جامعهشناسی سیاسی نیروها و جریانات سیاسی در ایران پساانقلابی: خروج، اعتراض، وفاداری
دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 79-109
سارا زارع، قدرت احمدیان، مختار نوری
چکیده بدون شک یکی از راههای شناخت از مسائل سیاسی هر جامعهای، شناخت نیروها و جریانهای سیاسی فعال در آن جامعه سیاسی است. از این رو، این مقاله تلاش دارد با بهرهگیری از رویکرد تئوریک آلبرت هیرشمن، ضمن بررسی و معرفی جریانهای سیاسی، صورتبندی، نحوه آرایش و عملکرد سیاسی آنها در دوره جمهوری اسلامی را تبیین نموده و به چرایی وضعیت و کنشهای رفتاری متفاوت این جریانات از منظر «جامعهشناسی سیاسی» بپردازد. هیرشمن الگویی تحلیلی و سه-وجهی به نام «خروج، اعتراض و وفاداری» را در آثارش در اختیار ما قرار داده است که میتوان بر مبنای آن به تجزیه-وتحلیل بسیاری از مسائل و تحولات در زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جوامع بشری پرداخت. منطبق با چنین الگویی، پرسش اصلی مقاله آن است که در شرایط پیچیده پس از انقلاب اسلامی و در پرتو عملکرد گروهها و جریانهای سیاسی، آرایش نیروهای سیاسی بر مبنای مدل هیرشمن چگونه خواهد بود و دلایل و بسترهای چنین چینشی چه مؤلفههایی است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح شده است که به نظر میرسد میتوان آرایش جریانهای سیاسی در دوران پساانقلابی را بر مبنای رویکرد سهوجهی خروج، اعتراض و وفاداری در اندیشه هیرشمن تجزیه و تحلیل نمود و دلایل صیرورت و تحول هر یک از این سه الگو نیز میتواند سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد. لازم به ذکر است که روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانهای دادهها و اطلاعات لازم برای شرح و بسط مباحث فراهم آمده است.

