دوره و شماره: دوره 5، شماره 3 - شماره پیاپی 19، پاییز 1403 
تعداد مقالات: 18

راهکارهای توانمندسازی زنان در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی (مطالعه موردی: جمهوری اسلامی ایران)

صفحه 7-33

سیدمحمدرضا موسوی، فرزانه دشتی

چکیده شاخص‌ اصلی توانمندسازی زنان، مشارکت سیاسی در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی است. مشارکت سیاسی زنان صرفاً به منزله‌ی شرکت آنان در انتخابات و رأی دادن نیست، بلکه به معنای آن است که زنان در تمامی نهادهای دموکراتیک نقش فعال و مؤثر داشته باشند. این پژوهش با هدف ارائه راهکارهای توانمندسازی زنان در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. در واقع در پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال اصلی است: «راهکارهای توانمندسازی زنان برای نقش‌آفرینی در عرصه تصمیم-گیری‌های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران کدامند؟». روش تحقیق به کار رفته در پژوهش کیفی بوده و گردآوری داده‌ها با استفاده از ابزار مصاحبه صورت پذیرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید شاغل در دانشکده‌های علوم سیاسی، علوم اجتماعی، جامعه‌شناسی و حقوق است. نمونه آماری تعداد 15 نفر از این اساتید بودند. نتایج داده‌ها بعد از تحلیل تماتیک نشان داده که تم‌های اصلی دولت حامی، آموزش نوین، اصلاح قوانین، نهادهای مدنی، همراهی رسانه‌ها و الگوگیری از راهکارهای مؤثر بر توانمندسازی زنان در عرصه تصمیم‌گیری‌های کلان سیاسی و مدیریتی است.

«نظریه مقاومت» چارچوبی برای تحلیل گام دوم انقلاب اسلامی

صفحه 35-60

رشید رکابیان، سید ابوالفضل موسوی‌زاده

چکیده مساَله اساسی این مقاله، نطریه مقاومت به عنوان نطریه‌ی جدید سیاسی –اجتماعی برآمده ازپیروزی انقلاب اسلامی، برای حال وآینده انقلاب اسلامی است.این نظریه درمقابل سلطه نظریه‌های غربی –استکباری قدعلم کرد و باعث توانمدسازی و بیداری جهان اسلام شد.انقلاب اسلامی درچهاردهه گذشته باتکیه براین نظریه ضمن به حاشیه راندن سلطه نظریه‌های استکبار، موفقیت‌های زیادی درزمینه سیاسی،اقتصادی،علمی و..بدست اورد. این نظریه دارای ویژگی‌هایی مانند فطری بودن، عقلانی بودن، دائمی بودن ..می‌باشد همچنین دارای عناصری سلبی مانند استکبارستیزی، ظلم ستیزی و ایجابی همچون معنویت محوری، صلح طلبی و..می‌باشد.با آغازدهه پنجم انقلاب اسلامی رهبرمعظم انقلاب اسلامی بیانیه‌ای رادرموردآینده انقلاب اسلامی اعلام نمودندکه دراین بیانیه مسیرانقلاب اسلامی را جهت رسیدن به تمدن نوین اسلامی ترسیم نمودند ومعظم له مهمترین ماموریت‌های گام دوم انقلاب را اقتدار درحوزه های زیر دانستندکه باتکیه براستقلال ومقاومت بدست می‌آید. ۱. حوزه علم و پژوهش۲. حوزه معنویت و اخلاق۳.حوزه اقتصاد۴. حوزه عدالت و مبارزه با فساد۵. حوزه استقلال و آزادی۶. حوزه عزت ملی و روابط خارجی۷. حوزه سبک زندگی؛ بر این اساس اگر گام دوم انقلاب در چارچوب نظریه مقاومت مورد عنایت همه کارگزاران و عموم مردم قرار بگیرد می‌تواند موجبات پیشرفت و تمدن سازی اسلامی را به ارمغان بیاورد.این تحقیق باروش توصیفی –تحلیلی و با تاکیدبرمتن گام دوم انقلاب بررسی می‌شود.

