کلیدواژه‌ها = انقلاب
تعداد مقالات: 5
بازکاوی تطبیقی مفاهیم بنیادین سیاسی در فلسفه سیاسی ‌مشاء و فلسفه سیاسی‌انقلاب‌اسلامی

بازکاوی تطبیقی مفاهیم بنیادین سیاسی در فلسفه سیاسی ‌مشاء و فلسفه سیاسی‌انقلاب‌اسلامی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 141-161

فرامرز تقی لو، رضا خدابنده لو

چکیده این تحقیق با هدف نسبت سنجی میان مفاهیم فلسفه ‌سیاسی مشاء و فلسفه ‌سیاسی ‌انقلاب ‌اسلامی در سه مفهوم بنیادین 1. غایت‌مدینه یا هدف از جامعه‌سیاسی 2. رئیس‌مدینه یا حاکم‌مطلوب3. مدینه‌فاضله یا جامعه‌آرمانی پیش‌رفته‌است. پرسش‌اصلی این است که چه نسبتی میان مفاهیم‌ سیاسی فلسفه ‌مشاء و مفاهیم فلسفه ‌سیاسی‌ انقلاب‌ اسلامی از جهت ارکان و اجزاء وجود دارد؟ فرضیه پژوهش در پاسخ به سوال پژوهش این است که آراء فارابی، ابن‌سینا و خواجه ‌نصیرطوسی به‌عنوان سه فیلسوف برجسته فلسفه‌مشاء و کتاب «ولایت‌فقیه» امام‌خمینی و «قانون‌اساسی جمهوری اسلامی» به‌عنوان دو متن بنیادین فلسفه ‌سیاسی‌ انقلاب ‌اسلامی که در این پژوهش مورد بازکاوی تطبیقی قرارگرفتند ما را به این نتیجه رهنمون شدند که فلسفه‌ سیاسی ‌انقلاب ‌اسلامی در مفهوم غایت ‌مدینه، مانند فلسوفان مشائی به سعادت قصوا اشاره دارد و غایت ‌اندیشی ‌اجتماعی را در افق سعادت معنوی می‌نگرد. همچنین درباره مفهوم رئیس ‌مدینه، قرابت بسیار زیادی با مرتبه ‌سوم از ریاست ‌مدینه در آراء فیلسوفان ‌مشایی، یعنی ریاست ‌سنت دارد و درباره مفهوم مدینه ‌فاضله نیز هر دو فلسفه‌ سیاسی اتفاق ‌نظر بر این دارند که کسب فضیلت و حصول به سعادت در مدینه‌ فاضله بدون رهبری ‌و هدایت رئیس‌مدینه ناممکن است. بدین ترتیب، مقاله با تکیه بر روشی توصیفی-تطبیقی و گردآوری اطلاعات به‌صورت اسنادی به این نتیجه دست می یابد که دستیابی مردم به سعادت قصوی در مدینه فاضله از طریق رهبری و هدایت رئیس مدینه فاضله عناصر اصلی پیوند میان مفاهیم فلسفه سیاسی مشایی و فلسفه سیاسی انقلاب اسلامی است.

بررسی مولفه‌های حکمرانی خوب با توجه به رویکرد اندیشه‌های سیاسی انقلاب اسلامی

بررسی مولفه‌های حکمرانی خوب با توجه به رویکرد اندیشه‌های سیاسی انقلاب اسلامی

دوره 3، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 275-288

سعید واحدی

چکیده حکمرانی خوب که با مولفه هایی مانند «مشارکت،شفافیت،پاسخگویی، اثربخشی و حاکمیت قانون» بررسی و می تواند الگویی برای توسعه پایدار انسانی با ساز و کار تعامل عملی در سه بخش دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی باشد. بنابراین جامعه باید از طراحی نظام حکمرانی آغاز و تبدیل به یکی از فرآیندها «تمدن سازی اسلامی» گردد. لذا حکمرانی مطلوب باید نظام اجتماعی را به گونه ای سامان دهد تا بسترهای مناسبی را برای رشد آگاهی های فردی و اجتماعی در آن مهیا و زمینه گمراهی در آن کاهش یابد بنابراین حکمرانی مطلوب به معنای فرآیندها و نهادهایی است که به واسطه آن‌ها شهروندان، گروه‌ها و نهادهای مدنی، منافع مدنی خود را دنبال و حقوق قانونی خود را به اجرا و تعهدات‌شان را برآورده می‌سازند. داده های مورد نیاز تحقیق به روش تحلیلی_توصیفی و کتابخانه ایی گرد آوری شده است در پژوهش حاضر که به فرضیه اصلی تحقیق پاسخ داده شده است، با توجه به اندیشه های سیاسی انقلاب اسلامی ایران ظرفیت کافی برای ارایه الگوی بومی حکمرانی خوب وجود دارد؟ بنظر می رسد ظرفیت کافی برای ارایه الگوی بومی حکمرانی خوب در ایران وجود داشته باشد. هدف از ارائه مقاله حاضر؛ بررسی عوامل مؤثر بر حکمرانی خوب مبتنی بر اندیشه های سیاسی انقلاب اسلامی می باشد.

