مطالعه تطبیقی چهار مؤلفه مدرنیزاسیون، طبقات انقلابی، توسعه اقتصادی و خشونت در انقلاب اسلامی ایران و انقلاب 2011 مصر
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 103-123
نادر پروین، فرهاد پروانه
چکیده مطالعه تطبیقی انقلابهای اجتماعی، بر اساس نظریههای انقلاب همواره از جذابیت خاصی برخوردار بوده است. انقلاب 1357 جمهوری اسلامی ایران و انقلاب ژانویه 2011 م مصر، دو مورد از این انقلابها هستند که میتوان از زوایای مختلفی به واکاوی و بررسی آنها پرداخت. از این جهت هدف پژوهش حاضر مطالعه تطبیقی مؤلفههای مدرنیزاسیون، طبقات انقلابی، ارتباط توسعه اقتصادی و اجتماعی با توسعه سیاسی، خشونت و سرکوب در دو انقلاب اسلامی ایران و انقلاب مصر براساس نظریه توسعه نامتوازن هانتینگتون می باشد. نگارنده در تحقیق حاضر که از روش تحلیل تاریخی- تطبیقی بهره گرفته است، میکوشد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که نظریه توسعه نامتوازن تا چه اندازه قابلیت تبیین علی و انطباق با این دو انقلاب دارد؟ یافتههای تحقیق حاکی از آن است که مدرنیزاسیون و سکولاریسم در ایران و مصر سرنوشتی متفاوت پیدا کرده، بدین صورت که در مصر عمدتا" ماهیتی دولتی به خود گرفته اما در ایران عصر پهلوی، دین و دولت به عنوان دو عنصر مجزا ولی موازی قلمداد میشد. در مصر نه توسعه اقتصادی و نه رشد اقتصادی اتفاق افتاد، در حالی که در ایران اواخر عصر پهلوی رشد اقتصادی اتفاق افتاد اما منجر به توسعه اقتصادی نشده است.در ایران محوریت طبقات انقلابی برعهده روحانیت شیعی بود اما در مصر مردم ارتباط چندانی با روحانیت اهل سنت برقرار نکرده و محوریت انقلاب 2011 برعهده جوانان بوده است. در مصر خشونت افراطی نظام سلفی در جهت اجبار مردم به همراهی با انقلاب به وفور رخ داده در حالی که در ایران خشونت دولتی بر ضد مردم وجود داشته است.به طور کلی اگرچه نظریه توسعه نامتوازن در مورد بعضی از جنبه های شکلی انقلاب 1357 ایران و 2011 مصر کارایی دارد اما فاقد توانایی در تبیین زوایای درونی و محتوایی این دو انقلاب است. بخصوص مؤلفههای فرهنگی در انقلاب اسلامی نظریه توسعه نامتوازن را با چالش اساسی مواجه ساخته است.