مقایسه تطبیقی اندیشه جهان وطنی و صلح از دیدگاه کانت و مطهری

صفحه 61-79

ملکه گازر، سید محسن آل سید غفور، فرزاد نویدی نیا

چکیده جهان‌وطنی و صلح جهانی از مفاهیم اساسی در اندیشه معاصر هستند که در هر دو حوزه غرب و شرق توجه زیادی را به خود جلب کرده‌اند. این مفاهیم در دو سنت فکری شرقی و غربی، به‌ویژه از نظر نگرش‌های فلسفی و جهان‌بینی، تفاوت‌های معناداری دارند. به همین دلیل، این مقاله قصد دارد اندیشه‌های شهید مطهری و امانوئل کانت را در خصوص جهان‌وطنی و صلح به‌صورت تطبیقی تحلیل کند. سوال اصلی این مقاله آن است که اندیشۀ جهان‌وطنی و صلح دموکراتیک از منظر شهید مطهری و امانوئل کانت چگونه تبیین می شوند؟ در پاسخ می توان این فرضیه را مطرح نمود که جهان‌وطنی از منظر شهید مطهری بر اساس سه اصل مبنایی شناخت شناسی انسان ، جامعه و جهان مورد توجه است . در حالی که کانت آن را از منظر حق عمومی به سه دسته حق حکومت، حق ملی و حق بین الملل تقسیم می نماید و درمورد صلح هم هر دو اندیشمند معتقدند که نظامهای سیاسی جمهوری چون حکومتی مردمی می باشند، بنابر این طرفدار صلح اند، و بدنبال کسب قدرت و جنگ طلبی نیستند، زیرا جنگ فی نفسه خویی ویرانگر دارد و جامعه انسانی از وقوع جنگ متضرر می شوند. یافته های پژوهش حاکی است که نیل به صلح جهانی و جهان وطنی با تعامل از رهگذر گفتگو و همکاری دسته جمعی بدست می آید.

سیاست خارجی انقلاب اسلامی ایران و جایگاه راهبردی آن در نظام بین الملل

حسین رحمانی تیرکلایی

چکیده واکاوی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نشان می دهدکه انقلاب اسلامی ازنظر بین المللی در واکنش به ساختار نظام بین الملل و توزیع ناموزون قدرت میان کشورها رخ داد؛ زیرا انقلاب ایران، ضد ساختاری بوده و ازهمان ابتدا با مداخله قدرت های خارجی درایران به مقابله برخاست. این پژوهش با طرح این سؤال که انقلاب اسلامی ایران چه جایگاه راهبردی در نظام بین الملل دارد، به این فرضیه رسیده است که انقلاب اسلامی توانست ضمن برقراری پیوند بین سطوح تحلیل داخلی، منطقه ای و بین المللی، پیوند درونی سیاست داخلی وسیاست خارجی رابه منصه ظهور رساند. این مهم ناشی ازدرک افزایش تعامل و ارتباطات میان ملت ها در نظام بین الملل مبتنی بر وابستگی متقابل و نیز تأکید جمهوری اسلامی ایران برضرورت خودآگاهی بشری باتوجه به رسالت جهانی انقلاب بوده است. انقلاب اسلامی باعث تحکیم و تقویت جنبش عدم تعهد و شکل گیری عدم تعهد واقعی گردید، ایده بلوک اسلامی مستقل را مطرح ساخت، و باعث اوج گیری جنبش های اسلامی در نظام بین الملل گردید. این مقاله با بهره گیری از مطالعات اسنادی، منابع کتابخانه ای و با روش تحلیلی و توصیفی انجام شده است.

بررسی نگرش دانشجویان به مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 103-121

لیلا سنگی، وحید صالحی

چکیده در دوران دانشجویی، تلاش افراد برای بسط دامنه دانش و کسب تجربه‌های علمی مضاعف شده و علاوه بر آن، فرصتی برای توسعه مهارت‌های اجتماعی، مدیریت زمان و استقلال فردی فراهم می‌آید. این دوره معمولاً با چالش‌ها و تجربیات مختلفی همراه است که از جمله آن‌ها می‌توان به فشارهای تحصیلی، انطباق با شرایط و محیط جدید، دوری از خانواده و پیوندهای عاطفی اشاره نمود. همچنین این دوران می‌تواند زمان مناسبی برای کشف علایق و اهداف شغلی باشد و ارتباطات مهمی برای آینده شغلی افراد ایجاد نماید. مقاله حاضر با هدف آشنایی با نگرش دانشجویان نسبت به مسائل و معضلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، با بهره-گیری از روش گراندد تئوری، در صدد پاسخ‌گویی به این سئوال اصلی است که دانشجویان چه مسائل و معضلاتی را در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران شناسایی می‌نمایند؟ از مجموع داده‌های موجود، استنباط می‌شود که تلفیقی از مسائل و معضلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی سبب بی‌اعتمادی به مسئولین و کاهش امید در جامعه شده است. از این‌رو دولت چهاردهم می‌تواند با اتخاذ سیاست‌های درست و مؤثر و با بهره‌گیری از پتانسیل جامعه نخبگانی کشور و اصلاح ساختارهای موجود، علاوه بر بهبود فضای عمومی کشور، زمینه مرتفع نمودن بخشی از مسائل و مشکلات کشور را فراهم نماید.

