کلیدواژه‌ها = جمهوری اسلامی
تعداد مقالات: 12
تطبیق نظریه نیازهای اساسی بر دهه اول جمهوری اسلامی ایران

تطبیق نظریه نیازهای اساسی بر دهه اول جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 227-246

محمد رادمرد، کوثر طالشی

چکیده انقلاب اسلامی را باید از جمله انقلاب‌های اجتماعی جهان به‌شمار آورد. گستره دگرگونی‌های ناشی از انقلاب‌های اجتماعی بسیار وسیع است و قابل مقایسه با انقلاب‌های سیاسی نیست. این انقلابات می‌توانند مسیر توسعه را در کشورهای خود ریل‌گذاری کنند. اگرچه این مسیر می‌تواند بر اساس تجربه تغییر کند و یا دچار فراز و فرودهایی شود. بر این اساس این مقاله هدف خود را بررسی رویکرد جمهوری اسلامی به مقوله توسعه در دهه اول حیات خود قرار داده است. بررسی این واقعیت می‌توان به ما نشان دهد، رهبران انقلاب به مقوله توسعه چگونه می‌نگریستند و امروز در مقایسه با دهه 1360 در کجا ایستاده‌ایم. بر این اساس سوال پژوهش حاضر این است که: از منظر نهادی، سیاستگذاری توسعه در دهه اول حیات جمهوری اسلامی را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟ فرضیه‌ای که در پاسخ به این سوال ارائه شده است از این قرار است: دولت پساانقلابی در غیریت‌سازی با نظام سیاسی پیشین به جای تعریف توسعه به مثابه رشد اقتصادی، رویکردی توزیع‌گرایانه در پیش گرفت و در چارچوب آرمان‌های انقلاب و رفع نابرابری‌ و گسترش رفاه به تاسیس نهادهایی‌ چون کمیته امداد، بنیاد مستضعفان، خانه‌های بهداشت، جهادسازندگی و بنیاد مستضعفان اقدام کرد. برای تبیین این فرضیه مقاله حاضر از چارچوب نظری «نیازهای اساسی» بهره خواهد جست. روش پژوهش حاضر نهادی و گرد آوری داده ها به شکل کتابخانه‌ای خواهد بود.

ارزیابی نسبت عملکردنظام جمهوری اسلامی ایران با گفتمان انقلاب اسلامی با محوریت جمهوریت

ارزیابی نسبت عملکردنظام جمهوری اسلامی ایران با گفتمان انقلاب اسلامی با محوریت جمهوریت

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 57-76

رضا رحیم پور، احسان شاکری خوئی، رضا نصیری حامد، علیرضا اسمعیل زاد

چکیده این مقاله با هدف ارزیابی تطابق عملکرد جمهوری اسلامی ایران با گفتمان انقلاب اسلامی، به‌ویژه با محوریت مفهوم جمهوریت، تدوین شده است. ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی می‌شود که پس از گذشت بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، بررسی میزان تحقق اصول اساسی آن، به‌ویژه جمهوریت، برای درک نقاط قوت و ضعف نظام ضروری به نظر می‌رسد. گفتمان انقلاب اسلامی که مبتنی بر دو اصل جمهوریت و اسلامیت است، با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلائو و موف مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش نشان می‌دهد که جمهوریت به‌عنوان یکی از دال‌های شناور در گفتمان انقلاب اسلامی در مقاطع مختلف تاریخی، دچار بازتعریف و تغییر معانی شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که دستاوردهایی چون برگزاری انتخابات منظم و تقویت نهادهای مردمی تحقق یافته‌اند، اما کاهش مشارکت در چند انتخابات گذشته در مقایسه با مشارکت حداکثری دوره های قبل به چالشی برای این حوزه مبدل می شود.با این وصف این مقاله پیشنهادهایی هم برای تقویت رقابت‌های سیاسی و مشارکت بیشتر ، افزایش شفافیت در فرآیندهای انتخاباتی و تقویت نهادهای مردمی برای تقویت جمهوریت در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی ارائه می‌دهد.

