نویسنده = طالبی، عباسعلی
تعداد مقالات: 3
بررسی بازتاب انقلاب اسلامی بر تئوری های انقلاب با تاکید بر نسل چهارم

بررسی بازتاب انقلاب اسلامی بر تئوری های انقلاب با تاکید بر نسل چهارم

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 255-273

عباسعلی طالبی، سید ابوالفضل موسوی‌زاده، صاحب احمدی

چکیده مطالعة آثار و پیامد انقلابات اجتماعی یکی ازحوزه‌های مناقشه برانگیز جامعه شناسـی انقـلاب محسوب می شود. وقوع غیر منتظرة انقلاب اسلامی نه تنها نظریه پردازان و جامعه شناسان را با شوک مهمی روبرو کرده بلکه با تقویت جبهه های پژوهشی صحت ، اعتبار و قابلیت های تبیین و پیش بینی تئوری های پیشین را در معرض آزمون بزرگ قرارداده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به طرح این سؤال پرداخت که وقوع انقـلاب اسـلامی چه تاثیری بـر نظریه‌های انقلاب داشته است؟در پاسخ این فرضیه مطرح شد که وقـوع انقـلاب اسـلامی ایـران نه تنها موجـب کـشف ناسازگاری های علمی و صحت اعتبار آنها در تئوری های انقلاب شده ، بلکه دگرگـونی قابـل توجهی در آنها ایجاد کرده و عوامل مذهبی و فرهنگی این اثرگـذاری را تقویـت کـرده است. یافته نشان می دهد اولاً ناتوانی تئوری های سه نسل اول در تبیین و چرایی وقوع انقلاب اسلامی نقش زیادی در شکل گیری نسل چهارم تئوری ها توسط گلدستون شده است. ثانیاً انقلاب اسلامی تاثیر زیادی در تعدیل و اصلاح اندیشه های اسکاچپل و انتقاد بر اندیشه مدرنیستی و طرح انقلاب پست مدرن از سوی فوکو شده است. انقلاب اسلامی نه تنها نظریه های سنتی انقلاب که معطوف به تبیین علل و عوامـل و فرا یند تکامل انقلابها بودند را تحت تأثیر قرار داده، بلکه باعث شکل گیری نظریه هایی که قابلیت تعمیمی بیشتری نسبت به تئوریهای قبلی داشته منجرشده و در نهایت توجه به مولفه های فرهنگی و تاثیر رهبری در بسیج توده ای در تبیین انقلابات شده است.

بررسی مولفه های حکمرانی مطلوب مبتنی بر آموزه های انقلاب اسلامی

بررسی مولفه های حکمرانی مطلوب مبتنی بر آموزه های انقلاب اسلامی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 269-286

عباسعلی طالبی

چکیده حاکمیت مطلوب در ذیل گفتمان تمدن نوین اسلامی از اساسی ترین و پر معنا ترین مفاهیمی بود که در بستر انقلاب اسلامی شکل گرفته و سپس تبدیل به یک گفتمان مسلط شد. قبض و بسط حاکمیت مطلوب مستلزم تئوریزه شدن مولفه های حکومت، فراگیری و صدور آن به عنوان یک مدل مفهومی نیازمند تبیین حاکمیت مطلوب منتاسب با ظرفیت های آموزه های دینی است. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به طرح این سوال پرداخت که حکومت مطلوب در تراز انقلاب اسلامی از چه شاخصه ها و مولفه هایی برخورداراست؟ در پاسخ این فرضیه مطرح شد که حاکمیت مطلوب در تراز انقلاب اسلامی برمبنای آموزه های اسلامی، که متناسب با ظرفیت های امروز بشریت، با نظر توأمان به دنیا و آخرت بر پاسخگویی،شفافیت، مسئولیت پذیری، قانونمندی و صیانت از حقوق شهروندی مفصل بندی شده و درصدد ترسیم و تنظیم مناسبات حیات اجتماعی انسان است. یافته ها نشان می دهد. اولاً شاخصه های حکمرانی مطلوب با مشروعیت دولتها در ابعاد مختلف، به ویژه سطح رضایت مندی شهرندان ، ارتباط مثبت و معنا داری دارد. ثانیاً شاخصه های حکمرانی مطلوب نه تنها در آموزه های دینی قابل مشاهده است، بلکه زمینه ها و لوازم تحقق آن طی چهار دهه انقلاب، مطابق با اقتضائات جامعه در تقنین، قضا اجرا فراهم می باشد. ثالثاً بهره برداری از این فرصت بالفعل و تحقق کامل این پاردایم غالب مدیریتی- سیاسی مستلزم تقویت جامعه مدنی، تثبیت و توازن حکومت و جامعه و تمایل کارگزاران در تحقق و پیاده سازی کامل شاخصه های آن می باشد.

بررسی زمینه‌های اجتماعی تأثیر گذار بر انقلاب اسلامی ایران

بررسی زمینه‌های اجتماعی تأثیر گذار بر انقلاب اسلامی ایران

دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 243-259

عباسعلی طالبی

چکیده اگرچه بررسی ریشه‌های پیدایش انقلاب‌ها همواره ایده‌ای جذاب و قابل تأمل بوده، اما تاکنون تلاشی جدی برای تبیین نظری در باره علل، ماهیت، چرایی و چگونگی انقلاب اسلامی ایران که از یک سو سبب تغییر در اساس و نوع حکومت شد و از سوی دیگر به تحول در ایدئولوژی غالب و رسمی کشور و خط مشی‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تحول در ابعاد داخلی و خارجی شد، دست کم در زبان فارسی در حد یک انقلاب اجتماعی بزرگ، صورت نگرفته است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی با طرح  این سوال که زمینه‌های اجتماعی وقوع انقلاب اسلامی ایران کدامند می‌کوشد تا علل اجتماعی شکل گیری انقلاب اسلامی ایران را به عنوان آخرین، مهم‌ترین و برزگترین انقلاب قرن بیستم مورد بررسی و واکاوی قرار دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد اولاً ضعف مبانی مشروعیت، هویت زدایی، ستیز با مذهب و نارضایتی طبقه متوسط بیشترین تاثیر را در وقوع انقلاب اسلامی داشته‌اند. ثانیاٌ تشدید وابستگی به غرب، ساختار فرد محوری و فساد حکومتی منجر به گسترش نارضایتی و تسریع روند انقلابی شده است و ثالثاً رهبری، مردم و ایدئولوژی در ایجاد وضعیت انقلابی نقش بسزایی داشتند.