نگاه انتقادی به عملکرد دوره دهم مجلس شـورای اسلامی براساس سیاست‌های کلان ابلاغی رهبری (مورد مطالعه : حوزه زنان و خانواده))

صفحه 123-152

نیره قوی، طیبه محمدی

چکیده برای رسیدن به اهداف و پیشبرد برنامه ها در هریک از حوزه های در هر نظام و سیستمی ، تهیه برنامه جامع و کامل نیاز است؛ که معمولا از آن با نام اسناد بالادستی یاد میشود. در حال حاضر در کشور ایران هم ، منطبق با نظام مدیریتی و ساختار اداره کشور تعدادی سند بالا دستی تدوین شده که ضروری است قوای سه گانه در راستای تحقق آن اسناد، مصوبات، برنامه ها و اقدامات خود را انجام دهند. از جمله این اسناد، در حوزه زنان و خانواده سیاستهای کلی خانواده است که بر اساس بند 110 قانون اساسی توسط رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران ، به رؤسای قوای سه گانه ابلاغ گردید ه است . لذا ضرورت قرار گرفتن کلیه مصوبات در راستای تحقق این اسناد با لا دستی ، از جمله وظایف کلیه مراکز و دستگاهها می باشد. هدف مقاله پیش رو بررسی عملکرد دوره دهم مجلس شورای اسلامی مبتنی بر سیاستهای ابلاغی رهبری درحوزه زنان و خانواده است که به روش توصیفی-تحلیلی و انتقادی به آن پرداخته شده است. نتیجه حاصله اینکه در دوره مذکور از مجموع 175 قانون مصوب و ابلاغ شده به دولت، 2 عنوان مصوبه اختصاصی و 7 عنوان موضوع غیر اختصاصی موضوع زنان و خانواده را مورد اشاره قرار داده است.

تحلیل دیدگاه‌های موجود در پیدایش و گسترش احزاب سیاسی

صفحه 153-173

عباس تقوائی

چکیده با توجه به اهمیت روزافزون فعالیت احزاب سیاسی در جهان سیاست، در حوزه نظری نیز فعالیت این احزاب مورد عنایت پژوهشگران قرار گرفته است. در این راستا محققان به علل پیدایش و توسعه احزاب سیاسی و نحوه فعالیت این احزاب توجه نموده‌اند. هدف از این تحقیق بررسی دیدگاه‌ها و نظریات موجود در این خصوص می‌باشد که در کل در سه دسته قرار می‌گیرند و عبارت‌اند از: «دیدگاه مبتنی بر انتخابات»، «دیدگاه تضاد طبقاتی و شکاف اجتماعی» و «دیدگاه مبتنی بر نوسازی و توسعه سیاسی». این مقاله که از نوع تحلیلی ـ توصیفی است، تلاش دارد که با توجه به پیشینه این موضوع، ضمن ارایه مباحثی مقدماتی در قالب سابقه تاریخی احزاب سیاسی، مختصات و کارویژه‌های آن‌ها و همچنین دلایل عدم موفقیت احزاب سیاسی در ایران، با بهره‌برداری از منابع کتابخانه‌ای، سه دیدگاه فوق‌الذکر را مورد بررسی قرار داده و امکان جمع میان این دیدگاه‌ها را، علی‌الخصوص در مورد فعالیت احزاب سیاسی در ایران، مطرح سازد.

مشارکت سیاسی در انقلاب اسلامی ایران و نقش آن در مدیریت بحران‌های سیاسی(تحلیل جامعه‌شناختی)

صفحه 175-199

هادی رجبی

چکیده مشارکت سیاسی یکی از عوامل کلیدی در تحولات سیاسی و اجتماعی محسوب می‌شود. انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین رخدادهای سیاسی قرن بیستم، بر پایه مشارکت گسترده مردم شکل گرفت. این مشارکت در جریان انقلاب و پس از آن در مدیریت بحران‌های سیاسی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی نقش اساسی ایفا کرده است. این پژوهش با سؤال اصلی «چگونه مشارکت سیاسی مردم در انقلاب اسلامی ایران توانست بحران‌های سیاسی را مدیریت کند؟» به بررسی فرضیه‌ای می‌پردازد که معتقد است مشارکت مردم، به‌واسطه رهبری امام خمینی(ره)، موجب مدیریت موفق بحران‌ها و نهادینه‌سازی نظام جدید شده است. مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از تحلیل کیفی تاریخی انجام شده است. داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای و اسناد تاریخی گردآوری و با نظریه بسیج سیاسی چارلز تیلی تحلیل شده‌اند. این روش امکان بررسی مشارکت سیاسی مردم در چارچوب مفاهیم اجتماعی و تاریخی را فراهم کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که در دوران پهلوی، انسداد سیاسی و سرکوب آزادی‌ها موجب بسیج غیررسمی شد. در سال‌های منتهی به انقلاب، مشارکت سیاسی به جنبشی گسترده تبدیل شد که با رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید. پس از پیروزی، این مشارکت در فرآیندهایی مانند همه‌پرسی، انتخابات و دفاع مقدس ادامه یافت و موجب تثبیت نظام جمهوری اسلامی، تقویت مشروعیت و انسجام ملی گردید. این مشارکت، الگویی پایدار برای مدیریت بحران‌های داخلی و خارجی ایجاد کرده است.

