به دنبال ایجاد تعادل میان اقتدار دینی و اراده مردمی است. بررسی اشتراکات بین حکمرانی اسلامی و جمهوریت همچنین حل معضلات و رفع چالشها در نظام جمهوری اسلامی می‌تواند به فهم بهتر از این الگوی حکمرانی کمک کند.

تبیین انتقادی نقش الگوریتم‌های هوش مصنوعی بر مشارکت سیاسی با تأکید بر پلتفرم های رسانه ای

صفحه 69-82

مهرداد بذرپاش

چکیده ظهور هوش مصنوعی و فراگیری الگوریتم‌های پیشنهاددهنده در پلتفرم‌های رسانه‌ای، پارادایم‌های سنتی مشارکت سیاسی را با چالش مواجه کرده است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و رویکردی انتقادی، به دنبال تبیین نقش واسطه‌گرانه و ساختاری الگوریتم‌های هوش مصنوعی در تغییر ماهیت کنشگری سیاسی شهروندان است. پرسش اصلی این است که چگونه معماری فنی رسانه‌های اجتماعی، با اولویت‌بخشی به داده‌های شخصی‌سازی‌شده و منطق اقتصاد توجه، مشارکت سیاسی را از سطح کنش آگاهانه و عقلانی به سمت کنش‌های واکنشی، هیجانی و مهندسی‌شده هدایت می‌کند. الگوریتم‌ها به عنوان کنشگران سیاسی پنهان، ساختار ادراکی شهروندان را بازتنظیم کرده و بنیان‌های عقلانیت ارتباطی و فضای عمومی را فرسایش می‌دهند. نتایج نشان می‌دهد که مشارکت سیاسی در عصر الگوریتمیک دچار پارادوکسی کمی-کیفی یعنی افزایش چشمگیر تعاملات، لیکن کاهش عمیق کیفیت، نمایندگی و مشروعیت کنش سیاسی شده است. بنابراین، مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌ها در قبال الگوریتم‌های تأثیرگذار بر افکار عمومی، باید به عنوان یک اصل بنیادین در حکمرانیِ دیجیتالِ مردم‌سالار نهادینه شود تا بتوان عاملیت سیاسی شهروندان را در برابر قدرت محاسباتی بازپس گرفت.

تأثیر تبلیغات محیطی در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت مورد مطالعه کرمانشاه

صفحه 83-105

فریبرز پیرو

چکیده امروزه فضاهای عمومی شهری، بستری برای رشد و تکامل جامعه به حساب می آیند و استفاده از این ظرفیت علاوه بر توسعه پایدار فضای شهری، می‌تواند نمایش گر فرهنگ ایثار و شهادت باشد. مطالعه حاضر با هدف تأثیر تبلیغات محیطی در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت با تأکید بر شهر کرمانشاه انجام گردید. روش مطالعه توصیفی از نوع پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه و مصاحبه انجام و از پاسخگویان داده های لازم را جمع آوری نمود. جامعه آماری در این مطالعه کل شهروندان بالای 20 سال شهر کرمانشاه که با استفاده از نرم‌افزار SPSS Sample Power تعداد 400 نفر نمونه برای مطالعه انتخاب شد. برای جمع آوری اطلاعات از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای استفاده گردید. روایی ابزار پژوهش را با استفاده از روایی صوری و برای برآورد پایایی ابزار از آلفای کرونباخ استفاده به عمل آمد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. مقدار ضریب رگرسیونی استاندارد شده برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در سطح هنجاری برای تبلیغات محیطی در بعد مکان، محتوا و ابزار تبلیغی به ترتیب برابر 420/0، 229/0 و 160/0 و مقدار (تصحیح شده) نشان می‌دهد که 26 درصد از تغییرات متغیر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در سطح هنجاری توسط میزان تبلیغات محیطی تبیین و پیش بینی می‌شود.

گفتمان مقاومت در اندیشه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای و نقش آن در بازتولید انسجام اجتماعی در بستر جنگ رمضان

