نویسنده = اخوان کاظمی، مسعود
تعداد مقالات: 3
بازشناسی آموزه های آئینی ورزش باستانی و جایگاه آن در تحکیم سرمایه اجتماعی در ایران

بازشناسی آموزه های آئینی ورزش باستانی و جایگاه آن در تحکیم سرمایه اجتماعی در ایران

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 83-101

مسعود اخوان کاظمی، کامران لطفی

چکیده ورزش باستانی یکی از ورزش‌های کهن و سنتی ایران زمین است که برخاسته از بستر تاریخی و فرهنگی این سرزمین بوده و همواره تاثیرات چشمگیری بر ارزش‌ها، سنت‌ها و هنجارهای جامعه داشته است. آنچه از ظاهر این ورزش به نظر می‌رسد، ساختن و تقویت جسم و محافظت از آن است؛ اما با بررسی جزییات موجود در متن این ورزش و تامل در آداب و ویژگی‌های آن، وجوه نهفته دیگری نمایان می‌گردد که آن را به منبعی ارزشمند در تولید و توزیع سرمایه اجتماعی تبدیل می‌سازد. در این راستا، سوال اصلی مقاله این است که ورزش باستانی با خصایص خود، چه تاثیری بر سرمایه اجتماعی و فرهنگ جامعه ایران ایجاد می‌کند؟ پژوهش حاضر با بررسی آداب و آئین‌ها و جزئیات بخش‌های مختلف این ورزش و چگونگی شکل‌گیری و نحوه اجرای آن‌ها، به این نتیجه دست می‌یابد که ورزش باستانی در کنار تقویت بنیه جسمانی و قدرت بدنی، به دنبال تعلیم و آموزش خوی پهلوانی و ترویج و نهادینه کردن منش و رفتار انسانی و اخلاق دینی در متن جامعه است و از این طریق می‌تواند تاثیر بسزایی در فرهنگ جامعه و افزایش سرمایه اجتماعی آن داشته باشد و با در بر داشتن مولفه‌هایی همچون جوانمردی، افتادگی، ملی‌گرایی، روح حماسی و غیرت‌مندی، معتمد بودن و حمایت‌گری اجتماعی می‌تواند با تقویت و ترویج اعتماد و بازتولید سرمایه اجتماعی، در ایجاد همدلی و یکپارچگی جامعه نقش موثری ایفا کند. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر ورزش باستانی بر سرمایه اجتماعی با روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است.

آسیب‌شناسی روندهای ملت‌سازی در ایران از منظر جامعه‌شناختی (با تمرکز بر دوران پسا انقلاب اسلامی)

آسیب‌شناسی روندهای ملت‌سازی در ایران از منظر جامعه‌شناختی (با تمرکز بر دوران پسا انقلاب اسلامی)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 319-345

سید شمس الدین صادقی، مسعود اخوان کاظمی، کامران لطفی

چکیده هرچند فرآیند ملت‌سازی از دهه‌ها پیش در ایران روند خود را آغاز نموده بود اما رخداد انقلاب اسلامی نوعی شیفت پارادایمیک در ساختار سیاسی ایران ایجاد نمود و سبب گردید تا ملت به‌صورتی متفاوت و در بستری ایدئولوژیک به حیات و تکوین خویش ادامه داده و در چارچوبی نوین خود را بازتعریف نماید‌. از این منظر، نحوه و سیرشکل‌گیری پدیده اجتماعی ملت به‌مفهوم مدرن در قالب مفاهیم و ارزش‌های جامعه ایرانی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های متفکران، سیاستگذاران و متولیان امر تبدیل گردید. جهت تبیین این مسأله و نیل به‌این هدف در این مقاله تلاش گردیده تا با تکیه بر تئوری ملت‌سازی کارل ‌دویچ، شناخت دقیق و جامعی از سیر و روند نُضج یا عدم تکوین ملت در ایران پس از انقلاب اسلامی ارائه شود. پرسش اصلی: چرا ملت‌سازی با وجود پیشینه نسبتاً طولانی آن در ایران، هنوز ناتمام مانده است؟ فرضیه: ملت‌سازی در ایران به‌رغم پیشینه نسبتا طولانی آن، صرفاً در چارچوب یک فرآیند (پروسه) تلقی شده و به‌عنوان یک پروژه نه ‌از جانب دولت و نه ‌از جانب ملت، مورد توجه دقیق و جدی واقع نشده است. از این منظر، در خصوص نتایج این تحقیق، بایستی اذعان نمود آنچه که تاکنون در جامعه ایرانی پدیدار شده، پژواکی از ملت است و با نمونه آرمانی خود شکاف و فاصله زیادی دارد. لازم به ذکر است که روش تحقیق در این مقاله، کیفی از نوع علّی می-باشد.

جامعه‌پذیری سیاسی و تحول در فرهنگ سیاسیِ ایران پس از انقلاب اسلامی

جامعه‌پذیری سیاسی و تحول در فرهنگ سیاسیِ ایران پس از انقلاب اسلامی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 201-223

آزاده الفتی، سید شمس الدین صادقی، مسعود اخوان کاظمی

چکیده فرهنگ سیاسی مجموعه‌ای از منش‌ها، اعتقادات و احساسات در درون یک ملت نسبت به سیاست در زمانی مشخص است. که به سه نوع اصلی محدود، تبعی، مشارکتی و ترکیبی از این فرهنگ‌ها تقسیم می‌شود. به‌علاوه، جامعه-پذیری سیاسی هم فرایند حفظ یا دگرگونی در فرهنگ‌های سیاسی است که از دو طریق جامعه‌پذیری اولیه و ثانویه به انجام می‌رسد. بر این اساس، فرهنگ سیاسی در ایران بعد از انقلاب اسلامی روندی از فرهنگ تبعی به مشارکتی را آغاز کرده است، که گرچه نسبت به قبل از انقلاب اسلامی پیشرفت‌هایی حاصل گردیده، اما سیر این حرکت، یک روند کُند را حکایت می‌کند. پرسش پژوهش حاضر این است که:جامعه‌پذیری سیاسی چه تأثیری بر فرایند تحول در فرهنگ سیاسی ایران بعد از انقلاب اسلامی داشته است؟فرضیه نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی و در چارچوب مفهوم فرهنگ سیاسی و جامعه‌پذیری سیاسی آلموند و وربا، چنین می‌باشد: ضعف عملکرد در حوزه جامعه‌پذیری ثانویه به عنوان بُعدی از جامعه‌پذیری سیاسی، باعث تأخیر در فرایند تحول در فرهنگ سیاسی ایران(از تبعی به مشارکتی) شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ضعف عملکرد در نظام آموزشی و احزاب به عنوان دو مورد اثرگذار در تربیت سیاسی افراد؛ قطار حرکت به سمت فرهنگ سیاسی مشارکتی را کُند کرده است. بخشی از مشکلات در نظام آموزشی به عدم آموزش مناسبِ رفتارهای سیاسی از جانب معلمان و اساتید و بخشی مرتبط با محتوا و منابع درسی می‌باشد. احزاب نیز به دلیل ماهیت دولتی، نتوانسته‌اند عملکرد قابل توجهی در راستای تحول در فرهنگ سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی داشته باشند.