جامعه‌پذیری سیاسی و تحول در فرهنگ سیاسیِ ایران پس از انقلاب اسلامی

صفحه 201-223

آزاده الفتی، سید شمس الدین صادقی، مسعود اخوان کاظمی

چکیده فرهنگ سیاسی مجموعه‌ای از منش‌ها، اعتقادات و احساسات در درون یک ملت نسبت به سیاست در زمانی مشخص است. که به سه نوع اصلی محدود، تبعی، مشارکتی و ترکیبی از این فرهنگ‌ها تقسیم می‌شود. به‌علاوه، جامعه-پذیری سیاسی هم فرایند حفظ یا دگرگونی در فرهنگ‌های سیاسی است که از دو طریق جامعه‌پذیری اولیه و ثانویه به انجام می‌رسد. بر این اساس، فرهنگ سیاسی در ایران بعد از انقلاب اسلامی روندی از فرهنگ تبعی به مشارکتی را آغاز کرده است، که گرچه نسبت به قبل از انقلاب اسلامی پیشرفت‌هایی حاصل گردیده، اما سیر این حرکت، یک روند کُند را حکایت می‌کند. پرسش پژوهش حاضر این است که:جامعه‌پذیری سیاسی چه تأثیری بر فرایند تحول در فرهنگ سیاسی ایران بعد از انقلاب اسلامی داشته است؟فرضیه نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی و در چارچوب مفهوم فرهنگ سیاسی و جامعه‌پذیری سیاسی آلموند و وربا، چنین می‌باشد: ضعف عملکرد در حوزه جامعه‌پذیری ثانویه به عنوان بُعدی از جامعه‌پذیری سیاسی، باعث تأخیر در فرایند تحول در فرهنگ سیاسی ایران(از تبعی به مشارکتی) شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ضعف عملکرد در نظام آموزشی و احزاب به عنوان دو مورد اثرگذار در تربیت سیاسی افراد؛ قطار حرکت به سمت فرهنگ سیاسی مشارکتی را کُند کرده است. بخشی از مشکلات در نظام آموزشی به عدم آموزش مناسبِ رفتارهای سیاسی از جانب معلمان و اساتید و بخشی مرتبط با محتوا و منابع درسی می‌باشد. احزاب نیز به دلیل ماهیت دولتی، نتوانسته‌اند عملکرد قابل توجهی در راستای تحول در فرهنگ سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی داشته باشند.

واکاوی اربعین حسینی به عنوان نماد قدرت نرم در مفهوم مقاومت بر اساس آیات و روایات

صفحه 225-249

اعظم آبدار

چکیده مراسم اربعین بعنوان یکی از بزرگ ترین تجمعات مذهبی و رویدادی بین المللی، نه تنها نمادی از ارادت میلیونها نفر به واقعه عاشورا وجانفشانی امام حسین (ع)در برابر ظلم و ستم می باشد، بلکه بعنوان نمادی از قدرت نرم ومفهوم مقاومت نیز به شمار می آید.این تجمع با جذب افراد از گروههای مختلف مسلمان وحتی غیر مسلمان با افکار و اعتقادات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متفاوت، به تقویت هم بستگی و هویت مشترک جمعی می پردازد و بعنوان ابزاری موثر در پیشبرد اهداف فرهنگی و سیاسی تلقی می شود.این پژوهش با بیان ابعاد مختلف مراسم اربعین و اهمیت آن از دیدگاه آیات و روایات ، در صدد پاسخ به این پرسش می باشد که مراسم اربعین چگونه می تواند بعنوان ابزار قدرت نرم بوده وچه اثراتی بر افکار جوانان در مفهوم مقاومت از سویی و در عرصه وسیع تر در حوزه ی بین الملل می تواند داشته باشد .در تعقیب این هدف خطیر، ضمن روشن سازی مفهوم مقاومت وچگونگی شکل گیری آن در ایران و عراق، به تحلیل ابعاد اثرگزارمراسم اربعین در عرصه بین المللی واثرات فرهنگی،اجتماعی و سیاسی آن در تقویت قدرت نرم ومفهوم مقاومت در برابر تهدیدات خارجی و داخلی پرداخته می شود.در پایان مبرهن می گردد پیوندها وهمکاریهای بین المللی از یک سو وتقویت آگاهی بخشی در افکار از سوی دیگر در مراسم اربعین در ایجاد حس همبستگی مذهبی و عاطفی بعنوان نیرومندترین ابزار قدرت نرم در سالهای اخیر عمل کرده است؛ اگرچه با چالشها و موانعی هم روبرو بوده است.

