کلیدواژه‌ها = سیاست خارجی
تعداد مقالات: 12
انقلاب اسلامی و بازگشت دین به سیاست خارجی؛ تبیینی از منظر برساخت هویتی

انقلاب اسلامی و بازگشت دین به سیاست خارجی؛ تبیینی از منظر برساخت هویتی

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 215-243

فریبرز ارغوانی پیرسلامی، سیدجواد صالحی، بهاره قنبری

چکیده اتکای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر مقوله دین هم از منظر سیاست‌گذاری و هم در اجرا یکی از موضوعات پرچالش از منظر پیامدها در دهه‌های گذشته بوده است. هدف این مقاله نشان دادن مؤلفه‌ها و عواملی است که باعث شده‌اند تا دین (اسلام شیعی) در متن سیاست خارجی ایران در دوره بعد از انقلاب اسلامی قرار گیرد. اگرچه رخداد انقلاب اسلامی فی‌نفسه باعث دمیدن روح مذهبی در سیاست‌گذاری داخلی و خارجی ایران شد اما این بازگشت فراتر از نگرش مذهبی برآمده از انقلاب اسلامی، نتیجه مجموعه‌ای از قواعد و هنجارهایی بوده که در داخل و خارج از کشور شکل گرفته و با برسازی هویت دینی منجر به تعریف نقش اسلامی در سیاست خارجی و در نتیجه تکوین الگوهای رفتاری بر این اساس شد. این مقاله با محوریت مسئله شناسایی این مؤلفه‌ها معتقد است که قواعد و هنجارهایی همچون اسلام سیاسی، استقلال سیاسی، استکبارستیزی در داخل و قواعدی مانند پایان جنگ سرد، جنبش‌های آزادی‌بخش، بنیادگرایی اسلامی، نظم در حال گذار و محیط پرآشوب خاورمیانه منجر به برسازی هویت دینی در سیاست خارجی ایران شده و در نتیجه الگوهای رفتاری سیاست خارجی بر این اساس تکوین یافته‌اند. یافته‌های این مقاله که با استفاده از رویکرد سازه‌انگارانه و تحلیل تعاملی محیط داخل و خارجی تکوین هویت در سیاست خارجی به دست آمده نشان می‌دهد که اگرچه انقلاب اسلامی نقشی اساسی در قرارگیری دین در متن سیاست خارجی داشته اما در کنار آن قواعد و هنجارهایی نیز وجود داشته‌اند که به این روند کمک کرده‌اند.

بررسی تطبیقی گفتمان‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مطالعه موردی: دوره سازندگی و اصلاحات)

بررسی تطبیقی گفتمان‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مطالعه موردی: دوره سازندگی و اصلاحات)

دوره 7، شماره 2، بهار 1405، صفحه 337-361

سید محمدرضا موسوی

چکیده این مقاله به بررسی تطبیقی و تحلیلی گفتمان‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دو دوره سازندگی و اصلاحات، می‌پردازد. در این مطالعه، تحولات ساختاری و استراتژیک در سیاست خارجی ایران بر اساس رویکردهای داخلی و بین‌المللی مورد تحلیل قرار گرفته است. در دوره سازندگی، اصولی چون نوسازی اقتصادی، حفظ تمامیت ارضی، تنش‌زدایی و عادی‌سازی روابط با کشورهای منطقه و جهان، محورهای اصلی سیاست خارجی بودند. این اصول بر مبنای ارزش‌های اسلامی و منافع ملی تنظیم شده و در قالب استراتژی چندجانبه‌گرایی و همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی پیگیری شد. در دوره اصلاحات، تمرکز بر توسعه سیاسی- فرهنگی، گفت‌وگوی تمدن‌ها، تنش‌زدایی و بهبود روابط با اروپا و کشورهای همسایه، تغییراتی در گفتمان سیاست خارجی ایجاد کرد. سیاست‌های ایران در این دوره، بر مبنای هنجارهای بین‌المللی، پذیرش سازمان‌های جهانی و تلاش برای کاهش تنش‌ها قرار گرفت. در این مطالعه، نقش سازمان ملل، جنبش عدم تعهد، آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای و روابط با کشورهای منطقه و جهان، به تفصیل بررسی شده است. نتایج نشان می‌دهد که سیاست خارجی ایران در هر دوره، تحت تأثیر عوامل داخلی، منطقه‌ای و جهانی، تغییراتی اساسی داشته و در مسیر حفظ منافع ملی، تلاش‌های قابل توجهی صورت گرفته است.

