دوره و شماره: دوره 7، شماره 1 - شماره پیاپی 25، بهار 1405 
تعداد مقالات: 9

تجزیه و تحلیل بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دولت پهلوی اول

حدیث باقری نیا، فرزانه دشتی، عطب الله آراسته

چکیده دوره پهلوی اول (1304-1320 ش) یکی از پرچالش‌ترین و پرتلاطم ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود. در این دوره، تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گسترده ای در کشور به وقوع پیوست که پیامدهای آن تا امروز نیز قابل مشاهده است. یکی از مهم ترین این تحولات، بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی بود که جامعه ایران با آن دست به گریبان بود. لذا هدف پژوهش پیشرو تجزیه و تحلیل بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دوره پهلوی اول است. لذا سوال اصلی پژوهش این است که «عوامل تاثیر گذار بر بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دوره پهلوی اول کدامند؟». در این راستا، پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی از نوع توصیفی-تحلیلی در پی تحلیل بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دوره رضا خان می‌باشد. رویکرد غالب در این نوشتار بهره‌گیری از نظریه بحران هویت ملی است. داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای – اسنادی با استفاده از فیش‌برداری از اسناد، کتاب‌ها، مقالات و غیره گردآوری شده است.. یافته‌های پژوهش حاکی از این است که عوامل مؤثر بر بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی دوره اول پهلوی با توجه به نظریه بحران‌های هویتی، می‌توان گفت عوامل چندگانه همچون؛ فرهنگ غربی، تحریم‌ها و تأثیرات اقتصادی، تأثیرات فرهنگی و هنری، تأثیرات سیاسی، ایدئولوژیک‌ بودن‌ هویت‌ ملی‌ و بهره‌برداری‌ آن‌ توسط‌ رژیم‌های‌ سیاسی در بروز و تعمیق بحران هویتی در دوره پهلوی اول نقش داشتند. این بحران هویتی یکی از مهم‌ترین چالش‌های دوران تاریخ ایران محسوب می‌شود.

بررسی تاریخی و تحلیلی نقش فرهنگیان و دانشگاهیان اراک در تحولات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷-۱۳۵۰)

علی زارعی، مرضیه رادبخش

چکیده برخلاف باور رایج در بخشی از افکار عمومی که سهم شهر اراک را در روند انقلاب اسلامی ناچیز می‌دانند، بررسی اسناد و روایت‌های موجود نشان می‌دهد این شهر نیز، همچون بسیاری از شهرهای ایران، در جریان اعتراضات و فعالیت‌های پیش از سال ۱۳۵۷ حضوری قابل‌اعتنا داشته است. به‌ویژه دو گروه فرهنگیان و دانشگاهیان، هر یک با بهره‌گیری از ظرفیت‌های صنفی و شبکه‌های اجتماعی خود، بخشی از تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی این دوره را رقم زدند. پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی‌ـ‌تحلیلی و در چارچوب نظریه‌های «بسیج منابع» و «سرمایه اجتماعی»، نقش این دو قشر را در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ بررسی می‌کند. داده‌ها از طریق اسناد آرشیوی (به‌ویژه گزارش‌های ساواک)، مصاحبه با فعالان انقلابی و منابع کتابخانه‌ای گردآوری و تحلیل شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد فرهنگیان با استفاده از بستر مدارس، در سازماندهی تجمعات، اعتصابات سراسری و برگزاری برنامه‌های فرهنگی آگاهی‌بخش مانند تئاتر اعتراضی فعال بوده‌اند. در همین حال، دانشگاهیان ـ شامل استادان و دانشجویان مدرسه عالی علوم اراک ـ با تشکیل انجمن‌های اسلامی، برگزاری نمایشگاه‌های کتاب و عکس، تکثیر و توزیع اعلامیه‌ها و تبدیل دانشگاه به نقطه آغاز تظاهرات شهری، نقش تسهیل‌گر و سازمان‌دهنده جوانان را برعهده داشتند. همکاری و هم‌افزایی این دو گروه، هرچند در مقیاس ملی بی‌رقیب نبود، اما در سطح محلی زمینه پیوند حرکت‌های اعتراضی آموزشی با فضای عمومی شهر را فراهم ساخت و به سهم خود در فرایند پیروزی انقلاب اسلامی مشارکت کرد.

