کلیدواژه‌ها = مردم‌سالاری دینی
تعداد مقالات: 4
تاملی در اندیشۀ سیاسی شهید مطهری پیرامون مردم‌سالاری دینی

تاملی در اندیشۀ سیاسی شهید مطهری پیرامون مردم‌سالاری دینی

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 275-295

مسعود کاویانی، علی شیرخانی، مقصود رنجبر

چکیده مردم سالاری دینی از مهمترین دغدغه‌های امروزین جامعه فرهیختگانی است. این نظریه از انقلاب مشروطه در ادبیات سیاسی ایران جلوه گر، و پس از انقلاب اسلامی به عنوان پاسخ به پرسش از مشروعیت این نظام تثبیت شد.(پیشینه). با این حال این نظریه همواره مورد مناقشه بوده است؛ عده ای با تمسک به مولفه های لیبرال دموکراسی، آن را فاقد معیارهای مردم سالار و برخی نیز با توجه به مولفه هایی از قبیل مشارکت، رضایت مردم و تقسیم قوا آن را بهترین الگوی مردم سالاری می دانند(مساله). شهید مطهری از جمله متفکران نوگرا و معرفت اندیشی است که درباره مردم سالاری دینی نظریه پردازی کرده است. از آنجا که وی مهمترین نظریه پرداز انقلاب به شمار می‌آید، شایسته است نظریه‌ی این متفکر واکاوی شود.مقاله حاضر با روش تحلیلی انتقادی مبتنی بر هرمنوتیک مولف محور قصدگرای اسکینر در صدد نقد و بررسی این نظریه است(روش)؛ و به طور مشخص در پی آن است که این نظریه مبتنی بر چه اصولی است و چه نقدی برآن وارد است؟(سوال). این نظریه، مردم سالاری را به مثابه روش قلمداد کرده و با تاکید بر امکان مردم سالاری دینی، شان نظارتی برای ولی فقیه قائل است(فرضیه). یافته ها حاکی از آن است که بر اساس نظریه شهید مطهری دو موضوع آزادی و نقش مردم در حکومت از اهمیت بالایی برخوردار است اما جایگاه و عملکرد ولی فقیه به عنوان یکی از ارکان مردم سالاری دینی دارای ابهام است(یافته).

معیارهای سیاست دینی از منظر آیت الله خامنه‌ای (مد ظله العالی)

معیارهای سیاست دینی از منظر آیت الله خامنه‌ای (مد ظله العالی)

دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 25-42

سیّد فریدالدّین شهابی، بهرام منتظری، سیّد حسن ملائکه

چکیده سیاست دینی از آن دسته جستارهایی بوده که از دیرباز به ویژه در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. در این زمینه، برخی معتقدند سیاست برای قرار گرفتن در گذرگاه راستین باید از آموزه‌های دینی پیروی کند. در این نوشتار برآنیم تا معیارهای سیاست دینی را از دیدگاه آیت الله خامنه‌ای(مدظله العالی) مورد بررسی قرار دهیم. پرسش بنیادین رساله: از دیدگاه آیت الله خامنه‌ای(مدظله العالی)، سیاست دینی دارای چه معیارهایی می‌باشد. چنین به نظر می‌رسد که سیاست برای گام نهادن در راه درست باید از آموزه‌های دینی چون دادگری، قانون مداری، آزادی و گزینش مردمی پیروی کند. ما همچنین سیاست دینی را در چارچوب بنیادهای هستی شناسی، شناخت شناسی و انسان شناسی مورد بررسی قرار داده و بدینگونه، معیارهای سیاست دینی را به خوبی مورد بررسی قرار می‌دهیم. در این پژوهش از روش تحلیل محتوا بهره برده تا با واکاوی درونمایه اندیشه‌های آیت الله خامنه‌ای(مدظله العالی) در زمینه سیاست دینی، معیارهای آن را به خوبی مورد بررسی دهیم. تحلیل محتوا یک پژوهش مشاهده‌ای و پژوهش تاریخى اسنادى به شمار آمده و از دید چیستی، پژوهشى کمّى محسوب می‌شود. در روند پژوهش، به این نکته می‌رسیم که اگر ساز و کارهای نهاد سیاست با آموزه‌های دینی همسو شد، جامعه‌ای دلخواه در راستای آرمانهای الهی پدید می‌آید و همچنین زمینه رشد و شکوفایی در همه زمینه‌ها نیز فراهم می‌شود. مردم چنین جامعه‌ای نیز به آرمانهای خود دست پیدا کرده و به رشد و شکوفایی راستین می‌رسند.

