کلیدواژه‌ها = انقلاب اسلامی
تعداد مقالات: 63
بازشناسی مولفه های هویتی در انقلاب اسلامی ایران

بازشناسی مولفه های هویتی در انقلاب اسلامی ایران

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 37-59

محمد امین فرجی، سید عباس هاشمی

چکیده مسئله‌ی توجه به هویت انقلاب اسلامی، در نگاه اول مقوله‌ای نوع و بدیع نیست و بدان در آثار مختلف و از زوایای مختلف تا حدود قابل‌توجهی پرداخته شده است. اما مقوله تعریف هویتی از انقلاب اسلامی و توجه به ماهیت هویت انقلاب اسلامی و نقش این هویت در رخداد انقلاب و یا نسبت شناختی با انقلاب، امری بدیع و از نظر مطالعات تئوریک کم‌پشت است. بعلاوه اغلب پژوهش‌هایی که به وجوه هویتی انقلاب اسلامی پرداخته‌اند نسبت دقیقی میان جوهر انقلاب و هویت ادعایی خود قائل نبوده و یا بدان کمتر توجه کرده‌اند. لذا عمدتاً بیان مقولات و گزاره‌های هویتی در قالب‌های مختلف سیاسی و اجتماعی خاص موردتوجه قرار گرفته و نگاهی جامع و کل‌نگر بدین مسئله صورت نگرفته است. مقاله حاضر تلاش کرده با بازتعریفی نکته سنج از هویت انقلاب اسلامی و مستند به عقبه هویت فکری-تاریخی انقلاب؛ به این پرسش پاسخ دهد که «عناصر و مؤلفه‌های محوری انقلاب اسلامی کدام‌ هستند؟ و چه نسبتی با یکدیگر دارند؟ این نوشته در پیشبرد پژوهش خود از روش توصیفی-تحلیلی و نظریه هویت گروهی-اجتماعی تاجفل بهره برده است. به‌نحوی‌که در انتها پژوهش، به 5 مؤلفه هویتی اصلی؛ در ذیل 3 عنصر هویت اجتماعی؛ و 2 منبع هویت‌ساز برای انقلاب اسلامی دست یافته و برای ترسیم و توصیف عینی‌تر آن‌ها، 66 مضمون مثالی را ذیل آن‌ها طبقه‌بندی و نسبت سنجی کرده است.

تبیین کارکرد فناوری کوانتوم در جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی و جامعه‌شناسی حقوق بین‌الملل

تبیین کارکرد فناوری کوانتوم در جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی و جامعه‌شناسی حقوق بین‌الملل

دوره 7، شماره 2، بهار 1405، صفحه 105-134

علیرضا رضایی، محمدرضا قنبری سلحشور، مهدی اسکندری خوشگو

چکیده فناوری کوانتوم به دلیل ویژگی‌های خاص خود، از قبیل غیرقطعی بودن و هم‌زمانی، توانایی تغییر الگوهای موجود در تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی را دارد. در حالی‌که جامعه‌شناسی سیاسی به بررسی رفتارهای اجتماعی و نقش آنها در تحلیل نظام‌های سیاسی می‌پردازد، بینش جدیدی که فناوری کوانتوم به این حوزه وارد می‌کند، قادر است به فهم عمیق‌تری از ساختارهای پیچیده اجتماعی و سیاسی یاری رساند. هدف این پژوهش بررسی کارکرد فناوری کوانتوم در جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی ایران و جامعه‌شناسی حقوق بین‌الملل است. پرسش اصلی پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی تحلیلی نگاشته شده، این است که چگونه فناوری کوانتوم قادر است در تبیین و تحلیل جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی ایران و جامعه شناسی حقوق بین الملل مؤثر واقع شود؟ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که فناوری کوانتوم، به ویژه در زمینه‌های جدیدی همچون پردازش اطلاعات و تحلیل داده‌ها، می‌تواند ظرفیت‌های بالقوه‌ای را برای تحلیل رفتارهای اجتماعی و سیاسی فراهم آورد. بهره‌برداری از فناوری کوانتوم قادر است به تبیین بهتر و عمیق‌تر مسائل جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی یاری رساند. فناوری کوانتوم با فراهم آوردن ابزارهای جدید تحلیل، درک عمیق‌تری از تحولات اجتماعی و چالش‌های سیاسی را ممکن می‌سازد. جامعه‌شناسی حقوق بین‌الملل در عصر کوانتوم، با گذار از یک نظم «خطی و مکانیکی» به یک نظم «شبکه‌ای و احتمالاتی» روبرو است. در این نظم جدید، مرزها، حاکمیت‌ها، و حتی خودِ مفهوم «دولت»، همگی تحت تأثیر درهم‌تنیدگی و عدم قطعیت قرار می‌گیرند. چالش اصلی برای آینده، تدوین نوعی «حقوق بین‌الملل کوانتومی» است که بتواند میان نیاز به «قطعیت و نظم» و ماهیت «احتمالاتی و پیچیده» فناوری کوانتوم (که واقعیت جدید جهان است) تعادل برقرار کند.

بررسی تاریخی و تحلیلی نقش فرهنگیان و دانشگاهیان اراک در تحولات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷-۱۳۵۰)

بررسی تاریخی و تحلیلی نقش فرهنگیان و دانشگاهیان اراک در تحولات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷-۱۳۵۰)

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 125-150

علی زارعی، مرضیه رادبخش

چکیده برخلاف باور رایج در بخشی از افکار عمومی که سهم شهر اراک را در روند انقلاب اسلامی ناچیز می‌دانند، بررسی اسناد و روایت‌های موجود نشان می‌دهد این شهر نیز، همچون بسیاری از شهرهای ایران، در جریان اعتراضات و فعالیت‌های پیش از سال ۱۳۵۷ حضوری قابل‌اعتنا داشته است. به‌ویژه دو گروه فرهنگیان و دانشگاهیان، هر یک با بهره‌گیری از ظرفیت‌های صنفی و شبکه‌های اجتماعی خود، بخشی از تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی این دوره را رقم زدند. پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی‌ـ‌تحلیلی و در چارچوب نظریه‌های «بسیج منابع» و «سرمایه اجتماعی»، نقش این دو قشر را در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ بررسی می‌کند. داده‌ها از طریق اسناد آرشیوی (به‌ویژه گزارش‌های ساواک)، مصاحبه با فعالان انقلابی و منابع کتابخانه‌ای گردآوری و تحلیل شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد فرهنگیان با استفاده از بستر مدارس، در سازماندهی تجمعات، اعتصابات سراسری و برگزاری برنامه‌های فرهنگی آگاهی‌بخش مانند تئاتر اعتراضی فعال بوده‌اند. در همین حال، دانشگاهیان ـ شامل استادان و دانشجویان مدرسه عالی علوم اراک ـ با تشکیل انجمن‌های اسلامی، برگزاری نمایشگاه‌های کتاب و عکس، تکثیر و توزیع اعلامیه‌ها و تبدیل دانشگاه به نقطه آغاز تظاهرات شهری، نقش تسهیل‌گر و سازمان‌دهنده جوانان را برعهده داشتند. همکاری و هم‌افزایی این دو گروه، هرچند در مقیاس ملی بی‌رقیب نبود، اما در سطح محلی زمینه پیوند حرکت‌های اعتراضی آموزشی با فضای عمومی شهر را فراهم ساخت و به سهم خود در فرایند پیروزی انقلاب اسلامی مشارکت کرد.

