کلیدواژه‌ها = مشارکت سیاسی
تعداد مقالات: 15
واکاوی رابطه اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی: تحلیل تطبیقی انتخابات ریاست‌جمهوری 1396، 1400 و 1403 ایران

واکاوی رابطه اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی: تحلیل تطبیقی انتخابات ریاست‌جمهوری 1396، 1400 و 1403 ایران

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 345-373

نبی آزادی، قربانعلی قربانزاده سوار

چکیده پیوند میان اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی یکی از مباحث اساسی جامعه‌شناسی سیاسی است. پژوهش‌ها نشان داده در جوامع با سطح اعتماد اجتماعی بالا، میزان مشارکت سیاسی نیز بیشتر است و سرمایه اجتماعی از طریق مؤلفه اعتماد نقش کلیدی در این رابطه ایفا می‌کند. اعتماد اجتماعی نه تنها تعامل فردی را تسهیل می‌کند، بلکه موجب تقویت همبستگی اجتماعی، اعتماد به نهادها و پشتیبانی از نظام سیاسی می‌شود؛ بالعکس، فقدان اعتماد اجتماعی مشارکت سیاسی و کنش جمعی را کاهش می‌دهد. پرسش اصلی آن است که آیا کاهش اعتماد اجتماعی، بویژه اعتماد به نهادهای سیاسی، با کاهش مشارکت سیاسی در سه دوره آخر انتخابات ریاست جمهوری رابطه معناداری دارد؟ یافته پژوهش نشان داد میان اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی رابطه مستقیم و همبستگی مثبت وجود دارد؛ به‌عبارت دیگر، سطح مشارکت سیاسی تابعی از میزان اعتماد شهروندان به نظام سیاسی است. برای تحلیل این رابطه، مشارکت سیاسی در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال‌های ۱۳۹۶، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳ با استفاده از نظریه سرمایه اجتماعی رابرت پاتنام و وولکوک مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان دادند که علاوه بر وجود همبستگی میان اعتماد اجتماعی و مشارکت سیاسی، عدم توازن در توجه به انواع سرمایه‌های اجتماعی درون‌گروهی، برون‌گروهی و ارتباطی یکی از مهمترین عوامل کاهش اعتماد اجتماعی است. این عدم توازن باعث کاهش اعتماد شهروندان به نظام و در پی آن، کاهش مشارکت سیاسی آنان شده است. چنین رابطه‌ای سبب چرخه معیوب کاهش اعتماد، کاهش مشارکت، تضعیف مشروعیت، تشدید بحران‌ها و کاهش بیشتر اعتماد می‌شود.

تأثیر سطح توسعه یافتگی استانی بر رفتار انتخاباتی مردم ایران( دوره اول تا سیزدهم در انتخابات ریاست جمهوری).1

تأثیر سطح توسعه یافتگی استانی بر رفتار انتخاباتی مردم ایران( دوره اول تا سیزدهم در انتخابات ریاست جمهوری).1

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 95-117

سید رحیم ابوالحسنی، میلاد قنبری عدیوی

چکیده مشارکت سیاسی به طور عام و مشارکت انتخاباتی بطور خاص از موضوعات جذاب و مورد بحث جامعه‌شناسان و عالمان علم سیاست بوده است. اندیشمندان و محققان حوزه‌ی رفتار انتخاباتی برای تحلیل رفتار انتخاباتی در تحقیقات مختلفی، عوامل و ایده‌های متفاوتی را مورد بررسی و آزمون قرار داده‌اند. در نگاشته‌ی حاضر که حاصل پژوهشی در خصوص رفتار انتخاباتی مردم ایران است ، به دنبال بررسی تأثیر سطح توسعه یافتگی استان‌ها بر رفتار انتخاباتی مردم ایران در سیزده دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران(1358-1400) هستیم. داده‌های تحقیق در خصوص میزان مشارکت در استان‌های مختلف در سیزده دوره انتخابات ریاست جمهوری، مستخرج از سالنامه آماری وزارت کشور و روش تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از تجزیه و تحلیل ثانویه و بهره‌گیری از شاخص‌های مرکزی و آمار توصیفی و جداول و نمودارهای مربوطه بوده است. یافته‌های تحقیق نشان داد در ایران، سطح توسعه‌یافتگی استان‌ها ارتباط مستقیمی با میزان مشارکت نداشته است، بلکه تحت تأثیر عوامل کلان و ساختاری از جمله متغیرهای سیاسی و فضای انتخاباتی بوده است .

