دوره و شماره: دوره 2، شماره 3 - شماره پیاپی 7، پاییز 1400، صفحه 1-200 
تعداد مقالات: 10

گفتمان انقلاب اسلامی و طبقه متوسط

صفحه 7-24

علی فلاح نژاد

چکیده رابطه گفتمان انقلاب اسلامی و طبقه متوسط از جمله مسائل مهم در حوزه مباحث انقلاب اسلامی و جامعه شناسی سیاسی انقلاب به شمار می آید. تحولات گفتمانی انقلاب اسلامی در بعد دال های شناور، حرکت سینوسی را در رابطه میان گفتمان انقلاب اسلامی و طبقه متوسط موجب شده، که به نوبه خود زمینه تغییر و تحولات مختلفی در پهنه سیاست ایران در عصر جمهوری اسلامی شده است. پرسش پژوهش حاضر معطوف به چگونگی رابطه میان گفتمان انقلاب اسلامی و طبقه متوسط است. فرضیه مقاله عبارت است از اینکه: به دلیل نقش آفرینی پر رنگ طبقه متوسط در عرصه حکمرانی مدرن، دولت های عصر جمهوری اسلامی، بر اساس خرده گفتمان خود، در تعامل با طبقه متوسط پاسخ زیبنده خود را ارایه داده اند. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و روش گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای می باشد. یافته پژوهش حاکی از آن است که بیشتر خرده گفتمان های انقلاب اسلامی با توجه به دال های شناور مطرح خود در صدد ارایه ترجیحات نسبت به لایه های سنتی و جدید طبقه متوسط بوده اند و بر اثر این ترجیحات موجب کاهش یا افزایش نیرو و توان طبقه متوسط یا لایه های سنتی و جدید آن شده اند.

الگوسازی نظام پیشرفته اسلامی بر اساس شاخصه های جوانگرایی در بیانیه گام دوم انقلاب

صفحه 25-52

گارینه کشیشیان سیرکی

چکیده رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب ضمن تحلیل آنچه در چهل سال ابتدایی گذشت و با تأکید بر نقاط قوت به دست آمده، بسیار مدبرانه و حکیمانه قله­ های قابل دسترس در چهل ساله دوم انقلاب را با تکیه بر نقش جوانان مؤمن و انقلابی مشخص نمودند و راه رسیدن به آرمان­ والای انقلاب یعنی ایجاد تمدن نوین اسلامی را در جوان­گرایی و حضور موفق و بیش از پیش جوانان انقلابی، متعهد و متخصص در همه میدان­های داخلی و خارجی دانستند. سئوالی که در این پژوهش مطرح شد این بود که چگونه جوانگرایی از منظر بیانیه گام دوم انقلاب می­تواند موجب تحقق نظام پیشرفته اسلامی شود؟ در پاسخ مطرح شد که جوانان با وجدان­کاری، همبستگی، تلاشِ امیدوارانه، کار مدبرانه و برنامه‏ریزی شده، و در عین‏ حال توکل به خدا و استمداد از پروردگار و با تکیه بر روحیه جوانی می­توانند به این مهم برسند. همچنین یافته­ های پژوهش حاکی از آن بود که شاخصه­ های مورد تأیید ایشان برای واگذاری مسئولیت­ ها و مناصب حیاتی و مؤثر برای طی نمودن مسیر چهل سال دوم به جوانان از جمله تعهد، تخصص، ایمان، شجاعت، عدالت­خواهی و مجاهدت بوده، و با تأکید بر این شاخصه ­ها به سلامت و بهتر از چهل سال اول این راه می­تواند پیموده شود. استخراج شاخصه­ های جوانگرایی از کلام و اندیشه امام خامنه­ ای(مدظله العالی) در این تحقیق الگوی کار ما بود.