بحران‌ اخلاق‌ مدنی و توسعه‌نیافتگی در اندیشه داستان‌نویسان عصر پهلوی دوم (با تاکید بر آثار محمدعلی جمال‌زاده و صادق چوبک)

صفحه 251-273

هادی صادقی اول، علی امری صاحبی

چکیده یکی از مولفه‌های تاثیرگذار بر فرآیند توسعه، وجود بایسته‌های مرتبط با اخلاق مدنی در بین شهروندان و در مناسبات آنها با دولت تصور می‌شود. یعنی هر چقدر اخلاق مدنی در بین شهروندان نهادینه شود و در گستره نهادهای دولتی یک جامعه تسهیل شود، بسترهای تحقق توسعه فراهم می-گردد. با توجه به این ملاحظات این پژوهش به شیوه توصیفی/تحلیلی، درصدد واکاوی این مساله است که در عصر پهلوی دوم و در رمان‌های محمدعلی جمال‌زاده و صادق چوبک، فقدان یا کمرنگ بودن اخلاق مدنی در بین مردم و در نهادهای دولتی، چگونه جامعه‌ای نامتوازن و غیر توسعه‌یافته را در ذهن این داستان‌نویسان تداعی کرده است؟ یافته‌های پژوهش نشانگر آن است که در محتوای داستان‌های جمال‌زاده و چوبک، فقدان اصولی چون رعایت حقوق شهروندی، بی‌توجهی به حریم خصوصی دیگران و وجود رانت و ملاحظات خانوادگی در سیستم سیاسی عصر پهلوی دوم که البته عمدتاً تحت تاثیر مشکلات اقتصادی بوده، به عنوان چالش‌های اخلاق مدنی و به تبع آن توسعه نیافتگی جامعه ایرانی قلمداد شده است.

مطالعه هویت ملی(اسلامی- ایرانی) از منظر سرمایه اجتماعی: بازه زمانی(1403-1384)

صفحه 275-298

ایوب منتی، طاها عشایری، سیف الله مدبر چهار برج

چکیده انقلاب اسلامی یکی از تغییرات سیاسی-اجتماعی مهم در برهه تاریخی ایران برای خلق، بازآفرینی و توسعه هویت ملی در برابر هویت‌های خرده‌فرهنگی، متضاد و درون قومی بوده و توانسته با تکیه‌بر سرمایه اجتماعی؛ گذار از هویت قومی به امر هویت ملی را تسهیل نماید که پیامدهای آن ترویج مدارای اجتماعی، کاهش منازعات سیاسی قومی و اتصال و پیوند چندجانبه اقوام با حکمرانی انقلاب اسلامی بوده است. بر این اساس هدف اصلی پژوهش مطالعه هویت ملی ایرانیان از منظر سرمایه اجتماعی در دوره‌های انقلاب اسلامی ایران 1384 الی 1403 است. روش پژوهش از نوع فراتحلیل کمی (CMA2)؛ واحد تحلیل مقاله‌ها (نورمگز، مگ ایران) و رساله‌های ارشد و دکتری (ایران داک) در بازه زمانی 1384 الی 1403 است. به روش تعمدی-غیراحتمالی (ارزیابی مقاله برحسب ملاک ورود و خروج) از جامعه آماری گردآوری‌شده 50 سند علمی؛ 31 حجم نمونه انتخاب و نتایج با ابزار آزمون d کوهن و f فیشر تحلیل‌شده است. نتایج نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی به‌عنوان شاخص کلان اجتماعی، توانسته بر پیوند و تعلق با هویت ملی بعد از انقلاب اسلامی تأثیرگذار باشد و مقدار این ضریب اثر برابر با 43 درصد است. همچنین ابعاد سرمایه اجتماعی ازجمله تعلق اجتماعی (389/0)؛ انسجام اجتماعی (308/0)؛ مشارکت اجتماعی (418/0)؛ حمایت اجتماعی (355/0)؛ آگاهی اجتماعی (292/0) بر ارتقای هویت ملی ایرانیان بعد از انقلاب اسلامی ایران تأثیرگذار بوده و این تأثیر معنی‌دار است.

