بازکاوی تطبیقی مفاهیم بنیادین سیاسی در فلسفه سیاسی ‌مشاء و فلسفه سیاسی‌انقلاب‌اسلامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

چکیده
این تحقیق با هدف نسبت سنجی میان مفاهیم فلسفه ‌سیاسی مشاء و فلسفه ‌سیاسی ‌انقلاب ‌اسلامی در سه مفهوم بنیادین 1. غایت‌مدینه یا هدف از جامعه‌سیاسی 2. رئیس‌مدینه یا حاکم‌مطلوب3. مدینه‌فاضله یا جامعه‌آرمانی پیش‌رفته‌است. پرسش‌اصلی این است که چه نسبتی میان مفاهیم‌ سیاسی فلسفه ‌مشاء و مفاهیم فلسفه ‌سیاسی‌ انقلاب‌ اسلامی از جهت ارکان و اجزاء وجود دارد؟ فرضیه پژوهش در پاسخ به سوال پژوهش این است که آراء فارابی، ابن‌سینا و خواجه ‌نصیرطوسی به‌عنوان سه فیلسوف برجسته فلسفه‌مشاء و کتاب «ولایت‌فقیه» امام‌خمینی و «قانون‌اساسی جمهوری اسلامی» به‌عنوان دو متن بنیادین فلسفه ‌سیاسی‌ انقلاب ‌اسلامی که در این پژوهش مورد بازکاوی تطبیقی قرارگرفتند ما را به این نتیجه رهنمون شدند که فلسفه‌ سیاسی ‌انقلاب ‌اسلامی در مفهوم غایت ‌مدینه، مانند فلسوفان مشائی به سعادت قصوا اشاره دارد و غایت ‌اندیشی ‌اجتماعی را در افق سعادت معنوی می‌نگرد. همچنین درباره مفهوم رئیس ‌مدینه، قرابت بسیار زیادی با مرتبه ‌سوم از ریاست ‌مدینه در آراء فیلسوفان ‌مشایی، یعنی ریاست ‌سنت دارد و درباره مفهوم مدینه ‌فاضله نیز هر دو فلسفه‌ سیاسی اتفاق ‌نظر بر این دارند که کسب فضیلت و حصول به سعادت در مدینه‌ فاضله بدون رهبری ‌و هدایت رئیس‌مدینه ناممکن است. بدین ترتیب، مقاله با تکیه بر روشی توصیفی-تطبیقی و گردآوری اطلاعات به‌صورت اسنادی به این نتیجه دست می یابد که دستیابی مردم به سعادت قصوی در مدینه فاضله از طریق رهبری و هدایت رئیس مدینه فاضله عناصر اصلی پیوند میان مفاهیم فلسفه سیاسی مشایی و فلسفه سیاسی انقلاب اسلامی است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله English

A Comparative Analysis of the Fundamental Political Concepts in the Walking Political Philosophy and the Political philosophy of Islamic Revolution

نویسندگان English

Faramarz Taghilou 1
Reza Khodabandelou 2
1 Faculty Member in University of Tabriz
2 a
چکیده English

Comparing between Walking political philosophy and the political philosophy of the Islamic Revolution in three fundamental concepts: 1- The goals of the polity, 2- The leader of polity and 3- The ideal polity or utopia is the central cannon of analysis in this article. The main question is what is the relationship between the political concepts of Walking philosophy and the political philosophy of the Islamic Revolution? In response, the ideas of Farabi, Ibn Sina and Khajah-e Nasir-Tusi as three prominent Walking philosophers and and Imam Khomeini's "Valayat-e-Faqih" and Islamic Republic Constitution were subjected to a comparative analysis. We find basic similarities cocerning three cocepts:1- the goals of the polity (ultimate perfection),2- the leader of the polity and3- the concept of utopia. In this way, the people's achievement of perfection in a utopia through the leadership and guidance of the leader of the utopia are the main elements of the link between the Walking political philosophy and the political philosophy of the Islamic Revolution. The research is based on a descriptive-comparative method and the data collection has done in a documentary method.

کلیدواژه‌ها English

philosophy
Walking
Utopia
Islamic
Revolution