بررسی مواضع مقام معظم رهبری در سیاست خارجی؛ ارائه مدل نظری در خصوص تفاوت مبانی، اصول و رفتارها

بررسی مواضع مقام معظم رهبری در سیاست خارجی؛ ارائه مدل نظری در خصوص تفاوت مبانی، اصول و رفتارها

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 401-426

مرتضی حدادی، حمید سعیدی جوادی، محمد لعل علیزاده

چکیده بررسی و تحلیل مواضع بالاترین و عالی ترین مقام سیاستگذاری و تصمیم گیری، نقش مهمی درشناخت فرایندهای تصمیم گیری در حوزه های کلان و به ویژه در فهم بهتر سیاست خارجی دارد. برای شناخت مواضع رهبری در سیاست خارجی دیدگاه های متفاوتی مطرح است. در مرحله اول تعارض مواضع در دوره های مختلف قابل دریافت است و در صورت عدم تبیین پشتوانه نظری جهت توصیف و تحلیل مواضع مقام رهبری، هرگونه ارزیابی مواضع از به نوعی تعارض صوری و برداشت سطحی تقلیل می یابد. با هدف رهایی از این تعارضات و برداشت‌ها با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده منابع کتابخانه‌ای و تحلیل مواضع و سخنرانی‌های رهبری در چارچوب مدل نظری تلاش شده است تا با ارائه مدلی نظری مبتنی بر تفکیک مبانی از اصول و رفتارها، زمینه تبیین همزمان مبانی ثابت و اصول تفسیرپذیر و رفتارهای متغیر، منعطف، مقتضی اندیش و تاکتیک گونه را فراهم سازیم. یافته ها بیانگر این است که تغییر مواضع در سیاست خارجی بر مبنای مدل نظری ارائه شده، بدون تغییر در مبانی و جهان بینی رهبری، متاثر از تفسیر اصول و تغییر رفتارها با توجه به مقتضیات داخلی و نظام بین الملل و شرایط متحول بین المللی است

نقش و کارکرد هویت ملی در شکل‌گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

نقش و کارکرد هویت ملی در شکل‌گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 41-65

سوناز نصیری

چکیده این پژوهش به بررسی نقش و کارکرد  هویت ملی در شکل گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره پساانقلاب می‌پردازد. ابتدا، مفهوم هویت ملی و تفاوت آن با دیگر انواع هویت بررسی شده و به سابقه تاریخی هویت ایرانی از دوران اشکانیان تا شکل‌گیری هویت ملی در زمان معاصر اشاره می‌گردد. در این راستا، نقش عناصر فرهنگی، دینی و سیاسی در شکل‌گیری هویت ملی ایران مورد تحلیل قرار می‌گیرد. همچنین، فرآیند تاریخی توسعه هویت ایرانی، از ورود اسلام تا عصر تجدد و تاثیرات آن بر نهادهای ملی و سیاسی، بررسی می‌شود. در ادامه، تحولات در مفهوم هویت ایرانی و تقابل آن با روندهای سکولاریسم و غرب‌گرایی که در فرآیند تداوم ملی‌گرایی نقش داشتند، تحلیل شده است. مقاله در نهایت، نشان می‌دهد که چگونه هویت ملی ایران نقش کلیدی در شکل گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایفا می‌کند و این سیاست‌ها به نوعی انعکاس و تبلور هویت ملی در ساحت‌های بین‌المللی محسوب می‌شوند. در نتیجه، فهم عمیق‌تر هویت ملی می‌تواند به درک بهتر سیاست‌های خارجی و استراتژی‌های بلندمدت کشور کمک کند و موجب توسعه روابط بین‌المللی متناسب با ارزش‌ها و میراث فرهنگی ایران گردد.