صفحه 107-133

عاطفه صادقی، قربانعلی قربانزاده سوار

چکیده در کشاکش تقابل جبهه استکبار با جوامع اسلامی در جریان «جنگ رمضان»، خطر تضعیف انسجام اجتماعی به یکی از چالش‌های راهبردی تبدیل شده است؛ از این‌رو تبیین علمی سازوکارهای صیانت از وحدت ملی در برابر فشارهای خارجی ضرورتی اساسی دارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش گفتمان مقاومت در اندیشه سیاسی حضرت آیت‌الله‌خامنه‌ای، درصدد پاسخ به این پرسش است که گفتمان مذکور چه نقشی در انسجام‌بخشی به بدنه جامعه در مواجهه با جبهه آمریکا و اسرائیل ایفا می‌کند؟ فرضیه پژوهش بر این پایه استوار است که گفتمان مقاومت از طریق تقویت ابعاد هویتی، افزایش سرمایه اجتماعی و ارتقای تاب‌آوری جمعی، مانع از انفعال جامعه در برابر فشارهای خارجی می‌شود. این مطالعه با روش توصیفی ـ تحلیلی و در چارچوب نظری تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه سامان یافته و داده‌های آن با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، اسناد پژوهشی و بیانات رهبر شهید انقلاب گردآوری شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد گفتمان مقاومت با مفصل‌بندی مفاهیمی نظیر استقلال‌طلبی، خودباوری، عزت ملی، ایستادگی و استکبارستیزی، توانسته است نوعی همبستگی فعال اجتماعی در شرایط بحران ایجاد کند. نوآوری مقاله در تبیین گفتمان مقاومت به‌مثابه «چارچوب معنایی تولیدکننده انسجام اجتماعی» است که تهدیدات خارجی را به بستری برای همگرایی ملی تبدیل می‌کند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد این گفتمان با تقویت هویت جمعی و بازتعریف تهدید در قالب مقاومت فعال، نقش مؤثری در حفظ پایداری اجتماعی و جلوگیری از فروپاشی پیوندهای اجتماعی ایفا می‌کند.

چالش‌های مدیریت «امنیت سیاسی» جمهوری اسلامی ایران در عصر جهانی‌شدن

صفحه 135-162

عطاء مقدم فر

چکیده این مقاله به بررسی ابعاد مختلف امنیت سیاسی ایران در عصر حاضر می‌پردازد. جهانی‌شدن، به‌رغم ایجاد فرصت، تهدیدات جدیدی برای امنیت سیاسی ایران به همراه آورده است. این تهدیدات از یک سو ناشی از تحولات داخلی مانند بحران هویت، نارضایتی‌های اجتماعی و تهدیدات سایبری و از سوی دیگر ناشی از عوامل خارجی مانند رقابت‌های منطقه‌ای، نفوذ قدرت‌های بزرگ، و تحریم‌های اقتصادی است. جهانی‌شدن باعث افزایش پیچیدگی در مدیریت امنیت سیاسی جمهوری اسلامی ایران شده و توان نظام را برای مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی تحت تأثیر قرار داده است. گسترش رسانه‌های جهانی و شبکه‌های اجتماعی، دسترسی به اطلاعات را افزایش داده و توان مدیریت بحران‌های امنیتی داخلی را برای نظام سیاسی ایران کاهش داده است. ایران در تلاش است تا سیاست‌های امنیتی خود را به گونه‌ای تنظیم کند که هم در برابر تهدیدات جهانی و هم در برابر تهدیدات داخلی مقاومت کند. پرسش اصلی این پژوهش این است که «چالش‌های اصلی مدیریت امنیت سیاسی در ایران چیست؟» و«جهانی‌شدن چه تأثیری بر این چالش‌ها داشته است؟» در این پژوهش، با مطالعه متون و اسناد موجود 35 گزاره استخراج و جهت اعتبار و صحت‌سنجی در قالب پرسشنامه به یک جامعه آماری دانشگاهی که دانش آموختگان رشته های علوم سیاسی، حقوق، جامعه شناسی و فنی_مهندسی بودند ارائه شد و سپس پاسخ های ارائه شده با نرم افزار SPSS تفسیر گردید. از این‌‌رو روش تحقیق در این مقاله رویکرد کیفی و تحلیلی_توصیفی استفاده شده است.

مقایسه نقش میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی و میرزا یوسف خان مستشارالدوله در نهضت مشروطه

صفحه 163-180

روح الله طاهرنیا

چکیده یکی از نیروهای سیاسی- اجتماعی جامعه ایرانی که در نهضت مشروطیت نقش داشتند و مسائل سیاسی و نظام سیاسی وقت را مورد توجه قرار دادند، روشنفکران بودند. آنان درآغاز نظام سیاسی را مورد انتقاد قرار داده و پس از آن راه حل هایی پیشنهاد نمودند. محور عمده اندیشه های این روشنفکران، دموکراسی و تقبیح خودکامگی بود. به بیان دیگر تقاضای محوری روشنفکران تامین امنیت زندگی و جان و مال همگان از خودکامگی نامحدود و غیر قابل پیش بینی حکومت قاجار بود. به طور کلی روشنفکران خواستار حکومتی بودند که در آن اعمال گسترده قدرت مطلق و خودکامه نامطمئن باشد. نمایندگان انتخابی مردم، مسئولان اجرایی را منصوب و فعالیت های آنها را کنترل و تعدیل کنند و وزارت عدلیه نهادی مستقل باشد و در چارچوب قوانین جنایی و مدنی عمل کند.