تحلیل امکان تبیین فلسفه اخلاق بر مبنای فطرت: دیدگاه شهید مطهری

صفحه 299-321

ساره لاریجانی، علی لاریجانی

چکیده یکی از مسائل بنیادین در تاریخ فلسفه، بررسی مبانی فلسفی اخلاق است که تأثیرات آن فراتر از حوزه اخلاق، به حوزه‌هایی مانند فلسفه سیاست نیز کشیده شده است. در سنت فلسفی گذشته، حکمت به دو شاخه نظری و عملی تقسیم می‌شد؛ حکمت نظری به شناخت حقایق هستی و حکمت عملی به بررسی ارزش‌ها و بایدها در حوزه اخلاق و سیاست (تدبیر مدن) اختصاص داشت. مسئله اساسی در این زمینه، بررسی "منطق" حاکم بر حکمت عملی است. در حالی که منطق برهانی بر حکمت نظری حاکم است، این پرسش مطرح می‌شود که آیا در حکمت عملی نیز می‌توان از منطق قیاس برهانی بهره گرفت؟ این مقاله با هدف بررسی جایگاه فطرت در فلسفه اخلاق از دیدگاه شهید مطهری و تبیین مبانی اخلاق اسلامی تدوین شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه می‌توان بر اساس نظریه فطرت، اصول اخلاقی کلی و پایدار را تبیین کرد؟ فرضیه مقاله بر این استوار است که شهید مطهری با تکیه بر فطرت انسانی و دوگانگی وجودی انسان (بُعد سفلی و بُعد عِلوی) اخلاق را به‌عنوان مجموعه‌ای از بایدهای کلی با ریشه در بُعد علوی انسان معرفی می‌کند. روش پژوهش، تحلیلی و توصیفی است و بر مبنای بررسی آثار شهید مطهری و تحلیل مفهومی نظریات وی صورت گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهند که مطهری نظریه فطرت را نه‌تنها برای تبیین اخلاق، بلکه به‌عنوان پاسخی به چالش‌های نسبیت‌گرایی اخلاقی و نظریات پراگماتیستی مطرح می‌کند. در نهایت، اصول اخلاقی از دیدگاه وی بر اساس یک مبنای مشترک انسانی و در راستای کمال معنوی انسان قابل توجیه‌اند.

ارائه مدل مفهومی تدوین خط‌مشی مقابله با جنگ شناختی دشمن در فضای سایبر

صفحه 323-351

نیما مجد، حسن محجوب عشرت آبادی، محسن آقایی، هادی صادقی

چکیده با مطرح‌شدن ذهن انسان به‌عنوان عرصه جدید نبرد و تغییر ماهیت جنگ‏ها‏‏‏، دامنه فعالیت‏‏‏‏ها ‏از حوزه‏های فیزیکی و اطلاعاتی به حوزه درک و آگاهی انتقال‌یافته و مغز انسان به صحنه نبردی جدید تبدیل‌شده است. برگرفته از موارد فوق و باهدف ایجاد تحول در نحوه نگرش به محیط پیرامون و زمینه‌سازی برای انجام اقداماتی خاص، فرایندی ‌برنامه‌ریزی‌شده و هدفمند تحت عنوان «جنگ شناختی» صورت می‌پذیرد. بر این اساس تدوین هرگونه ‏‏خط‏مشی جهت مقابله با جریانات جنگ شناختی دشمن در فضای سایبر مستلزم طراحی یک مدل مفهومی واقع‌گرا و قابل‌اجرا می‌باشد. این پژوهش بامطالعه تحقیقات انجام‌شده مرتبط، بررسی ادبیات موضوعی، شناسایی تهدیدات مرسوم و استخراج مفاهیم مشترک با طرح این پرسش که «الگوی ‏‏خط‏مشی ‏گذاری مقابله با جنگ شناختی دشمن در فضای سایبر چیست و چه مدلی را می‌توان از این مطالعه ترسیم کرد؟» تلاش می‌کند با به‌کارگیری روش تحقیق کیفی از نوع زمینه بنیاد (GT)، مدل مفهومی جهت تدوین الگوی ‏‏خط‏مشی ‏گذاری مقابله با جنگ شناختی دشمن در فضای سایبر را‏‏‏ منطبق با دغدغه‏های بومی و به‌منظور جلوگیری از غافلگیری راهبردی و پرهیز از موازی کاری‏های معمول ارائه نماید. مهم‌ترین روش‌های گردآوری اطلاعات در این پژوهش مطالعات کتابخانه‌ای و پژوهش‌های میدانی است و مدل مفهومی حاصل‌شده دارای سه بخش اصلی شامل جنگ شناختی، فضای سایبر و فرایند خط‌مشی گذاری می‌باشد.