انقلاب اسلامی و بازگشت دین به سیاست خارجی؛ تبیینی از منظر برساخت هویتی

انقلاب اسلامی و بازگشت دین به سیاست خارجی؛ تبیینی از منظر برساخت هویتی

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 215-243

فریبرز ارغوانی پیرسلامی، سیدجواد صالحی، بهاره قنبری

چکیده اتکای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر مقوله دین هم از منظر سیاست‌گذاری و هم در اجرا یکی از موضوعات پرچالش از منظر پیامدها در دهه‌های گذشته بوده است. هدف این مقاله نشان دادن مؤلفه‌ها و عواملی است که باعث شده‌اند تا دین (اسلام شیعی) در متن سیاست خارجی ایران در دوره بعد از انقلاب اسلامی قرار گیرد. اگرچه رخداد انقلاب اسلامی فی‌نفسه باعث دمیدن روح مذهبی در سیاست‌گذاری داخلی و خارجی ایران شد اما این بازگشت فراتر از نگرش مذهبی برآمده از انقلاب اسلامی، نتیجه مجموعه‌ای از قواعد و هنجارهایی بوده که در داخل و خارج از کشور شکل گرفته و با برسازی هویت دینی منجر به تعریف نقش اسلامی در سیاست خارجی و در نتیجه تکوین الگوهای رفتاری بر این اساس شد. این مقاله با محوریت مسئله شناسایی این مؤلفه‌ها معتقد است که قواعد و هنجارهایی همچون اسلام سیاسی، استقلال سیاسی، استکبارستیزی در داخل و قواعدی مانند پایان جنگ سرد، جنبش‌های آزادی‌بخش، بنیادگرایی اسلامی، نظم در حال گذار و محیط پرآشوب خاورمیانه منجر به برسازی هویت دینی در سیاست خارجی ایران شده و در نتیجه الگوهای رفتاری سیاست خارجی بر این اساس تکوین یافته‌اند. یافته‌های این مقاله که با استفاده از رویکرد سازه‌انگارانه و تحلیل تعاملی محیط داخل و خارجی تکوین هویت در سیاست خارجی به دست آمده نشان می‌دهد که اگرچه انقلاب اسلامی نقشی اساسی در قرارگیری دین در متن سیاست خارجی داشته اما در کنار آن قواعد و هنجارهایی نیز وجود داشته‌اند که به این روند کمک کرده‌اند.

بازتاب‌های سازه‌انگارانه انقلاب اسلامی ایران بر محور مقاومت اسلامی

بازتاب‌های سازه‌انگارانه انقلاب اسلامی ایران بر محور مقاومت اسلامی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 201-225

مجید عباسی

چکیده یکی از وجوه تمایز انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب های بزرگ جهان، گفتمان ضد سلطه آن است. همچنین ایجادگفتمانی جدید در روابط بین الملل و ارائه انگاره هایی نوین برای تغییر و تحول در نظام منطقه ای و بین المللی و ملت های آزاد جهان بویژه ملل مسلمان با استفاده از قدرت نرم یکی از ویژگیهای مهم انقلاب اسلامی ایران محسوب می شود که می توان بخشی از شاخصه های آن را در شکلگیری محور مقاومت اسلامی مشاهده کرد. این پژوهش در پی آن است که از وجهی جدید و تئوریک و با استفاده از نظریه سازه انگاری به بررسی بازتاب های انقلاب اسلامی ایران بر شکلگیری مقاومت اسلامی بپردازد. علت انتخاب این نظریه این است که سازه انگاری جایگاه قابل قبولی برای تحولات گفتمانی و فرهنگی- اجتماعی و نیز شناخت انسانی قائل بوده و انگاره هایی را که به تعاریف مختلف از واقعیات شکل می دهند به رسمیت می شناسد. همچنین بررسی بازتاب های انقلاب اسلامی در سه سطح جنبش های اسلامی، نظریه های انقلاب و رویارویی های ایدئولوژیک بین المللی با این تئوری از قابلیت تبیین بالاتری برخوردار خواهد بود و بازتابهای آرمان های انقلاب اسلامی در حوزه های فرهنگی، هویتی و جامعه شناسی بر محیط پیرامونی و بین المللی با این نظریه همخوانی دارد.

تطبیق نظریه نیازهای اساسی بر دهه اول جمهوری اسلامی ایران

تطبیق نظریه نیازهای اساسی بر دهه اول جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 227-246

محمد رادمرد، کوثر طالشی

چکیده انقلاب اسلامی را باید از جمله انقلاب‌های اجتماعی جهان به‌شمار آورد. گستره دگرگونی‌های ناشی از انقلاب‌های اجتماعی بسیار وسیع است و قابل مقایسه با انقلاب‌های سیاسی نیست. این انقلابات می‌توانند مسیر توسعه را در کشورهای خود ریل‌گذاری کنند. اگرچه این مسیر می‌تواند بر اساس تجربه تغییر کند و یا دچار فراز و فرودهایی شود. بر این اساس این مقاله هدف خود را بررسی رویکرد جمهوری اسلامی به مقوله توسعه در دهه اول حیات خود قرار داده است. بررسی این واقعیت می‌توان به ما نشان دهد، رهبران انقلاب به مقوله توسعه چگونه می‌نگریستند و امروز در مقایسه با دهه 1360 در کجا ایستاده‌ایم. بر این اساس سوال پژوهش حاضر این است که: از منظر نهادی، سیاستگذاری توسعه در دهه اول حیات جمهوری اسلامی را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟ فرضیه‌ای که در پاسخ به این سوال ارائه شده است از این قرار است: دولت پساانقلابی در غیریت‌سازی با نظام سیاسی پیشین به جای تعریف توسعه به مثابه رشد اقتصادی، رویکردی توزیع‌گرایانه در پیش گرفت و در چارچوب آرمان‌های انقلاب و رفع نابرابری‌ و گسترش رفاه به تاسیس نهادهایی‌ چون کمیته امداد، بنیاد مستضعفان، خانه‌های بهداشت، جهادسازندگی و بنیاد مستضعفان اقدام کرد. برای تبیین این فرضیه مقاله حاضر از چارچوب نظری «نیازهای اساسی» بهره خواهد جست. روش پژوهش حاضر نهادی و گرد آوری داده ها به شکل کتابخانه‌ای خواهد بود.