تحلیل کمّی جامعه شناسی سیاسی مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های شهید بهشتی درخصوص جهت گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

تحلیل کمّی جامعه شناسی سیاسی مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های شهید بهشتی درخصوص جهت گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 79-99

علی باقری دولت ابادی، سارا رضایی

چکیده درخصوص سیاست‌خارجی ایران آثار متعددی منتشر شده است؛ با این وجود هیچ پژوهش مستقلی درباره دیدگاه‌های شهید بهشتی در حوزه سیاست‌خارجی ایران منتشر نشده است. این درحالی است که نقش شهید بهشتی در شکل‌گیری قانون اساسی و سیاست‌خارجی ایران غیرقابل انکار است. بنابراین پرسش اصلی مقاله این است که نگاه شهید بهشتی به جهت-گیری‌ آینده سیاست‌خارجی ایران چه بود و کدام جهت‌گیری را مطلوب می‌دانست؟ فرضیه اصلی پژوهش بر جهت گیری عدم تعهد تاکید دارد. برای پاسخ به سوال فوق و ارزیابی فرضیه مطرح شده دیدگاههای شهید بهشتی با سه جهت‌گیری انزواگرایی، عدم تعهد و اتحاد و ائتلاف مورد اشاره هالستی درباره سیاست خارجی و نیز جهت‌گیری بیطرفی انطباق داده شد. روش استفاده شده در این نوشتار آمیزه‌ای از تحلیل کمی(شمارش بسامد شاخص‌های مرتبط با جهت‌گیری‌های چهارگانه سیاست خارجی) و تحلیل کیفی (تفسیر یافته‌ها و مقایسه) بود. یافته‌های پژوهش نشان داد دو جهت‌گیری انزواگرایی و بیطرفی هیچ جایگاهی در تفکر شهید بهشتی ندارد. از میان دو جهت‌گیری دیگر، عدم تعهد با 73 درصد فراوانی جایگاه نخست و اتحاد و ائتلاف با 27 درصد فراوانی جایگاه دوم را کسب کرده است. نکته قابل تامل این است که شهید بهشتی اتحاد را نه با قدرت های بزرگ؛ بلکه برای روابط ایران با کشورهای مسلمان و جهان سومی تجویز کرده است.

موانع اجرای ماده 22 سیاست های کلی برنامه هفتم توسعه تقویت رویکرد اقتصاد محور در سیاست خارجی و روابط منطقه ای و جهانی و تقویت پیوندهای اقتصادی با اولویت همسایگان

موانع اجرای ماده 22 سیاست های کلی برنامه هفتم توسعه "تقویت رویکرد اقتصاد محور در سیاست خارجی و روابط منطقه ای و جهانی و تقویت پیوندهای اقتصادی با اولویت همسایگان"

دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 73-92

علی شجاعی فرد

چکیده اجرای برنامه های توسعه یکی از مهم ترین مراحل چرخه سیاستگذاری است. اجراء به این موضوع اساسی می پردازد که اهداف و مقاصد برنامه های دولتی تا چه حد و طی چی فرایندی محقق می شوند. موضوع این مقاله موانع اجرای ماده 22 سیاست های کلی برنامه هفتم توسعه «تقویت رویکرد اقتصاد محور در سیاست خارجی و روابط منطقه ای و جهانی و تقویت پیوندهای اقتصادی با اولویت همسایگان» می باشد. که با استفاده از روش کیفی و کتابخانه ای به بیان شناسایی مهم ترین عوامل بازدارنده اجرای این موضوع پرداخته شده است. که از جمله موانع این ماده می توان به موانع ناشی از مجریان، موانع ساختاری و محیطی، موانع مالی و موانع محیطی و ذی نفعان اشاره کرد. شناخت این عوامل می تواند در جهت اجرای موفقیت آمیز برنامه های توسعه و به ویژه ماده 22 سیاست های کلی مفید واقع شده و به رشد و پیشرفت آن کمک کند.