مبانی مشارکت سیاسی و کارکردهای انتخابات در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

مبانی مشارکت سیاسی و کارکردهای انتخابات در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 201-218

عظیم ایزدی اودلو

چکیده در مقاله حاضر، کوشش می کنیم تا مساله مشارکت سیاسی و کارکردهای انتخابات را درقانون اساسی جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار دهیم.این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی نگارش یافته و در صدد پاسخ به این سوالات است :1. مشارکت سیاسی عامه مردم ایران در قانون اساسی جمهوری اسلامی از چه مبانی و جایگاهی برخوردار است؟ و2. چه مراحل قانونی برای مشارکت سیاسی در قانون اساسی پیش بینی شده است؟ یافته های تحقیق نشان داد که زمینه های مشارکت گسترده مردم ایران در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی درقانون اساسی انعکاس یافته و از این جهت میتوان گفت که هدف عمده قانون اساسی جمهوری اسلامی،تحقق حاکمیت ملت با تاکید بر مبانی دینی مشارکت سیاسی بود. تدوین کنندگان قانون اساسی، یکی از وظایف دولت انقلابی و جدیدالتاسیس جمهوری اسلامی را فراهم کردن زمیته مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی و فرهنگی دانسته ، و روش های قانونی مشارکت سیاسی مردم را در اصول متعدد مورد شناسایی و تاکید قرار داده است.

راهکارهای توانمندسازی زنان در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی (مطالعه موردی: جمهوری اسلامی ایران)

راهکارهای توانمندسازی زنان در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی (مطالعه موردی: جمهوری اسلامی ایران)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 7-33

سیدمحمدرضا موسوی، فرزانه دشتی

چکیده شاخص‌ اصلی توانمندسازی زنان، مشارکت سیاسی در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی است. مشارکت سیاسی زنان صرفاً به منزله‌ی شرکت آنان در انتخابات و رأی دادن نیست، بلکه به معنای آن است که زنان در تمامی نهادهای دموکراتیک نقش فعال و مؤثر داشته باشند. این پژوهش با هدف ارائه راهکارهای توانمندسازی زنان در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. در واقع در پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال اصلی است: «راهکارهای توانمندسازی زنان برای نقش‌آفرینی در عرصه تصمیم-گیری‌های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران کدامند؟». روش تحقیق به کار رفته در پژوهش کیفی بوده و گردآوری داده‌ها با استفاده از ابزار مصاحبه صورت پذیرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید شاغل در دانشکده‌های علوم سیاسی، علوم اجتماعی، جامعه‌شناسی و حقوق است. نمونه آماری تعداد 15 نفر از این اساتید بودند. نتایج داده‌ها بعد از تحلیل تماتیک نشان داده که تم‌های اصلی دولت حامی، آموزش نوین، اصلاح قوانین، نهادهای مدنی، همراهی رسانه‌ها و الگوگیری از راهکارهای مؤثر بر توانمندسازی زنان در عرصه تصمیم‌گیری‌های کلان سیاسی و مدیریتی است.