از تضعیف امنیت معیشتی تا ناکامی توسعه اقتصادی: تحلیل تطبیقی مداخلات هیدرولوژیک همسایگان مناطق مرزی ایران ۱390 تا 1400

صفحه 7-35

حسام اوروجی، رجب ایزدی، علی آذری مقدم

چکیده در دو دهه اخیر, مناطق مرزی ایران به‌طور فزاینده‌ای تحت تاثیر مداخلات هیدرولوژیک و اقلیمی کشورهای پیرامونی قرار گرفته‌اند؛ مداخلاتی که پیامدهای آنها فراتر از تنش‌های زیست‌محیطی بوده و بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی این مناطق را متاثر ساخته است. پژوهش حاضر با تمرکز بر مفهوم امنیت معیشتی, به بررسی تاثیر این مداخلات بر توسعه اقتصادی مناطق مرزی ایران می‌پردازد. چارچوب نظری پژوهش بر امنیت معیشتی و نظریه کمیابی اکولوژیک هومر دیکسون استوار است. پژوهش با استفاده از روش تطبیقی, سه مورد شامل مداخلات ترکیه در حوضه دجله و فرات, مداخلات ترکیه و ارمنستان در ارس و مداخلات افغانستان در هیرمند را طی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ بررسی کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که این مداخلات از طریق تشدید کمیابی منابع طبیعی, سه مولفه اصلی امنیت معیشتی یعنی ثبات سطح زندگی, دسترسی پایدار به آب و خاک و امنیت اشتغال را تضعیف کرده و در نتیجه موجب فرسایش ظرفیت‌های تولیدی و اقتصادی مناطق مرزی شده‌اند. کاهش منابع آبی در این مناطق تنها یک بحران زیست‌محیطی نیست, بلکه زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی از جمله کاهش درآمد, افت تولید, مهاجرت و تخلیه نیروی کار را به همراه دارد که ظرفیت توسعه منطقه‌ای را تضعیف می‌کند. پژوهش نتیجه می‌گیرد که تضعیف امنیت معیشتی ناشی از فشارهای فرامرزی, به یکی از موانع ساختاری توسعه اقتصادی در نواحی مرزی ایران تبدیل شده است. بر این اساس, تقویت دیپلماسی آب و استقرار سامانه‌های پایش و هشدار زودهنگام, از الزامات مدیریت این بحران به شمار می‌رود.

ارزیابی آسیب شناسانه عملکرد پلیس در امنیت عمومی از منظر شاخص های حکمرانی خوب

خلیل اله سردارنیا، رامین روزبهی

چکیده در جهان امروز با افزایش پیچیدگی تهدیدهای امنیتی، الگوی سنتی و کلاسیک حکمرانی امنیتی کارآمدی خود را از دست داده و ضرورت حرکت به‌سوی «حکمرانی خوب امنیتی» مبتنی بر تعامل و مشارکت جامعه بیش از پیش احساس می‌شود. این پژوهش با هدف ارزیابی عملکرد پلیس در تأمین امنیت عمومی در ایران از دهه ۱۳۸۰ تاکنون، شناسایی چالش‌ها و ارائه راهکارهای ارتقایی انجام شده است. مطالعه با روش کیفی میدانی و استفاده از پرسشنامه‌های باز نیمه‌ساختاریافته انجام و جامعه آماری آن ۴۰ نفر از صاحب‌نظران دانشگاهی و مدیران و فرماندهان ارشد پلیس بوده‌اند که به‌صورت هدفمند انتخاب شده‌اند. داده‌ها پس از کدگذاری با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد عملکرد پلیس در حوزه‌های عملیاتی و انتظامی مانند کنترل جرایم خشن، مدیریت درگیری‌های قومی–محلی و امنیت انتخابات قابل قبول بوده، اما در حوزه‌های اجتماعی و نرم‌افزاری از جمله مدیریت اعتراضات، پیشگیری اجتماعی، ارتباطات عمومی و امنیت دانش‌بنیان ضعف‌هایی وجود دارد. مهم‌ترین پیشنهادها شامل گذار به رویکردهای مشارکتی و پیشگیرانه، تقویت گفت‌وگو و میانجی‌گری، ارتقای دانش و اخلاق حرفه‌ای پلیس و کاهش مداخلات سیاسی نهادهای موازی است.

بررسی موانع توسعه روابط سیاسی اقتصادی ایران و عراق در دهه اخیر( فرصت ها و چالش ها)

علی شیاری، احمد حسن عمر عمر

چکیده روابط ایران و عراق در دهه اخیر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین روابط دوجانبه در خاورمیانه، تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اقتصادی، امنیتی و بین‌المللی قرار داشته است. علی‌رغم وجود پیوندهای تاریخی، مذهبی و فرهنگی و همچنین سطح بالای تعاملات سیاسی، توسعه روابط اقتصادی دو کشور متناسب با ظرفیت‌های موجود پیش نرفته است. با وجود زمینه‌های مثبت و ظرفیت‌های قابل توجه، واقعیت آن است که سطح روابط اقتصادی ایران و عراق هنوز با ظرفیت‌های بالقوه و انتظارات موجود فاصله معناداری دارد. هدف مقاله حاضر بررسی فرصت‌ها و چالش‌های توسعه روابط سیاسی–اقتصادی ایران و عراق در دهه اخیر است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی بوده و داده‌ها به‌صورت اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در کنار فرصت‌های قابل توجه اقتصادی و سیاسی، عواملی همچون بی‌ثباتی سیاسی عراق، فشارهای بین‌المللی به‌ویژه تحریم‌های آمریکا علیه ایران، رقابت بازیگران منطقه‌ای و ضعف ساختارهای نهادی، مهم‌ترین موانع توسعه روابط دوجانبه به شمار می‌روند.