رهیافت تطبیقی نقش عقلانیت در امنیت فرهنگی دوره نبوی(ص) تراز در انقلاب اسلامی ایران بر پایه اندیشه امامین انقلاب

رهیافت تطبیقی نقش عقلانیت در امنیت فرهنگی دوره نبوی(ص) تراز در انقلاب اسلامی ایران بر پایه اندیشه امامین انقلاب

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 249-269

محمد جاودان

چکیده انقلاب اسلامی ایران که خود انقلابی فرهنگی و ایدئولوژیک است، در پرتو رهنمودهای امامین انقلاب همواره کوشیده تامسیرخود را برمحوریت عقلانیت صحیح و منبعث از آیین اسلامی به سوی اهداف متعالی و تحقق تمدن نوین اسلامی؛ استوار سازد. بی تردیدامنیت فرهنگی به عنوان بستر و زمینه حفظ و تعالی فرهنگ و پیشرفت های فرهنگی هرجامعه، از ضرورت های اساسی دراین مسیراست که بایدمبتنی برعقلانیت وخردگرایی صحیح و دقیق صورت پذیرد. براین اساس پژوهش حاضر؛ در راستای الگودهی و تحلیل نقش عقلانیت در امنیت فرهنگی، به امنیت فرهنگی دوران نبوی(ص)پرداخته و آن را برمعیارهای عقلانی اندیشه ی امامین انقلاب اسلامی ایران تطبیق و تحلیل نموده تا برمعیارایدئولوژیک و مکتب فکری و عقلانی اسلام، موازین عقلی درامنیت فرهنگی را برای انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی تبیین و تحلیل نماید. بدین ترتیب سؤال این تحقیق این است که نقش عقلانیت درامنیت فرهنگی دوره نبوی(ص) چه بوده و نقش آن در امنیت فرهنگی انقلاب اسلامی ایران بر پایه ی اندیشه امامین انقلاب چیست؟ نوشتار حاضر با روش تحلیل مضمون و با بهره گیری از سیره پیامبراسلام(ص)و ارائه ی اسناد تاریخی و بیانات امامین انقلاب اسلامی به تبیین و تحلیل نقش عقلانیت در تأمین امنیت فرهنگی پرداخته و در این راستا پاسخ گویی، دفاع و تبیین منطقی و عقلانی به گزاره های مهاجم،جهت دهی منطقی و عقلانی رفتارها و عملکردها، بکارگیری عقلانی ابزارها و رسانه های فرهنگی و نقش عقلانی وحدت اسلامی، همگرایی و مشارکت عمومی را مورد مطالعه قرار داده است.

نقش احزاب در توسعه سیاسی ایران بعد از انقلاب: چالش ها و فرصت ها: مطالعه موردی مدیریت منازعات

نقش احزاب در توسعه سیاسی ایران بعد از انقلاب: چالش ها و فرصت ها: مطالعه موردی مدیریت منازعات

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 357-381

سیدشمس الدین صادقی، مریم آزادبخت

چکیده توسعه سیاسی یکی از مواردی است که پس از جنگ جهانی دوم نقش قابل توجهی یافته است و نظریه پردازان و سیاستمداران بعد از جنگ جهانی دوم برای حل معضلات پس از جنگ، این مقوله را در دستور کار خود قرار داده‌اند؛ و تمامی کشورها نیز برای ارتقا قدرت خود در سطح بین المللی به توسعه خود در سطوح مختلف از جمله توسعه سیاسی پرداخته اند؛ ویکی از عواملی که نقش اساسی در ارتقاءتوسعه سیاسی دارد، احزاب هستند. ونقش احزاب سیاسی در توسعه سیاسی ایران هم قبل و بعد از انقلاب همواره تعیین کننده بوده است و این نقش پس از انقلاب ۱۳۵۷، به موضوعی پیچیده و چندبعدی تبدیل شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که احزاب به عنوان نهادهای کلیدی در فرآیند سیاسی، می‌توانند به تقویت دموکراسی، مشارکت عمومی و پاسخگویی دولت کمک کنند. با این حال، چالش‌هایی نظیر محدودیت‌ها، سرکوب و عدم انسجام داخلی، مانع از ایفای نقش مؤثر احزاب در این زمینه شده است. و این مقاله به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که احزاب سیاسی چه نقشی در توسعه سیاسی ایران بعد از انقلاب داشته اند؟ و برای پاسخ گویی به این سوال فرضیه مطرح شده به این صورت است که، احزاب سیاسی با ایجاد انسجام داخلی و توسعه استراتژی‌های مؤثر، می‌توانند چالش‌های موجود را فراگرفته وموجب ارتقای توسعه سیاسی ایران شوند. و از آنجا که اطلاعات به دست آمده برای این پژوهش از طریق منابع از پیش موجود و کتابخانه ای بوده است روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی است.

تحول کارکرد اجتماعی-فرهنگی مرجعیت شیعه: تأثیر انقلاب اسلامی بر اقتدار و موقعیت نهادی مرجعیت

تحول کارکرد اجتماعی-فرهنگی مرجعیت شیعه: تأثیر انقلاب اسلامی بر اقتدار و موقعیت نهادی مرجعیت

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 383-410

فرامرز دودیان، سعید گازرانی، علی اصغر داودی

چکیده نهاد مرجعیت شیعه به دلیل ساختار غیردولتی، استقلال مالی سنتی و نفوذ عمیق اجتماعی، همواره نقش حیاتی و متمایزی در تحولات جامعه ایران ایفا کرده است. این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین تحول کارکرد اجتماعی-فرهنگی مرجعیت شیعه پس از انقلاب اسلامی، به بررسی ابعاد تغییرات اقتدار و موقعیت نهادی آن می‌پردازد. مسئله محوری، درک این است که چگونه استقرار نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه و تحولات پساانقلاب، بر ماهیت کارکرد اجتماعی-فرهنگی مرجعیت تأثیر گذاشته است. پرسش اصلی این است که: سازوکارهای ساختاری پدید آمده در دوره پساانقلاب، چه تأثیراتی بر اقتدار و ماهیت کارکرد اجتماعی-فرهنگی مرجعیت شیعه برجای گذاشته‌اند؟ در فرضیه بیان می‌شود که به‌دنبال ورود بخشی از مرجعیت به ساختار رسمی حکومت، موقعیت نهادی آن در حوزه‌های اجتماعی-فرهنگی، دستخوش تغییر شده است؛ این امر، زمینه‌ساز چالش‌هایی ساختاری برای حفظ استقلال سنتی در کارکردهای داوری مستقل، آموزشی، هدایت‌گری و ارشاد جامعه گردیده است. روش‌شناسی این تحقیق تحلیلی-تطبیقی است و تحول کارکرد اجتماعی-فرهنگی مرجعیت را در دو مقطع پیش و پس از انقلاب اسلامی مورد مطالعه و مقایسه قرار می‌دهد. یافته‌ها حاکی از آن است که تغییر در منابع تأمین مالی برخی مراجع، ادغام کارکردهای قضایی و داوری در نهادهای حکومتی و چارچوب‌بندی جدید فضای رسمی، در مجموع باعث شده‌اند تا الگوی کارکردی مرجعیت شیعه در ابعاد اجتماعی-فرهنگی با چالش‌هایی جدی در زمینه حفظ استقلال و فرسایش سرمایه‌های نمادین مواجه شود. این دگرگونی، چالش‌هایی را در مسیر حفظ یکپارچگی سنتی نهاد مرجعیت و موقعیت فراگیر آن در میان بدنه جامعه ایجاد کرده است.

