نویسنده = توحیدفام، محمد
تعداد مقالات: 4
نقش سیاست‌های اقتصادی برمدرن‌سازی بازاردر ایران بعد از انقلاب اسلامی

نقش سیاست‌های اقتصادی برمدرن‌سازی بازاردر ایران بعد از انقلاب اسلامی

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 279-293

مجید استوار، فاطمه هژبر، محمد توحید فام

چکیده این مقاله به بررسی نقش سیاست‌های اقتصادی بر مدرن‌سازی بازار در ایران بعداز انقلاب اسلامی می‌پردازد. سؤال اصلی تحقیق این است که کدام سیاست‌های اقتصادی بیشترین تأثیر را بر تسریع یا کندی روند مدرن‌سازی بازار ایران داشته‌اند؟ فرضیه اصلی این است که سیاست‌های اقتصادی، به‌ویژه در زمینه‌های تجاری و صنعتی، نه تنها بر ساختار بازار تأثیر گذاشته بلکه گفتمان‌های قدرت و دانش را نیز در جامعه شکل داده‌اند. بازاردر ایران، نهادی با کارکردهای چندگانه است که نقش مهمی در حیات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه ایفا می کند. هدف این تحقیق تحلیل تأثیر سیاست‌های اقتصادی بر ساختار بازار و شناسایی چالش‌ها و فرصت‌های موجود در این زمینه است. روش‌شناسی تحقیق شامل تحلیل داده‌های اقتصادی و مصاحبه با کارشناسان حوزه اقتصاد و بازار است. اما در عین حال چالش‌هایی نظیر عدم تطابق فرهنگی و مشکلات زیرساختی نیز وجود دارد. با استفاده از روش تحقیق کیفی و تحلیل داده‌های موجود، این مقاله به بررسی تأثیرات مثبت و منفی مدرن‌سازی بر بازار ایران می‌پردازد یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند که سیاست‌های اقتصادی، به‌ویژه در زمینه تسهیل دسترسی به فناوری و حمایت از کارآفرینی، تأثیر مثبت و قابل توجهی بر روند مدرن‌سازی داشته‌اند. در نهایت، پیشنهاد می‌شود که برای بهبود فرآیند مدرن‌سازی بازار، سیاست‌گذاران باید به توسعه سیاست‌های اقتصادی جامع و هماهنگ توجه بیشتری داشته باشند و بر روی تقویت زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی تمرکز کنند.

روند تاریخی شکل‌گیری سیاست عدالت به مثابه منبع مشروعیت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

روند تاریخی شکل‌گیری سیاست عدالت به مثابه منبع مشروعیت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 133-158

بهرنگ طاهری، محمد توحیدفام، سید مصطفی ابطحی

چکیده عدالت‌اجتماعی مطالبه‌ای دیرین در تاریخ معاصر ایران بوده که از زمان انقلاب مشروطه و ذیل گفتمان چپ وارد فرهنگ سیاسی ایران شد. در دوره پهلوی دوم، عدالت‌خواهی با روندهای سیاسی به شدت درهم‌آمیخت و پیوندهای عمیقی با مسئله مشروعیت سیاسی یافت. این امر منجر به مشروعیت‌زدایی از رژیم مستقر با رویکرد عدالت‌خواهانه و بهره‌گیری از سیاست عدالت به مثابه یک منبع جامعه‌شناختی مشروعیت در نظام جایگزین گردید. در مقاله پیش رو، روند تاریخی مذکور با رویکرد جامعه‌شناختی و به روش توصیفی‌تحلیلی مورد واکاوی قرار می‌گیرد. مقاله در صدد پاسخ به این پرسش است که سیاست عدالت توزیعی و جهت‌گیری‌شده به سمت فرودستان چگونه به یکی از مهمترین منابع مشروعیت‌ در نظام جمهوری‌اسلامی تبدیل شد؟ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که سیاست مذکور برساخته انحصاری جمهوری‌اسلامی نیست، بلکه محصول یک روند تاریخی است که غالب نیروهای سیاسی ایران معاصر در ایجاد آن نقش داشته‌اند. جمهوری‌اسلامی‌ایران بواسطه پایگاه گسترده خود از زمان تأسیس در میان اقشار آسیب‌پذیر، امکان بهره‌گیری مطلوب از این منبع مشروعیت‌بخش را داشته است. واکاوی پیوند مشروعیت سیاسی و عدالت اجتماعی به مثابه یک امر تاریخی، از دوران پیش تا پس از انقلاب، هدف اساسی پژوهش حاضر است.

