دوره و شماره: دوره 5، شماره 2 - شماره پیاپی 18، تابستان 1403 
تعداد مقالات: 14

تحولات طبقه متوسط جدید در ایران 1401 و پیامدهای آن

صفحه 7-28

محمد شفیعی‌فر، علی صفیارپور

چکیده طبقه متوسط جدید بزرگترین و تأثیرگذارترین قشر جامعه‌ی امروز است که ریشه‌ی آن به مدرنیزاسیون زمان رضاخانی برمی‌گردد. این طبقه پس از پیروزی انقلاب اسلامی از لحاظ کمّی و کیفی گسترش بسیار یافته‌است؛ بویژه از دهه 1370 به بعد، تحولات آن تأثیرگذاری بیشتری از خود به نمایش گذاشته‌است. طی سال‌های اخیر و به طور مشخص‌تر از سال 1398 شاهد ایجاد شکاف بیشتر میان طبقه متوسط جدید و نظام سیاسی جمهوری اسلامی بوده‌ایم؛ شکافی که بیش از هر چیز نیازمند پاسخگویی به خواسته­های فزاینده این طبقه از جامعه است. پژوهش حاضر به دنبال بررسی تحولات این طبقه و پاسخ به این پرسش است که «طبقه متوسط جدید در ج.ا.ا تا بروز ناآرامی‌های سال 1401 چه تحولاتی را طی کرده و پیامد آن چیست؟» داده‌های پژوهش نشان می‌دهد که طبقه متوسط جدید در ایران ظرفیت بالایی در ابعاد گسترده اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد؛ اما با توجه به عدم پاسخگویی درست به مطالباتشان، این طبقه در برهه‌هایی به عنوان تهدیدی امنیتی علیه نظام سیاسی جلوه‌گر شده است.

دیالکتیک استعلایی پیشرفت بر پایه «جامعه اسلامی» (بازاندیشی فرایند تکوین تمدن نوین اسلامی)

صفحه 29-47

سید باقر سید نژاد، پرویز امینی

چکیده در این مطالعه فکری-اجتماعی، رابطه «جامعه اسلامی» از جهت تقدّم رتبی، با پدیده‌های بغایت ارزشمندی همچون «انقلاب اسلامی»، «دولت اسلامی» و «تمدن نوین اسلامی»، قابل مناقشه و آرمان‌گرایانه ارزیابی شده و ضمن نقد الگوی خطی، و ارائه الگوی نظری جدیدی، درباره اهمیت درک دیالکتیکی از رابطه «جامعه اسلامی» با پدیده های بهم‌پیوسته‌ی و بغایت مهمِ مذکور، استدلال شده است. به این معنا که در طول مقاله، با تحلیل نظری، نشان داده می‌شود که دائماً بین همه این مراحل، دیالکتیکی مثبت از نوع «رفت و برگشتی» با محوریت «حدّی از جامعه اسلامی» برقرار است و فرض مقابل، مبنی بر «طی مراحل بدون وجود سطحی از جامعه اسلامی»، امکانپذیر نیست. نگارنده در ادامه با رویکرد انتقادی، تجربه موجود و فرارُوی چهار دهه گذشته را بررسی کرده و با اشاره به ضعف جامعه اسلامیِ کنونی با وجود ساخت سیاسیِ پشتیبان‌کننده، در قیاس با اوایل انقلاب اسلامی، آنرا دلیلی بر ضرورت توجه به الگوی «دیالکتیک پیشرفت» بر پایه جامعه اسلامی و وجه پیشبرنده آن دانسته است. در پایان، الزامات عملیِ ناشی از بحث نظری، با تمرکز بر اهمیت دولت‌سازی در این مقطع تاریخی، مورد مداقه قرار گرفته و با اشاره به تأثیر منفیِ ضعف‌های احتمالیِ دولت‌سازی ناکارامد در سکولار شدن جامعه، ارتقاء یا ایجاد ظرفیت‌های بیشتر در جامعه و مشخصاً «اسلامی‌تر شدن جامعه»، شرط لازم و وجودی برای طی مراحل آینده، ارزیابی شده است

