کلیدواژه‌ها = گفتمان
تعداد مقالات: 6
واکاوی چرخش خرده‌پاردایم‌های قدرت در جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۳

واکاوی چرخش خرده‌پاردایم‌های قدرت در جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۳

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 31-52

سعید ذکریاپور سورکوهی، رحمت عباس تبار

چکیده رهیافت پاردایم قدرت، برای جابجایی حکومت‌ها و در حوزه مطالعه تغییرات قدرت در سطح عاملیت و ساختار در چهار حوزه انباشت، هژمونی، هویت و مشروعیت، تبیین کننده است. اما در سطح تغییرات دولت‌ها در یک نظام واحد مانند نظام جمهوری اسلامی، باید یک رهیافت دیگری برای تبیین تغییرات خُرد در ذیل پارادایم قدرت کلان جمهوری اسلامی به کار بست. سوال اصلی مقاله آنست که با چه رهیافتی میتوان تغییرات سطح دولت به معنای قوه مجریه را به بهترین شکل، تبیین کرد. به نظر می‌رسد، بهترین معیار تمیز، تفاوت‌های گفتمانی در کنار تغییرات عاملیت است. در جمهوری اسلامی، از سال ۱۳۷۶، دو گفتمان اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی، با یک پیوستگی، در حال جابجایی و چرخش قدرت هستند. این چرخش گفتمانی، به دلیل همراه بودن با چرخش عاملیت اعم از سرآمد پاردایم، شارحان اصلی، کارورزان پاردایمی و نیروهای پاردایمی، به مفهوم پاردایم قدرت ستاری شباهت دارد که به دلیل تغییرات گفتمانی به جای تغییرات در علیت‌های ساختی چهارگانه، یک چرخش خُرده‌پاردایمی تلقی می‌شود. در این مقاله از رهیافت پارادایم قدرت ستاری برای تبیین چرخش خرده‌پاردایم‌های قدرت در جمهوری اسلامی استفاده شده و نتیجه حاصله نشان‌دهنده آن است که دولت‌های خاتمی، روحانی و پزشکیان ذیل خرده‌پاردایم قدرت اصلاح‌طلبی و دولت‌های احمدی‌نژاد و شهید رئیسی، ذیل خرده‌پاردایم اصول‌گرایی تعریف می‌شود که این خرده‌پاردایم‌ها، پس از دوران مسئولیت خود، جریان قدرت را به خرده‌پارادایم قدرتِ رقیب واگذار می‌کنند. از این فرآیند جابجایی و چرخش جریان قدرت در جمهوری اسلامی، به چرخش خرده‌پاردایم‌های قدرت در جمهوری اسلامی تعبیر می‌شود.

هستار شناسی ساختاری سازه مفهومی نظریه نظام انقلابی

هستار شناسی ساختاری سازه مفهومی نظریه نظام انقلابی

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 187-217

علی آزرمی

چکیده مقاله پیش رو با هدف تبیین و هستی شناسی نظریه نظام انقلابی به عنوان مهمترین سازه مفهومی در بیانیه گام دوم و با طرح این سوال که نظریه نظام انقلابی به لحاظ گفتمانی چگونه مفصل‌بندی می شود؟تلاش کرده است تا با رویکرد تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، دال مرکزی نظریه نظام انقلابی و برخی دیگر از دال‌ها و ویژگی های گفتمانی این نظریه را بازشناسی کرده تا به درک درستی از مفاهیم و نشانگان آن در ابر گفتمان انقلاب اسلامی رهنمون شویم.یافته های مقاله نشان می دهد ، اسلام سیاسی فقاهتی ، به معنای نقش اسلام و دستگاه فقه در تاسیس حکومت و نظام سازی در میانه اقتضائات دوران معاصر ، دال مرکزی بوده و فقه نظام ساز شیعی در این دال چهار کارویژه اساسی برای نظام سازی بر عهده دارد.همچنین دال عقلانیت سیاسی به مثابه یکی از مهمترین دال ها که حول دال مرکزی انسجام و قرار یافته به مثابه عنصر هویت ساز و صیرورت بخش به نظریه بررسی شده است . عقلانیت انقلابی می تواند راه سومی در حل مسئله رابطه ساختار –کارگزار بوده و سوژه انقلابی را برساخته کند. سوژه ای که در یک نظام معنایی و با درک بسترهای کنشگری عمل سیاسی را صورت می دهد.نهایتا این که برخی وقته ها و دال های مهم در اندیشه سیاسی آیت الله خامنه ای که در کنار دیگر موارد اشاره شده زنجیره هم ارزی گفتمانی را ایجاد و نظریه نظام انقلابی را در برابر رویکردهای ترمیدوری، و اپیستمه غربی غیریت سازی می کنند واکاوی شده است.