پست مدرنیسم در ایران معاصر با تکیه بر آثار رضا قاسمی

پست مدرنیسم در ایران معاصر با تکیه بر آثار رضا قاسمی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 85-103

لیلا رهنما، نزهت نوحی، مهری تلخابی، حیدر حسن لو

چکیده پست‌مدرنیسم یکی از جنبش‌های مهم و تأثیرگذار چند دهه‌ اخیر در بسیاری از رشته‌ها و حوزه‌های مطالعاتی مختلف ازجمله هنر، معماری، موسیقی، فیلم، ادبیات، جامعه‌شناسی، علوم ارتباطات، مُد و فناوری است. پس از انقلاب اسلامی نیز به‌واسطه دگرگونی‌هایی که در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایجاد شد، داستان‌های بسیاری با ویژگی‌های این مکتب نوشته ‌شد که روایت غیرخطی و گسیخته یکی از ویژگی‌های اصلی آن‌‌هاست. نویسندگان معاصر ضمن تشکیک در الگوهای دهه‌های گذشته به‌دنبال یافتن شیوه‌هایی تازه در نگارش آثار خود بودند. رضا قاسمی نیز از نویسندگان برجسته پس از انقلاب در حوزه داستان‌نویسی پسامدرنیستی است که مهم‌ترین ویژگی آثار او به‌کارگیری نوعی خاص از روایتگری است که تأثیر زیادی بر دیگر عناصر داستان‌های وی نهاده است. هدف این پژوهش که با روش توصیفی و تحلیلی به نگارش درآمده، بررسی مؤلفه‌های پست مدرنیستی و ویژگی‌های روایتگری در داستان‌های پسامدرنیستی و تأثیر شیوه روایت راوی بر روند وقوع حوادث داستان‌های قاسمی است، مؤلفه‌هایی همچون عدم قطعیت وابهام روایی، آشفتگی زمانی، از هم گسیختگی و قطعه قطعه شدگی، ابهام، روایت مدور که نشان می‌دهد این مفاهیمِ پسامدرنیستی در آثار او، ثمره‌ی فرایند طبیعی روایتی است که به آشفتگی ذهنِ انسان معاصر می‌پردازد. انسانی که خود منعکس کننده‌ی آشفتگی‌های جهان اطرافِ خود است. همچنین تلاش شده تا با تحلیل عناصر مبهمِ رمان، برخی از ابهامات، آشکار و رمزگشایی شود. این پژوهش نشان می‌دهد که درک این داستان‌ها بدون شناختِ ویژگی‌های روایتگریِ راوی دشوار و ناممکن است.

بررسی زمینه‌های اجتماعی تأثیر گذار بر انقلاب اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های اجتماعی تأثیر گذار بر انقلاب اسلامی ایران

دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 243-259

عباسعلی طالبی

چکیده اگرچه بررسی ریشه‌های پیدایش انقلاب‌ها همواره ایده‌ای جذاب و قابل تأمل بوده، اما تاکنون تلاشی جدی برای تبیین نظری در باره علل، ماهیت، چرایی و چگونگی انقلاب اسلامی ایران که از یک سو سبب تغییر در اساس و نوع حکومت شد و از سوی دیگر به تحول در ایدئولوژی غالب و رسمی کشور و خط مشی‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تحول در ابعاد داخلی و خارجی شد، دست کم در زبان فارسی در حد یک انقلاب اجتماعی بزرگ، صورت نگرفته است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی با طرح  این سوال که زمینه‌های اجتماعی وقوع انقلاب اسلامی ایران کدامند می‌کوشد تا علل اجتماعی شکل گیری انقلاب اسلامی ایران را به عنوان آخرین، مهم‌ترین و برزگترین انقلاب قرن بیستم مورد بررسی و واکاوی قرار دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد اولاً ضعف مبانی مشروعیت، هویت زدایی، ستیز با مذهب و نارضایتی طبقه متوسط بیشترین تاثیر را در وقوع انقلاب اسلامی داشته‌اند. ثانیاٌ تشدید وابستگی به غرب، ساختار فرد محوری و فساد حکومتی منجر به گسترش نارضایتی و تسریع روند انقلابی شده است و ثالثاً رهبری، مردم و ایدئولوژی در ایجاد وضعیت انقلابی نقش بسزایی داشتند.

علل انقلاب 1357 در ایران و دستاوردهای چهل ساله؛ با استفاده از نظریه توسعه نامتوازن

علل انقلاب 1357 در ایران و دستاوردهای چهل ساله؛ با استفاده از نظریه توسعه نامتوازن

دوره 1، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 95-136

سعید محمدی گماری، حمید صالحی

چکیده با وقوع انقلاب 1357، محققان و اندیشمندان علوم اجتماعی به مطالعه در مورد دلایل وقوع این انقلاب پرداخته و درصدد برآمدند تا چارچوب­های نظری در این زمینه ارائه دهند. هر یک از چارچوب­های نظری، ضمن پذیرش وجود عوامل مختلف در وقوع انقلاب ایران بر یک عامل به عنوان عامل اصلی اشاره می­کنند. بر طبق نظریه توسعه نامتوازن، انقلاب ایران به این علت رخ داد که شاه ایران در حوزه­های اجتماعی ـ اقتصادی به نوسازی­هایی پرداخت و در نتیجه طبقات کارگر و متوسط جدید را گسترش داد اما از نوسازی در حوزه­ی سیاسی ناتوان ماند، در نتیجه شکاف عمیق میان نظام اقتصادی ـ اجتماعی توسعه یافته و نظام سیاسی توسعه نیافته چنان وسیع شد که منجر به سقوط رژیم گردید. بایندر، آبراهامیان، میلانی و زیباکلام از جمله نویسندگان معتقد به این نظریه در وقوع انقلاب ایران هستند. بررسی نظریه توسعه نامتوازن در تبیین علت وقوع انقلاب ایران مسأله­ای است که در این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع و تحقیقات در دسترش، مورد پژوهش قرار گرفته است.