تاملی در مبانی نظری سیره حکمرانی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در تربیت جامعه طراز مهدوی

صفحه 49-67

علی شیرازی

چکیده هدف از خلقت عالم هستی را می‌توان در مفهوم تربیت انسان خلاصه کرد. این تربیت توسط حاکم الهی در گسترة انسانی تعمیق می‌یابد و بستر پرورش انسان کامل می‌شود. انقلاب اسلامی ایران و انقلاب جهانی امام مهدی ارواحنافداه، در راستای همین غایت مهم تعریف‌پذیرند. در همین زمینه تربیت انسان در طراز سربازی امام عصر (عج) را می‌توان مقدمة امر ظهور دانست که وظیفة اصلی ولی‌امر در عصر غیبت به‌شمار می‌آید. پژوهش حاضر می‌کوشد مقدمات نظری اقدامات عملی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری را که با همین سوگیری از آغاز نهضت اسلامی تاکنون صورت پذیرفته است، تبیین نماید. این جهت‌گیری شامل پنج عنوان: ترویج گفتمان توحید و نفی عبودیت غیرخدا، اصلاح و تعمیق مقولة شناخت در آحاد جامعه، امیدآفرینی، عزت‌بخشی، و تبیین موعظة قرآن برای مردم در لزوم قیام جمعی و فردی می‌شود. طی مقالة حاضر، این موارد با تبیین نظری و سپس مصداق‌یابی عملی، در سیرة امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری برجسته‌سازی شده‌اند.

درآمدی بر تاثیر تحولات‌اجتماعی بر فقه‌سیاسی شیخ‌انصاری(باتاکید بر مساله ولایت‌فقیه)

صفحه 69-94

علی آقاجانی

چکیده چگونگی و میزان تاثیر تحولات‌اجتماعی بر اندیشه‌سیاسی به‌ویژه فقه‌سیاسی و بخصوص مساله‌ای مانند ولایت‌فقیه امری مهم و بحث‌انگیز و البته واجد انظار گوناگون، خاصه درباره شخصیتی چون شیخ‌انصاری است. مقاله با هدف بررسی این موضوع(هدف)، بر‌اساس هرمنوتیک قصدگرای‌ اسکینر(روش) در پاسخ به پرسش از گستره تاثیر جنگ‌های ایران‌وروس بر فقه‌سیاسی شیخ‌انصاری؛ به طرح و بسط این فرضیه می‌پردازد که جنگ‌های ایران وروس به‌عنوان بزرگ‌ترین تحول‌اجتماعی و سیاسی آن روزگار که علما نیز در آن حضور مستقیم داشتند در اندیشه‌سیاسی فقها و نگاه ایشان به حکومت بی‌تاثیر نبوده است.(فرضیه) پس از این جنگ‌ها دو رهیافت‌کلی را در میان علما شاهدیم. رهیافت صاحب‌جواهر و ملااحمد نراقی به‌صراحت بر ولایت‌عامه‌فقیه تاکید دارد و به‌طور ضمنی راه جبران‌شکست در جنگ را در ولایت‌فقیهان می‌داند. رهیافت‌دوم که مبتنی بر عدم‌ورود فقها به مناصب‌حکومتی است در بیع‌مکاسب شیخ‌انصاری نمود می‌یابد. اما با فاصله‌گرفتن از زمان پایان‌جنگ‌ها و کمرنگ‌شدن خاطرات و تجربه‌ذهنی شیخ از آن، وی در کتاب‌های دیگر خود همچون قضاء حکم به ولایت‌عامه فقیه می‌دهد و از نظریه‌اول خود عدول می‌کند.(یافته‌ها) شیخ‌انصاری در جنگ‌ها حضورمستقیم نداشته است اما با آن معاصرت داشته و شاگرد نراقی(از حاضران در جنگ) بوده است. مقاله با بررسی رویکردهای مختلف به نظریه شیخ، دیدگاه عدول را پذیرفته و آن را متناسب با فرضیه می‌یابد. عدول نیز از طریق اثبات تقدم بیع‌مکاسب بر سایر کتاب‌ها به ویژه قضا قابل تبیین است.(نتیجه) تلاش اصلی مقاله تبیین فرضیه است ولی درجهت اثبات آن هم گام‌هایی بر می‌دارد و آن را به معرکه‌آرای صاحب‌نظران می‌سپرد.