جایگاه هرمنوتیک در ادراک رویدادهای جامعه معاصر ایران(مطالعه موردی رویداد ششم بهمن آمل 1360)

صفحه 353-370

جواد حق گو

چکیده فهم رویدادهای تاریخی از پیچیدگی خاصی برخوردار است. این رُخدادها پس از وقوع با خوانشهای متفاوتی مواجه میشوند. برای حل این مشکل رویکردهای فلسفی به کمک علاقمندان تاریخ آمده است. در میان رویدادهای متکثر جامعه معاصر ایران، واقعه ششم بهمن سال 1360 شهر آمل را باید یکی از رویدادهای مهم تاریخ انقلاب به شمار آورد که از قضا دقیقاً در سطح «چیستی» با توصیفهای مختلفی روایت شده است. در این پژوهش تلاش شده تا با استفاده از آموزه های هرمنوتیک به بررسی چیستی این رویداد پرداخته شود. بر اساس یافته های این پژوهش روایت حماسه-گونه این حرکت به دلایل مختلف از اعتبار بیشتری برخوردار است. بر اساس یافته های پژوهش از متن رخداد که طبیعتاً دستخوش روایتهای متکثر رسمی و غیررسمی شده، موضوعاتی چون «جایگاه نامساعد حرکتهای چپ در میان مردم مازندران و آمل در آن بازه زمانی»، «درگیری فراگیر کشور در جنگ تحمیلی»، «جایگاه مطلوب امام به عنوان رهبر جمهوری اسلامی در میان مردم استان مازندران و شهر آمل»، در زمینه رُخداد یاد شده امکان صحت روایت حِماسه گونه از این رویداد را تقویت میکند.

نقش انقلاب اسلامی ایران در شکل گیری ژئوپلیتیک تشیع

صفحه 371-394

سجاد کمری

چکیده جهان تشیع به‌عنوان یکی از مهم‌ترین جوامع مذهبی و سیاسی در سطح جهانی، همواره تأثیرات عمیقی بر تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در مناطق مختلف داشته است. تأثیرات این جهان از لحاظ تاریخی، مذهبی، فرهنگی و ژئوپلیتیکی در تحولات منطقه‌ای و جهانی به‌ویژه در جهان اسلام به‌وضوح قابل مشاهده است. از این‌رو، درک ابعاد مختلف ژئوپلیتیک تشیع نه‌تنها به درک بهتر روابط داخلی و خارجی جوامع شیعی کمک می‌کند، بلکه ابزاری ضروری برای تحلیل و پیش‌بینی سیاست‌های جهانی و منطقه‌ای در دنیای امروز به‌شمار می‌رود. مقاله حاضر با هدف بررسی ابعاد مختلف ژئوپلیتیک جهان تشیع و نقش آن در سیاست‌های منطقه‌ای و جهانی نوشته شده است. این اثر قصد دارد تا علاوه بر تحلیل موقعیت جغرافیایی جوامع شیعه در بستر تحولات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی، به‌طور خاص به بررسی نقش تشیع در استراتژی‌های جهانی، قدرت‌های بزرگ و روابط بین‌المللی بپردازد. در این راستا، مفاهیم و الگوهای نظری ژئوپلیتیکی از منظر تشیع، روابط این جوامع با کشورهای غیرشیعی و تأثیر متقابل دین و سیاست در تعیین موقعیت استراتژیک کشورهای شیعی در عرصه جهانی مورد بحث و تحلیل قرار می‌گیرد.یکی از ویژگی‌های برجسته این کتاب، تمرکز بر فهم عمیق و جامع از نقش تشیع در ساختارهای سیاسی جهانی است. در واقع، با تحلیل روابط جغرافیایی و تاریخی شیعیان و دولت‌ها، می‌توان دیدگاه‌های جدیدی در ارتباط با چگونگی تأثیرگذاری قدرت‌های شیعی در تحولات جهانی و درگیری‌های منطقه‌ای به‌دست آورد. برای پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان به مطالعات اسلامی و سیاسی، این کتاب می‌تواند ابزار مفیدی باشد تا به تحلیل‌های ژئوپلیتیکی جهان تشیع و روابط پیچیده آن با قدرت‌های جهانی پرداخته و به‌ویژه از منظر تاریخی و استراتژیک، وضعیت تشیع را در معادلات سیاسی فعلی درک کنند.