بازشناسی آموزه های آئینی ورزش باستانی و جایگاه آن در تحکیم سرمایه اجتماعی در ایران

مسعود اخوان کاظمی، کامران لطفی

چکیده ورزش باستانی یکی از ورزش‌های کهن و سنتی ایران زمین است که برخاسته از بستر تاریخی و فرهنگی این سرزمین بوده و همواره تاثیرات چشمگیری بر ارزش‌ها، سنت‌ها و هنجارهای جامعه داشته است. آنچه از ظاهر این ورزش به نظر می‌رسد، ساختن و تقویت جسم و محافظت از آن است؛ اما با بررسی جزییات موجود در متن این ورزش و تامل در آداب و ویژگی‌های آن، وجوه نهفته دیگری نمایان می‌گردد که آن را به منبعی ارزشمند در تولید و توزیع سرمایه اجتماعی تبدیل می‌سازد. در این راستا، سوال اصلی مقاله این است که ورزش باستانی با خصایص خود، چه تاثیری بر سرمایه اجتماعی و فرهنگ جامعه ایران ایجاد می‌کند؟ پژوهش حاضر با بررسی آداب و آئین‌ها و جزئیات بخش‌های مختلف این ورزش و چگونگی شکل‌گیری و نحوه اجرای آن‌ها، به این نتیجه دست می‌یابد که ورزش باستانی در کنار تقویت بنیه جسمانی و قدرت بدنی، به دنبال تعلیم و آموزش خوی پهلوانی و ترویج و نهادینه کردن منش و رفتار انسانی و اخلاق دینی در متن جامعه است و از این طریق می‌تواند تاثیر بسزایی در فرهنگ جامعه و افزایش سرمایه اجتماعی آن داشته باشد و با در بر داشتن مولفه‌هایی همچون جوانمردی، افتادگی، ملی‌گرایی، روح حماسی و غیرت‌مندی، معتمد بودن و حمایت‌گری اجتماعی می‌تواند با تقویت و ترویج اعتماد و بازتولید سرمایه اجتماعی، در ایجاد همدلی و یکپارچگی جامعه نقش موثری ایفا کند. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر ورزش باستانی بر سرمایه اجتماعی با روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است.

انقلاب اسلامی و بازگشت دین به سیاست خارجی؛ تبیینی از منظر برساخت هویتی

فریبرز ارغوانی پیرسلامی، سیدجواد صالحی، بهاره قنبری

چکیده اتکای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر مقوله دین هم از منظر سیاست‌گذاری و هم در اجرا یکی از موضوعات پرچالش از منظر پیامدها در دهه‌های گذشته بوده است. هدف این مقاله نشان دادن مؤلفه‌ها و عواملی است که باعث شده‌اند تا دین (اسلام شیعی) در متن سیاست خارجی ایران در دوره بعد از انقلاب اسلامی قرار گیرد. اگرچه رخداد انقلاب اسلامی فی‌نفسه باعث دمیدن روح مذهبی در سیاست‌گذاری داخلی و خارجی ایران شد اما این بازگشت فراتر از نگرش مذهبی برآمده از انقلاب اسلامی، نتیجه مجموعه‌ای از قواعد و هنجارهایی بوده که در داخل و خارج از کشور شکل گرفته و با برسازی هویت دینی منجر به تعریف نقش اسلامی در سیاست خارجی و در نتیجه تکوین الگوهای رفتاری بر این اساس شد. این مقاله با محوریت مسئله شناسایی این مؤلفه‌ها معتقد است که قواعد و هنجارهایی همچون اسلام سیاسی، استقلال سیاسی، استکبارستیزی در داخل و قواعدی مانند پایان جنگ سرد، جنبش‌های آزادی‌بخش، بنیادگرایی اسلامی، نظم در حال گذار و محیط پرآشوب خاورمیانه منجر به برسازی هویت دینی در سیاست خارجی ایران شده و در نتیجه الگوهای رفتاری سیاست خارجی بر این اساس تکوین یافته‌اند. یافته‌های این مقاله که با استفاده از رویکرد سازه‌انگارانه و تحلیل تعاملی محیط داخل و خارجی تکوین هویت در سیاست خارجی به دست آمده نشان می‌دهد که اگرچه انقلاب اسلامی نقشی اساسی در قرارگیری دین در متن سیاست خارجی داشته اما در کنار آن قواعد و هنجارهایی نیز وجود داشته‌اند که به این روند کمک کرده‌اند.