رهبری امام خمینی (ره) و گذر روحانیت از حوزه معنایی خاص دین به سپهر عام سیاست

رهبری امام خمینی (ره) و گذر روحانیت از حوزه معنایی خاص دین به سپهر عام سیاست

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 257-277

علیرضا سمیعی اصفهانی

چکیده اسلام سیاسی مفهومی نو در ادبیات سیاسی جهان است که برگرفته از عناصر اصیل اسلامی است. این مفهوم به دنبال آن است که اسلام را به مثابه دینی جامع که واجد ابعاد متنوع سیاسی، اعتقادی و فرهنگی متناظر به انسان و جامعه است، معرفی نماید. پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که امام خمینی (ره) به عنوان رهبری کاریزماتیک چگونه توانست با بهره‌گیری از زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی ایران، دین اسلام و کارگزاران آن را از حوزه معنایی خاص اجتماع، به حوزه عام سیاست وارد سازد و زمینه‌ساز وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 گردد؟ در پاسخ به این پرسش، فرضیه پژوهش بر این نکته تاکید دارد که امام خمینی(ره) با تدوین نظریه ولایت فقیه و استفاده از آن، اسلام را به گفتمانی سیاسی - اجتماعی تبدیل و روحانیت را به عنوان کارگزاران دینی سیاست، معرفی نمود. همچنین یافته‌های پژوهش گویای آن است که امام خمینی (ره) با رهبری منحصر به فرد خود که از سه نوع؛ اقتدار عقلانی، سنتی و کاریزماتیک وبر همزمان برخوردار بود توانست برای ولایت فقیه به مثابه یک «امر سیاسی» در رقابت با گفتمان‌های رقیب خود، شأن و جایگاه ویژه‌ای تعریف نماید. روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل گفتمان و روش گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای و منابع فضای مجازی است.

چرخه گفتمانی در سیاست‌گذاری فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دهه ۱۳۷۰

چرخه گفتمانی در سیاست‌گذاری فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دهه ۱۳۷۰

دوره 4، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 61-82

سعید صفایی، عباسعلی رهبر

چکیده پژوهش حاضر تلاش دارد جایگاه انقلاب اسلامی در تحول سیاست‌گذاری فرهنگی ایران و همچنین چرخه گفتمانی و تحول در سیاست‌گذاری فرهنگی جمهوری اسلامی در دهه ۷۰ را مورد بررسی قرار دهد. به جهت ترسیم چگونگی و میزان تحول در فرایند سیاست‌گذاری از روش تحلیل گفتمان بهره گرفته شده تا به استناد نتایج، به این پرسش پاسخ دهیم که انقلاب اسلامی ایران در روند سیاست‌گذاری فرهنگی چه تغییرات گفتمانی را ایجاد کرده است؟ آیا سیاست‌گذاری فرهنگی پس از انقلاب از گفتمانی مستقر و مسلط پیروی کرده است یا دچار تغییرات درون‌گفتمانی شده است؟ برای مشخص‌شدن تغییرات گفتمانی، رویکردهای مختلف نسبت به سیاست‌گذاری فرهنگی مانند (آرمان‌گرا و واقع‌گرا بودن - میزان مداخله دولت - دیدگاه کنترل فرهنگی یا فرهنگ آزاد - دینی و غیردینی بودن) مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین به جهت مطالعه دقیق‌تر و نشان‌دادن میزان تحولات، اسناد و برنامه‌های توسعه نیز مورد واکاوی قرار گرفته است. از جمله مهم‌ترین نتایج پژوهش حاضر این است که با حادثه انقلاب اسلامی چرخش «از» گفتمان «غربی و غیراسلامی» به گفتمان «دینی و اسلامی» رخ می‌دهد و روند سیاست‌گذاری فرهنگی پس از انقلاب اسلامی نیز در دو گفتمان «سنتی - انقلابی» و «توسعه‌ای - لیبرال» قابل‌تقسیم بندی است که در دهه ۱۳۷۰ این تغییر «در» گفتمان را شاهد هستیم.