مشارکت سیاسی در انقلاب اسلامی ایران و نقش آن در مدیریت بحران‌های سیاسی(تحلیل جامعه‌شناختی)

مشارکت سیاسی در انقلاب اسلامی ایران و نقش آن در مدیریت بحران‌های سیاسی(تحلیل جامعه‌شناختی)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 175-199

هادی رجبی

چکیده مشارکت سیاسی یکی از عوامل کلیدی در تحولات سیاسی و اجتماعی محسوب می‌شود. انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین رخدادهای سیاسی قرن بیستم، بر پایه مشارکت گسترده مردم شکل گرفت. این مشارکت در جریان انقلاب و پس از آن در مدیریت بحران‌های سیاسی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی نقش اساسی ایفا کرده است. این پژوهش با سؤال اصلی «چگونه مشارکت سیاسی مردم در انقلاب اسلامی ایران توانست بحران‌های سیاسی را مدیریت کند؟» به بررسی فرضیه‌ای می‌پردازد که معتقد است مشارکت مردم، به‌واسطه رهبری امام خمینی(ره)، موجب مدیریت موفق بحران‌ها و نهادینه‌سازی نظام جدید شده است. مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از تحلیل کیفی تاریخی انجام شده است. داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای و اسناد تاریخی گردآوری و با نظریه بسیج سیاسی چارلز تیلی تحلیل شده‌اند. این روش امکان بررسی مشارکت سیاسی مردم در چارچوب مفاهیم اجتماعی و تاریخی را فراهم کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که در دوران پهلوی، انسداد سیاسی و سرکوب آزادی‌ها موجب بسیج غیررسمی شد. در سال‌های منتهی به انقلاب، مشارکت سیاسی به جنبشی گسترده تبدیل شد که با رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید. پس از پیروزی، این مشارکت در فرآیندهایی مانند همه‌پرسی، انتخابات و دفاع مقدس ادامه یافت و موجب تثبیت نظام جمهوری اسلامی، تقویت مشروعیت و انسجام ملی گردید. این مشارکت، الگویی پایدار برای مدیریت بحران‌های داخلی و خارجی ایجاد کرده است.

نقش احزاب در توسعه ‌سیاسی ایران با تأکید بر شایسته ‌سالاری

نقش احزاب در توسعه ‌سیاسی ایران با تأکید بر شایسته ‌سالاری

دوره 4، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 277-296

اسماعیل ارتگلی فراهانی، فرامرز عطریان، یاسر روستایی حسین آبادی

چکیده هدف مقاله حاضر بررسی نقش احزاب در توسعه‌سیاسی و شایسته سالاری در ایران با تأکید بر شایسته ‌سالاری است. به دلیل ارتباط تنگانگ توسعه سیاسی و شایسته سالاری سیاسی در این پژوهش، نقش احزاب بر دو متغیر مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه‌ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافته‌ها بر این امر دلالت دراد احزاب از طریق ایجاد مشارکت سیاسی، ایجاد مشروعیت سیاسی، جامعه‌پذیری سـیاسی و مدیریت منازعات ملی در توسعه سیاسی تأثیرگذار است. همچنین احزاب با ایجاد توسعه سیاسی زمینه تحقق شایسته سالاری سیاسی را فراهم می کند. در واقع احزاب با ایجاد توسعه سیاسی، از طریق ایجاد بستر حاکمیت و اجرای قانون باعث شایسته سالاری سیاسی می گردد که همین خود نیز به تقویت و توسعه سیاسی کمک می کند. در ایران اما عواملی چون عملکرد ضعیف و فصلی بودن احزاب، موانع قانونی، عدم پذیرش احزاب در فرهنگ سیاسی مردم مانع تاثیرگذاری این نهاد بر فرایند توسعه سیاسی است. نتیجه اینکه یک نظام سیاسی درحال‌توسعه برای جذب و حل تعارضات موجود نوپدید در یک جامعه سیاسی می‌بایست ظرفیت‌ها و گنجایش‌های­ لازمه را توسط سازمان‌ها و سیستم‌های نهادمند در درون خویش به وجود آورد به‌این‌ترتیب بدیهی است­که قوی‌ترین عامل توسعه ایجاد نظام حزبی است، آن‌هم نه هر سازمان و حزبی بلکه تشکیلاتی نهادینه‌شده در طول زمان و بهره‌مند از محتوایی اثربخش و کارآمد و این امری است که در یک جامعه و در یک نظام سنتی به ‌سادگی میسر نیست.

