کلیدواژه‌ها = همبستگی اجتماعی
تعداد مقالات: 4
تببین نقش رسانه در همبستگی اجتماعی و سبک زندگی اسلامی ایرانی

تببین نقش رسانه در همبستگی اجتماعی و سبک زندگی اسلامی ایرانی

دوره 7، شماره 2، بهار 1405، صفحه 79-104

مهرداد بذرپاش، وحید صالحی

چکیده رسانه در جهان معاصر تنها وسیله‌ای برای انتقال پیام نیست، بلکه نهادی اثرگذار در شکل‌دهی به نگرش‌ها، ارزش‌ها، الگوهای رفتاری و مناسبات اجتماعی به شمار می‌آید. در جامعه‌ای مانند ایران که دارای پیشینه‌ای غنی از آموزه‌های دینی و فرهنگی است، رسانه می‌تواند نقش مهمی در تقویت همبستگی اجتماعی و ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی ایفا کند. همبستگی اجتماعی به معنای پیوند، اعتماد، مشارکت و احساس تعلق میان افراد جامعه، از عوامل بنیادین پایداری و توسعه اجتماعی محسوب می‌شود. از سوی دیگر، سبک زندگی اسلامی-ایرانی بر مؤلفه‌هایی همچون خانواده‌محوری، قناعت، اخلاق‌مداری، مسئولیت‌پذیری، ساده‌زیستی و توجه به کرامت انسانی تأکید دارد. با گسترش رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی، فرصت‌ها و تهدیدهای تازه‌ای در این حوزه پدید آمده است؛ به‌گونه‌ای که از یک سو امکان ترویج ارزش‌های اصیل و ایجاد پیوندهای اجتماعی فراهم شده و از سوی دیگر، امکان نفوذ الگوهای مصرف‌گرایانه، فردگرایانه و گسست‌آفرین افزایش یافته است. این مقاله با رویکردی تحلیلی-توصیفی، به بررسی نقش رسانه در تقویت همبستگی اجتماعی و ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی می‌پردازد و نشان می‌دهد که رسانه در صورت بهره‌گیری هوشمندانه، می‌تواند به ابزاری مؤثر در بازتولید هویت جمعی، افزایش سرمایه اجتماعی و نهادینه‌سازی ارزش‌های فرهنگی بومی تبدیل شود.

پدیدارشناسی نقش شبکه استانی زاگرس در همبستگی اجتماعی با تأکید بر عدالت شناسایی

پدیدارشناسی نقش شبکه استانی زاگرس در همبستگی اجتماعی با تأکید بر عدالت شناسایی

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 339-364

عثمان میرانی، ایرج رنجبر، سیامک بهرامی

چکیده ادبیات عدالت رسانه‌ای در ایران، پیوند آن با همبستگی اجتماعی را عمدتاً به توزیع محتوا یا دسترسی تقلیل داده و از فهم کیفی سازوکارهای بازشناسی در سطح تجربه زیسته غفلت کرده است. این خلأ در بسترهای چندفرهنگی که حساسیت‌های هویتی با نظم نمادین درهم‌تنیده‌اند، برجسته‌تر می‌شود. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی این پیوند، تجربه زیسته نخبگان کلان‌شهر کرمانشاه از شبکه استانی زاگرس را در پرتو نظریه عدالت به‌مثابه بازشناسی اکسل هونت و از رهگذر روش پدیدارشناسی کلایزی مطالعه می‌کند. داده‌ها از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با ۱۰ نفر از خبرگان حوزه‌های علوم سیاسی، جامعه‌شناسی، تاریخ و مدیریت گردآوری و بر اساس مراحل هفت‌گانه کلایزی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد ادراک همبستگی، سازه‌ای چندوجهی و درهم‌تنیده با ضرورت «دیده شدن» و «ارزش‌گذاری متقابل» است، اما وضعیت موجود کرمانشاه ذیل مفهوم «بازشناسی ناقص» صورتبندی می‌شود: یعنی توقف در سطوح عاطفی و حقوقی بازشناسی و عدم تحقق سطح سوم یعنی ارزش‌گذاری فعال بر تفاوت‌ها. مشارکت‌کنندگان با باور به نقش ویژه شبکه استانی، از راهکارهای اصلی تحول در عرصه همبستگی را الگوی «تکثرگرایی هدفمند» ترسیم می‌کنند که با تمرکز بهتر بر مولفه‌های عدالت شناسایی، کنش‌گری مسئله‌محور و مدیریت مسئولانه‌تر تنوع فرهنگی، شبکه زاگرس را به «پلتفرمی شناساگر» ارتقا می‌دهد. در نهایت مقاله با مفهوم‌سازی «بازشناسی ناقص» و «سرمایه بازشناسی نهفته»، نظریه هونت را بسط داده و نشان می‌دهد که همبستگی در جوامع چندفرهنگی، بدون نهادینه‌سازی بهتر عدالت شناسایی در نهادها بخصوص رسانه، به همزیستی تقلیل می‌یابد.