میدان رقابت سیاسی ایران؛ تحلیل بوردیویی جایگاه طبقات متوسط (1392–1376)

میدان رقابت سیاسی ایران؛ تحلیل بوردیویی جایگاه طبقات متوسط (1392–1376)

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 121-151

علی مرادی بهمئی

چکیده در بازه زمانی ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۲، ایران شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی چشمگیری بود، ازجمله ظهور جنبش اصلاحات، روی کار آمدن جریان اصولگرا و وقوع اعتراضات 1388. طبقات متوسط به‌عنوان کنشگرانی کلیدی در این میدان رقابت سیاسی، نقش تعیین‌کننده‌ای در جهت‌دهی به گفتمان‌ها و تحولات ایفا کردند. هدف این مطالعه، بررسی نقش طبقات متوسط در شکل‌دهی به رقابت‌های سیاسی ایران طی دوره موردنظر با استفاده از چارچوب نظری بوردیو است. پژوهش می‌کوشد نشان دهد چگونه ترکیب سرمایه‌ها و عادت‌واره این طبقات، موقعیت آن‌ها را در میدان سیاسی تعیین کرد و چگونه این موقعیت بر تحولات کلان سیاسی تأثیر گذاشت. این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از نظریه بوردیو، به تحلیل داده‌های ثانویه و نیز مشاهدات میدانی پرداخته است. روش تحلیل مبتنی بر شناسایی میدان سیاسی به‌عنوان عرصه رقابت کنشگران و بررسی انواع سرمایه‌های مؤثر بر جایگاه طبقات متوسط در این میدان است. یافته‌ها نشان می‌دهد طبقات متوسط با تکیه بر سرمایه فرهنگی و شبکه‌های اجتماعی، در دوره‌های مختلف به حمایت از جریان‌های اصلاح‌طلب یا اصولگرا گرایش یافتند. بااین‌حال، ساختار میدان سیاسی ایران، امکان تبدیل کامل سرمایه‌های آن‌ها به قدرت سیاسی را محدود می‌کرد. تحلیل بوردیویی نشان می‌دهد که تحولات سیاسی ایران نه صرفاً محصول اراده کنشگران، بلکه برآمده از تعامل پیچیده بین سرمایه‌های طبقاتی و قواعد میدان است.

مبانی مشارکت سیاسی و کارکردهای انتخابات در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

مبانی مشارکت سیاسی و کارکردهای انتخابات در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 201-218

عظیم ایزدی اودلو

چکیده در مقاله حاضر، کوشش می کنیم تا مساله مشارکت سیاسی و کارکردهای انتخابات را درقانون اساسی جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار دهیم.این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی نگارش یافته و در صدد پاسخ به این سوالات است :1. مشارکت سیاسی عامه مردم ایران در قانون اساسی جمهوری اسلامی از چه مبانی و جایگاهی برخوردار است؟ و2. چه مراحل قانونی برای مشارکت سیاسی در قانون اساسی پیش بینی شده است؟ یافته های تحقیق نشان داد که زمینه های مشارکت گسترده مردم ایران در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی درقانون اساسی انعکاس یافته و از این جهت میتوان گفت که هدف عمده قانون اساسی جمهوری اسلامی،تحقق حاکمیت ملت با تاکید بر مبانی دینی مشارکت سیاسی بود. تدوین کنندگان قانون اساسی، یکی از وظایف دولت انقلابی و جدیدالتاسیس جمهوری اسلامی را فراهم کردن زمیته مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی و فرهنگی دانسته ، و روش های قانونی مشارکت سیاسی مردم را در اصول متعدد مورد شناسایی و تاکید قرار داده است.

تغییر سبک زندگی زن ایرانی به سبک زندگی زن غربی به منظور تضعیف نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران

تغییر سبک زندگی زن ایرانی به سبک زندگی زن غربی به منظور تضعیف نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 233-255

محمد اصلانی

چکیده هر چند براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران از راههای سخت، به خصوص قدرت نظامی هنوز در دستور کار دشمنان این نظام قرار دارد، لکن بهترین و کم هزینه ترین این راهها، جنگ نرم به خصوص از طریق تغییر سبک زندگی مردم سرزمین پارس است. از آنجا که در جامعه اسلامی ایران زمین، هنوز خانواده رکن اصلی جامعه و زن رکن اصلی خانواده را تشکیل می‏دهد، تمرکز بر تغییر سبک زندگی زن ایرانی به سبک زندگی زن غربی، از مهمترین برنامه‏های این جنگ نرم خواهد بود.