واکاوی جایگاه شفافیت در حکمرانی شایسته، مبتنی بر اندیشه آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)

صفحه 53-79

مرتضی علویان، سعید ذکریاپور

چکیده شفافیت بعنوان یکی از مفاهیم نوپدید در قرن اخیر مورد توجه بسیاری از دانشمندان بعنوان یکی از شاخصه های حکمرانی خوب قرار گرفته است. در پژوهش های اسلامی نیز، تحقیقات زیادی پیرامون تطبیق شاخصه های حکمرانی خوب با اندیشه اسلامی صورت گرفته است. این پژوهش با موضوع "جایگاه شفافیت در حکمرانی شایسته در آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)"، به بررسی و تطبیق مولفه شفافیت در حکمرانی و اندیشه آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)، بر مبنای الگوی مطالعاتی حکمرانی شایسته در اندیشه علوی بر اساس کتاب نهج البلاغه می پردازد. این نوشتار در صدد پاسخ به این سوال است که شفافیت چه جایگاهی در اندیشه و حکمرانی امام خمینی دارد. برای این پژوهش، از روش تحلیل مضمون بعنوان یکی از پرکاربردترین روش های تحلیل داده استفاده شده است. پس از مطالعه و بررسی، شفافیت در اندیشه آیت الله خامنه ای در دو بخش "محتوای شفافیت در اندیشه و حکمرانی آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)" و "ملزومات شفافیت زا در اندیشه و حکمرانی آیت الله خامنه ای" فصل بندی شد و نتایج حاصله از پژوهش نشانگر آن است که در اندیشه آیت الله خامنه ای، شفافیت پیش از آنکه توسط مراکز و اندیشمندان غربی مطرح شده باشد، در کلام و سیره حضرت امیر(ع) مورد اشاره و تاکید قرار گرفته است و منطبق با اندیشه علوی، شفافیت در اندیشه و حکمرانی ایشان، مورد پذیرش و مورد تاکید است. نظر به تغییر ابزارهای حکمرانی و گسترش مفاهیم مشارکت مردمی و افکار عمومی و پاسخگویی و همچنین گسترش ابزارهای شفافیت ساز در عصر حاضر نسبت به عصر حضرت امیرالمومنین(ع)، میتوان به استخراج گزاره های بیشتری ذیل مفهوم شفافیت در اندیشه و حکمرانی آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) پرداخت که محققان دیگر میتوانند بدون بررسی تطبیقی به این منظور تحقق بخشند.

تاثیر هویت ملی چندپارۀ ایران بر توسعه سیاسی کشور

صفحه 81-100

سید محمدرضا موسوی، علی نقی لو

چکیده پژوهش حاضر با اتکاء به این مفروض که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران صرفا با رهیافت­ های مادی­ گرایانه و عینیت­ محورانه قابل تفسیر، تبیین و مطالعه نمی­ باشد، درصدد تحلیل و واکاوی نقش مفهومِ بین­ الاذهانی «انگاره­ های هویت ملی» در تکوین و شکل­ گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران- در بازه زمانی مورد بررسی- می­باشد. بدین منظور هویت ملی ایران در چهاچوب مولفه ­های سه­گانه فرهنگی آن یعنی اسلامیت، ایرانیت و تجدد مورد ژرف­اندیشی قرار گرفته و تاثیر آن بر سیاست خارجی ایران بین سال­ های 1392-1368 در قالبِ نظریۀ برسازه­ گرایی به مداقه گذاشته شده است. لذا سوال اصلی پژوهش این است که مولفه ­های سه­ گانه فرهنگی هویت ملی چه نقشی بر تکوین و شکل گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(1368-1392) داشته است؟ فرضیه کار نیز بدین صورت تدوین شده است که به نظر می رسد مولفه های سه­گ انه فرهنگی هویت ملی اساسِ تکوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره­ی مورد بررسی را شامل می شود. در این راستا تحقیق حاضر کوشیده است تا نشان دهد انگاره­ های بین الاذهانی در بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران صرفا در مولفه­های خاص هویت یافت نمی شود، بلکه در درون هویت ملی، دگرهای هویتی شکل گرفته ­ی متضاد و پارادوکس نیز در تکوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نقش به سزایی دارند.