گفتمان انقلاب اسلامی و طبقه متوسط

گفتمان انقلاب اسلامی و طبقه متوسط

دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 7-24

علی فلاح نژاد

چکیده رابطه گفتمان انقلاب اسلامی و طبقه متوسط از جمله مسائل مهم در حوزه مباحث انقلاب اسلامی و جامعه شناسی سیاسی انقلاب به شمار می آید. تحولات گفتمانی انقلاب اسلامی در بعد دال های شناور، حرکت سینوسی را در رابطه میان گفتمان انقلاب اسلامی و طبقه متوسط موجب شده، که به نوبه خود زمینه تغییر و تحولات مختلفی در پهنه سیاست ایران در عصر جمهوری اسلامی شده است. پرسش پژوهش حاضر معطوف به چگونگی رابطه میان گفتمان انقلاب اسلامی و طبقه متوسط است. فرضیه مقاله عبارت است از اینکه: به دلیل نقش آفرینی پر رنگ طبقه متوسط در عرصه حکمرانی مدرن، دولت های عصر جمهوری اسلامی، بر اساس خرده گفتمان خود، در تعامل با طبقه متوسط پاسخ زیبنده خود را ارایه داده اند. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و روش گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای می باشد. یافته پژوهش حاکی از آن است که بیشتر خرده گفتمان های انقلاب اسلامی با توجه به دال های شناور مطرح خود در صدد ارایه ترجیحات نسبت به لایه های سنتی و جدید طبقه متوسط بوده اند و بر اثر این ترجیحات موجب کاهش یا افزایش نیرو و توان طبقه متوسط یا لایه های سنتی و جدید آن شده اند.

بازتولید پرسمان مشارکت سیاسی - اجتماعی زنان در گفتمان انقلاب اسلامی

بازتولید پرسمان مشارکت سیاسی - اجتماعی زنان در گفتمان انقلاب اسلامی

دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 7-28

فرانک سیدی

چکیده مقاله حاضر به بررسی و تبیین مشارکت سیاسی اجتماعی زنان به صورت مقایسه ای می پردازد. با این رویکرد، که زنان به عنوان فاعلان وگنشگران جامعه هستند، می توان اهداف عام وخاصی را برای مقاله درنظر گرفت، که از اصلی ترین اهداف این مقاله، پاسخ به پرسمان های مشارکت زنان است. توسعه مشارکت زنان و تحولات حاصل از آن در چند دهه گذشته پرسمان هایی را بازتولید کرده است. در این بررسی باروش کتابخانه ای و اسنادی و با رویکرد تحلیلی – توصیفی و استنتاجی تلاش شده پاسخ به پرسمان ها براساس گفتمان های موجود مورد واکاوی قرار گیرد. نتایج حاکی از آن است، درقبل از انقلاب مشارکت سیاسی زنان در نتیجه گفتمان های ناشی از ستیز بین مشروطه و مشروعه (مشروطیت) یا بین سنت ومدرنیته (پهلوی) قرار داشت و در بعد از انقلاب نیز ستیز بین برابری و نابرابری حاکم می گردد. با توجه به تاثیر ایدئولوژی در معنا و مسیر گفتمان، با تغییر ایدئولوژی به ترتیبی که از گفتمان سنتی به مدرن وسپس سازندگی و تکنوکرات می رسیم، به تدریج آشنایی بیشتر با حقوق شهروندی صورت گرفته و مشارکت با مطالبه گری جدی توام شده و تنوع مطالبات ایجاد می گردد و زمینه برای بازگشت به خویشتن خویش و آزادی درونی و نوآوری و خلاقیت فراهم می گردد.