این مقاله در پی آن است که با بررسی دیدگاه‌ها و اظهارات برخی از زنان مشهور غربی و نیز تحلیل شواهد موجود در سخنان رهبران و اسناد رسمی کشورهای غربی، به تبیین ویژگی‌های سبک زندگی زن غربی بپردازد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که الگوبرداری زن ایرانی از سبک زندگی غربی، می‌تواند پیامدهایی جدی در پی داشته باشد؛ به گونه‌ای که در بلندمدت ممکن است به تضعیف بنیان خانواده، تغییر در ارزش‌های نسل‌های آینده، و در نهایت به چالش کشیده شدن مبانی فکری و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران منجر شود.

تلازم میان تغییر سبک زندگی زنان و تضعیف نظام سیاسی در نقش محوری زن در تحکیم نهاد خانواده و تأثیرگذاری او بر تربیت نسل‌های آینده نهفته است؛ نقشی که جهت‌دهنده‌ی دیدگاه‌ها و مطالبات اجتماعی زنان و مردان ایرانی در دهه‌های آتی خواهد بود. دیدگاه‏ها و مطالباتی که اگر به سمت مخالفت با لزوم پذیرش احکام اسلام برای اداره انسان و جامعه برود، می‏تواند به تضعیف نظام سیاسی و یا حتی تغییر آن منجر شود.

تاثیر تعارض سنت و تجدد در تحول دولت مدرن دوره جمهوری اسلامی ایران

تاثیر تعارض سنت و تجدد در تحول دولت مدرن دوره جمهوری اسلامی ایران

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 249-269

علی زارعی، احمد جوانشیری، علی اصغر داودی، سعید گازرانی

چکیده ورود ایران به عصر جدید و ایجاد شکاف و انقطاع در سیر طبیعی تاریخ و سنت که با خشونتی همراه با شکست های خارجی و استعمار همراه بود، ایران را وارد دورانی کرد که به رویارویی بزرگ میان سنت و مدرنیته انجامید. چنین تعارضی زمانی جدی تر شده است که ورود مدرنیته به ایران با غلبه غرب و عقب ماندگی ایرانیان و ناتوانی آن ها در پاسخگویی به بحران های جدید و حل مشکلات توأم بوده است. انقلاب مشروطه که نقطه آغازین ورود ایران به عصر جدید و تعارض جدی و رسمی میان سنت و مدرنیته محسوب می گردد، سبب شد که میان نیروهای سیاسی حکومت شکاف بزرگی در رابطه با سنت و تجدد و انقلاب شکل گیرد.  با ورود مشروطه مباحثی نظیر حاکمیت قانون، حکومت مشروطه و قانونگذاری، جزئی از مسائل اساسی عرصه سیاسی ایران گردید. اما همه این موارد بدون توجه به منطق حاکم بر این عناصر و رابطه آن‌ها با پی‌ریزی دولت مدرن انجام شد. دولت‌های بر سرکار آمده در ایران پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی بین مقتضیات سنت و مدرنیته گرفتار آمده‌اند و راه برون رفتی نیافته‌اند. این دولت‌ها را می‌توان دولت‌های در راه مانده دانست که در قالب دولت طبیعی پایه و بالغ، همواره در گردش بوده‌اند و نتوانسته‌اند مراحل گذار به سمت دولت مدرن یا همان نظم دسترسی آزاد را بپیمایند. با وجود این، اگر دولت مدرن را به مثابه ثمره مدرنیته غربی بدانیم که ریشه در عمیق‌ترین و آرام‌ترین تحولات سیاسی، اجتماعی، تاریخی، اقتصادی اروپای غربی دارد، مطمئناً گرته‌برداری صِرف و وارد ساختن آن به ایران، بدون توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی، محیطی و ... این مرز و بوم، چیزی جز ناکامی در پی نخواهد داشت. این مقاله با رویکرد سنت نهادگرایی تاریخی به بررسی نقش سنت و تجدد در دولت مدرن پس از انقلاب اسلامی می‌پردازد. این تحقیق می‌خواهد نشان دهد که چگونه این تعارض، در سطح مفاهیم بنیادین قدرت، مشروعیت، قانون، و سیاست اثرگذار بوده و دولت را در موقعیتی پرتناقض قرار داده است.