انقلاب اسلامی، مردم سالاری دینی و مشارکت سیاسی زنان

صفحه 101-126

مریم شفیعی، علی شیرخانی، محمد ترابی

چکیده یکی از مهم‌ترین راه‌های دستیابی به توسعه، مشارکت تمام افراد جامعه است و این امر در گرو برقراری روابط و مناسبات اجتماعی مطلوب و عادلانه امکان پذیر است. مشارکت سیاسی زنان یکی از موضوعات مهمی است که شاخص مهم، در فرآیند توسعه پایدار هر جامعه‌ای محسوب می‌شود. هر چه جامعه از روابط اجتماعی انسانی‌تر و عادلانه‌تر برخوردار باشد، مشارکت و همکاری افراد بیشتر و بهتر می‌گردد. در واقع مشارکت معلول ساختارها و کارکرد روابط اجتماعی و نحوی توزیع امکانات، منابع، نحوه تقسیم کار و مسولیت‌ها در جامعه است. تغییر و تحولاتی که در دهه‌های اخیر در حوزه سیاسی و اجتماعی زنان در ایران بوجود آمده است، افزایش سطح تحصیلات، مشارکت در زمینه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و به طور کلی تلاش آنها برای کسب نقش های مختلف در اجتماع نشان دهنده فعال شدن نقش زنان در عرصه‌های مختلف است. اما با این حال مشاهده می‌شود که حضور و مشارکت زنان در رده‌های بالای مدیریتی دارای مشکلات جدی می‌‌‌‌‌باشد. در این بین پرسشی مطرح است این که آیا پیروزی انقلاب اسلامی تاثیری بر کیفیت مشارکت سیاسی زنان داشته است؟ چه موانعی بر سر راه مشارکت سیاسی زنان وجود دارد؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد با توجه به اینکه آموزه‌های انقلاب اسلامی بر استقلال طلبی، ظلم‌ستیزی، عدالت اجتماعی و عدالت جنسیتی تاکید دارد و این مفاهیم در مشارکت تجهیزی زنان نقش اساسی را داشته است و کمتر به مشارکت از نوع مستقل آن توجه شده است. ساختار و بافت سنتی که بر تار و پود فکر و اندیشه‌ی مردم جامعه تنیده شده است، متاثر از فرهنگ سیاسی جامعه ایران می‌باشد و به نظر می‌رسد  مانع جدی برای احقاق حقوق و مشارکت زنان محسوب می‌شود.

باز شناسی اصل «نه شرقی و نه غربی» با تاکید بر دیدگاه امام خمینی (ره)

صفحه 127-146

غلامرضا ضابط پور کاری

چکیده عدم وجود تعریفی جامع و مانع از اصل نه شرقی و نه غربی و فقدان اجماع در خصوص معنای آن در بین گروه­های سیاسی موجب شده تا برداشت­های مختلفی از آن صورت بگیرد. حتی برخی­ها معتقدند تاریخ مصرف این اصل به پایان رسیده است. از این رو بازشناسی این اصل از زبان اندیشمندان و خصوصا امام خمینی دارای اهمیت ویژه­ای است؛ مطالعه حاضر بر آن است تا با بازشناسی مفهوم نه شرقی و نه غربی به تبیین عِلّی آن به مثابه اصل اساسی حیات انقلاب اسلامی بپردازد تا درک درستی از این اصل و حال جمهوری اسلامی داشته باشیم. بنابراین در پرسش اصلی می­توان گفت اگر بخواهیم در یک تحلیل منصفانه درک درستی از اصل «نه‌شرقی و نه غربی» و حال جمهوری اسلامی داشته باشیم چه مسائلی را باید مدنظر داشته باشیم؟ فرضیه مقاله می­گوید: اصل نه شرقی و نه غربی، استراتژی کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی است که موانع و مشکلات و فرصت­های عدیده­ای را در پیشگاه ملت مسلمان ایران قرار داده است. این فرضیه در پژوهش حاضر در خلال بررسی اسنادها و با بهره­گیری از روش اسنادی- تحلیلی به آزمون نهاده شده است. یافته­های پژوهش بر اساس اسناد و قانون اساسی، اصل نه شرقی و نه غربی را این گونه ترجمه کرده­اند: عدم اتکا به غرب و شرق، رفتار عادلانه محور روابط با شرق و غرب، عدم گرایش به سوی شرق و غرب، تعیین سرنوشت خویش و حفظ استقلال.

