پدیدارشناسی نقش شبکه استانی زاگرس در همبستگی اجتماعی با تأکید بر عدالت شناسایی
دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 339-364
عثمان میرانی، ایرج رنجبر، سیامک بهرامی
چکیده ادبیات عدالت رسانهای در ایران، پیوند آن با همبستگی اجتماعی را عمدتاً به توزیع محتوا یا دسترسی تقلیل داده و از فهم کیفی سازوکارهای بازشناسی در سطح تجربه زیسته غفلت کرده است. این خلأ در بسترهای چندفرهنگی که حساسیتهای هویتی با نظم نمادین درهمتنیدهاند، برجستهتر میشود. از اینرو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی این پیوند، تجربه زیسته نخبگان کلانشهر کرمانشاه از شبکه استانی زاگرس را در پرتو نظریه عدالت بهمثابه بازشناسی اکسل هونت و از رهگذر روش پدیدارشناسی کلایزی مطالعه میکند. دادهها از مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۱۰ نفر از خبرگان حوزههای علوم سیاسی، جامعهشناسی، تاریخ و مدیریت گردآوری و بر اساس مراحل هفتگانه کلایزی تحلیل شدند. یافتهها نشان میدهد ادراک همبستگی، سازهای چندوجهی و درهمتنیده با ضرورت «دیده شدن» و «ارزشگذاری متقابل» است، اما وضعیت موجود کرمانشاه ذیل مفهوم «بازشناسی ناقص» صورتبندی میشود: یعنی توقف در سطوح عاطفی و حقوقی بازشناسی و عدم تحقق سطح سوم یعنی ارزشگذاری فعال بر تفاوتها. مشارکتکنندگان با باور به نقش ویژه شبکه استانی، از راهکارهای اصلی تحول در عرصه همبستگی را الگوی «تکثرگرایی هدفمند» ترسیم میکنند که با تمرکز بهتر بر مولفههای عدالت شناسایی، کنشگری مسئلهمحور و مدیریت مسئولانهتر تنوع فرهنگی، شبکه زاگرس را به «پلتفرمی شناساگر» ارتقا میدهد. در نهایت مقاله با مفهومسازی «بازشناسی ناقص» و «سرمایه بازشناسی نهفته»، نظریه هونت را بسط داده و نشان میدهد که همبستگی در جوامع چندفرهنگی، بدون نهادینهسازی بهتر عدالت شناسایی در نهادها بخصوص رسانه، به همزیستی تقلیل مییابد.