تفسیری بازنمایانهْ از سیاستِ بین المللی دولت سیزدهم در منظومۀ جهانی قدرت

تفسیری بازنمایانهْ از سیاستِ بین المللی دولت سیزدهم در منظومۀ جهانی قدرت

دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 167-190

سعید چهرآزاد

چکیده نوشتار حاضر با اتکاء به این مفروض که سیاست خارجی دولت آیت‌الله رئیسی صرفا با رهیافت‌های مادی‌گرایانه و عینیت‌محورانه قابل تفسیر، تبیین و مطالعه نمی‌باشد، درصدد تحلیل و واکاوی شاخص‌هایِ چندگانه در تکوین و شکل‌گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران- در بازه زمانی سالِ اول دولت سیزدهم- می‌باشد. لذا سوال اصلی پژوهش این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(1401-1400) چگونه باید از طریق رویکرد و رهیافت ارزیابانه مورد کنکاش قرار بگیرد؟ فرضیه کار نیز بدین صورت تدوین شده است که به نظر می‌رسد مولفه‌های چندوجهیِ معطوف به آرمان‌های انقلاب اسلامی اساسِ تکوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره‌ی مورد بررسی را شامل می شود. در این راستا تحقیق حاضر می کوشد تا نشان دهد مرحلۀ ارزشیابی در بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران صرفا نباید به اتمام دولت موکول شود، بلکه در ارزیابی‌های دوره‌ای و مقطعی، نیز در تکوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نقش به سزایی دارند. همچنین تحقیق فراروی مبتنی روش توصیفی و تحلیلی می باشد و در جمع آوری اطّلاعات از روش کتابخانه‌ای و اسنادی و بهره‌گیری از سایت‌ها و مجلات چاپی و الکترونیکی و در مورد ابزار مورد استفاده نیز از فیش‌برداری استفاده شده است.

بازاندیشی فقه سیاسی در حوزه سیاست خارجی بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

بازاندیشی فقه سیاسی در حوزه سیاست خارجی بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

دوره 3، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 253-274

یعقوب علیزاده

چکیده هر بازیگر در عرصه‌ روابط بین‌الملل، دارای چارچوب و الگوی خاص و منطق درونی تعریف ‌شده‌ خاص خویش، برای فعالیت در میدان سیاست خارجی است. در این مقاله تلاش شده به بررسی این سوال مهم پرداخته شود که مولفه‌های فقه سیاسی در حوزه سیاست خارجی کدام است و آثار این مولفه‌ها در سیاست خارجی بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی چگونه قابل تحلیل است؟ مقاله پیش رو توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه‌ای به بررسی سوال مورد اشاره پرداخته است. یافته‌ها بر این امر دلالت دارد که فقه سیاسی تعریف‌کننده الگویی است در قالب اسلام سیاسی، که در روابط بین‌الملل به‌عنوان یک نظریه‌ی اسلامی مطرح‌شده است. اساساً فقه سیاسی پاسخ‌های دین به معضلات سیاسی جامعه نیز تعریف ‌شده است. بنابراین در جامعه سیاسی شکل ‌گرفته بعد از انقلاب، در چارچوب حکومت اسلامی، سیاست خارجی متاثیر مولفه‌های فقه سیاسی در این زمینه است. قاعده نفی سبیل، عدالت محوری، حمایت از مسضعفین، استقلال و خودکفایی و عد اعتماد به دشمنان از مهمترین مولفه‌های فقه سیاسی در سیاست خارجی است. آثار مولفه‌های مورد اشاره به صورت، استکبارستیزی و مقابله با نظام تک‌قطبی، مرزبندی با دشمن، دفاع از نهضت‌های آزادی‌بخش و محور مقاومت، صدور انقلاب اسلامی و حمایت از بیداری اسلامی، صلح‌دوستی بین‌المللی، ضدیت با استکبار و حفظ استقلال، عدم هراس از تهدیدات دشمنان و توجه به مصلحت در بیانیه گام دوم نمود داشته است.