بررسی اخلاق حرفه‌ای قضا پس از انقلاب اسلامی

صفحه 147-171

مهدی زکوی، حسن الفتی

چکیده اجرا کردن قضاوت عادلانه از اصول و اساس جامعه اسلامی می‌باشد. و با توجه به نقش بسزای قضاوت عادلانه در تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، در این پژوهش به مبانی اخلاق حرفه‌ای قضا در تمدن اسلامی پرداخته می‌شود. شرایط قضاوت در جامعه اسلامی، به‌گونه‌ای وضع شده است که جان و مال و ناموس مردم به دست افراد ناشایست نیفتد و حقوق فرد و جامعه فدای غرض‌ورزی‌ها و خواسته‌های شخصی یا گروه‌های سودجو و منحرف نشود. پس از بررسی و تحلیل می‌توان گفت: از طریق قرآن کریم و سیره معصومین(ع)می‌توان شاخصه‌های مهم اخلاق حرفه‌ای قضا را استخراج کرد، که شامل: رعایت انصاف در دادرسی همراه با اخلاص در عمل و تهذیب نفس، خوش رفتاری و برخورد نیکو، رعایت مساوات و عدالت در دادگری و اجرای حکم، مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی نسبت به صاحبان حق، قاطعیت در قضاوت و برخورد با خاطیان. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، سعی شده در زمینه‌های فردی و ساختاری اخلاق حرفه‌ای قضا پس از انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت پیشنهاد ارائه گردد.

آمادگی دفاعی با رویکرد اصل ۱۵۱ قانون اساسی با تاکید بر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران

صفحه 173-196

رمضان حسینی پناه، حسین جوان آراسته، حجت الله ابراهیمیان

چکیده در این پژوهش انواع جنگ نرم شامل تهاجم فرهنگی شبیخون فرهنگی و در نهایت ناتوی فرهنگی براساس اصل آمادگی دفاعی با توجه به اصل 151 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی و تبیین قرارداده شده است. استکبار همواره بدنبال روشهایی بوده تا بتوانند اهداف پلید خود را در مقیاس جهانی پیاده نماید. نظام سلطه که هرگز از عصیان‌گری وسرکش خود دست بر نداشته، آقایی و برتری خود را بر جهان حفظ و برای به کرسی نشاندن اهداف پلید خود از هیچ جنایتی و با هر هزینه ای کوتاهی نمی کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد نظام سلطه برای تحقق اهداف شوم منطقه ای، و جهانی رویکرد خود را عمدتآ به سمت و سوی جنگ نرم سوق داده و در سالهای اخیر توانسته موفقیت‌های چشم‌گیری از این رویکرد تحصیل نماید، نظام سلطه ضمن آمادگی برحفظ توانمندی خود در جبهه نظامی و یا جنگ سخت از یک‌سو، و از دیگر سو با گذشت زمان و تغییرات ژئوپلیتیک در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان و هم چنین تغییر روشها و اقدامات تدافعی کشورها در برابر تجاوزات دیگر کشورها و ساخت انواع سلاحهای مدرن و هم چنین بیداری ملتها و تحقیر نظام سلطه در جهان؛ لذا ادامه تجاوز بخاطر هزینه مادی و تلفات جانی سربازان، کاربرد خود را از دست داده و به انواع جنگ نرم شامل«تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی» تبدیل شده. این تحقیق با استفاده از شیوه تحلیلی –توصیفی و با استفاده از منابع  کتابخانه‌ای صورت گرفته است.