بررسی رابطۀ استفاده از رسانه‌های خارجی با اعتماد به نهادها و سازمان‌های جمهوری اسلامی

بررسی رابطۀ استفاده از رسانه‌های خارجی با اعتماد به نهادها و سازمان‌های جمهوری اسلامی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403

سیدحسین علیانسب، معصومه وطندوست، سیدجلال موسوی شربیانی

چکیده اعتماد به نهادها و سازمان‌های کشور بزرگترین سرمایۀ اجتماعی جمهوری اسلامی ایران است که تغییر در سطح آن پیامدهای مثبت اجتماعی و سیاسی یا بحران‌ها و فجایع متناسب را به دنبال می‌آورد. اندیشمندان علوم اجتماعی به رابطۀ عوامل متعدد با اعتماد نهادی اشاره کرده‌اند که یکی از آن‌ها رسانه‌هاست. پژوهش حاضر با این پیش‌فرض که جامعۀ کنونی ایران به شدت تحت حملات رسانه‌ای قرار دارد درصدد پاسخ بدین سؤال است که منابع رسانه‌ای خارجی که اغلب در تقابل با نظام جمهوری اسلامی هستند چه رابطه‌ای با سطح اعتماد ایرانیان به سازمان‌ها و نهادهای رسمی کشور دارند؟ بدین منظور این فرضیه که ایرانیان مرتبط با رسانه‌های خارجی، در مقایسه با ایرانیانی که از رسانه‌های داخلی استفاده می‌کنند از اعتماد نهادی کمتری برخوردارند مورد آزمون قرار گرفت.

روش پژوهش در این تحقیق از نوع پیمایشی بوده و برای جمع‌آوری داده‌ها از ابزار پرسشنامه و برای سنجش پایایی ابزار پژوهش از آلفای کرونباخ استفاده شده‌‌ است. جامعۀ آماری، دانشجویان دانشگاه‌های استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی (۱۴۰۳-۱۴۰۲) هستند و نمونۀ آماری متشکل از ۳۸۴ دانشجو با استفاده از فرمول کوکران، به دو شیوه نمونه‌گیری خوشه‌ای و طبقه‌بندی متناسب انتخاب شده‌اند.

یافته‌ها نشان می‌دهد استفاده دانشجویان از رسانه‌های جمعی خارجی بسیار بیشتر از رسانه‌های داخلی است در حدی که ۹۰ درصد دانشجویان از شبکه‌های اجتماعی خارجی استفاده می‌کنند و تحلیل داده‌ها و مقایسه میانگین‌ها حاکی از این است که اعتماد دانشجویان به سازمان‌های رسمی کشور با بهره‌گیری از رسانه‌های خارجی رابطه همبستگی منفی و با استفاده از رسانه‌های داخلی همبستگی مثبت دارد.

بررسی جامعه‌شناختی علل اهتمام نظام جمهوری اسلامی ایران به مسأله‌ی پوشش بانوان

بررسی جامعه‌شناختی علل اهتمام نظام جمهوری اسلامی ایران به مسأله‌ی پوشش بانوان

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 209-228

سید علی محمد موسوی

چکیده فتنه پاییز سال گذشته (1401) سبب گردید تا بسیاری از تحلیل‌گران مسائل سیاسی و جامعه‌شناسی، این پرسش را مطرح کنند که چرا و تا کجا جمهوری اسلامی ایران، حاضر است برای حجاب بانوان در جامعه، هزینه بدهد؟ در این میان برخی افراد با نگاهی تک بعدی، این مطلب را صرفا ایدئولوژیک دانسته و برخی دیگر آن را سیاست حاکمیت برای حفظ طرفدارانش، عنوان کردند. هدف پژوهش حاضر، بررسی علل و عوامل اصلی اهمیت و ضرورت این امر در نظام جمهوری اسلامی است. سوال اصلی این است که چرا نظام جمهوری اسلامی، با وجود مشکلات متعدد داخلی و خارجی، بر رعایت یک واجب اجتماعی، تا این حد اصرار دارد؟ این تحقیق با روش تحلیلی - توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، به بررسی این مسأله می‌پردازد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که اهمیت فراوان حجاب نزد امامین انقلاب به عنوان ترسیم کنندگان سیاست‌های کلی نظام که آن نیز بر اساس ملاحظه‌ی مصالح و مفاسد این امر در نزد ایشان است، مهمترین دلیل این امر است. جامعه‌شناسان و عقلای جامعه نیز دلایلی مانند وجهه‌ی فرهنگی و هویتی پوشش، اختلال نظام و مقدم بودن حقوق اجتماعی بر فردی را در باب ضرورت پوشش، مطرح کرده‌اند که موید نگاه امام و رهبری به مسأله‌ی پوشش بانوان است. همچنین بر خلاف تبلیغات دشمنان، حجاب مانع فعالیت زنان در عرصه اجتماع نیست و بهترین گواه بر این امر، حضور فعال زنان با پوشش اسلامی در عرصه‌های مختلف جامعه مانند معلمی، استادی، پزشکی و ... ، به خصوص پس از انقلاب اسلامی ایران است.