بررسی جامعه شناسی سیاسی نقش مشارکت سیاسی در فهم دموکراسی مدرن بعد از انقلاب اسلامی ایران

بررسی جامعه شناسی سیاسی نقش مشارکت سیاسی در فهم دموکراسی مدرن بعد از انقلاب اسلامی ایران

دوره 3، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 7-21

علی شیاری، علی شکری

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثرگذاری مشارکت سیاسی در دموکراسی مدرن در جمهوری اسلامی ‎ایران انجام شده است، دموکراسی مدرن در اغلب کشورهای جهان یکی از اصلی ترین بخش‎های زندگی سیاسی امروزه بشر به شمار می‎آید، و یکی از ارکان دموکراسی می‎تواند نقش مهمی‎در مشارکت و نظارت شهروندان بر عملکرد و تصمیمات کارگذاران نظام‎های سیاسی داشته باشد، پارلمان و نظام پارلمانی و نقش ویژه آن در کشورهای مختلف در امور انتخابات و در جمهوری اسلامی ‎بوده است، از این رو این پرسش مطرح می‎شود، که آیا می‎توان اینگونه تلقی کرد، که آیا مشارکت سیاسی می‎تواند، در دموکراسی مدرن تاثیر بسزایی داشته باشد یا نه ؟ هدف اصلی مقاله حاضر کاوش در خصوص مشارکت سیاسی در دموکراسی مدرن و در نظام جمهوری اسلامی ‎ایران بوده، پس می‎توان اینگونه بیان کرد، که یکی از محورهای اساسی روند تحولات سیاسی مخصوصا در کشورها، علی الخصوص در ایران، از مشروطه به بعد دموکراسی خواهی بوده است، در شرایط دموکراسی به عنوان یکی از مسئله‎های نظری و مهم جریان‎های فکری- سیاسی ایرانی اعم از سوسیالیسم، اسلام گرا و لیبرالیسم تداعی شده و این جریان‎ها از ارزشمندی و مطلوبیت دموکراسی سخن می‎گویند. در همین رابطه دموکراسی برآیند مشروعیت مردمی‎ و مشارکت مردمی‎ و نهادینه مبتنی بر قانون و قانونمندی و کنترل شده و تحت نظارت مرجع قانونی و در بردارنده تنوع و تکثر سیاسی است.

بررسی جامعه شناسی سیاسی رابطه هوش سیاسی با اشکال مختلف مشارکت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

بررسی جامعه شناسی سیاسی رابطه هوش سیاسی با اشکال مختلف مشارکت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

دوره 3، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 39-61

محسن روحی، مجید گل پرور، علیرضا منظری توکلی

چکیده تحقیق حاضر به بررسی جامعه شناسی سیاسی رابطه هوش سیاسی با اشکال مختلف مشارکت سیاسی (مطالعه موردی: شهروندان شهرکرمان) پرداخته است. امروزه هم از دیدگاه نظری و تئوریک هم از منظر علمی، توجه ویژه ای به نقش و چگونگی تائیر مولفه ها و عوامل فردی تاثیر گذار بر مشارکت سیاسی می شود در همین راستا این پژوهش به دنبال مطالعه پاسخگویی به این سوال اساسی است که آیا بین هوش سیاسی شهروندان شهر کرمان با ابعاد مختلف مشارکت سیاسی آنان رابطه معناداری وجود دارد؟ روش تحقیق در این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. در این پژوهش برای سنجش مشارکت سیاسی و هوش سیاسی از پرسشنامه های استاندارد استفاده گردیده. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که بین هوش سیاسی با ابعاد مختلف مشارکت سیاسی در شهروندان شهر کرمان رابطة معنادار و مستقیمی وجود دارد. همچنین تجزیه و تحلیل داده ها از طریق معادلات ساختاری نشان می دهد که ضریب بتای استاندار شده رابطه هوش سیاسی با مشارکت سیاسی برابر (80/0=β) می باشد. علاوه بر این در خصوص رابطه هوش سیاسی با ابعاد مختلف مشارکت سیاسی با توجه به ماتریس همبستگی محاسبه شده متغیر هوش سیاسی با کلیة ابعاد مشارکت سیاسی رابطه مثبت داشته و در این، میان بیشترین رابطة را با مشارکت در مباحث سیاسی با 725/0 و کمترین میزان رابطة را با مشارکت در اجتماعات سیاسی با 339/0 داشته است.