گفتمان انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر محور مقاومت و شیعیان سوریه (2024- 2011)

صفحه 395-410

سوناز نصیری

چکیده درگیری و نبرد در سوریه یک درگیری منطقه‌ای و بین‌المللی است. در این درگیری دو محور سیاسی با دو طرح و رویکرد حضور دارند. در یکی از این دو طرح راه مقاومت و مبارزه با دشمنان امت و خصوصاً دشمن اصلی رژیم صهیونیستی برگزیده شده است و در طرح دیگر، طرحی است برای سلطه و حفظ برتری رژیم صهیونیستی بر منطقه که دولت آمریکا و هم پیمانان منطقه‌اش رهبری آن را برعهده گرفته‌اند. با در نظر گرفتن بعد منطقه‌ای بحران سوریه، شیعیان با ورود به بحران سوریه در سطح منطقه‌ای توانست تأثیرگذار شود. رسیدن موج خیزش عربی به سوریه و شروع اعتراضات داخلی و گسترش بحران، این کشور را صحنه ای برای مبارزه گروه‌های متعدد نظامی با یکدیگر و دولت علوی، یکه تازی گروه‌های شبه نظامی خارجی مانند داعش، دخالت مستقیم و غیر مستقیم قدرتهای منطقه ای و رویارویی قدرت‌های جهانی مبدل ساخته است. پژوهش حاضر با طراحی این سؤال که گفتمان انقلاب اسلامی پس از 2011  چه تأثیری بر محور مقاومت و شیعیان سوریه داشته است، این فرضیه را مطرح کرده است که گفتمان انقلاب اسلامی 2024- 2011 به بعد در ساختار سوریه نقش فعال داشته و بر تقویت محور مقاومت تأثیر مثبتی داشته­اند. شیعیان سوریه با برخورداری از جمعیت حداقلی، اتخاذ موضع ضد اسرائیلی، عدم ‌برخورداری از پشتوانه قوی اقتصادی و روبه‌رو شدن با اجماع جهانی علیه دولت بشار اسد، توانسته­اند با انتخاب راهبرد تدافعی و بهره‌مندی از سیاست های سازنده و مسامحه گرایی و پیگیری اصلاحات اجتماعی و اقتصادی گسترده و پرهیز از فرقه‌گرایی، در جهت بهبود جایگاه محور مقاومت در سوریه گام بردارند.

سیاست های عربستان سعودی علیه محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران در ژئوپلتیک عراق نوین(2003-2023)

صفحه 411-430

مجید عباسی، مقصود رنجبری

چکیده ایران و عربستان سعودی دو بازیگر برتر منطقه و رقیب یکدیگر در غرب آسیا محسوب می‌شوند. در این رابطه، تحولات عراق یکی از بازتاب‌های مهم سیاست‌های هماوردی تهران و ریاض محسوب می‌شود. تحولات سیاسی و امنیتی 2003در عراق، منجر به افزایش نقش و نفوذ ایران در سپهر سیاسی این کشور شد. در این راستا، عربستان تلاش نمود تا ضمن افزایش حوزه نفوذ و گسترش قلمروی ژئوپلیتیکی خود در عراق، از فراگیری نفوذ مادی و معنوی ایران در این کشور که به زعم سعودی ها نخستین دولت شیعه عربی و از حلقه های مهم محور مقاومت است، جلوگیری به عمل آورند. لذا هدف اصلی این پژوهش، تجزیه‌وتحلیل سیاست‌ها و سازوکارهای تقابل جویی عربستان با اقدامات امنیت زای ایران و محور مقاومت در سپهر سیاسی عراق نوین می‌باشد. برای تحقق هدف اصلی از روش توصیفی-تحلیلی و از چارچوب نظری موازنه تهدید استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سعودی ها عراق را جزئی از محور مقاومت می‌دانند. با نفوذ جمهوری اسلامی ایران در این کشور مخالف هستند. از دیدگاه آنها تداوم نفوذ ایران در عراق نه تنها جایگاه منطقه‌ای جمهوری اسلامی را ارتقا می‌دهد بلکه به تغییر موازنه قدرت به سود محور مقاومت منجر می‌شود. لذا با حمایت از اهل سنت، شیعیان سکولار، ایجاد بدبینی در رسانه‌ها بر ضد ایران، تلاش برای ایجاد ناامنی با تحریک داعش به حمله به عراق، نزدیکی به رژیم صهیونیستی و آمریکا با هدف تضعیف موازنه قدرت به ضرر جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت گام برداشته‌اند.