بازاندیشی همبستگی اجتماعی: تحلیل تطبیقی نظریه شناسایی آکسل هونت و سیاست حقیقت ریچارد رورتی

بازاندیشی همبستگی اجتماعی: تحلیل تطبیقی نظریه شناسایی آکسل هونت و سیاست حقیقت ریچارد رورتی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 167-200

عثمان میرانی، ایرج رنجبر، سیامک بهرامی

چکیده فرسایش الگوهای سنتی همبستگی اجتماعی بر اثر جهانی‌شدن شتابان، مهاجرت گسترده و فردگرایی انتزاعی، ضرورت بازاندیشی در مفهوم همبستگی در جهان معاصر را برجسته ساخته است. از این رو، مقاله حاضر با هدف ارائه چارچوبی مفهومی برای بازاندیشی همبستگی اجتماعی، به تحلیل تطبیقی دو نظریه‌ی مطرح معاصر یعنی شناسایی هونت و سیاست حقیقت رورتی از طریق بازخوانی انتقادی متون آن‌ها پرداخته است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که ادغام ساختارمند این دو دیدگاه، مدل تلفیقی برای بازسازی همبستگی در سه لایه: 1. هستی‌شناختی: هویت‌یابی فردی از مسیر شناسایی اجتماعی؛ 2. -اجتماعی: بازتولید فضای کثرت‌گرا با بازتوصیف روایت‌ها؛ 3. همبستگی پایدار به مثابه برآیند دیالکتیکی «عدالت شناسایی نهادی‌شده» و «شمول گفتمانی»، فراهم می‌آورد. براین اساس نوآوری پژوهش، در پیوند خلاقانه ساختار و گفتمان در فضای کثرت‌گرایانه است که تفاوت‌ها را به موتور محرک پیشرفت تبدیل می‌کند و از این رو راهکاری برای مدیریت چالش‌هایی چون فردگرایی و بحران‌های هویتی ارائه می‌دهد. در نهایت، پیامدهای عملی این چارچوب شامل تدوین برنامه‌های آموزشی چندفرهنگی و خلق روایت‌های رسانه‌ای فراگیر برای تقویت انسجام اجتماعی می‌باشد.

جامعه‌شناسی سیاسی همبستگی در شرایط بحران: تحلیل تحولات اجتماعی ایران در جنگ ۱۲ روزه و پیامدهای ظرفیت‌سازی ملی

جامعه‌شناسی سیاسی همبستگی در شرایط بحران: تحلیل تحولات اجتماعی ایران در جنگ ۱۲ روزه و پیامدهای ظرفیت‌سازی ملی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 169-199

سمیه قنبری

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل سازوکار‌های همبستگی اجتماعی و فرایندهای ظرفیت‌سازی ملی در جامعه ایران طی جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل (۲۳ خرداد - ۳ تیر ۱۴۰۴) انجام شده است. چارچوب نظری تحقیق بر تلفیق نظریه همبستگی مکانیکی دورکیم، نظریه ساختار فرصت‌های سیاسی کریزی و رویکرد ظرفیت‌سازی اجتماعی لاورن-سکسبی استوار است. روش‌شناسی تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل اسنادی محتوایی شامل بررسی بیانیه‌های رسمی، گزارش‌های رسانه‌ای و واکنش‌های اجتماعی است. یافته‌ها نشان داد که تهدید خارجی موجب فعال‌سازی سریع وجدان جمعی و ایجاد همبستگی فراطیفی شد که طیف‌های متعارض سیاسی از مهدی کروبی تا محافظه‌کاران را متحد ساخت. احیای نمادهای ملی ایرانی همچون سرود «ای ایران» و نمادهای شیر ایرانی در کنار هویت مذهبی، نقش مهمی در تقویت انسجام ملی ایفا کرد. همکاری گسترده مردم با نهادهای امنیتی و گزارش فعالیت‌های مشکوک، به شناسایی و دستگیری تعداد قابل توجهی از نفوذی‌ها و کشف مواد منفجره منجر شد که نشان‌دهنده عمق مشارکت اجتماعی و احساس مسئولیت ملی است. همچنین، سیستم‌های اقتصاد مقاومتی و شبکه‌های توزیع کالاهای اساسی کارآمدی مناسبی نشان دادند و تاب‌آوری جامعه در شرایط محدودیت ارتباطی پس از قطع اینترنت آشکار شد. با این حال، چالش‌هایی نظیر تلفات انسانی، آسیب به تأسیسات هسته‌ای، ضعف در سیستم‌های هشدار اولیه و پدافند غیرعامل، و تفاوت‌های نسلی در نگرش به بحران آشکار شد. نتیجه‌گیری پژوهش تأیید می‌کند که جامعه ایران از ذخایر عمیق همبستگی اجتماعی برخوردار است که در شرایط بحران قابل فعال‌سازی است، اما نهادینه‌سازی این دستاوردها مستلزم مدیریت هوشمندانه و برنامه‌ریزی بلندمدت است.