تحلیل جامعه‌شناختی از تأثیر دولت‌های شکننده بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر نظریه لوسین پای مطالعه موردی: عراق، افغانستان، سوریه

تحلیل جامعه‌شناختی از تأثیر دولت‌های شکننده بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر نظریه لوسین پای مطالعه موردی: عراق، افغانستان، سوریه

دوره 4، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 119-139

زهرا کرانی، محمدرضا قنبری سلحشور، محسن نصراصفهانی

چکیده هدف اصلی این مقاله تبیین جامعه شناختی از بحران‌های دولت‌های منطقه‌ای و تأثیر آن‌ بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. روش تحقیق در این مطالعه تبیین جامعه شناختی با استفاده از نظریات لوسین پای و ابزار گردآوری اطلاعات منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی می‌باشد.سوال اساسی پژوهش حاضر این است:از منظر نظریه لوسین پای بحرانهای شش گانه دولتهای شکننده چه تاثیری بر امنیت ملی ایران دارد؟ نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که دولت‌های شکننده منطقه‌ای مانند عراق، افغانستان و سوریه هر کدام به نوعی در بحران‌های مدنظر لوسین‌پای غوطه‌ور شده‌ و ظرفیت و توانایی آن‌ها در مسیر حل این بحران‌ها به‌شدت کاهش پیدا کرده که این مسئله نگرانی‌ها و پیامدهای امنیتی برای منافع ایران همراه داشته است. زمینه‌سازی برای حضور قدرت‌های بیگانه در این کشورها و تهدیدات امنیتی ناشی از این حضور برای جمهوری اسلامی؛ ظهور تروریسم و ناآرامی در مرزهای ایران؛ ظهور گروه‌های تکفیری سلفی وتلاش در جهت تضعیف جبهه مقاومت از جمله پیامدهای امنیتی این دولت‌های شکننده برای جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. به طور کلی می‌توان اشاره کرد این بحران‌ها بیشتر از آنکه ریشه داخلی داشته باشند منشأ بیرونی و خارجی دارند بدین معنا که کشورهای منطقه‌ای و بویژه قدرت‌های غربی و در رأس آن‌ها امریکا تلاش دارند تا با بحران‌سازی و تشدید بحران در کشورهای شکننده، امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را با تهدید مواجه سازند.

آسیب شناسی مبارزه با تبعیض طبقاتی بعد از انقلاب اسلامی ایران

آسیب شناسی مبارزه با تبعیض طبقاتی بعد از انقلاب اسلامی ایران

دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 147-170

اصغر عالمیان، مسعود راعی، غلامحسین مسعود

چکیده انقلاب اسلامی ایران، نهضتی مردمی ـ اسلامی است که اهداف مهمی را برای پیشرفت انسان و جامعه دنبال می کند. گرایش به تبعیض طبقاتی می تواند هستی پذیری برخی از مقاصد متعالی جمهوری اسلامی را با چالش مواجه کند. تمایل به تجمل گرایی، در لایه هایی از صاحبان قدرت، می تواند نوعی از حکمرانی غیر علوی را به نمایش گذارد و مشی غیر الهی و غیر مردمی این سبک از رفتار قادر است مشکلاتی را در مسیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی ایجاد کند. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و بررسی دیدگاه ها، سعی در بازشناسی آسیب های گرایش به تبعیض طبقاتی دارد. ارائه تعریفی مشخص از اشرافیت و کاوش راهی برای رفع این آفت و اجتناب از آن؛ از گذرگاه فرهنگ سازی عمومی، توسعه نظارت مردمی و رسانه ای و جایگیری عنصر ساده زیستی، به عنوان یکی از مولفه های اصلی برای حضور در سمتهای جمهوری اسلامی، از جمله اهداف این پژوهش است. ضعف عملکرد نهادهای متولی ازجمله قوه مقننه، قوه مجریه، قوه قضاییه و نهادهای حاکم و همچنین دخالت افراد ذینفوذ و جناح های سیاسی در امر برخورد با تبعیض طبقاتی و اکتفای صرف به سخنرانی، از مهمترین علل رشد تبعیض طبقاتی در جمهوری اسلامی است.