الگوی کنش بانوان و تاثیر آن بر فرهنگ سیاسی در گفتمان انقلاب اسلامی براساس الگوی سوم: بررسی ترسیم هسته‌های گفتمانی از منظر آیت الله خامنه ای

الگوی کنش بانوان و تاثیر آن بر فرهنگ سیاسی در گفتمان انقلاب اسلامی براساس الگوی سوم: بررسی ترسیم هسته‌های گفتمانی از منظر آیت الله خامنه ای

دوره 4، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 153-182

زهرا امامی، احمد بخشایشی اردستانی، محمد توحیدفام، حجت‌اله درویش‌پور

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر الگوی سوم زن مسلمان بر فرهنگ سیاسی انجام شده است. شواهد بی‏شمار تاریخی نشان می‌دهند که مسئله مشارکت سیاسی زنان ایرانی بدون آنکه ارتباطی به نهضت زنان در اروپا و غرب داشته باشد، ریشه در فرهنگ دینی تشیع دارد. ایدئولوژی حاکم بر جنبش زنان اروپایی بر پایه فمینیسم و سکولاریسم استوار بود اما این اصول در بین زنانی که در نهضت مشروطه و همچنین انقلاب اسلامی شرکت می‏کردند، پایه و اساسی نداشت. فرهنگ سیاسی ساختارها و معنی عرصه سیاسی را به همان روالی آشکار می‌کند که فرهنگ به طور کلی همبستگی یکپارچگی زندگی فرهنگ سیاسی را روشن می‌گرداند. روش این پژوهش تحلیل گفتمان با رجوع به بیانات آیت الله خامنه‌ای براساس آرا لاکلا و موف بوده است. با توجه به مولفه­های فرهنگ سیاسی در ایران هم چون فرهنگ آمریت/ تابعیت، سبب کاهش مشارکت سیاسی زنان در تاریخ شده است، اما به دلیل تاثیر پذیری زنان ایرانی از هویت اسلامی و ایرانی، در مقاطعی خاص از زمان، مشارکت سیاسی زنان افزایش داشته است.

بررسی جامعه شناختی تحلیل جایگاه عناصر کارگزاری در شکست مشروطه (3)

بررسی جامعه شناختی تحلیل جایگاه عناصر کارگزاری در شکست مشروطه (3)

دوره 1، شماره 3، پاییز 1399

حسین صیامیان گرجی، احمد بخشایشی اردستانی، محمد توحیدفام، سوسن صفاوردی

چکیده نهضت مشروطه جایگاه ویژه‌ای درتاریخ سیاسی معاصر ایران دارد. در روند تحولات نهضت مشروطه شکل‌گیری ائتلاف گسترده‌ای از کنشگران قابل مشاهده است. روحانیون، بازاریان، روشنفکران و حتی اقلیت‌های مذهبی و قومی در شکل گیری این انقلاب دخیل بوده‌اند. با این‌حال نتیجه نهایی این انقلاب چیزی متفاوت از هدف گروه‌ها و احزاب و سازمان‌ها بوده است. بنابراین سئوالی که در اینجا پیش می‌آید این است که با رویکرد جامعه شناختی جایگاه کارگزاران مشروطه در شکست این جنبش را چگونه می‌توان تحلیل و بررسی کرد؟ فرضیه تحقیق این است که تضادهای داخلی و تناقض‌های آشکار در کنش ورزی گروه‌های دخیل در این انقلاب عامل اصلی شکست این جنبش محسوب می‌شود. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که عدم تعریف درست از مشروطه، دگردیسی مشروطه خواهی به شکل گیری دولت نوساز در قالب فرد قدرتمند(در اینجا رضاشاه)، تناقض‌ها و دودستگی‌های در کارگزاران مشروطه، دخالت قدرت‌های خارجی و تحت کنترل قرار دادن روند تحولات مشروطه باعث عدم موفقیت این نهضت شده و نتیجه نهایی آن تولد یک دیکتاتوری جدید از دل آن بود. روش تحقیق در پژوهش کنونی، کیفی است و تجزیه و تحلیل داده‌ها به صورت توصیفی –تحلیلی در قالب الگوی جامعه شناسی تاریخیِ تفسیری صورت گرفته است.