ارزیابی نسبت عملکردنظام جمهوری اسلامی ایران با گفتمان انقلاب اسلامی با محوریت جمهوریت

ارزیابی نسبت عملکردنظام جمهوری اسلامی ایران با گفتمان انقلاب اسلامی با محوریت جمهوریت

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 57-76

رضا رحیم پور، احسان شاکری خوئی، رضا نصیری حامد، علیرضا اسمعیل زاد

چکیده این مقاله با هدف ارزیابی تطابق عملکرد جمهوری اسلامی ایران با گفتمان انقلاب اسلامی، به‌ویژه با محوریت مفهوم جمهوریت، تدوین شده است. ضرورت این تحقیق از آنجا ناشی می‌شود که پس از گذشت بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، بررسی میزان تحقق اصول اساسی آن، به‌ویژه جمهوریت، برای درک نقاط قوت و ضعف نظام ضروری به نظر می‌رسد. گفتمان انقلاب اسلامی که مبتنی بر دو اصل جمهوریت و اسلامیت است، با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلائو و موف مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش نشان می‌دهد که جمهوریت به‌عنوان یکی از دال‌های شناور در گفتمان انقلاب اسلامی در مقاطع مختلف تاریخی، دچار بازتعریف و تغییر معانی شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که دستاوردهایی چون برگزاری انتخابات منظم و تقویت نهادهای مردمی تحقق یافته‌اند، اما کاهش مشارکت در چند انتخابات گذشته در مقایسه با مشارکت حداکثری دوره های قبل به چالشی برای این حوزه مبدل می شود.با این وصف این مقاله پیشنهادهایی هم برای تقویت رقابت‌های سیاسی و مشارکت بیشتر ، افزایش شفافیت در فرآیندهای انتخاباتی و تقویت نهادهای مردمی برای تقویت جمهوریت در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی ارائه می‌دهد.

اقتصاد سیاسی نفت در دوره پهلوی و انقلاب اسلامی

اقتصاد سیاسی نفت در دوره پهلوی و انقلاب اسلامی

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 71-92

غلامعلی سلیمانی

چکیده هدف این مقاله بررسی رابطه بین متغیر اقتصادی نفت و پدیده اجتماعی انقلاب است. بعد از کودتای 28 مرداد 1332 و تشکیل کنسرسیوم نفتی به تدریج قیمت نفت افزایش پیدا کرد و در نیمه اول اوایل دهه 1350 درآمد حاصل از آن، جهش قابل ملاحظه‌ای پیدا کرد. بحث درباره نقش متغیرهای اقتصادی در وقوع جنبش‌های اجتماعی و پدیده‌های سیاسی از جمله انقلاب‌ اسلامی در شرایطی که نفت به یک متغیر قابل توجه در اقتصاد سیاسی ایران تبدیل شده، مساله پیش روی این مقاله است. نفت و درآمد حاصل از آن نقش قابل توجهی در ثبات و مشروعیت بخشی رژیم پهلوی ایفا می‌کرد و بحران کارآمدی رژیم را پنهان می‌کرد، تداوم درامدهای نفتی و سود سرشار حاصل از آن و تزریق ان به بدنه جامعه نوعی توافق موقت میان جامعه و رژیم ایجاد کرده بود که هر گونه اختلال در این زمینه می‌توانست به حرکت‌های اجتماعی از جمله انقلاب سرعت مضاعفی ببخشد. از این جهت افزایش درامدهای نفتی توانست بحران مشروعیت و کارآمدی رژیم را به صورت موقت پنهان سازد و کاهش ان توانست به ظهور و بروز هر چه بیشتر این بحران‌ها منجر شود. با وجود اینکه گفتمان غالب در انقلاب اسلامی از عناصر غیرمادی و معنوی نشات می‌گرفت، اما نمی‌توان نقش متغیرهای اقتصادی از جمله متغیر مهم نفت را در جنبش‌های اجتماعی ایران از جمله انقلاب اسلامی نادیده گرفت.

رهبری امام خمینی (ره) و گذر روحانیت از حوزه معنایی خاص دین به سپهر عام سیاست

رهبری امام خمینی (ره) و گذر روحانیت از حوزه معنایی خاص دین به سپهر عام سیاست

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 257-277

علیرضا سمیعی اصفهانی

چکیده اسلام سیاسی مفهومی نو در ادبیات سیاسی جهان است که برگرفته از عناصر اصیل اسلامی است. این مفهوم به دنبال آن است که اسلام را به مثابه دینی جامع که واجد ابعاد متنوع سیاسی، اعتقادی و فرهنگی متناظر به انسان و جامعه است، معرفی نماید. پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که امام خمینی (ره) به عنوان رهبری کاریزماتیک چگونه توانست با بهره‌گیری از زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی ایران، دین اسلام و کارگزاران آن را از حوزه معنایی خاص اجتماع، به حوزه عام سیاست وارد سازد و زمینه‌ساز وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 گردد؟ در پاسخ به این پرسش، فرضیه پژوهش بر این نکته تاکید دارد که امام خمینی(ره) با تدوین نظریه ولایت فقیه و استفاده از آن، اسلام را به گفتمانی سیاسی - اجتماعی تبدیل و روحانیت را به عنوان کارگزاران دینی سیاست، معرفی نمود. همچنین یافته‌های پژوهش گویای آن است که امام خمینی (ره) با رهبری منحصر به فرد خود که از سه نوع؛ اقتدار عقلانی، سنتی و کاریزماتیک وبر همزمان برخوردار بود توانست برای ولایت فقیه به مثابه یک «امر سیاسی» در رقابت با گفتمان‌های رقیب خود، شأن و جایگاه ویژه‌ای تعریف نماید. روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل گفتمان و روش گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای و منابع فضای مجازی است.

