کلیدواژه‌ها = سیاست های اقتصادی
تعداد مقالات: 2
تحلیل مقایسه ای سیاست های دولت در توسعه اقتصادی ایران(1392-1368) بر اساس اقتصاد مقاومتی

تحلیل مقایسه ای سیاست های دولت در توسعه اقتصادی ایران(1392-1368) بر اساس اقتصاد مقاومتی

دوره 7، شماره 2، بهار 1405، صفحه 7-37

سجاد سعیدی، سید عبدالامیر نبوی، علی مرشدی زاد

چکیده امروزه یکی از مؤثرترین عوامل در توسعه اقتصادی کشورها، سیاست‌های دولت‌ها است؛ به‌گونه‌ای که از گذشته تاکنون دولت‌ها بخش مهمی از توجه خود را به اصلاح ساختارهای اقتصادی و تحقق توسعه معطوف کرده‌اند. جمهوری اسلامی ایران نیز پس از دوران جنگ تحمیلی، در چارچوب اندیشه‌ی اقتصاد مقاومتی، مسیر توسعه اقتصادی را دنبال نموده و تلاش داشته است این الگو را در سیاست‌گذاری‌های کلان خود اجرایی سازد. پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی و اسنادی، در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که سیاست‌های سه دولت «سازندگی»، «اصلاحات» و «عدالت‌محوری» چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با یکدیگر داشته‌اند و این سیاست‌ها تا چه اندازه با اصول اقتصاد مقاومتی همخوانی داشته‌اند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که اگرچه هر سه دولت درصدد تحقق و اجرای این اندیشه ــ در چارچوب رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی ــ برآمده‌اند، اما در عمل و با وجود همه تلاش‌ها، در اجرای صحیح و پایدار آن موفقیت چندانی نداشته‌اند. بر اساس سه شاخص کلیدی رشد اقتصادی، تورم و ضریب جینی، عملکرد اقتصادی این دولت‌ها با چالش‌های جدی مواجه بوده است؛ به گونه‌ای که نه‌تنها اهداف اقتصاد مقاومتی به‌طور کامل محقق نشده، بلکه پیامدهایی همچون افزایش شکاف طبقاتی و برهم خوردن توازن اجتماعی نیز در جامعه ایران به‌وجود آمده است.

موانع و چالش های تأثیر گذاری جریان های کارگری در سیاست گذاری های اقتصادی ایران طی سال های( 1400 – 1370 )

موانع و چالش های تأثیر گذاری جریان های کارگری در سیاست گذاری های اقتصادی ایران طی سال های( 1400 – 1370 )

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 7-31

صادق اختری‌فر، محمد طاهری خنکداری، فرامرز میرزازاده احمدبیگلو

چکیده کارگران ایران علی رغم فداکاری ها و اعتراضات بسیار در پویش مدنی و تلاش برای ارتقای حقوق صنفی خویش، اما به علل بسیار در تاریخ معاصرایران عملکرد ضعیفی از خود به نمایش گذاشتند. البته با مشارکت در اعتصابات و اعتراضات فراوان در جریان پیروزی انقلاب اسلامی نقش مهمی ایفا کردند. اما جریان کارگری در قالب اتحادیه ها و احزاب کارگری به معنای واقعی کلمه هر گز پا نگرفت. از این رو، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی به طرح این سوال پرداخته که؛ چه عوامل و چالش هایی مانع از تأثیر گذاری سازمانی، ساختاری و قانونی مؤثر و کارآمد جریان ها و نهادهای کارگری در سیاست گذاری های اقتصادی ایران طی سال های 1370- 1400 شده است؟ پاسخ فرضی ما به این سوال این است که جریان ها و سازمان های کارگری با توجه به تأثیرگذاری های حداقلی در زمینه های معیشتی و مالی خویش، اما در نهایت نتوانسته است طی سال های 1370 - 1400 اثر چندانی بر سیاست های اقتصادی دولت داشته باشد بدین ترتیب، هدف اصلی این تحقیق شناخت موانع و چالش های جریان های کارگری جهت تاثیرگذاری بر سیاست های اقتصادی ایران طی این سال ها می باشد..