بازفهمی «نهاد دولت» و تاثیر آن بر توسعه در ایران دوره جهموری اسلامی

بازفهمی «نهاد دولت» و تاثیر آن بر توسعه در ایران دوره جهموری اسلامی

دوره 1، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 1-34

علیرضا صحرایی

چکیده موضوع تحول در شکل‌گیری نهاد دولت یا دولت‌سازی در دهه‌های اخیر در بحث توسعه به یکی از چالش برانگیزترین مسایل در علوم سیاسی بوده است. براساس نظریات نونهادگرایان، دولت به عنوان یک کارگزار مستقل مجدداً به متن مطالعات علوم اجتماعی و سیاسی بازگشته و توانسته است به عنوان یک کارگزار فعال و مستقل در تحولات اقتصادی و اجتماعی نقش مستقل و فعال ایفا نماید. بنابراین نهاد دولت در پروسه توسعه‌یافتگی از اهمیت بالایی برخوردار است. این مقاله تلاش دارد تا با روش نهادگرایی و با استفاده از منابع اسنادی-کتابخانه ای به این سوال محوری پاسخ دهد که علیرغم گذشت بیش از یکصدسال از عمر دولت در ایران، چرا هنوز دولت مدرن به عنوان یک «نهاد» در ایران (خصوصاً در دوره مورد بحث ما یعنی جمهوری اسلامی) شکل نگرفته و در نتیجه نهاد دولت از کارایی لازم در امر توسعه برخوردار نیست. در پاسخ به سوال فوق می‌توان این فرضیه را مطرح نمود: انقلاب اسلامی ایران شروعی انعطاف‌پذیر با پدیده دولت ملی داشت، همچنین قالب دولت ملی به معنای سازوکارها و ساختارهای دولتی شکل‌گرفته در زمان پهلوی در دوره جمهوری اسلامی نیز حفظ شد. اگرچه ماهیت رژیم در جمهوری اسلامی هویتی اسلامی داشت و حکومت‌ها هم از نظر نهادینگی حقوقی و قانونی برخوردار هستند، اما به علت اولویت اهداف و آرمانهای کلان(نظیر تاسیس امت واحده جهانی) و بقای نقش متغیر درآمد نفت در نظام اقتصادی-سیاسی ایران ، پدیده دولت-ملت تکمیل نشده و نهاد دولت از کارآمدی ضعیفی در امر توسعه برخوردار بوده است.  

چرخش نخبگان سیاسی پس از انقلاب اسلامی در ایران

چرخش نخبگان سیاسی پس از انقلاب اسلامی در ایران

دوره 1، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 71-100

علی زارعی

چکیده نخبگان مفهوم محوری در جامعه شناسی و علوم سیاسی است و علیرغم مفهوم پردازی های مختلف انتقادات زیادی بر آن وارد است. نخبگان به خصوص نخبگان سیاسی از دیرباز تاکنون نقش مهمی در تحولات جوامع در ابعاد مختلف داشته و دارند. انقلاب اسلامی ایران، نقطه عطفی در تاریخ تحولات سیاسی- اجتماعی دنیای معاصر محسوب گشته که تغییرات زیادی را به همراه داشته است. پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 نماد پیروزی یک حکومت مبتنی بر ارزش ها و اعتقادات بود که فصل تازه ای در جنبش های مردمی گشود و جایگاه باورهای ایدئولوژیک را ارتقا داد. در این نظام نخبگان سیاسی از موقعیت برجسته ای برخوردار هستند و نقش مهم و بسزایی را در تصمیم گیری های اساسی در ابعاد مختلف ایفا می کنند. بررسی رفتار نخبگان سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی بویژه در دو دهه اخیر حکایت از تداوم ویژگی رفتاری و فرهنگی نخبگان سیاسی در جمهوری اسلامی ایران دارد. پرورش و گزینش نخبگان سیاسی در ایران بعد انقلاب یک الگوی سامان مند و از پیش طراحی شده ندارد. در کنار تداوم این ویژگی ها در نخبگان عوامل دیگری مانند ناکارآمدی نهاد های سیاسی که خود  ریشه در رفتار نخبگان دارد منجر به بروز تحولات بسیاری در عرصه سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران به ویژه در دهه اخیر شده است. در این مقاله به چرخش نخبگان سیاسی پس از انقلاب اسلامی در ایران تاکید داریم. پژوهش حاضر از نوع کیفی و گردآوری داده ها از طریق کتاب ها و مقاله ها انجام شده است.