الگوی انقلاب اسلامی ایران و جنبش های معاصر در جهان اسلام

صفحه 95-111

علی شجاعی فرد

چکیده برای شناخت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، عوامل و مولفه های نشأت گرفته از ماهیت نظام بین الملل، جهان در حال توسعه، نظام های انقلابی، سرشت اسلامی انقلاب ایران و نظام سیاسی برخاسته از آن که در تعامل با یکدیگر سیاست خارجی ایران را شکل می دهند، باید ملاحظه گردد. جنبش های معاصر در جهان اسلام در زمینه تحولات انقلابی توانسته چشم‌انداز جدیدی جهت اثرگذاری انقلاب اسلامی ایران در توسعه این حرکت ها ایجاد نماید. زمینه های مشابهی همچون ضدیت با اسرائیل، مقابله با نظام سلطه و افزایش هویت بین انقلاب اسلامی و اتفاقات منطقه وجود دارد. همین موضوع می‌تواند در کنار ظرفیت‌های عدالت‌محوری و سلطه‌ستیزانه‌ انقلاب، یک الگوی کامل برای این تحولات در مسیر ایجاد نظام های مردمی محسوب شود. در این میان، جایگاه حمایت ‌های آشکار ایران از خیزش های مقاومت در منطقه و سیاست های ایران در قبال تحرکات رژیم صهیونیستی و در مقابل، ناکارآمدی سران جهان اسلام در برابر این رژیم، ایجاد حکومتی مردمی را نظیر آنچه در ایران بر سر کار است در میان ملت‌های منطقه، تقویت کرده است. این مقاله سعی نموده است با روش تحلیلی و با مراجعه به منابع اسنادی به این سؤال پاسخ دهد که الگوی انقلاب اسلامی چه رابطه ای با جنبش های اسلامی معاصر دارد.

جایگاه عدالت خواهی در اندیشه مطهری و تبلور آن در گفتمان انقلاب اسلامی ایران

صفحه 113-129

سعید واحدی، محمدرضا حاتمی، سید محمد موسوی

چکیده تبارشناسی انقلاب اسلامی از جهات متعدد و مختلف قابل پیگیری است . یکی از آنها شناسایی تبارهای فکری و گفتمانی آن است . از همین رو ، این مقاله پرسش اصلی خود را درباره جایگاه عدالت خواهی در اندیشه مطهری و تبلور آن در گفتمان انقلاب اسلامی ایران طرح کرده است . فرضیه مقاله بر آن بوده است که انقلاب اسلامی به عنوان انقلابی با مبانی فکری الهی قطعاً در گفتمان خود به مفهوم عدالت نیز توجه داشته است . تبلور این مفهوم را می توان در قانون اساسی که در واقع عصاره تفکرات انقلاب اسلامی بود مشاهده کرد. حال برای فهم بهترین گفتمان باید تبارشناسی فکری آن را در متفکران شاخص انقلاب دنبال کرد که استاد مطهری یکی از مهمترین آنها بوده است . یافته های تحقیق نشان داده که نظام فکری انقلاب اسلامی در اصل گفتمانی عدالت محور بوده است که تبار بسیاری از مولفه ها و عناصر آن را می توان در اندیشه استاد مطهری پیگیری کرد . رویکرد مقاله توصیفی – تحلیلی و شیوه جمع آوری داده ها کتابخانه ای بوده است .