بررسی جامعه شناختی مشارکت سیاسی زنان(مطالعه موردی ایران پس از انقلاب و افغانستان و عربستان)

بررسی جامعه شناختی مشارکت سیاسی زنان(مطالعه موردی ایران پس از انقلاب و افغانستان و عربستان)

دوره 3، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 209-231

رضا صفایی، زهره پوستین چی، گارینه کشیشیان سیرکی، سید عبدالامیر نبوی

چکیده مشارکت سیاسی زنان همواره از مسائل چالش‌برانگیزی بوده است که نظام‌های سیاسی طی دهه‌های اخیر با آن مواجه بوده اند و علیرغم اینکه در این موضوع کشورها پیشرفت‌های چشم‌گیری داشته‌ و بستر مناسبی جهت حضور آنان در حوزه عمومی فراهم شده، برخی تنها به صرف الزامات اجتماعی و به ویژه برآمده از ملاحظات سیاسی، در عرصه عمومی حضور یافته‌اند. به همین منظور مقاله حاضر با هدف بررسی نقش و مشارکت سیاسی زنان در فرایند توسعه سیاسی را در کشورهای ایران، افغانستان و عربستان و نیز براساس نوع و میزان بازنمایی این نقش و دلایل کم رنگ و پررنگ شدن مقطعی این نقش، به دنبال پاسخ به این سوال اساسی بوده که «مشارکت سیاسی زنان در کشورهای ایران، افغانستان و عربستان، در دو دهه گذشته (2000-2020) متاثر از چه عواملی بوده است؟». مقاله حاضر با رویکردی مقایسه‌ای و با روشی توصیفی-تحلیلی به بررسی مشارکت سیاسی زنان در سه کشور مذکور پرداخته است. نتایج حاکی از این است که فرهنگ سیاسی، ساخت قانونی و ساختار حزبی در این سه کشور، باعث محدود شدن مشارکت سیاسی زنان شده است. و در این راستا زنان در تقابل با این وضعیت مبارزات سیاسی خود را برای به دست آوردن حقوق سیاسی و اجتماعی خود صورت داده‌اند

جایگاه مشارکت سیاسی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

جایگاه مشارکت سیاسی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

دوره 3، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 233-252

حسن خورشیدی آباد شاپوری، منوچهر توسلی نائینی، سید محمدصادق احمدی

چکیده مسئله‌ مشارکت سیاسی در جوامع بشری، یک‌ مسئله‌ عام‌ و فراگیر است‌ و کمتر روزی‌ را می‌توان‌ یافت‌ که‌ در رسانه‌های‌ جمعی‌، مطبوعات‌ و حتی‌ گفتگوهای‌ روزمره‌ حرفی‌ از حقوق‌ بشر و مشارکت مردم در سرنوشت دولت‌ها در میان‌ نباشد. در ایران نیز به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی مشارکت سیاسی به‌خصوص رفتار رأی‌دهی، از توجه شایانی برخوردار گردید. در ساختار سیاسی و حقوقی ایران در قالب اصول قانون اساسی و همچنین قوانین حوزه حقوق عمومی در بخش های مختلف ابزارهای تحقق مشارکت سیاسی با محدودیت هایی پذیرفته شده است. لذا هدف این مقاله تحلیل و واکاوی جایگاه مشارکت سیاسی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. در این راستا با استفاده از روش کتابخانه ای به بیان شاخص‌های مشارکت سیاسی و ساز و کارهای آن در قانون اساسی و همچنین به بررسی انتخابات به ‌عنوان یکی از مؤلفه‌های مشارکت سیاسی در قانون اساسی پرداخته شد. بررسی ها حاکی از این است که؛ قانون اساسی جمهوری اسلامی به‌عنوان اصلی‌ترین سند تضمین حقوق و آزادی‌ها به ‌طور صریح یا ضمنی نقش مشارکت سیاسی مردم را به ‌عنوان یک حق برای آن‌ها برمی‌شمرد و حدود آن را تعیین می کند. نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن بارأی مردم ایجادشده است و در عین ‌حال انتخاب رهبر به ‌صورت غیرمستقیم و انتخاب رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شرکت در همه‌پرسی‌ها تجلی حضور و مشارکت سیاسی عموم مردم ازجمله همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها در امر اداره حکومت، مشارکت در پیشبرد امور کشور است.