امکان سنجی سیاست خارجی الگوریتمی در ایرانِ پساانقلاب اسلامی

امکان سنجی سیاست خارجی الگوریتمی در ایرانِ پساانقلاب اسلامی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 151-170

سید جلال دهقانی فیروزآبادی، سعید چهرآزاد

چکیده پژوهش حاضر که تاکنون در پردازش‌های جامعۀ آکادمیک مسبوق به سابقه نبوده است، می‌کوشد تاثیراتِ دگرگونی‌های منبعث از عصر هوش مصنوعی را در حوزۀ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار دهد تا در این برهه از زمان که به تعبیر نویسنده‌گان، سیاست خارجی ایران با پارادایمْ شیفت مواجه شده است این حیطه را از تک‌نوازی‌ها و تک‌گویی‌های کلاسیک به دور سازد. فرضیه اصلی نوشتار حاضر این است که تحولات مربوط به عصر فوران داده‌ها، سیاست خارجی ایران در قبال این ساختارِ منبعث از تطور الگوواره‌ای هوش مصنوعی نقش تعیین کننده‌ای در سیاستگذاری خارجی کشورمان ایفا کرده است. استدلال اصلی نویسندگان این است که رویکرد داده‌بنیاد ایران نسبت به ساختار نظام بین الملل و تلاش برای برهم زدن آن، جایگاه مؤثری در بینشِ فرامرزی جمهوری اسلامی ایران ایفا می‌نماید. لذا زمانی که منطق داده-ای بر دستگاه فکری و سیاست خارجی کشور حاکم باشد، نگاه‌های کلاسیک نمی‌تواند تداوم پیدا کند و با شروع تغییراتِ سیاسی، اقتصادی، نظامی و ... در وضعیت پساهوش مصنوعی سیاست خارجی الگوریتمی جمهوری اسلامی ایران نیز بایستی مکانیسم‌های طراحی راهبرد ملی را تغییر دهد.

آسیب شناسی دیپلماسی فرهنگی ایران در قبال ایران هراسی در اتحادیه اروپا

آسیب شناسی دیپلماسی فرهنگی ایران در قبال ایران هراسی در اتحادیه اروپا

دوره 3، شماره 1، بهار 1401، صفحه 179-199

محمد قلعه نویی، داود کیانی، مهدی جاودانی مقدم

چکیده دیپلماسی فرهنگی، معماری بزرگراه دوطرفه به منظور ایجاد کانال هایی برای معرفی تصویر واقعی و ارزش های یک ملت و در عین حال ، تلاش برای دریافت درست تصاویر واقعی از سایر ملت ها و فهم ارزش های آنها است. بررسی سطوح کمی و کیفی روابط کشورمان با اروپا حاکی از آن است که دیپلماسی فرهنگی آن‌ گونه که باید، نتوانسته است به مدد دیپلماسی رسمی آمده و به‌ عنوان کاتالیزوری به تسهیل ارتباطات و تعمیق آن‌ها کمک نماید. این مقاله بر آن است تا با تبیین موانع و آسیب های پیش روی این رویکرد در روابط با اروپا به ویژه کشورهای آلمان،اتریش و هلند بپردازد و در این راستا، نظرات برخی متولیان دیپلماسی فرهنگی را به بحث می گزارد و در پایان در پی ارائه راهکار و پیشنهاداتی جهت زدودن موانع و کم رنگ تر کردن آثار منفی در عرصه دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تقابل با ایران هراسی در اروپاست.