واکاوی راهبرد رضاخان در استفاده از میلیتاریسم به مثابه امر اجتماعی

صفحه 115-134

عباسعلی رهبر، محمدباقر خرمشاد، ابراهیم برزگر، حسین مولایی

چکیده میلیتاریسم در متون و ادبیات موجود کشور عموماً با ستیزه‌جویی، جنگ‌طلبی و یا نظامی‌سالاری یکسان انگاشته می‌شود. در حالی که ایدئولوژی میلیتاریسم در دوره پهلوی اول به مانند آلمان، ایتالیا و ژاپن قبل جنگ دوم جهانی، همراه با اندیشه‌های ناسیونالیستی، مبنای تئوریک تغییرات جامعه بود. علاوه‌براین تحت تاثیر نفوذ ایدئولوژی نظامی در جامعه و فرهنگ عمومی، به رویکردهای قهری در حل منازعات داخلی، وجود ارتش بزرگ، هزینه‌های بالای نظامی و برتری نظامیان در مقابل جامعه مدنی مشروعیت بخشی شد. نوشتار تشریح چگونگی تحمیل ارزش‌های میلیتاریستی به جامعه را مساله اصلی خود می‌داند و به جهت نقش و جایگاه محوری رضاخان سردارسپه (وزیر جنگ) در تغییر ساختار نظام مشروطه، بر راهبرد او در استفاده از این پدیده متمرکز شده است. پژوهش برای تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از اسناد و روزنامه‌ها، رویکرد تفهّمی وبر را به جهت فهم همدلانه با فاعل انتخاب نموده و از جوامع نظامی‌سازی شده به عنوان الگو استفاده کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد: راهبرد رضاخان در استفاده از میلیتاریسم به مثابه امر اجتماعی، نظامی‌سازی فرهنگ عمومی از مسیر بازتعریف جامعه بر مبنای ارزش‌های نظامی‌گرایانه بود. برای اثبات ادعای ارائه شده دو حوزه آموزش و مطبوعات به صورت اختصاصی بررسی شده‌اند.

نقش فرهنگی- اجتماعی مدرسه رشدیه در نهضت مشروطه

صفحه 135-163

روح الله طاهرنیا

چکیده یکی زمینه های فکری داخلی نهضت مشروطه مدارس بودند که از میان این مدارس می توان از مدرسه رشدیه نام برد که بوسیله یکی از روشنفکران دوره قاجار یعنی میرزا حسن رشدیه با تاثیر از روزنامه اختر در تبریز مدرسه ای به شیوه نوین تاسیس نمود که نقش مهمی را در آگاهی دادن به مردم در پیش از نهضت مشروطه داشت . وی در دوره قاجار جهت آگاهی بخشی به مردم با اشاعه معارف جدید خواستار حکومتی قانونی شد و در این راه با همکاری روشنفکران و فرهنگ دوستان زمان خود مبارزه سختی را با بیسوادی و استبداد حکومتی قاجار شروع نمود و در این راه تمام مصائب و مشکلات را تحمل نموده و در نهایت موفق شد. هدف ازاین پژوهش پرداختن به نقش فرهنگی- اجتماعی مدرسه رشدیه در نهضت مشروطه است. سوال پژوهش این است که مدرسه رشدیه چه نقشی در نهضت مشروطه داشت؟روش تحقیق ،از نوع تاریخی، توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای و بررسی اسناد است و در بررسی کتابخانه‌ای منابع دست اولی که راجع به مدرسه رشدیه نوشته شده در اولویت هستند و اصلی‌ترین منابع تحقیق‌اند. یافته‏ ها و نتایج پژوهش، نقش فرهنگی- اجتماعی مدرسه رشدیه در آگاهی بخشی به مردم و همچنین نقش این مدرسه در نهضت مشروطه است.