الگوهای جامعه آرمانی درمتون دینی وتاثیرآنها براستمرارانقلاب اسلامی

الگوهای جامعه آرمانی درمتون دینی وتاثیرآنها براستمرارانقلاب اسلامی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 33-56

مرتضی بابائی، محمد مهدی باباپور، شهرام رهنما

چکیده جامعه آرمانی یاجامعه مطلوب جامعه‌ای است، تحت ولایت الهی که هدف آن رشد معنوی و مادّی بشر است و همیشه مورد توجه فلاسفه وادیان الاهی بوده‌است . این جامعه که دارای الگوها ومؤلفه‌هایی زیادی درمتون دینی می‌باشددائماً در حال رشد و شکوفایی است ودر آن کرامت انسان‌ها رعایت می‌شود، مردم به ولایت الهی و اطاعت از فرامین او تن می‌دهند و عدالت و تقوای الهی را در تمام شؤون آن به پا می‌دارند این الگوها میتواند برمطلوب بودن جامعه دینی جمهوری اسلامی ایران اثرگذارباشد(طرح مساله). حفظ وتداوم انقلاب اسلامی اقتضا می‌کند که نخبگان ومتولیان امر، ویژگی‌های جامعه مطلوب اسلامی را در جامعه عملیاتی نمایند(ضرورت واهمیت موضوع). پژوهش پیشرو با روش توصیفی –تحلیلی و با روش گردآوری ازمتون اسنادی به این پرسش پاسخ میدهد(روش) که از منظر متون دینی جامعة آرمانی چه ویژگی‌هایی دارد و چه تاثیری براستمرار انقلاب اسلامی دارد؟(سؤال) در پاسخ به سؤال، جامعه آرمانی جامعه‌ای است که افراد آن در مسیر سعادت و کمال حقیقی خود تلاش و کوشش می‌کنند و دارای چهار نوع ارتباط است: ارتباط با خدای متعالی، ارتباط با خود، ارتباط با طبیعت (جمادات، نباتات و حیوانات) و ارتباط با انسان‌های دیگر، واین ارتباطات‌ درچهار حوزه‌ی سیاسی(حاکمیّت امام و..)،فرهنگی(آموزش وپرورش توحیدی،عدالت محوری، برادری ومحبت،شکوفایی عقل ...)، اقتصادی واجتماعی(امربه به معروف ونهی ازمنکر،جامعه بدون ربا ورشوه و..)به دست می‌اید. در نتیجه انقلاب اسلامی که با نظریه حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه توسط حضرت امام خمینی ره با اهداف جامعه آرمانی تشکیل شد با عملیاتی کردن الگوی جامعه قرآنی استمرارخواهدداشت.(یافته ها)

آسیب‌شناسی روندهای ملت‌سازی در ایران از منظر جامعه‌شناختی (با تمرکز بر دوران پسا انقلاب اسلامی)

آسیب‌شناسی روندهای ملت‌سازی در ایران از منظر جامعه‌شناختی (با تمرکز بر دوران پسا انقلاب اسلامی)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 319-345

سید شمس الدین صادقی، مسعود اخوان کاظمی، کامران لطفی

چکیده هرچند فرآیند ملت‌سازی از دهه‌ها پیش در ایران روند خود را آغاز نموده بود اما رخداد انقلاب اسلامی نوعی شیفت پارادایمیک در ساختار سیاسی ایران ایجاد نمود و سبب گردید تا ملت به‌صورتی متفاوت و در بستری ایدئولوژیک به حیات و تکوین خویش ادامه داده و در چارچوبی نوین خود را بازتعریف نماید‌. از این منظر، نحوه و سیرشکل‌گیری پدیده اجتماعی ملت به‌مفهوم مدرن در قالب مفاهیم و ارزش‌های جامعه ایرانی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های متفکران، سیاستگذاران و متولیان امر تبدیل گردید. جهت تبیین این مسأله و نیل به‌این هدف در این مقاله تلاش گردیده تا با تکیه بر تئوری ملت‌سازی کارل ‌دویچ، شناخت دقیق و جامعی از سیر و روند نُضج یا عدم تکوین ملت در ایران پس از انقلاب اسلامی ارائه شود. پرسش اصلی: چرا ملت‌سازی با وجود پیشینه نسبتاً طولانی آن در ایران، هنوز ناتمام مانده است؟ فرضیه: ملت‌سازی در ایران به‌رغم پیشینه نسبتا طولانی آن، صرفاً در چارچوب یک فرآیند (پروسه) تلقی شده و به‌عنوان یک پروژه نه ‌از جانب دولت و نه ‌از جانب ملت، مورد توجه دقیق و جدی واقع نشده است. از این منظر، در خصوص نتایج این تحقیق، بایستی اذعان نمود آنچه که تاکنون در جامعه ایرانی پدیدار شده، پژواکی از ملت است و با نمونه آرمانی خود شکاف و فاصله زیادی دارد. لازم به ذکر است که روش تحقیق در این مقاله، کیفی از نوع علّی می-باشد.

«نظریه مقاومت» چارچوبی برای تحلیل گام دوم انقلاب اسلامی

«نظریه مقاومت» چارچوبی برای تحلیل گام دوم انقلاب اسلامی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 35-60

رشید رکابیان، سید ابوالفضل موسوی‌زاده

چکیده مساَله اساسی این مقاله، نطریه مقاومت به عنوان نطریه‌ی جدید سیاسی –اجتماعی برآمده ازپیروزی انقلاب اسلامی، برای حال وآینده انقلاب اسلامی است.این نظریه درمقابل سلطه نظریه‌های غربی –استکباری قدعلم کرد و باعث توانمدسازی و بیداری جهان اسلام شد.انقلاب اسلامی درچهاردهه گذشته باتکیه براین نظریه ضمن به حاشیه راندن سلطه نظریه‌های استکبار، موفقیت‌های زیادی درزمینه سیاسی،اقتصادی،علمی و..بدست اورد. این نظریه دارای ویژگی‌هایی مانند فطری بودن، عقلانی بودن، دائمی بودن ..می‌باشد همچنین دارای عناصری سلبی مانند استکبارستیزی، ظلم ستیزی و ایجابی همچون معنویت محوری، صلح طلبی و..می‌باشد.با آغازدهه پنجم انقلاب اسلامی رهبرمعظم انقلاب اسلامی بیانیه‌ای رادرموردآینده انقلاب اسلامی اعلام نمودندکه دراین بیانیه مسیرانقلاب اسلامی را جهت رسیدن به تمدن نوین اسلامی ترسیم نمودند ومعظم له مهمترین ماموریت‌های گام دوم انقلاب را اقتدار درحوزه های زیر دانستندکه باتکیه براستقلال ومقاومت بدست می‌آید. ۱. حوزه علم و پژوهش۲. حوزه معنویت و اخلاق۳.حوزه اقتصاد۴. حوزه عدالت و مبارزه با فساد۵. حوزه استقلال و آزادی۶. حوزه عزت ملی و روابط خارجی۷. حوزه سبک زندگی؛ بر این اساس اگر گام دوم انقلاب در چارچوب نظریه مقاومت مورد عنایت همه کارگزاران و عموم مردم قرار بگیرد می‌تواند موجبات پیشرفت و تمدن سازی اسلامی را به ارمغان بیاورد.این تحقیق باروش توصیفی –تحلیلی و با تاکیدبرمتن گام دوم انقلاب بررسی می‌شود.

