نویسنده = حق گو، جواد
تعداد مقالات: 2
جایگاه هرمنوتیک در ادراک رویدادهای جامعه معاصر ایران(مطالعه موردی رویداد ششم بهمن آمل 1360)

جایگاه هرمنوتیک در ادراک رویدادهای جامعه معاصر ایران(مطالعه موردی رویداد ششم بهمن آمل 1360)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 353-370

جواد حق گو

چکیده فهم رویدادهای تاریخی از پیچیدگی خاصی برخوردار است. این رُخدادها پس از وقوع با خوانشهای متفاوتی مواجه میشوند. برای حل این مشکل رویکردهای فلسفی به کمک علاقمندان تاریخ آمده است. در میان رویدادهای متکثر جامعه معاصر ایران، واقعه ششم بهمن سال 1360 شهر آمل را باید یکی از رویدادهای مهم تاریخ انقلاب به شمار آورد که از قضا دقیقاً در سطح «چیستی» با توصیفهای مختلفی روایت شده است. در این پژوهش تلاش شده تا با استفاده از آموزه های هرمنوتیک به بررسی چیستی این رویداد پرداخته شود. بر اساس یافته های این پژوهش روایت حماسه-گونه این حرکت به دلایل مختلف از اعتبار بیشتری برخوردار است. بر اساس یافته های پژوهش از متن رخداد که طبیعتاً دستخوش روایتهای متکثر رسمی و غیررسمی شده، موضوعاتی چون «جایگاه نامساعد حرکتهای چپ در میان مردم مازندران و آمل در آن بازه زمانی»، «درگیری فراگیر کشور در جنگ تحمیلی»، «جایگاه مطلوب امام به عنوان رهبر جمهوری اسلامی در میان مردم استان مازندران و شهر آمل»، در زمینه رُخداد یاد شده امکان صحت روایت حِماسه گونه از این رویداد را تقویت میکند.

ضرورت مختصات‌شناسی حکومت رضا شاه در ایمن‌سازی جامعه ایرانی در مواجهه با جنگ شناختی دشمن

ضرورت مختصات‌شناسی حکومت رضا شاه در ایمن‌سازی جامعه ایرانی در مواجهه با جنگ شناختی دشمن

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 81-99

جواد حق گو، حسین مولائی

چکیده در سالهای اخیر و به حسب وقوع برخی از اجتماعات اعتراضی شعارهایی در تمجید از حکومت رضا شاه سر داده می‌شود. شعارهایی که بیش از هر چیز بر عدم آگاهی دقیق جامعه ایرانی از مختصات واقعی حکومت رضا شاه و جنگ شناختی دشمن تاکید دارد. حکومتی که دوست و دشمن منصف بازگشت بدان و مشابه آن را ارتجاع می‌دانند. فارغ از طرح هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده اینگونه شعارها توسط برخی گروه‌های اپوزسیون و برانداز، نباید از تمایل بخشی از جامعه ایرانی به این حرکت ارتجاعی غفلت شود. تمایلی که بیش از هر چیز از فقدان درک و آگاهی جامعه نشات گرفته و مصداقی از موفقیت جنگ شناختی دشمن است. موضوعی که انجام پژوهش‌هایی دقیق درباره ماهیت حکومت رضا شاه را ضروری می‌سازد. بسیاری از اندیشمندان حکومتهای دیکتاتوری را با توجه به ماهیتشان به انواع مختلفی تقسیم کرده اند. بر همین مبنا سئوال اصلی پژوهش حاضر جایابی دقیق حکومت رضا شاه از این منظر است. شواهد و قرائن موجود نشان از آن دارد که حکومت دیکتاتوری رضا شاه به‌رغم داشتن برخی از مشخصه های مشترک تمام دیکتاتوری ها با این حال انطباق کاملی با دیکتاتوری نظامی دارد. در این پژوهش تاریخی و توصیفی-تحلیلی تلاش شده تا با استناد به برخی اسناد جدید تاریخی بعد از بحثی نظری درباره شاخصه های حکومتهای دیکتاتوری و انواع دیکتاتوری ها، دیکتاتوری نظامی رضا شاه در ذیل سه شاخصه «همیشگی بودن جنگ و منازعه در سپهر زیست اجتماعی»، «تقدیس ارتش و قوای نظامی» و «ایجاد یک جامعه میلیتاریستی» مورد بررسی قرار گیرد.