سنجش مشارکت سیاسی مردم در الگوی فرهنگ سیاسی ایران از دیدگاه نخبگان؛ مورد مطالعه: شهروندان تهرانی

سنجش مشارکت سیاسی مردم در الگوی فرهنگ سیاسی ایران از دیدگاه نخبگان؛ مورد مطالعه: شهروندان تهرانی

دوره 3، شماره 1، بهار 1401، صفحه 25-57

محمدصادق جلالی‌راد، ابراهیم متقی، روزیتا سپهرنیا

چکیده نخبگان فکری حد واسط بین مردم و نخبگان بروکراتیک و کارگزاران هستند و نقش مهمی در بهبود عملکردهای سیاسی با دریافت مطالبات مردم و ارائه راهکار به کارگزاران دارند. به نظر می‌رسد وجود اختلاف بین دیدگاه مردم و نخبگان فکری سبب عدم ادراک فرهنگ سیاسی و شناسایی الگوی مورد پذیرش در دو گروه شده است. هدف این تحقیق سنجش مشارکت سیاسی مردم در الگوی فرهنگ سیاسی ایران از دیدگاه نخبگان فکری می‌باشد. روش تحقیق بصورت آمیخته انجام شده است. جامعه آماری بصورت هدفمند در بخش کیفی 30 نفر، و در بخش کمی 140 نفر از اساتید علوم سیاسی دانشگاه‌های استان تهران انتخاب شدند. جامعه آماری شهروندان شامل 704  نفر از شهروندان ساکن 352 محله شهر تهران است که بصورت طبقه‌ای و تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخت در بخش کمی و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش کیفی بوده است. روایی و پایایی بصورت صوری و محتوایی و آلفای کرونباخ تائید شده است. تجزیه و تحلیل داده‌ها از طریق آمار توصیفی و استنباطی انجام پذیرفته است. یافته‌های این تحقیق نشان داد که؛ الگوی فرهنگ سیاسی ایران از دیدگاه نخبگان را می‌توان در سه بعد، شش مؤلفه، و 43 شاخص‌ مجزا مطرح و ارائه نمود. هم چنین نتایج نشان داد که، مشارکت شهروندان در الگوی مطروحه در بسیاری از شاخص‌ها زیاد بوده، ولی با پایگاه‌های اجتماعی مردمی رابطه معناداری دارد. همچنین نگرش شهروندان با پیش‌بینی مشارکت مردمی توسط نخبگان فکری در رتبه‌بندی شاخص‌ها با هم اختلاف معناداری را نشان داده است.