مشارکت سیاسی در انقلاب اسلامی ایران و نقش آن در مدیریت بحران‌های سیاسی(تحلیل جامعه‌شناختی)

مشارکت سیاسی در انقلاب اسلامی ایران و نقش آن در مدیریت بحران‌های سیاسی(تحلیل جامعه‌شناختی)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 175-199

هادی رجبی

چکیده مشارکت سیاسی یکی از عوامل کلیدی در تحولات سیاسی و اجتماعی محسوب می‌شود. انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین رخدادهای سیاسی قرن بیستم، بر پایه مشارکت گسترده مردم شکل گرفت. این مشارکت در جریان انقلاب و پس از آن در مدیریت بحران‌های سیاسی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی نقش اساسی ایفا کرده است. این پژوهش با سؤال اصلی «چگونه مشارکت سیاسی مردم در انقلاب اسلامی ایران توانست بحران‌های سیاسی را مدیریت کند؟» به بررسی فرضیه‌ای می‌پردازد که معتقد است مشارکت مردم، به‌واسطه رهبری امام خمینی(ره)، موجب مدیریت موفق بحران‌ها و نهادینه‌سازی نظام جدید شده است. مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از تحلیل کیفی تاریخی انجام شده است. داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای و اسناد تاریخی گردآوری و با نظریه بسیج سیاسی چارلز تیلی تحلیل شده‌اند. این روش امکان بررسی مشارکت سیاسی مردم در چارچوب مفاهیم اجتماعی و تاریخی را فراهم کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که در دوران پهلوی، انسداد سیاسی و سرکوب آزادی‌ها موجب بسیج غیررسمی شد. در سال‌های منتهی به انقلاب، مشارکت سیاسی به جنبشی گسترده تبدیل شد که با رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید. پس از پیروزی، این مشارکت در فرآیندهایی مانند همه‌پرسی، انتخابات و دفاع مقدس ادامه یافت و موجب تثبیت نظام جمهوری اسلامی، تقویت مشروعیت و انسجام ملی گردید. این مشارکت، الگویی پایدار برای مدیریت بحران‌های داخلی و خارجی ایجاد کرده است.

گفتمان انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر محور مقاومت و شیعیان سوریه (2024- 2011)

گفتمان انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر محور مقاومت و شیعیان سوریه (2024- 2011)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 395-410

سوناز نصیری

چکیده درگیری و نبرد در سوریه یک درگیری منطقه‌ای و بین‌المللی است. در این درگیری دو محور سیاسی با دو طرح و رویکرد حضور دارند. در یکی از این دو طرح راه مقاومت و مبارزه با دشمنان امت و خصوصاً دشمن اصلی رژیم صهیونیستی برگزیده شده است و در طرح دیگر، طرحی است برای سلطه و حفظ برتری رژیم صهیونیستی بر منطقه که دولت آمریکا و هم پیمانان منطقه‌اش رهبری آن را برعهده گرفته‌اند. با در نظر گرفتن بعد منطقه‌ای بحران سوریه، شیعیان با ورود به بحران سوریه در سطح منطقه‌ای توانست تأثیرگذار شود. رسیدن موج خیزش عربی به سوریه و شروع اعتراضات داخلی و گسترش بحران، این کشور را صحنه ای برای مبارزه گروه‌های متعدد نظامی با یکدیگر و دولت علوی، یکه تازی گروه‌های شبه نظامی خارجی مانند داعش، دخالت مستقیم و غیر مستقیم قدرتهای منطقه ای و رویارویی قدرت‌های جهانی مبدل ساخته است. پژوهش حاضر با طراحی این سؤال که گفتمان انقلاب اسلامی پس از 2011  چه تأثیری بر محور مقاومت و شیعیان سوریه داشته است، این فرضیه را مطرح کرده است که گفتمان انقلاب اسلامی 2024- 2011 به بعد در ساختار سوریه نقش فعال داشته و بر تقویت محور مقاومت تأثیر مثبتی داشته­اند. شیعیان سوریه با برخورداری از جمعیت حداقلی، اتخاذ موضع ضد اسرائیلی، عدم ‌برخورداری از پشتوانه قوی اقتصادی و روبه‌رو شدن با اجماع جهانی علیه دولت بشار اسد، توانسته­اند با انتخاب راهبرد تدافعی و بهره‌مندی از سیاست های سازنده و مسامحه گرایی و پیگیری اصلاحات اجتماعی و اقتصادی گسترده و پرهیز از فرقه‌گرایی، در جهت بهبود جایگاه محور مقاومت در سوریه گام بردارند.

دیالکتیک استعلایی پیشرفت بر پایه «جامعه اسلامی» (بازاندیشی فرایند تکوین تمدن نوین اسلامی)

دیالکتیک استعلایی پیشرفت بر پایه «جامعه اسلامی» (بازاندیشی فرایند تکوین تمدن نوین اسلامی)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 29-47

سید باقر سید نژاد، پرویز امینی

چکیده در این مطالعه فکری-اجتماعی، رابطه «جامعه اسلامی» از جهت تقدّم رتبی، با پدیده‌های بغایت ارزشمندی همچون «انقلاب اسلامی»، «دولت اسلامی» و «تمدن نوین اسلامی»، قابل مناقشه و آرمان‌گرایانه ارزیابی شده و ضمن نقد الگوی خطی، و ارائه الگوی نظری جدیدی، درباره اهمیت درک دیالکتیکی از رابطه «جامعه اسلامی» با پدیده های بهم‌پیوسته‌ی و بغایت مهمِ مذکور، استدلال شده است. به این معنا که در طول مقاله، با تحلیل نظری، نشان داده می‌شود که دائماً بین همه این مراحل، دیالکتیکی مثبت از نوع «رفت و برگشتی» با محوریت «حدّی از جامعه اسلامی» برقرار است و فرض مقابل، مبنی بر «طی مراحل بدون وجود سطحی از جامعه اسلامی»، امکانپذیر نیست. نگارنده در ادامه با رویکرد انتقادی، تجربه موجود و فرارُوی چهار دهه گذشته را بررسی کرده و با اشاره به ضعف جامعه اسلامیِ کنونی با وجود ساخت سیاسیِ پشتیبان‌کننده، در قیاس با اوایل انقلاب اسلامی، آنرا دلیلی بر ضرورت توجه به الگوی «دیالکتیک پیشرفت» بر پایه جامعه اسلامی و وجه پیشبرنده آن دانسته است. در پایان، الزامات عملیِ ناشی از بحث نظری، با تمرکز بر اهمیت دولت‌سازی در این مقطع تاریخی، مورد مداقه قرار گرفته و با اشاره به تأثیر منفیِ ضعف‌های احتمالیِ دولت‌سازی ناکارامد در سکولار شدن جامعه، ارتقاء یا ایجاد ظرفیت‌های بیشتر در جامعه و مشخصاً «اسلامی‌تر شدن جامعه»، شرط لازم و وجودی برای طی مراحل آینده، ارزیابی شده است