بررسی علل اجتماعی شکل گیری انقلاب اسلامی

بررسی علل اجتماعی شکل گیری انقلاب اسلامی

دوره 3، شماره 1، بهار 1401، صفحه 7-23

حسین رحمانی تیرکلایی

چکیده انقلاب اسلامی زمانی شکل گرفت که دنیای مادی قائل به پایان یافتن عصر دین‌گرایی در عالم بود. به همین سبب دستگاه محاسباتی و جامعه‌شناختی غرب در خصوص پیش‌بینی و همچنین تحلیل این پدیده به خطای راهبردی افتاد. امروزه نیز جنبه‌های بسیاری از چرایی انقلاب اسلامی و توفیقات آن از حیث جامعه‌شناختی مبهم باقی مانده است؛ به سبب همین ضرورت، نگارنده در این اثر با روشی توصیفی ـ تحلیلی به دنبال بررسی علل اجتماعی شکل-گیری انقلاب اسلامی است و در نهایت بدین نتیجه رسیده که عوامل شکل-دهنده به انقلاب اسلامی، به سبب تحقق عوامل جداکننده از رژیم شاهنشاهی و عوامل محرّک به حکومت دینی پدید آمده که شرط شکل‌گیری هر انقلاب جامعی این دو عنصر است و از آن جمله می‌توان به عواملی چون انزجار از فساد حاکم، فقدان آزادی سیاسی بر جوّ جامعه و بالا رفتن سطح بصیرتی و به فعلیت رساندن ظرفیت‌های درونی و... اشاره داشت.

زمینه‌های ارتقاء کارکردهای سیاسی انقلاب اسلامی در جامعه

زمینه‌های ارتقاء کارکردهای سیاسی انقلاب اسلامی در جامعه

دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 187-204

حسین رحمانی تیرکلایی

چکیده انقلاب اسلامی مادامی که در مسیر حقیقی خود گام بردارد، از غنای درونی خود در عرصه‌های مختلف بهره‌مند خواهد بود و ابعاد کارکردی آن نیز افزون می‌گردد. بر این اساس می‌توان ادعا نمود که هرگاه انقلاب در مسیر حقیقی خود حرکت نمود، به کارکردهای سیاسی‌ای دست یافت که مجموعه آن کارکردها منحصر در نظام الهی ـ توحیدی است و تاکنون هیچ نظامی در عالم نتوانسته بدان دست یابد. تاکنون در خصوص زمینه‌های ارتقاء کارکردهای سیاسی انقلاب در جامعه کمتر سخن به میان آمده، بر اساس این ضرورت، نگارنده در این اثر با روش توصیفی ـ تحلیلی به دنبال تبیین این کارکردها خواهد بود و در نهایت بدین نتیجه رسیده است که کارکردهای سیاسی انقلاب در ابعاد داخلی و بیرونی منوط به حرکت نمودن آن در گفتمانی است که بر اساس آن پدید آمد. لذا هرگاه انقلاب از ریل اصلی هدفگذاری شده خود خارج گردد، کارکردهای سیاسی‌اش نیز کاهش خواهد یافت و طبیعتاً موجی از نارضایتی عمومی نیز به همراه خواهد داشت.