تحلیل تطبیقی انقلاب اسلامی و روسیه در تقابل با تروریسم بنیادگرا

صفحه 197-223

جابر منیرپور، مالک ذوالقدر، مهدی خوشخطی، حسن عیوض زاده

چکیده تروریسم بنیادگرا یکی از چالش‌های مهم صلح و امنیت منطقه‌ای و حتی جهانی در چند دهه اخیر بوده است. انقلاب اسلامی ایران و روسیه نیز هر یک به نوعی در معرض تهدید تروریسم بنیادگرا بود‌ه‌اند. در این مقاله تلاش شده رویکرد انقلاب اسلامی و روسیه در تقابل با تروریسم بنیادگرا بررسی شود. سوال اساسی که مطرح و بررسی شده این است که انقلاب اسلامی و روسیه در تقابل با تروریسم بنیادگرا چه رویکردی اتخاذ کرده‌اند؟ مقاله حاضر توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه‌ای به بررسی سوال مورد اشاره پرداخته است. یافته‌های مقاله بیانگر این امر است که تروریسم بنیادگرا به دلایل ایدئولوژیک، تهدید تمامیت ارضی و خشونت گرایی در منطقه برای انقلاب اسلامی ایران تهدید جدی محسوب شده و در اسناد و استراتژی امنیت ملی روسیه نیز، تروریسم و از جمله تروریسم بنیادگرا تهدید جدی برای امنیت ملی این کشور تلقی شده است. راهبرد انقلاب اسلامی در تقابل با تروریسم بنیادگرا هم در بعد سخت افزاری به صورت مشاوره مستشاری و مداخله نظامی و هم در بعد نرم افزاری در قالب فعالیت رسانه‌ای و همچنین تشکیل ائتلاف منطقه‌ای با کشورهایی چون روسیه قابل تبیین است. در راهبرد روسیه در تقابل با تروریسم بنیادگرا نیز مداخله نظامی و استفاده از ائتلاف منطقه‌ای جایگاه خاصی داشته است که به عنوان وجوه اشتراک رویکرد انقلاب اسلامی و روسیه در تقابل با تروریسم بنیادگرا قابل تبیین است. نتیجه‌ اینکه وجوه مشترک راهبرد انقلاب اسلامی و روسیه، تاثیر مهمی در تضعیف شدید تروریسم بنیادگرا و استقرار ثبات در منطقه داشته است.

جایگاه شیعیان یمن در روابط ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی (1400-1390)

حسین ربیعی، رسول محمودزاده بالوند، هوشمند زارعی دارامرودی

چکیده کشورها با استفاده از پدیدهها و عوامل گوناگون تلاش میکنند تا حوزه نفوذ خود را افزایش دهند. گسترش حوزه نفوذ در خارج از مرزهای یک کشور معمولاً از نشانه های قدرتمندی آن کشور محسوب شده و به همین خاطر کشورها، به‌ویژه قدرت‌های منطقه ای علاقه مندند که از طریق عوامل و متغیرهای مختلف، در فضاهای پیرامونی خود به نقش آفرینی بپردازند. در این میان یکی از این متغیرها، عامل مذهب است. با توجه به نقش اساسی مذهب در زندگی بشر که امروزه آنرا به یکی از مؤلفه های زیر بنایی هویت انسانها تبدیل کرده است. رقابت‌های گستردهای میان ایران و عربستان در عرصه های ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک، ایدئولوژی و ژئوکالچر شاهد هستیم. این دو کشور مهم ترین بازیگران منطقه خاورمیانه و حوزه خلیج‌فارس به شمار می آیند. از این رو در عرصه میدان رقابت یمن، وجود تعلق های ژئوپلتیک بین ایران و شیعیان یمن به نوعی ناظر بر مکمل های فضایی و جغرافیایی مفروض در ماورای مرزها می باشد که بهلحاظ ساختاری از تجانس برخوردار بوده و بهلحاظ کارکردی تأمین کننده نیازها و کاستی های یک کشور محسوب می شوند. بنابراین وجود رقابت های ژئوپولیتیک ایدئولوژیک بین ایران و عربستان در یمن و دیگر کشورها در صورت ایجاد دولتهای همسو با گرایشات ایدئولوژیک هر کدام از دو رقیب باعث افزایش قدرت مانور و انفعال طرف مقابل در در صحنه منطقه ای خواهد شده. پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که شیعیان یمن چه نقشی در رقابتهای ژئوپولیتیک منطقه ای بین ایران و عربستان خواهند داشت. بدین منظور با استفاده از اسناد و اطلاعات گردآوری شده و به روش توصیفی- تحلیلی محتوا به بررسی روابط متغیرهای مورد نظر پرداخته شدهاست.