جایگاه عدالت خواهی در اندیشه مطهری و تبلور آن در گفتمان انقلاب اسلامی ایران

جایگاه عدالت خواهی در اندیشه مطهری و تبلور آن در گفتمان انقلاب اسلامی ایران

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 113-129

سعید واحدی، محمدرضا حاتمی، سید محمد موسوی

چکیده تبارشناسی انقلاب اسلامی از جهات متعدد و مختلف قابل پیگیری است . یکی از آنها شناسایی تبارهای فکری و گفتمانی آن است . از همین رو ، این مقاله پرسش اصلی خود را درباره جایگاه عدالت خواهی در اندیشه مطهری و تبلور آن در گفتمان انقلاب اسلامی ایران طرح کرده است . فرضیه مقاله بر آن بوده است که انقلاب اسلامی به عنوان انقلابی با مبانی فکری الهی قطعاً در گفتمان خود به مفهوم عدالت نیز توجه داشته است . تبلور این مفهوم را می توان در قانون اساسی که در واقع عصاره تفکرات انقلاب اسلامی بود مشاهده کرد. حال برای فهم بهترین گفتمان باید تبارشناسی فکری آن را در متفکران شاخص انقلاب دنبال کرد که استاد مطهری یکی از مهمترین آنها بوده است . یافته های تحقیق نشان داده که نظام فکری انقلاب اسلامی در اصل گفتمانی عدالت محور بوده است که تبار بسیاری از مولفه ها و عناصر آن را می توان در اندیشه استاد مطهری پیگیری کرد . رویکرد مقاله توصیفی – تحلیلی و شیوه جمع آوری داده ها کتابخانه ای بوده است .

رابطه تلازمی جامعه مطلوب ومعنویت گرایی انقلاب اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره)

رابطه تلازمی جامعه مطلوب ومعنویت گرایی انقلاب اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 185-200

امیرعلی کتابی، حسن سعیدی

چکیده از نظر روانشناسی سیاسی، رفتار و اخلاق سیاسی پیامبران و ائمه معصومین در شکل دهی به جامعه مطلوب به صورت روش ماکیاولیستی اندیشه های غرب نبوده که اساس آن بر دروغ،زور وفساد وخدعه ونیرنگ باشد. بلکه برمبنای آموزه ها و روش های قرانی و هستی شناسی الهی بوده و این روش ها به صورت رفتار صبورانه .شجاعانه .قوی ،دارای اعتماد به نفس بالا بوده وهمچنین بر کافران، بسیار قویدل و سخت و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند.(أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ29.فتح) این پژوهش، کیفی و از نوع مطالعات کتابخانه ای و اسنادی می باشد.اطلاعات به دست آمده با استفاده از خبرگان به طور کیفی مورد تحلیل قرار گرفته است . یافته های پژوهش نشان خواهد داد که کاربرد هستی شناسی در حوزه روان شناسی سیاست موجب تحقق جامعه مطلوب می شود. مثال عملی آن امام خمینی است که در چارجوب هستی شناسی قرانی در روانشناسی سیاسی و مبارزاتی علم کرد و موفق به نظام سازی و جامعه مطلوب در انقلاب ایران شد موفقیت ایشان به دو دلیل بوده است اولا در مرحله شناخت خداوند به مرحله یقین رسیده بود(هستی شناسی الهی) ثانیا، رفتار اخلاقی پیامبران و امامان معصوم را در نظام سازی حکومت مطلوب الگوی خویش قرار داده بود و این، شرط موفقیت وی در نظام سازی مطلوب در انقلاب اسلامی ایران بوده است.

تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر جبهه مقاومت و نقش آنان در شکوفایی تمدن اسلامی

تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر جبهه مقاومت و نقش آنان در شکوفایی تمدن اسلامی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 200-219

زهرا قنبری مله

چکیده با ظهور پدیدۀ انقلاب اسلامی روند مسلط مدرنیته سکولار غربی با چالش عظیمی مواجه شد که همانا برآمدن یک گفتمان رقیب و پرقدرتی بود که در جهتی کاملاً مخالف رویکرد نوینی را ترویج می‌کرد. انقلاب اسلامی نه تنها در داخل مرزهای سرزمینی ایران بلکه فراتر از مرزهای آن تاثیرات تمدنی متعددی داشت که یکی از عمده‌ترین آنها فعال کردن ظرفیتهای جنبشی در کشورهای اسلامی بود. در همین راستا، پرسش اصلیاین مقاله بر تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر جبهه مقاومت و نقش آنان در شکوفایی تمدن اسلامی متمرکز شده است. فرضیه مقاله بر آن بوده که انقلاب اسلامی مولفه‌های تمدن‌سازی داشته که در ایران و خارج از آن بروز و ظهور یافته است. یکی از مولودهای این وجه تمدن ساز انقلاب اسلامی جبهۀ مقاومت بوده که برخلاف اینکه غالباً بر ابعاد نظامی آن متمرکز شده‌اند، وجوهات تمدن‌آفرینی قابل توجهی دارد. نتایج تحقیق نشان داده که مولفه‌های تمدنی‌ جبهه مقاومت در مواردی همچون اشتراکاتِ دینی؛ استکبارستیزی؛ آرمان فلسطین؛ و احیای امت اسلامی، می‌توان موجب بسط گفتمان انقلاب اسلامی، شکست هژمونی غرب و احیای تمدن اسلامی بشود. رویکرد تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوۀ گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای و اسنادی بوده است.

تبیین جامعه شناختی دوگانه جمهوریت و اسلامیت در انقلاب اسلامی ایران؛ مطالعه موردی دیدگاه های آیت الله مرتضی مطهری

تبیین جامعه شناختی دوگانه جمهوریت و اسلامیت در انقلاب اسلامی ایران؛ مطالعه موردی دیدگاه های آیت الله مرتضی مطهری

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403

سید محمد احمدی، حسن شمسینی، نفیسه سادات قادری

چکیده رابطه میان جمهوریت و اسلامیت در نظام جمهوری اسلامی از جمله مباحث نظری است که از پیش از شکل‌گیری این نظام سیاسی همواره مطرح بوده و به دلیل عمق محتوایی و نظری آن بعید به نظر می‌رسد به راحتی از فضای بحث‌ها و شبهات سیاسی رخت بربندد.تحقیق توصیفی تحلیلی حاضر با هدف تبیین جامعه شناختی دوگانه جمهوریت و اسلامیت در انقلاب اسلامی ایران در اندیشه آیت الله مرتضی مطهری به عنوان یکی از تئوریسین های انقلاب اسلامی نگاشته شده است. یافته های تحقیق حاضر بیانگر آنستکه در جامعه ایرانی پس از انقلاب اسلامی تفکیک جمهوریت و اسلامیت و بررسی مجزای این دو خود یکی از عوامل نشناختن این پدیده و مواجه‌نشدن صحیح با این موضوع مهم است. در اندیشه های مطهری جمهوریت بدون اسلامیت و اسلامیت بدون جمهوریت تحقق پیدا نمی‌کند .فی الواقع مشروعیت نظام مربوط به اسلام است و مقبولیت و پذیرش مربوط به مردم است. او «جمهوریت» را به عنوان فرم و شکل حکومت می داند تا احکام و قوانین اسلام در آن قالب اجرا شود و آن را ملازم با آنچه در غرب رواج دارد، نمی داند؛ چرا که بسیاری از آن عناصر، ارتباطی با جمهوریت به عنوان شکلی از اشکال حکومت ندارد، بلکه به مبانی انسان شناختی، جهان شناختی و جامعه شناختی آنان مربوط می شود.

