نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی، واحد مشهد،دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
2 گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
با ورود مشروطه مباحثی نظیر حاکمیت قانون، حکومت مشروطه و قانونگذاری، جزئی از مسائل اساسی عرصه سیاسی ایران گردید. اما همه این موارد بدون توجه به منطق حاکم بر این عناصر و رابطه آنها با پیریزی دولت مدرن انجام شد. دولتهای بر سرکار آمده در ایران پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی بین مقتضیات سنت و مدرنیته گرفتار آمدهاند و راه برون رفتی نیافتهاند. این دولتها را میتوان دولتهای در راه مانده دانست که در قالب دولت طبیعی پایه و بالغ، همواره در گردش بودهاند و نتوانستهاند مراحل گذار به سمت دولت مدرن یا همان نظم دسترسی آزاد را بپیمایند. با وجود این، اگر دولت مدرن را به مثابه ثمره مدرنیته غربی بدانیم که ریشه در عمیقترین و آرامترین تحولات سیاسی، اجتماعی، تاریخی، اقتصادی اروپای غربی دارد، مطمئناً گرتهبرداری صِرف و وارد ساختن آن به ایران، بدون توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی، محیطی و ... این مرز و بوم، چیزی جز ناکامی در پی نخواهد داشت. این مقاله با رویکرد سنت نهادگرایی تاریخی به بررسی نقش سنت و تجدد در دولت مدرن پس از انقلاب اسلامی میپردازد.
کلیدواژهها English