نویسنده = وحید صالحی
تعداد مقالات: 2
تببین نقش رسانه در همبستگی اجتماعی و سبک زندگی اسلامی ایرانی

تببین نقش رسانه در همبستگی اجتماعی و سبک زندگی اسلامی ایرانی

دوره 7، شماره 2، بهار 1405، صفحه 79-104

مهرداد بذرپاش، وحید صالحی

چکیده رسانه در جهان معاصر تنها وسیله‌ای برای انتقال پیام نیست، بلکه نهادی اثرگذار در شکل‌دهی به نگرش‌ها، ارزش‌ها، الگوهای رفتاری و مناسبات اجتماعی به شمار می‌آید. در جامعه‌ای مانند ایران که دارای پیشینه‌ای غنی از آموزه‌های دینی و فرهنگی است، رسانه می‌تواند نقش مهمی در تقویت همبستگی اجتماعی و ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی ایفا کند. همبستگی اجتماعی به معنای پیوند، اعتماد، مشارکت و احساس تعلق میان افراد جامعه، از عوامل بنیادین پایداری و توسعه اجتماعی محسوب می‌شود. از سوی دیگر، سبک زندگی اسلامی-ایرانی بر مؤلفه‌هایی همچون خانواده‌محوری، قناعت، اخلاق‌مداری، مسئولیت‌پذیری، ساده‌زیستی و توجه به کرامت انسانی تأکید دارد. با گسترش رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی، فرصت‌ها و تهدیدهای تازه‌ای در این حوزه پدید آمده است؛ به‌گونه‌ای که از یک سو امکان ترویج ارزش‌های اصیل و ایجاد پیوندهای اجتماعی فراهم شده و از سوی دیگر، امکان نفوذ الگوهای مصرف‌گرایانه، فردگرایانه و گسست‌آفرین افزایش یافته است. این مقاله با رویکردی تحلیلی-توصیفی، به بررسی نقش رسانه در تقویت همبستگی اجتماعی و ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی می‌پردازد و نشان می‌دهد که رسانه در صورت بهره‌گیری هوشمندانه، می‌تواند به ابزاری مؤثر در بازتولید هویت جمعی، افزایش سرمایه اجتماعی و نهادینه‌سازی ارزش‌های فرهنگی بومی تبدیل شود.

نگاهی جامعه‌شناختی به معقوله معماری الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی

نگاهی جامعه‌شناختی به معقوله معماری الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 265-295

مهدی صالحی، وحید صالحی

چکیده این پژوهش با هدف واکاوی و تبیین نقش محوری معماری در تحقق اهداف و آرمان‌های الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی، رویکردی جامعه‌شناختی را در پیش گرفته است. هدف اصلی، شناسایی شکاف میان واقعیت‌های کالبدی معماری معاصر و الزامات نظری الگوی مذکور و ارائه چارچوبی برای همسوسازی طراحی فضایی با مؤلفه‌های هویتی و ارزشی است. پژوهش حاضر با اتکا به روشی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی، به تحلیل مبانی نظری الگوی پیشرفت، مفاهیم جامعه‌شناسی فضا و اصول بنیادین معماری اسلامی-ایرانی می‌پردازد. تأکید اصلی بر این فرضیه استوار است که معماری نه یک خروجی صرف، بلکه یک بستر اجتماعی است که می‌تواند به بازتولید یا انهدام ساختارهای مطلوب تمدنی کمک کند. نتایج نشان می‌دهد که معماری معاصر ایران، در غیاب یک تئوری منسجم مبتنی بر الگوی پیشرفت، دچار تقلیل‌گرایی کارکردی و زیبایی‌شناختی شده است. این رویکرد، منجر به ایجاد فضاهایی گردیده که در تضاد با مفاهیمی چون “تعالی”، “عدالت اجتماعی” و “هویت اصیل” قرار می‌گیرند. یافته‌ها بر لزوم توجه به ابعاد اجتماعی-فرهنگی و معنوی در کنار ابعاد فنی و کالبدی تأکید دارند؛ به‌گونه‌ای که هر عنصر معماری، حامل معنایی همسو با ارزش‌های اسلامی-ایرانی باشد. دستیابی به الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی مستلزم یک انقلاب نرم در نگرش به معماری است. این تحول، تنها از طریق نهادینه کردن رویکرد جامعه‌شناختی در فرایند طراحی و ساخت میسر خواهد بود تا معماری به جای تقلید از مدل‌های وارداتی، به مثابه یک عامل فعال در تحقق آرمان‌های تمدنی عمل نموده و بستر مناسبی برای زیست باکیفیت (مادی و معنوی) فراهم آورد.