شناسایی و تبیین گفتمان های ناظر بر اغتشاشات پاییز 1401 در جمهوری اسلامی ایران از منظر اندیشمندان انقلاب اسلامی

شناسایی و تبیین گفتمان های ناظر بر اغتشاشات پاییز 1401 در جمهوری اسلامی ایران از منظر اندیشمندان انقلاب اسلامی

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 51-81

اسماعیل کلانتری

چکیده تحلیل اغتشاشات پاییز 1401 در جمهوری اسلامی که به تعبیر رهبر معظّم انقلاب توسط دشمنان انقلاب اسلامی طراحی شده بود، از زوایای مختلفی قابل انجام است. هدف این پژوهش شناسایی و تبیین گفتمان‌های مختلف برای تحلیل این اغتشاشات است. بدین منظور از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موف، به عنوان یک روش پژوهش کیفی، استفاده شده است. گردآوری داده‌ها با استفاده از مصاحبۀ نیمه ساختاریافته و عمیق با 19 نفر از اساتید انقلاب اسلامی که در بهمن 1401 در نشست انجمن علمی انقلاب اسلامی در شیراز گرد هم آمده بودند، طی 30 ساعت مصاحبه و حدود 400 صفحه یادداشت، انجام شده است. پس از کدگذاری مصاحبه‌ها؛ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد تحلیل اغتشاشات پاییز 1401 در چهار گفتمان که در رابطۀ تکمیل‌کنندگی نسبت به یکدیگر قرار دارند، می‌گنجد: نخست، «گفتمان سیاسی- امنیتی» حول دال مرکزیِ «مواجهۀ تمدنی اسلام و غرب»؛ دوم، «گفتمان نظام حکمرانی» حول دال مرکزیِ «کژکارکردهای حکمرانی»؛ سوم، «گفتمان تربیتی» حول دال مرکزیِ «ضعف رویکرد الهی در نظام تربیت رسمی و غیررسمی»؛ و چهارم، «گفتمان اجتماعی» حول دال مرکزیِ «شیوع سبک زندگی غربی» است. توجه عمیق به این نتایج توسط سیاست‌گذاران و تصمیم‌سازان حکمرانی، می‌تواند در کاهش آسیب‌های این اغتشاشات و تا حدودی پیش‌گیری از اغتشاشات مشابه، کمک‌کننده باشد.

بررسی بازتاب انقلاب اسلامی بر تئوری های انقلاب با تاکید بر نسل چهارم

بررسی بازتاب انقلاب اسلامی بر تئوری های انقلاب با تاکید بر نسل چهارم

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 255-273

عباسعلی طالبی، سید ابوالفضل موسوی‌زاده، صاحب احمدی

چکیده مطالعة آثار و پیامد انقلابات اجتماعی یکی ازحوزه‌های مناقشه برانگیز جامعه شناسـی انقـلاب محسوب می شود. وقوع غیر منتظرة انقلاب اسلامی نه تنها نظریه پردازان و جامعه شناسان را با شوک مهمی روبرو کرده بلکه با تقویت جبهه های پژوهشی صحت ، اعتبار و قابلیت های تبیین و پیش بینی تئوری های پیشین را در معرض آزمون بزرگ قرارداده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به طرح این سؤال پرداخت که وقوع انقـلاب اسـلامی چه تاثیری بـر نظریه‌های انقلاب داشته است؟در پاسخ این فرضیه مطرح شد که وقـوع انقـلاب اسـلامی ایـران نه تنها موجـب کـشف ناسازگاری های علمی و صحت اعتبار آنها در تئوری های انقلاب شده ، بلکه دگرگـونی قابـل توجهی در آنها ایجاد کرده و عوامل مذهبی و فرهنگی این اثرگـذاری را تقویـت کـرده است. یافته نشان می دهد اولاً ناتوانی تئوری های سه نسل اول در تبیین و چرایی وقوع انقلاب اسلامی نقش زیادی در شکل گیری نسل چهارم تئوری ها توسط گلدستون شده است. ثانیاً انقلاب اسلامی تاثیر زیادی در تعدیل و اصلاح اندیشه های اسکاچپل و انتقاد بر اندیشه مدرنیستی و طرح انقلاب پست مدرن از سوی فوکو شده است. انقلاب اسلامی نه تنها نظریه های سنتی انقلاب که معطوف به تبیین علل و عوامـل و فرا یند تکامل انقلابها بودند را تحت تأثیر قرار داده، بلکه باعث شکل گیری نظریه هایی که قابلیت تعمیمی بیشتری نسبت به تئوریهای قبلی داشته منجرشده و در نهایت توجه به مولفه های فرهنگی و تاثیر رهبری در بسیج توده ای در تبیین انقلابات شده است.

تاملی در اندیشۀ سیاسی شهید مطهری پیرامون مردم‌سالاری دینی

تاملی در اندیشۀ سیاسی شهید مطهری پیرامون مردم‌سالاری دینی

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 275-295

مسعود کاویانی، علی شیرخانی، مقصود رنجبر

چکیده مردم سالاری دینی از مهمترین دغدغه‌های امروزین جامعه فرهیختگانی است. این نظریه از انقلاب مشروطه در ادبیات سیاسی ایران جلوه گر، و پس از انقلاب اسلامی به عنوان پاسخ به پرسش از مشروعیت این نظام تثبیت شد.(پیشینه). با این حال این نظریه همواره مورد مناقشه بوده است؛ عده ای با تمسک به مولفه های لیبرال دموکراسی، آن را فاقد معیارهای مردم سالار و برخی نیز با توجه به مولفه هایی از قبیل مشارکت، رضایت مردم و تقسیم قوا آن را بهترین الگوی مردم سالاری می دانند(مساله). شهید مطهری از جمله متفکران نوگرا و معرفت اندیشی است که درباره مردم سالاری دینی نظریه پردازی کرده است. از آنجا که وی مهمترین نظریه پرداز انقلاب به شمار می‌آید، شایسته است نظریه‌ی این متفکر واکاوی شود.مقاله حاضر با روش تحلیلی انتقادی مبتنی بر هرمنوتیک مولف محور قصدگرای اسکینر در صدد نقد و بررسی این نظریه است(روش)؛ و به طور مشخص در پی آن است که این نظریه مبتنی بر چه اصولی است و چه نقدی برآن وارد است؟(سوال). این نظریه، مردم سالاری را به مثابه روش قلمداد کرده و با تاکید بر امکان مردم سالاری دینی، شان نظارتی برای ولی فقیه قائل است(فرضیه). یافته ها حاکی از آن است که بر اساس نظریه شهید مطهری دو موضوع آزادی و نقش مردم در حکومت از اهمیت بالایی برخوردار است اما جایگاه و عملکرد ولی فقیه به عنوان یکی از ارکان مردم سالاری دینی دارای ابهام است(یافته).