آسیب‌شناسی انتقادات سازنده دانشجویی به تصمیمات دولت دوازدهم جمهوری اسلامی ایران

آسیب‌شناسی انتقادات سازنده دانشجویی به تصمیمات دولت دوازدهم جمهوری اسلامی ایران

دوره 3، شماره 1، بهار 1401، صفحه 201-217

مهدی بیگدلو

چکیده دانشجویان همواره به‌عنوان قشری منتقد در جامعه معرفی شده‌اند؛ انتقاداتی که اگر به‌درستی مطرح و به‌درستی بهره‌برداری شود می‌تواند زمینه توسعه سریع‌تر کشور به‌ویژه امور اجرایی را که مهمترین و اثرگذارترین اقدامات حکومت است را فراهم نماید و اگر به شکل مناسبی مطرح نگردد ضمن رواج بی‌اخلاقی و تخریب می‌تواند زمینه تبلیغات رسانه‌ای بیگانگان علیه ساختارهای اجرایی کشور گردد. با این فرض تحقیق حاضر نظرات 274 نفر از دانشجویان را به‌صورت تصادفی و تا رسیدن به اشباع علمی در خصوص انتقاد نسبت به تصمیمات و اقدامات دولت دوازدهم جمهوری اسلامی ایران جویا شده و سپس به روش تحلیل محتوا نظرات آنان را مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه دست یافته که عدم انتقاد سازنده را می‌توان در دو دسته نواقص ساختاری و ضعف فردی تقسیم‌بندی نمود. البته رضایتمندی نیز عاملی است که باعث عدم شکل‌گیری انتقاد سازنده شده است. عوامل ساختاری به احساس بی‌نتیجه بودن انتقاد، احساس شنیده نشدن انتقاد، احساس ترس و فقدان راهکار قانونی برای انتقاد تقسیم می‌شود. ناتوانی در انتقاد، نابلدی، بی‌تفاوتی و بی‌علاقگی جزء ضعف‌های فردی منتقدین هستند و رضایت از شرایط زندگی، توجه بیشتر به فرصت‌ها و پذیرش تصمیمات دولت از عواملی هستند که با ایجاد رضایتمندی از شکل‌گیری انتقاد سازنده ممانعت می‌کنند.

انقلاب اسلامی، مردم سالاری دینی و مشارکت سیاسی زنان

انقلاب اسلامی، مردم سالاری دینی و مشارکت سیاسی زنان

دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 101-126

مریم شفیعی، علی شیرخانی، محمد ترابی

چکیده یکی از مهم‌ترین راه‌های دستیابی به توسعه، مشارکت تمام افراد جامعه است و این امر در گرو برقراری روابط و مناسبات اجتماعی مطلوب و عادلانه امکان پذیر است. مشارکت سیاسی زنان یکی از موضوعات مهمی است که شاخص مهم، در فرآیند توسعه پایدار هر جامعه‌ای محسوب می‌شود. هر چه جامعه از روابط اجتماعی انسانی‌تر و عادلانه‌تر برخوردار باشد، مشارکت و همکاری افراد بیشتر و بهتر می‌گردد. در واقع مشارکت معلول ساختارها و کارکرد روابط اجتماعی و نحوی توزیع امکانات، منابع، نحوه تقسیم کار و مسولیت‌ها در جامعه است. تغییر و تحولاتی که در دهه‌های اخیر در حوزه سیاسی و اجتماعی زنان در ایران بوجود آمده است، افزایش سطح تحصیلات، مشارکت در زمینه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و به طور کلی تلاش آنها برای کسب نقش های مختلف در اجتماع نشان دهنده فعال شدن نقش زنان در عرصه‌های مختلف است. اما با این حال مشاهده می‌شود که حضور و مشارکت زنان در رده‌های بالای مدیریتی دارای مشکلات جدی می‌‌‌‌‌باشد. در این بین پرسشی مطرح است این که آیا پیروزی انقلاب اسلامی تاثیری بر کیفیت مشارکت سیاسی زنان داشته است؟ چه موانعی بر سر راه مشارکت سیاسی زنان وجود دارد؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد با توجه به اینکه آموزه‌های انقلاب اسلامی بر استقلال طلبی، ظلم‌ستیزی، عدالت اجتماعی و عدالت جنسیتی تاکید دارد و این مفاهیم در مشارکت تجهیزی زنان نقش اساسی را داشته است و کمتر به مشارکت از نوع مستقل آن توجه شده است. ساختار و بافت سنتی که بر تار و پود فکر و اندیشه‌ی مردم جامعه تنیده شده است، متاثر از فرهنگ سیاسی جامعه ایران می‌باشد و به نظر می‌رسد  مانع جدی برای احقاق حقوق و مشارکت زنان محسوب می‌شود.