تفاوت نقش میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی و میرزا یوسف خان مستشارالدوله در نهضت مشروطه در بیدار نمودن مردم چه بود؟(سوال)

پرداختن به تفاوت نقش طالبوف تبریزی و مستشارالدوله در بیدار نمودن مردم در دوره قاجار و بویژه نهضت مشروطه.(هدف از این پژوهش) روش تحقیق در این پژوهش، از نوع تاریخی، توصیفی- تحلیلی است..(روش تحقیق) یافته‏ها و نتایج پژوهش عبارت است از روش هایی که میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی و میرزا یوسف خان مستشارالدوله به کار بردند تا به نهضت مشروطه کمک نمایند.(یافته ‏ها و نتایج پژوهش)

سازوکارهای تبدیل سرمایه قبیله‌ای به سرمایه مقاومتی در جنبش انصارالله یمن و نقش آن در بازدارندگی منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران

صفحه 181-210

مسعود شاکری، حسن محمدی

چکیده مقاله با پیوند دو سطح تحلیلِ «نظام قبیله‌ای یمن» و «بازدارندگی شبکه‌ای ایران» در پی پاسخ به این پرسش است که انصارالله با چه سازوکارهایی سرمایه اجتماعی قبیله‌ای را به سرمایه مقاومتی تبدیل کرده و این سرمایه چگونه به اعتبار و پایداری بازدارندگی شبکه‌ای جمهوری اسلامی ایران در غرب آسیا کمک کرده است. از ۱۴۷ کد باز، ۱۱ مضمون سازمان‌دهنده و چهار مضمون فراگیر استخراج شد: ادغام تباری از راه پیوندهای خویشاوندی برنامه‌ریزی‌شده، بازتعریف هنجاری عرف قبیله‌ای در قالب تکلیف مقاومتی، بازمهندسی اقتدار محلی از طریق نظام مشرفین، و اقتصاد اخلاقی وفاداری. وجه تمایز انصارالله از رقبا نه در حجم منابع مادی، بلکه در درون‌زایی نسبت به ساختار قبیله‌ای است. این درون‌زایی سه کارکرد بازدارنده تولید کرده: تضمین دوام حلقه در برابر فشار، کاهش هزینه پشتیبانی برای ایران، و افزایش اعتبار تهدید در محاسبات رقبا. بر پایه دسته‌بندی نقش‌ها در شبکه همسو با ایران، انصارالله در طیف «بازدارنده» جای می‌گیرد و پایداری این نقش به کیفیت سرمایه اجتماعی پشتیبان آن وابسته است. تبدیل سرمایه قبیله‌ای به سرمایه مقاومتی فرایندی چهارلایه و تدریجی است که ساختار سنتی را حفظ، بازتعریف و از درون تهی می‌کند. این فرایند، اعتبار حلقه جنوبی شبکه بازدارندگی منطقه‌ای را تأمین کرده؛ زیرا وفاداری برآمده از تعلق، برخلاف وفاداری خریداری‌شده، در برابر فشار فرو نمی‌پاشد و همین دوام، تهدید را در چشم رقیب باورپذیر می‌سازد.

نابرابری اجتماعی و عدم احساس امنیت اجتماعی به‌مثابه موانع اجتماعی توسعه پایدار در برنامه‌های توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران: مطالعه موردی شهرستان نورآباد دلفان .

صفحه 211-231

یونس حسن پور، مهدی مطهرنیا، رضا پریزاد

چکیده این مقاله با هدف تحلیل نقش احساس نابرابری اجتماعی و عدم احساس امنیت اجتماعی به‌عنوان دو مانع اجتماعی توسعه پایدار در برنامه‌های توسعه اقتصادی، شهرستان نورآباد دلفان را بررسی می‌کند. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر رویکرد کمی و از نظر روش پیمایشی است. جامعه آماری، ساکنان شهر نورآباد دلفان با جمعیت گزارش‌شده ۷۱٬۰۰۶ نفر بود. در بخش روش، حجم نمونه ۷۸۶ نفر و نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای اعلام شده است؛ بااین‌حال، در جداول استنباطی تعداد موارد تحلیل‌شده ۳۸۷ نفر درج شده و این ناسازگاری در مقاله به‌صراحت گزارش می‌شود. داده‌ها با پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری و با آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. روایی ابزار از طریق اعتبار صوری و نظر صاحب‌نظران بررسی شد و آلفای کل ابزار ۰/۸۷ و آلفای خرده‌مقیاس عدم احساس امنیت اجتماعی ۰/۸۷ گزارش گردید. میانگین عدم احساس امنیت اجتماعی ۱۶/۷۸۰۴ و میانگین توسعه اقتصادی ۲۱/۷۵۱۹ بود. مجموع پاسخ‌های موافق و کاملاً موافق به اهمیت امنیت تردد پیاده و سواره در شب ۹۴/۶ درصد به‌دست آمد. میان احساس نابرابری اجتماعی و توسعه اقتصادی رابطه‌ای منفی و معنادار با ضریب حدود r=-۰/۱۴۹ وجود داشت. در مدل رگرسیون نیز احساس نابرابری اجتماعی و عدم احساس امنیت اجتماعی ضرایب منفی و معنادار نشان دادند.

