بررسی قدرت سرکوب و خشونت دولتی: مطالعه موردی رژیم پهلوی دوم
دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 229-254
محمد آقائی، عباس کشاورز شکری، زهرا حیدری
چکیده طی سالهای 1332 تا 1357 محمدرضا پهلوی از شیوه حفظ ثبات سیاسی از طریق زور و سرکوب استفاده کرد. رژیم وی هم مانند پدرش، سرانجام متکی به درآمدهای نفتی و ارتش شد؛ حتی در جایگاه وابستگی شدیدتری به آمریکا قرار داشت. بر این اساس در این مقاله، خشونت رژیم پهلوی در سه بعد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی بررسیشده است و ابزارهای خشونت نیز به دودسته اطلاعاتی – امنیتی و نظامی تقسیمشده است، با رویکرد توصیفی و تحلیلی: در پی پاسخ این پرسش هستیم که قدرت سرکوب و خشونت در رژیم پهلوی به چه شکلی بوده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که فروپاشی رژیم پهلوی دوم، با میزان و ابعاد بهکارگیری ابزار قدرت سرکوب و خشونت این رژیم در ارتباط است. این نوشتار بنا روش کیفی مبتنی بر تحلیل اسنادی و ابزار آن دادههای تاریخی، بهویژه متنخوانی و فیشبرداری است که با استفاده از نرمافزار ویزیو انجامگرفته است. تنظیمشده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که رژیم پهلوی دوم، همچون پهلوی اول برای حفظ قدرت و منافع شخصی خود، به سرکوب و خشونت متوسل شد؛ در همۀ ابعاد خشونت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی از طریق دستگاه ارتش و ساواک و کمیته مشترک ضدخرابکاری به اجرای این برنامهها در جهت منافع خود استفاده کرد؛ در نتیجه برخلاف برخی از نظریههای غربی بهویژه نظریه ماکیاولی که استفاده از هر نوع ابزار زور و خشونت را در راستای حفظ و تداوم قدرت حاکم لازم میدانند؛ بکارگیری عوامل مختلف سرکوب و خشونت، باعث فروپاشی رژیم پهلوی دوم و پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357 شد.