شناسایی تهدیدات امنیتی منطقه غرب آسیا در سیاست گذاری امنیتی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 165-183

محمد هاشمی ماد، محمدحسن الهی منش، علیرضا امینی

چکیده سیاستگذاری امنیتی، با توجه به تهدیدات منطقه ای نقش مهمی در جهت دهی به فعالیت های کشور دارد. هدف این پژوهش شناخت تهدیدات امنیتی منطقه غرب آسیا در دهه 1390 شمسی است. چه تهدیداتی از سوی منطقه غرب آسیا متوجه امنیت جمهوری اسلامی ایران است؟ فرض مقاله بر این استوار است که تهدیدات امنیتی غرب آسیا تلفیقی از تهدیدات نشات گرفته ازسه بخشِ محیط داخلی کشور، تهدیدات منطقه ای و خصومت ایالات متحده با ایران است. در این پژوهش از روش کیفی مبتنی بر تحقیق کتابخانه ای بر اساس نظریه «مجموعه امنیتی منطقه ای «باری بوزان» جهت شناسایی تهدیدات امنیتی منطقه غرب آسیا برای جمهوری اسلامی ایران در دهه 1390بهره گرفته شده است. با گردآوری مطالب، از طریق فیش برداری از کتب، مقالات داخلی و خارجی و سایت های معتبر به تحلیل توصیفی از این تهدیدات در سه دسته بندی مجزا بر اساس ابعاد سیاسی- امنیتی، اقتصادی و اجتماعی مبادرت گردیده است. نتیجه این که امنیت کشور به طرز پیچیده ای به نحوه نقش آفرینی ایران در منطقه مذکور بر اساس شناخت دقیق تهدیدات و رفتار عقلانی وابسته است.

رابطه تلازمی جامعه مطلوب ومعنویت گرایی انقلاب اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره)

صفحه 185-200

امیرعلی کتابی، حسن سعیدی

چکیده از نظر روانشناسی سیاسی، رفتار و اخلاق سیاسی پیامبران و ائمه معصومین در شکل دهی به جامعه مطلوب به صورت روش ماکیاولیستی اندیشه های غرب نبوده که اساس آن بر دروغ،زور وفساد وخدعه ونیرنگ باشد. بلکه برمبنای آموزه ها و روش های قرانی و هستی شناسی الهی بوده و این روش ها به صورت رفتار صبورانه .شجاعانه .قوی ،دارای اعتماد به نفس بالا بوده وهمچنین بر کافران، بسیار قویدل و سخت و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند.(أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ29.فتح) این پژوهش، کیفی و از نوع مطالعات کتابخانه ای و اسنادی می باشد.اطلاعات به دست آمده با استفاده از خبرگان به طور کیفی مورد تحلیل قرار گرفته است . یافته های پژوهش نشان خواهد داد که کاربرد هستی شناسی در حوزه روان شناسی سیاست موجب تحقق جامعه مطلوب می شود. مثال عملی آن امام خمینی است که در چارجوب هستی شناسی قرانی در روانشناسی سیاسی و مبارزاتی علم کرد و موفق به نظام سازی و جامعه مطلوب در انقلاب ایران شد موفقیت ایشان به دو دلیل بوده است اولا در مرحله شناخت خداوند به مرحله یقین رسیده بود(هستی شناسی الهی) ثانیا، رفتار اخلاقی پیامبران و امامان معصوم را در نظام سازی حکومت مطلوب الگوی خویش قرار داده بود و این، شرط موفقیت وی در نظام سازی مطلوب در انقلاب اسلامی ایران بوده است.

تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر جبهه مقاومت و نقش آنان در شکوفایی تمدن اسلامی

صفحه 200-219

زهرا قنبری مله

چکیده با ظهور پدیدۀ انقلاب اسلامی روند مسلط مدرنیته سکولار غربی با چالش عظیمی مواجه شد که همانا برآمدن یک گفتمان رقیب و پرقدرتی بود که در جهتی کاملاً مخالف رویکرد نوینی را ترویج می‌کرد. انقلاب اسلامی نه تنها در داخل مرزهای سرزمینی ایران بلکه فراتر از مرزهای آن تاثیرات تمدنی متعددی داشت که یکی از عمده‌ترین آنها فعال کردن ظرفیتهای جنبشی در کشورهای اسلامی بود. در همین راستا، پرسش اصلیاین مقاله بر تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر جبهه مقاومت و نقش آنان در شکوفایی تمدن اسلامی متمرکز شده است. فرضیه مقاله بر آن بوده که انقلاب اسلامی مولفه‌های تمدن‌سازی داشته که در ایران و خارج از آن بروز و ظهور یافته است. یکی از مولودهای این وجه تمدن ساز انقلاب اسلامی جبهۀ مقاومت بوده که برخلاف اینکه غالباً بر ابعاد نظامی آن متمرکز شده‌اند، وجوهات تمدن‌آفرینی قابل توجهی دارد. نتایج تحقیق نشان داده که مولفه‌های تمدنی‌ جبهه مقاومت در مواردی همچون اشتراکاتِ دینی؛ استکبارستیزی؛ آرمان فلسطین؛ و احیای امت اسلامی، می‌توان موجب بسط گفتمان انقلاب اسلامی، شکست هژمونی غرب و احیای تمدن اسلامی بشود. رویکرد تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوۀ گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای و اسنادی بوده است.

تحلیل تطبیقی سیاست‌گذاری آموزشی با رویکرد توسعه انسان توانمند (مطالعه موردی: جمهوری اسلامی ایران، ژاپن، فنلاند و کره‌جنوبی)

صفحه 221-250

محسن گنج بخش زمانی، محمد سالار کسرایی، مجید توسلی رکن آبادی

چکیده این مقاله به تحلیل تطبیقی سیاست‌گذاری آموزشی در جمهوری اسلامی ایران، ژاپن، فنلاند و کره جنوبی می‌پردازد تا چگونگی برساخت "انسان توانمند و مطلوب" در هر یک از این نظام‌های آموزشی را تبیین کند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد تطبیقی، کیفی و تحلیل بولی، مؤلفه‌ها و پیش‌شرط‌های کلیدی مؤثر بر توسعه سرمایه انسانی را شناسایی می‌کند. یافته‌های کلیدی نشان می‌دهد که نظام‌های آموزشی موفق (ژاپن، فنلاند و کره جنوبی)، با تمرکز بر عواملی چون آموزش مهارت‌های زندگی، همسویی با نیازهای بازار کار، کیفیت بالای نظام تربیت معلم و ارزیابی کارآمد آموزشی، به پرورش انسان‌هایی خلاق، مسئولیت‌پذیر و سازگار با چالش‌های جهانی نائل شده‌اند. در مقابل، تحلیل نشان می‌دهد که نظام آموزشی ایران با چالش‌های بنیادینی نظیر تمرکزگرایی شدید، فقدان ارتباط مؤثر با بازار کار، ضعف در تربیت معلم، نبود نظام ارزیابی کیفیت و غلبه رویکرد ایدئولوژیک مواجه است که مانع تحقق الگوی انسان توانمند و توسعه سرمایه انسانی مؤثر شده است. این مقاله با ارائه پیشنهادهای سیاستی، بر ضرورت بازطراحی بنیادین نظام آموزشی ایران در راستای ساختن نسلی توانمند و متعادل تأکید می‌کند.

