کلیدواژه‌ها = جوانان
تعداد مقالات: 2
چالش های حکمرانی جمهوری اسلامی ایران در شبکه های اجتماعی با محوریت جوانان نسل z

چالش های حکمرانی جمهوری اسلامی ایران در شبکه های اجتماعی با محوریت جوانان نسل z

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 111-140

خلیل اله سردارنیا، اسماعیل کازرونی، جمیل قریشی

چکیده هدف این پژوهش بررسی چالش‌های حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران با محوریت جوانان نسل Z (دهه هشتادی‌ها) است. این نسل به عنوان "بومیان دیجیتال"، با آگاهی سیاسی و اجتماعی بالا و تمایل به حکمرانی مشارکتی، دغدغه‌هایی نظیر عدالت اجتماعی، حقوق بشر، حقوق زنان و آزادی‌های فردی دارند که حکمرانی کلاسیک یک‌سویه را به چالش و ضرورت حکمرانی خوب مبتنی بر تعامل را مطرح می‌کنند. این پژوهش با رویکرد تحلیل محتوای کیفی، مطالبات جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله (دختر و پسر) در بازه زمانی شهریور ۱۴۰۱ تا شهریور ۱۴۰۲ را از طریق مشاهده ویدئوها، متون و عکس‌های منتشر شده در فضای مجازی (اینستاگرام، توییتر و...) و همچنین دیدگاه‌ها و مصاحبه‌های پژوهشگران و کارشناسان بررسی کرده است. صدها محتوای منتشر شده در فضای مجازی و رسانه‌ها بررسی، طبقه‌بندی و به مقوله‌های کلی و زیرمقوله‌ها دسته‌بندی شدند.بر اساس فراوانی مقوله‌ها، به نتیجه‌گیری کمی در خصوص علل اصلی اعتراضات نیز رسیدیم.یافته‌ها شامل چهار محور اصلی است: باورها و ارزش‌های نسل Z، انتظارات از حاکمیت، چالش‌های نظام و پیشنهادات نسل Z برای حکمرانی. نسل Z خواهان آزادی بیان، تضمین حقوق اساسی، تساوی جنسیتی، شفافیت و پاسخگویی دولت، انتخابات آزاد و مشارکت مردمی در تصمیم‌گیری‌هاست. آن‌ها به تنوع فرهنگی، نوآوری، ارزش‌های معنوی، کیفیت زندگی و دسترسی آزاد به اطلاعات اهمیت می‌دهند.چالش‌ها شامل محدودیت‌های آزادی بیان، تحریم‌ها، عدم شفافیت و فساد است. نسل Z معتقد است مشارکت و گفتگو می‌تواند به تغییرات مثبت منجر شود. این پژوهش نشان می‌دهد حکمرانی باید با در نظر گرفتن مطالبات این نسل، به سمت حکمرانی مشارکتی، پاسخگو و شفاف حرکت کند

آسیب‌شناسی انتقادات سازنده دانشجویی به تصمیمات دولت دوازدهم جمهوری اسلامی ایران

آسیب‌شناسی انتقادات سازنده دانشجویی به تصمیمات دولت دوازدهم جمهوری اسلامی ایران

دوره 3، شماره 1، بهار 1401، صفحه 201-217

مهدی بیگدلو

چکیده دانشجویان همواره به‌عنوان قشری منتقد در جامعه معرفی شده‌اند؛ انتقاداتی که اگر به‌درستی مطرح و به‌درستی بهره‌برداری شود می‌تواند زمینه توسعه سریع‌تر کشور به‌ویژه امور اجرایی را که مهمترین و اثرگذارترین اقدامات حکومت است را فراهم نماید و اگر به شکل مناسبی مطرح نگردد ضمن رواج بی‌اخلاقی و تخریب می‌تواند زمینه تبلیغات رسانه‌ای بیگانگان علیه ساختارهای اجرایی کشور گردد. با این فرض تحقیق حاضر نظرات 274 نفر از دانشجویان را به‌صورت تصادفی و تا رسیدن به اشباع علمی در خصوص انتقاد نسبت به تصمیمات و اقدامات دولت دوازدهم جمهوری اسلامی ایران جویا شده و سپس به روش تحلیل محتوا نظرات آنان را مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه دست یافته که عدم انتقاد سازنده را می‌توان در دو دسته نواقص ساختاری و ضعف فردی تقسیم‌بندی نمود. البته رضایتمندی نیز عاملی است که باعث عدم شکل‌گیری انتقاد سازنده شده است. عوامل ساختاری به احساس بی‌نتیجه بودن انتقاد، احساس شنیده نشدن انتقاد، احساس ترس و فقدان راهکار قانونی برای انتقاد تقسیم می‌شود. ناتوانی در انتقاد، نابلدی، بی‌تفاوتی و بی‌علاقگی جزء ضعف‌های فردی منتقدین هستند و رضایت از شرایط زندگی، توجه بیشتر به فرصت‌ها و پذیرش تصمیمات دولت از عواملی هستند که با ایجاد رضایتمندی از شکل‌گیری انتقاد سازنده ممانعت می‌کنند.