بررسی تاثیر نزدیکی عربستان و چین بر موقعیت منطقه ای ایران در خاورمیانه

بررسی تاثیر نزدیکی عربستان و چین بر موقعیت منطقه ای ایران در خاورمیانه

دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 225-242

مجتبی رفعت

چکیده گسترش روابط سیاسی و اقتصادی بین چین و عربستان سعودی در کمتر از یک دهه گذشته، از جمله تحولات منطقه خاورمیانه به حساب می‏ آید. در پژوهش حاضر، قصد بر آن است تا ضمن مطالعه چگونگی و سطح روابط در حال افزایش دو کشور مذکور، به این پرسش پاسخ داده شود که تاثیر این نزدیکی، بر موقعیت ایران در منطقه خاورمیانه چگونه خواهد بود؟ فرضیه پژوهش بر این مبنا قرار گرفته است که با عقب‏ نشینی نسبی ایالات متحده از منطقه خاورمیانه و ورود محتاطانه اما قدرتمند چین و تبدیل شدنش به یکی از بازیگران اصلی این منطقه، سطح جدیدی از روابط استراتژیک بین کشورهای خاورمیانه از جمله عربستان سعودی با چین شکل گرفته است که بر اساس نظریه نوواقع ‏گرایانه، حاصل دگرگونی و تحول در اهداف و رفتارهای سیاست خارجی دو کشور و تابعی از موقعیت جدید آنها در نظام بین‏ المللی و تعاملاتشان با یکدیگر است. نتیجه پژوهش حاکی از این واقعیت است که اهداف و منافع مشترک دو دولت مورد بحث، پایداری صلح و ثبات در منطقه از جمله در رابطه با ایران را طلب می‏ کند. ایران نیز برای حفظ قدرت منطقه‏ ای خود و نیز رفع چالش‏ های اقتصادی و تجاریش در عرصه بین‏ المللی، نیازمند بازنگری روابط خود با هر دو کشور و به خصوص با عربستان سعودی است. این مقاله با روش کیفی از نوع توصیفی و تحلیل ارائه شده و داده ‏ها از منابع کتابخانه‏ ای جمع‏آوری شده است. 

بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال روسیه پس از انقلاب اسلامی(2020-1997)

بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال روسیه پس از انقلاب اسلامی(2020-1997)

دوره 1، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 69-109

معصومه محمدی

چکیده سیاست خارجی ایران و روسیه در طی دوره های مختلف از فراز و نشیب ها، چالش ها، فرصت ها و اتفاقات متفاوتی گذر کرده است و دستخوش نتایج متفاوتی در هر دوره زمانی بوده است. اما آنچه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حائز اهمیت میباشد سیاستی است که ایران را نه زیر سلطه غربی‌ها و نه اینکه فرصتی به روسها برای اینکه یک سلطه طلبی جدید در کشور ایران داشته باشند قرار داده است. سیاست اصولی ایران در ارتباط با روسیه و غربی ها در چهار دهه اخیر حفظ شعار نه شرقی و نه غربی می باشد که در قانون اساسی هم از آن به صراحت یاد شده، لذا استقلال کشور اولویت اصلی سیاست خارجی ج.ا.ا می باشد و ایران باید از اقتدار روسیه در جهت پیشبرد اهداف امنیتی- نظامی، اقتصادی و فرهنگی در منطقه بهره جوید. بنابراین ایران مستقل و روسیه مقتدر که می توانند با حفظ و گسترش روابط خود، همکاری‌های قابل توجهی در جهت حفظ منافع داشته، از همه مهمتر دست تمامی کشورهای غربی و اروپایی که قصدی جز سودجویی و بهره مندی از منافع آنها را ندارند را قطع کنند. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه اخیر پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر چه اصول و بنیادهای استوار بوده و به چه دستاوردها و اهدافی رسیده است؟ یافته‌های این پژوهش نشان از تلاش های هر دو کشور در جهت عادی سازی روابط و گسترش و حفظ منافع و ارتقای جایگاه ایران در منطقه با توجه به سیاست‌های اعمالی در این دهه ها می باشد و از همه مهمتر ترسیم و پیشبرد آینده‌ای که در آن سطح همکاری‌ها به حداکثر رسیده و هر دو کشور در شرایط تحریم بتوانند رشد قابل توجهی در منطقه داشته و هدفی جز ایمن‌سازی منطقه نداشته باشند.