تبیین جامعه شناختی دوگانه جمهوریت و اسلامیت در انقلاب اسلامی ایران؛ مطالعه موردی دیدگاه های آیت الله مرتضی مطهری

سید محمد احمدی، حسن شمسینی، نفیسه سادات قادری

چکیده رابطه میان جمهوریت و اسلامیت در نظام جمهوری اسلامی از جمله مباحث نظری است که از پیش از شکل‌گیری این نظام سیاسی همواره مطرح بوده و به دلیل عمق محتوایی و نظری آن بعید به نظر می‌رسد به راحتی از فضای بحث‌ها و شبهات سیاسی رخت بربندد.تحقیق توصیفی تحلیلی حاضر با هدف تبیین جامعه شناختی دوگانه جمهوریت و اسلامیت در انقلاب اسلامی ایران در اندیشه آیت الله مرتضی مطهری به عنوان یکی از تئوریسین های انقلاب اسلامی نگاشته شده است. یافته های تحقیق حاضر بیانگر آنستکه در جامعه ایرانی پس از انقلاب اسلامی تفکیک جمهوریت و اسلامیت و بررسی مجزای این دو خود یکی از عوامل نشناختن این پدیده و مواجه‌نشدن صحیح با این موضوع مهم است. در اندیشه های مطهری جمهوریت بدون اسلامیت و اسلامیت بدون جمهوریت تحقق پیدا نمی‌کند .فی الواقع مشروعیت نظام مربوط به اسلام است و مقبولیت و پذیرش مربوط به مردم است. او «جمهوریت» را به عنوان فرم و شکل حکومت می داند تا احکام و قوانین اسلام در آن قالب اجرا شود و آن را ملازم با آنچه در غرب رواج دارد، نمی داند؛ چرا که بسیاری از آن عناصر، ارتباطی با جمهوریت به عنوان شکلی از اشکال حکومت ندارد، بلکه به مبانی انسان شناختی، جهان شناختی و جامعه شناختی آنان مربوط می شود.

رویکردی برساخت‌گرایانه به نظریه‌های هویت و مسئله شهروندی در عصر جمهوری اسلامی ایران

سیدصادق حقیقت، محمدحسین نوروزی

چکیده شهروندی به‌عنوان حق عاملیت مدنی انسان، بنیادی‌ترین مؤلفه معرفتی و روشی حکمرانی در عصر کنونی محسوب می‌شود. به‌نحوی‌که نمی‌توان از مردم‌سالاری بدون ابتنا بر شهروندی سخن گفت. به همین جهت کیفیت شهروندی و تلاش در جهت حمایت و توسعه آن و همچنین افزایش پیوند شهروندان و حکومت یکی از مهم‌ترین ملاک‌ها در ارزیابی کیفیت حکمرانی در کشورها محسوب می‌شود. ناظر به اهمیت مسئله شهروندی در سازوکار حکمرانی عصر مدرن، نوشتار پیش‌رو سعی دارد از منظر برساخت گرایانه به بررسی نسبت نظریه‌های هویتی و مسئله شهروندی در عصر جمهوری اسلامی ایران بپردازد. پیش انگاشت مقاله آن است که امر شهروندی در عصر ج.ا.ا فارغ از نظریه‌های هویتی، معنا و امکان تحقق نخواهند یافت و مسائل و چالش‌های پیش‌روی آن فارغ از مناسبات جریان‌های هویتی قابل شناسایی نیست. نتایج پژوهش نیز بر امر اذعان دارد که مسئله شهروندی و توسعه آن، از یک سو در بستر مناسبات منابع هویتی در ایران نهفته است و از سوی دیگر منوط به بازاندیشی در دو مؤلفه عاملیت و فردیت است و سوم آن که هر یک از نظریه‌های هویت، به تناسب چهارچوب معرفتی خود، قرائت متفاوت را از امر هویت ارائه نموده‌اند و این امر امکان‌های متفاوتی را در نسبت با مسئله شهروندی فراهم می‌نماید. چهارچوب روشی حاکم بر مقاله منبعث از نظریه «ساخت واقعیت اجتماعی» پیتر برگر و تامس لاکمن خواهد بود.