نویسنده = نقدی پور، محمود
تعداد مقالات: 2
مساله فلسطین از جنبش خلافت مسلمانان هند تا انقلاب اسلامی ایران

مساله فلسطین از جنبش خلافت مسلمانان هند تا انقلاب اسلامی ایران

دوره 2، شماره 1، بهار 1400، صفحه 179-198

محمود نقدی پور

چکیده مسئله فلسطین و حق حاکمیت مسلمانان بر آن، پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی همواره یک از مهمترین مسائل پیشروی جهان اسلام بود و به نسبت در گذر زمان اهمیت این موضوع دچار فراز و فرودهایی بوده است با شکست امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول و تسلط انگلستان بر فلسطین، یهودیان طی یک معامله کثیف با بریتانیا حقوق امت اسلامی و اکثریت قاطع مسلمان فلسطین را نادیده گرفتند و مقدمات و ابزار روی کار آمدن یک دولت یهودی را در فلسطین تدارک دیدند در این میان جنبش خلافت مسلمانان شبه قاره هند که همزمان با جنگ جهانی اول و به‌ جانبداری‌ از اتحاد جهان اسلام و حمایت از خلافت‌ عثمانی‌ به عنوان نماد سیاسی مسلمانان بر ضد استعمار بریتانیا شکل گرفت نخستین واکنش‌ها را به شکل‌گیری دولت یهودی در میان اراضی اسلامی از خود نشان داد و خواستار اعاده حق حاکمیت مسلمانان بر قبله دومشان گردید. علاقه مسلمانان هند به سرنوشت جهان اسلام آنها را با دیگر سرزمین‌های اسلامی پیوند می‌داد با اشغال سرزمین فلسطین گسترده‌ترین موج ضد صهیونیستی طی جنبش اسلامی خلافت، از مرزهای هند فرا‌تر رفت جنبش خلافت از آنجایی‌ که با تکیه ‌بر اندیشه اتحاد اسلام شکل‌گرفته بود پس از فروپاشی عثمانی تسلط آل سعود بر اماکن مقدسه حجاز، تنها عامل انسجام جهان اسلام را، در موضوع فلسطین می‌دید در حمایت گسترده از فلسطین گام برداشت، با شکست جنبش خلافت آرمان ملت مظلوم فلسطین دچار فراز و فرودهای زیادی شد تا اینکه انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید  انقلابی که در دوره مبارزاتی خود نیز اعاده حقوق مردم فلسطین را در راس اولویت های خود قرار داده بود، پس از پیروزی با حمایت جدی از ملت فلسطین و گروه های مقاومت  در احیای حقوق ملت فلسطین نقش آفرینی نمود و بر خلاف سایر دولتهای اسلامی مسئله فلسطین هدف و استراتژی دائمی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت، در مقاله حاضر به مسئله فلسطین از شکل گیری جنبش خلافت تا انقلاب اسلامی و چگونگی برخورد با مسئله فلسطین پرداخته شده است. روش مقاله توصیفی تحلیلی بوده و از روش گرداوری کتابخانه‌ای، اسناد و منابع الکترونیکی استفاده‌شده است.

امام خمینی و تفسیر جامع گرایانه از اسلام

امام خمینی و تفسیر جامع گرایانه از اسلام

دوره 1، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 183-202

محمود نقدی پور، عبدالواحد قادری

چکیده تا پیش از وقوع جنگ اول جهانی و سقوط امپراتوری عثمانی، متفکران جهان اسلام اغلب دو مقوله ی دین و دولت را مفاهیمی به هم پیوسته تفسیر می کردند و قائل به جدایی و تفکیک دین و دولت از یکدیگر نبودند. در اواخر دوران امپراتوری عثمانی و اواسط حکومت قاجار، با رشد تفکرات سیاسی غرب در جهان اسلام و بعدها با سقوط این امپراتوری، اندیشه های سیاسی مدرن در میان روشنفکران و نوگرایان مسلمان رشد و گسترش یافت. از قرن نوزده محصلانی که به اروپا رفته بودند، با تاثیرپذیری از اندیشه دولت – ملت ندای جدایی دین از دولت را مطرح کردند. با روی کار آمدن حکومت پهلوی این جریان بیش از پیش تقویت شد و با طیف مذهبیون وارد چالش جدی شد. امام خمینی(ره) که پس از درگذشت آیت الله بروجردی مرجعیت حوزه علمیه را عهده ­دار بود، تلاش کرد تا با ارائه تفسیری جامع­ گرایانه از دین آن را به تمامی ابعاد زندگی انسان پیوند دهد. پژوهش حاضر تلاش دارد تا با طرح این پرسش که منظور از تفسیر جامع­گرایانه امام از اسلام چیست، پاسخ ایشان را در قالب موضوعات عمدتاً سیاسی- اجتماعی تبیین نماید.