تحلیل نهادی توسعهنیافتگی سیاسی در سالهای اولیه پس از انقلاب اسلامی ایران با رویکرد داگلاس نورث
دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 145-173
روزبه پرهام نیا، ایرج رنجبر، سید مصطفی ابطحی، علی مرشدی زاد
چکیده انقلاب اسلامی ایران بهعنوان گسستی نهادی در مسیر توسعه ایران، نه بهسوی نظم دسترسی باز، بلکه با بازتولید نظم دسترسی محدود در چارچوب ساختارهای سنتی-مذهبی تثبیت شد. این پژوهش با بهرهگیری از چارچوب نظری داگلاس نورث، به تحلیل نقش چهار بازیگر کلیدی پس از انقلاب -روحانیت و نهادهای انقلابی، جبهه ملی و نهضت آزادی، جریان چپ، و تکنوکراتهای بازمانده از رژیم پهلوی- در تداوم توسعهنیافتگی ایران میپردازد. یافتهها نشان میدهند که روحانیت، بهواسطه بهرهمندی از سرمایه اجتماعی گسترده و شبکههای نهادی غیررسمی قدرتمند، توانست نهادهای رسمی جدید را تثبیت کرده و منابع قدرت را در قالب نظم دسترسی محدود به انحصار خود درآورد. در مقابل، سایر بازیگران به دلیل فقدان شبکههای نهادی ریشهدار، محدودیت در مشروعیت اجتماعی، و ناتوانی در ایجاد یا تقویت نهادهای کارآمد، از صحنه قدرت حذف شدند. تداوم وابستگی به نهادهای سنتی-مذهبی، هزینههای بالای مبادله، و محدودیت در رقابت نهادی، از موانع اصلی شکلگیری نظم دسترسی باز و دستیابی به توسعه پایدار در ایران بوده است.