تحلیل سازوکار اِعمال فضایی قدرت در عصر پهلوی اول از منظر آرای هانری لوفور

صفحه 233-253

محمود مقدس

چکیده سال‌های حکومت رضاشاه را باید دوران کاربست سیاست‌هایی دانست که در حقیقت هدفشان مهندسی اجتماعی ایرانیان به منظور بازطراحی جامعه بود. در این چارچوب بود که مقوله «فضا» به عنوان یکی از عناصر محوری جامعه نقش پررنگی در اعمال سلطه حکومت‌ پیدا کرد. مقاله پیش‌رو می‌کوشد نقش سیاست‌های رضاشاه در حوزه طراحی شهری را در بسط و گسترش قدرت دولت مورد بررسی قرار دهد. در این رابطه، سئوال اصلی مقاله از این قرار است که این سیاست‌ها در حوزه توسعه شهری چگونه توانست به کاربست و گسترش قدرت حکومت بیانجامد. فرضیه مقاله نیز از این قرار است که سیاست‌های مدرنیزاسیون شهری رضاشاه توانست با «استعمار فضا» از طریق ساخت‌وسازهای شهری مدرن همچون تخریب بافت قدیمی و احداث خیابان‌های جدید، نصب مجسمه‌ها و تاسیس بناهای عمومی و دولتی چون ایستگاه راه‌آهن، بانک ملی، موزه ایران باستان، وزارت دارایی و... فضایی را شکل دهد که به کنترل، نظم‌پذیری، همگون‌سازی ادراک شهروندان بیانجامد. رویکرد پژوهش حاضر تاریخنگاری فرهنگی با روش توصیفی- تحلیلی به مدد اسناد و مدارک کتابخانه‌ای است که طی آن تلاش می‌شود ذهنیت خاصی که به شکل‌گیری نوع خاصی از معماری در دوره پهلوی اول منجر شده مورد بررسی قرار گیرد تا از رهگذر آن فهم جدیدی از این برهه‌ مهم تاریخ معاصر ارایه گردد.

همبستگی معنایی دین و قدرت براساس تحلیل جامع کاربست‌های واژه دین در بافت آیات قرآن

ملیحه علیزاده بایگی، فرزانه روحانی مشهدی، یوسف خانمحمدی

چکیده نسبت دین و قدرت یکی از موضوعاتی است که مورد توجه اندیشمندان حوزه علوم سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است. با وجود ارائه تحلیل‌های قرآنی برای تبیین این مسأله از سوی اندیشمندان، تاکنون هیچ پژوهشی همبستگی معنایی دین و قدرت را براساس تحلیل جامع و نظام‌مند کاربست‌های واژه دین در بافت آیات قرآن مورد بررسی قرار نداده است. روش پژوهش با رویکردی میان‌رشته‌ای، بر مبنای تحلیل تفسیری-معناشناختی بر داده‌های استخراج‌شده از تمامی آیات حاوی واژه «دین» است؛ از مجموع ۱۰۱ کاربرد ریشه «دین»، پس از حذف موارد مربوط به قرض و دَین، ۸۴ آیه مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا دو حوزه معنایی «آیین» و «داوری» شناسایی، سپس هم‌نشین‌های دال بر قدرت استخراج و تحلیل گردید. پرسش اصلی آن است که بر پایه روابط هم‌نشینی دین با مفاهیم قدرت، چه نسبتی میان آن دو قابل تبیین است؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که واژه «دین» در حدود بیست آیه با مفاهیمی چون ملک، استخلاف، تمکین، اطاعت، عزت، خشیت، اظهار، امنیت و جزیه هم‌نشین شده است. تحلیل این هم‌نشینی‌ها نشان می‌دهد که دین علاوه بر حوزه فردی در قرآن، یک نهاد اجتماعی به‌شمار می‌آید که برای تحقق و بقای خود به قدرت نیازمند است.