رهبری اصیل و تحول‌آفرین در پرتو ارزش‌های اسلامی و رهنمودهای مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

مهدی لطفی، فرزانه دشتی

چکیده رهبری اصیل و تحول‌آفرین مبتنی بر ارزش‌های اسلامی، یکی از ارکان اساسی پایداری و تعالی جامعه اسلامی است. در شرایط کنونی که فساد اداری، منفعت‌طلبی و ضعف اخلاقی بسیاری از ساختارهای مدیریتی را تهدید می‌کند، بازگشت به اصولی همچون صداقت، ساده‌ زیستی، عدالت‌ محوری و خدمت بی‌منت به مردم، ضرورتی بنیادین محسوب می‌شود. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه رهبری اصیل و تحول‌آفرین بر اساس ارزش‌های اسلامی و اندیشه‌های مقام معظم رهبری می‌تواند بستر اعتماد اجتماعی، انسجام ملی و تعالی سازمانی را فراهم آورد؟ بر اساس فرضیه تحقیق، در صورتی‌که الگوی رهبری در ایران بر مبنای خلوص نیت، عدالت، خودآگاهی، همدلی و التزام عملی به ارزش‌های الهی شکل گیرد، پیامد آن تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش کارآمدی سازمان‌ها و حرکت به سوی جامعه توحیدی خواهد بود. یافته‌ها نشان می‌دهد که نظریه‌های رهبری اصیل و تحول‌آفرین در ادبیات مدیریتی غرب، در صورت تلفیق با آموزه‌های اسلامی، قابلیت تبدیل شدن به الگویی بومی و کارآمد برای اداره جامعه اسلامی را دارند. مطالعه اندیشه‌های امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) نشان می‌دهد رهبری اصیل با صداقت، ساده‌زیستی و مردم‌داری، اعتماد اجتماعی را احیا می‌کند و رهبری تحول‌آفرین با ترسیم چشم‌انداز الهی و بسیج نیروهای اجتماعی، مسیر تعالی جامعه را می‌گشاید. در نتیجه، تحقق مدیریت اسلامی نیازمند توجه هم‌زمان به دو بعد اصالت و تحول‌آفرینی است؛ بعد اصالت، مشروعیت و اعتماد مردمی را تضمین کرده و بعد تحول‌آفرینی جامعه را به سوی نوگرایی، پیشرفت و پاسخ‌گویی به نیازهای امروز و آینده سوق می‌دهد.

مطالعه تطبیقی چهار مؤلفه مدرنیزاسیون،طبقات انقلابی، توسعه اقتصادی و خشونت در انقلاب اسلامی ایران و انقلاب 2011 مصر

نادر پروین، فرهاد پروانه

چکیده هدف پژوهش حاضر مطالعه تطبیقی مؤلفه های مدرنیزاسیون، طبقات انقلابی، ارتباط توسعه اقتصادی و اجتماعی با توسعه سیاسی ، خشونت و سرکوب در دو انقلاب اسلامی ایران(1357) و انقلاب مصر(2011) براساس نظریه توسعه نامتوازن هانتینگتون می باشد. نگارنده در تحقیق حاضر که از روش تحلیل تاریخی- تطبیقی بهره گرفته است، می‌کوشد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که نظریه توسعه نامتوازن تا چه اندازه قابلیت تبیین علی و انطباق با این دو انقلاب دارد ؟

یافته های تحقیق حاکی از آن است که مدرنیزاسیون و سکولاریسم در ایران و مصر سرنوشتی متفاوت پیدا کرده، بدین صورت که در مصر عمدتا" ماهیتی دولتی به خود گرفته اما در ایران عصر پهلوی، دین و دولت به عنوان دو عنصر مجزا ولی موازی قلمداد می شد. در مصر نه توسعه اقتصادی و نه رشد اقتصادی اتفاق افتاد در حالی که در ایران اواخر عصر پهلوی رشد اقتصادی اتفاق افتاد اما منجر به توسعه اقتصادی نشده است.در ایران محوریت طبقات انقلابی برعهده روحانیت شیعی بود اما در مصر مردم ارتباط چندانی با روحانیت اهل سنت برقرار نکرده و محوریت انقلاب 2011 جوانان بوده است. در مصر خشونت افراطی نظام سلفی در جهت اجبار مردم به همراهی با انقلاب به وفور رخ داده در حالی که در ایران خشونت دولتی بر ضد مردم وجود داشته است.به طور کلی اگرچه نظریه توسعه نامتوازن در مورد بعضی از جنبه های شکلی انقلاب 1357 ایران و 2011 مصر کارایی دارد اما فاقد توانایی در تبیین زوایای درونی و محتوایی این دو انقلاب است.