کلیدواژه‌ها = نظام آموزش و پرورش
تعداد مقالات: 2
تحلیل سازو کارهای تربیت سیاسی در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران با رویکرد کنشگری آگاهانه سیاسی

تحلیل سازو کارهای تربیت سیاسی در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران با رویکرد کنشگری آگاهانه سیاسی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 121-147

فرامرز نوید تبریزی، مجید گل پرور، مهدی حسنی باقری

چکیده تربیت سیاسی ازجمله مفاهیم است‌که از دیرباز موردتوجه اندیشمندان سیاسی بوده است. در دنیای امروز نیز اهمیت تربیت سیاسی به‌واسطه آن‌که بخشی از فرایند توسعه به‌ شمار می‌رود از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در مقاله حاضر به بررسی این سؤال پرداخته‌ شده است‌که ساز و کارهای تربیت سیاسی در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران چیست و چه تأثیری بر کنشگری آگاهانه سیاسی دارد؟ مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه‌ای به بررسی سؤال مورداشاره پرداخته‌شده است. نتایج براین امر دلالت دارد که یکی از مهم‌ترین نهاد متولی امر آموزش در قانون اساسی وزارت آموزش و پرورش است که بخشی قابل ‌توجهی از فرایند تربیت سیاسی را بر عهده دارد. اما به نظر می‌رسد به دلایلی چون ناکارآمدی بخش‌هایی در اسناد بالادستی وزارتخانه آموزش و پرورش، ناکارآمدی بخش‌هایی در معاونت پرورشی و فرهنگی، حمایت شعارگونه سیستم مدیریت کلان و ناکارآمدی به دلیل بخش‌هایی در مدارس تربیت سیاسی در نظام آموزش و پرورش ایران منجر به کنشگری آگاهانه سیاسی نشده است. مطابق چارچوب نظری انتگرال، عدم طرد، پذیرش تکثر سیاسی و ایجاد فضای بین‌الاذهانی و به رسمیت شناختن دیگری، مهمترین ساز و کارها و بایسته‌های تربیت سیاسی منجر به کنشگری آگاهانه است.

بررسی تطبیقی-تحلیلی مولفه های انسان مطلوب و انسان توسعه یافته در سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش و سند 2030

بررسی تطبیقی-تحلیلی مولفه های انسان مطلوب و انسان توسعه یافته در سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش و سند 2030

دوره 4، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 183-210

اعظم محسن لو، علیرضا رضایی، محمدعلی قاسمی ترکی

چکیده سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش بیشتر ناظر به ارتقای جنبه‌های علمی و اخلاقی و معنوی و تربیتی دانش آموزان و هم معلمان و مربیان است؛ انسان مطلوبی که در این سند ترسیم گردیده است بیشتر انسانی اخلاقی و معنوی است تا انسانی که ویژگی‌های انسان توسعه یافته غربی سند 2030 را داشته باشد؛ با این حال بین این دو سند اشتراکات و مشابهت‌هایی در حوزه بعضی از مباحث نظیر عدالت گرایی و اختیار و آزادی عمل انسان دیده می شود. نکته مهم و اساسی آن است که سند تحول بنیادین بیشتر بر مبنای تئوری‌هایی بنا شده که بعضا قابل اجرا نیستند و یا اگر باشند بسیار زمان بر و هزینه بر هستند، به تعبیر دیگر سیمای ارائه شده از انسان مطلوب در در سند تحول ایده آل و آرمانی و تا حدّی دست نیافتنی است چرا که تنظیم کنندگان سند بدون توجه به واقعیت‌های روز جامعه و ظرفیت‌های آموزش و پرورش و مدارس و مربیان انها و شناخت چالش‌ها و راهکارهای مرتبط با تعلیم و تربیت اقدام به نگارش بندهای مختلف آن نموده اند.در صورتی که جامعه ما نیاز به برنامه ای مدون و جامع در حوزه علم و اخلاق و معنویت دانش اموزان و دانشجویان دارد که قابلیت اجرا داشته و در عین حال جذاب باشد. نویسندگان در این مقاله در پی پاسخ به این سوال می‌باشند که انسان مطلوب سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش با ویژگی‌های انسان توسعه یافته از چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی برخوردارند؟ و فرضیه پژوهش بر این استوار است که علت اصلی تفاوت ویژگی‌های انسان مطلوب سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش با ویژگی‌های انسان توسعه یافته، تلقی متفاوت آن دو از انسان است. هدف پژوهش تبیین و تحلیل ویژگی‌های انسان مطلوب در سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش با ویژگی های انسان توسعه یافته می‌باشد.