تطبیق نظریه نیازهای اساسی بر دهه اول جمهوری اسلامی ایران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 227-246
محمد رادمرد، کوثر طالشی
چکیده انقلاب اسلامی را باید از جمله انقلابهای اجتماعی جهان بهشمار آورد. گستره دگرگونیهای ناشی از انقلابهای اجتماعی بسیار وسیع است و قابل مقایسه با انقلابهای سیاسی نیست. این انقلابات میتوانند مسیر توسعه را در کشورهای خود ریلگذاری کنند. اگرچه این مسیر میتواند بر اساس تجربه تغییر کند و یا دچار فراز و فرودهایی شود. بر این اساس این مقاله هدف خود را بررسی رویکرد جمهوری اسلامی به مقوله توسعه در دهه اول حیات خود قرار داده است. بررسی این واقعیت میتوان به ما نشان دهد، رهبران انقلاب به مقوله توسعه چگونه مینگریستند و امروز در مقایسه با دهه 1360 در کجا ایستادهایم. بر این اساس سوال پژوهش حاضر این است که: از منظر نهادی، سیاستگذاری توسعه در دهه اول حیات جمهوری اسلامی را چگونه میتوان تحلیل کرد؟ فرضیهای که در پاسخ به این سوال ارائه شده است از این قرار است: دولت پساانقلابی در غیریتسازی با نظام سیاسی پیشین به جای تعریف توسعه به مثابه رشد اقتصادی، رویکردی توزیعگرایانه در پیش گرفت و در چارچوب آرمانهای انقلاب و رفع نابرابری و گسترش رفاه به تاسیس نهادهایی چون کمیته امداد، بنیاد مستضعفان، خانههای بهداشت، جهادسازندگی و بنیاد مستضعفان اقدام کرد. برای تبیین این فرضیه مقاله حاضر از چارچوب نظری «نیازهای اساسی» بهره خواهد جست. روش پژوهش حاضر نهادی و گرد آوری داده ها به شکل کتابخانهای خواهد بود.

