کلیدواژه‌ها = جمهوریت
تعداد مقالات: 3
نسبت بین حکمرانی اسلامی و جمهوریت در قالب نظام جمهوری اسلامی

نسبت بین حکمرانی اسلامی و جمهوریت در قالب نظام جمهوری اسلامی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405

محمد مهدی نورایی یگانه، محمد حسن محمدی مظفر

چکیده حکمرانی اسلامی و جمهوریت دو مفهوم کلیدی در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران هستند که نسبت این دو جمع بین حکمرانی اسلامی و جمهوریت در قالب جمهوری اسلامی ایران است که مسئله این پژوهش را شکل می‌دهد. تبین این مسئله نیازمند توازن دقیق بین اصول دینی و نیازهای اجتماعی می‎باشد. در پاسخ پرسش اصلی این پژوهش این است که نسبت بین حکمرانی اسلامی و جمهوریت در قالب نظام جمهوری اسلامی چیست؟ یا چگونه اصول حکمرانی اسلامی با اصول جمهوریت در قالب نظام جمهوری اسلامی قابل جمع می‌باشد؟ با روش کیفی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای مشخص می‌شود با آنکه یکی از چالش‌های اصلی جمع بین حکمرانی اسلامی و جمهوریت، تعارض اصولی است که ممکن است منجر به تضاد در تصمیم‌گیری‌ها شود، به چه شکل تقویت نهادهای مدنی می‌تواند به افزایش مشارکت عمومی و تقویت بنیادهای حکمرانی مردمی کمک کند. اصلاحات قانونی برای هم‌راستا کردن قوانین با اصول اسلامی و حکمرانی مردمی می‌تواند به تحقق این اهداف مشترک کمک کند تا الگویی مناسب و کارآمد دارای قابلیت اجرایی نیز باشد. نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک الگوی منحصر به‌فرد، تلاش دارد تا اصول حکمرانی اسلامی را با مفاهیم حکمرانی مردمی و جمهوریت ترکیب کند. این نظام به دنبال ایجاد تعادل میان اقتدار دینی و اراده مردمی است. بررسی اشتراکات بین حکمرانی اسلامی و جمهوریت همچنین حل معضلات و رفع چالشها در نظام جمهوری اسلامی می‌تواند به فهم بهتر از این الگوی حکمرانی کمک کند.

ارزیابی نسبت عملکردنظام جمهوری اسلامی ایران با گفتمان انقلاب اسلامی با محوریت جمهوریت

ارزیابی نسبت عملکردنظام جمهوری اسلامی ایران با گفتمان انقلاب اسلامی با محوریت جمهوریت

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 57-76

رضا رحیم پور، احسان شاکری خوئی، رضا نصیری حامد، علیرضا اسمعیل زاد

چکیده این مقاله با هدف ارزیابی تطابق عملکرد جمهوری اسلامی ایران با گفتمان انقلاب اسلامی، به‌ویژه با محوریت مفهوم جمهوریت، تدوین شده است. ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی می‌شود که پس از گذشت بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، بررسی میزان تحقق اصول اساسی آن، به‌ویژه جمهوریت، برای درک نقاط قوت و ضعف نظام ضروری به نظر می‌رسد. گفتمان انقلاب اسلامی که مبتنی بر دو اصل جمهوریت و اسلامیت است، با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلائو و موف مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش نشان می‌دهد که جمهوریت به‌عنوان یکی از دال‌های شناور در گفتمان انقلاب اسلامی در مقاطع مختلف تاریخی، دچار بازتعریف و تغییر معانی شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که دستاوردهایی چون برگزاری انتخابات منظم و تقویت نهادهای مردمی تحقق یافته‌اند، اما کاهش مشارکت در چند انتخابات گذشته در مقایسه با مشارکت حداکثری دوره های قبل به چالشی برای این حوزه مبدل می شود.با این وصف این مقاله پیشنهادهایی هم برای تقویت رقابت‌های سیاسی و مشارکت بیشتر ، افزایش شفافیت در فرآیندهای انتخاباتی و تقویت نهادهای مردمی برای تقویت جمهوریت در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی ارائه می‌دهد.

تبیین جامعه شناختی دوگانه جمهوریت و اسلامیت در انقلاب اسلامی ایران؛ مطالعه موردی دیدگاه های آیت الله مرتضی مطهری

تبیین جامعه شناختی دوگانه جمهوریت و اسلامیت در انقلاب اسلامی ایران؛ مطالعه موردی دیدگاه های آیت الله مرتضی مطهری

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403

سید محمد احمدی، حسن شمسینی، نفیسه سادات قادری

چکیده رابطه میان جمهوریت و اسلامیت در نظام جمهوری اسلامی از جمله مباحث نظری است که از پیش از شکل‌گیری این نظام سیاسی همواره مطرح بوده و به دلیل عمق محتوایی و نظری آن بعید به نظر می‌رسد به راحتی از فضای بحث‌ها و شبهات سیاسی رخت بربندد.تحقیق توصیفی تحلیلی حاضر با هدف تبیین جامعه شناختی دوگانه جمهوریت و اسلامیت در انقلاب اسلامی ایران در اندیشه آیت الله مرتضی مطهری به عنوان یکی از تئوریسین های انقلاب اسلامی نگاشته شده است. یافته های تحقیق حاضر بیانگر آنستکه در جامعه ایرانی پس از انقلاب اسلامی تفکیک جمهوریت و اسلامیت و بررسی مجزای این دو خود یکی از عوامل نشناختن این پدیده و مواجه‌نشدن صحیح با این موضوع مهم است. در اندیشه های مطهری جمهوریت بدون اسلامیت و اسلامیت بدون جمهوریت تحقق پیدا نمی‌کند .فی الواقع مشروعیت نظام مربوط به اسلام است و مقبولیت و پذیرش مربوط به مردم است. او «جمهوریت» را به عنوان فرم و شکل حکومت می داند تا احکام و قوانین اسلام در آن قالب اجرا شود و آن را ملازم با آنچه در غرب رواج دارد، نمی داند؛ چرا که بسیاری از آن عناصر، ارتباطی با جمهوریت به عنوان شکلی از اشکال حکومت ندارد، بلکه به مبانی انسان شناختی، جهان شناختی و جامعه شناختی آنان مربوط می شود.