بازتولید پرسمان مشارکت سیاسی - اجتماعی زنان در گفتمان انقلاب اسلامی

بازتولید پرسمان مشارکت سیاسی - اجتماعی زنان در گفتمان انقلاب اسلامی

دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 7-28

فرانک سیدی

چکیده مقاله حاضر به بررسی و تبیین مشارکت سیاسی اجتماعی زنان به صورت مقایسه ای می پردازد. با این رویکرد، که زنان به عنوان فاعلان وگنشگران جامعه هستند، می توان اهداف عام وخاصی را برای مقاله درنظر گرفت، که از اصلی ترین اهداف این مقاله، پاسخ به پرسمان های مشارکت زنان است. توسعه مشارکت زنان و تحولات حاصل از آن در چند دهه گذشته پرسمان هایی را بازتولید کرده است. در این بررسی باروش کتابخانه ای و اسنادی و با رویکرد تحلیلی – توصیفی و استنتاجی تلاش شده پاسخ به پرسمان ها براساس گفتمان های موجود مورد واکاوی قرار گیرد. نتایج حاکی از آن است، درقبل از انقلاب مشارکت سیاسی زنان در نتیجه گفتمان های ناشی از ستیز بین مشروطه و مشروعه (مشروطیت) یا بین سنت ومدرنیته (پهلوی) قرار داشت و در بعد از انقلاب نیز ستیز بین برابری و نابرابری حاکم می گردد. با توجه به تاثیر ایدئولوژی در معنا و مسیر گفتمان، با تغییر ایدئولوژی به ترتیبی که از گفتمان سنتی به مدرن وسپس سازندگی و تکنوکرات می رسیم، به تدریج آشنایی بیشتر با حقوق شهروندی صورت گرفته و مشارکت با مطالبه گری جدی توام شده و تنوع مطالبات ایجاد می گردد و زمینه برای بازگشت به خویشتن خویش و آزادی درونی و نوآوری و خلاقیت فراهم می گردد.  

بررسی نقش مولفه های مردم سالاری دینی انقلاب اسلامی در افزایش مشارکت سیاسی (شناسایی حقوق مردم و حاکمیت قانون)

بررسی نقش مولفه های مردم سالاری دینی انقلاب اسلامی در افزایش مشارکت سیاسی (شناسایی حقوق مردم و حاکمیت قانون)

دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 29-50

محمدجواد خوب پور، محمدباقر مکرمی پور

چکیده در پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال هستیم که مولفه ­های مردم ­سالاری دینی انقلاب اسلامی ایران چه نقشی در افزایش مشارکت سیاسی با تاکید بر دو مولفه حقوق مردم و حاکمیت قانون داشته است؟ در پاسخ به این سوال این فرضیه که مولفه­ های مردم­سالاری دینی انقلاب اسلامی همچون شناسایی حقوق مردم و حاکمیت قانون موجب افزایش مشارکت سیاسی مردم گردیده است، اما بین این مولفه ­ها در افزایش مشارکت سیاسی تفاوت وجود دارد، مورد واکاوی قرار می­‌گیرد. چارچوب نظری این پژوهش براساس ترکیبی از نظریه ­های غربی و اسلامی در خصوص نقش مولفه­ ها در افزایش مشارکت سیاسی شکل گرفته و در راستای این چارچوب، اطلاعات و داده­ها به روش کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ­ای و اسنادی جمع­آوری و به شیوه توصیفی-تحلیلی، بررسی و تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که هر یک از مولفه­های مردم­سالاری دینی انقلاب اسلامی به نحوی موجب افزایش مشارکت سیاسی در نظام جمهوری اسلامی گردیده است، اما بین این مولفه­ ها در افزایش مشارکت سیاسی در دوره­های زمانی مختلف شدت و ضعف وجود داشته است. همچنین باید گفت که مولفه حقوق مردم بیشتر از مولفه حاکمیت قانون بر افزایش مشارکت سیاسی تاثیرگذار بوده است. با توجه به یافته­ها، می­توان نتیجه­گیری نمود که باید در خصوص متن قوانین، اقدامات بیشتری در جهت بهبود و ضعیت این مولفه­ ها صورت گیرد، چرا که این مولفه ­ها می توانند زمینه ­هایی را فراهم نمایند که موجب افزایش یا کاهش مشارکت سیاسی مردم گردند.