نویسنده = سنگی، لیلا
تعداد مقالات: 6
بازخوانی جایگاه «حقوق ملت» (فصل سوم قانون اساسی) در سامان‌دهی «همبستگی و وفاق ملی»؛ واکاوی چالش‌های تفسیری و موانع اجرایی اصول مُلهم از گفتمان مشروعیت

بازخوانی جایگاه «حقوق ملت» (فصل سوم قانون اساسی) در سامان‌دهی «همبستگی و وفاق ملی»؛ واکاوی چالش‌های تفسیری و موانع اجرایی اصول مُلهم از گفتمان مشروعیت

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 273-295

لیلا سنگی

چکیده یکی از ارکان اساسی هر ساختار سیاسی، دستیابی به وفاق و همبستگی ملی پایدار است. این مسئله در نظام جمهوری اسلامی ایران، مستقیماً با تضمین حقوق ملت در فصل سوم قانون اساسی گره خورده است. با این حال، شکاف معناداری میان آرمان‌های متعالی این فصل و فرآیندهای تفسیری و اجرایی آن مشاهده می‌شود که پایداری وفاق اجتماعی را در کشور به چالش می‌کشد. هدف اصلی این مقاله، تحلیل کارکردی اصول منتخب حقوق ملت (به‌ویژه اصول ۱۹، ۲۲، ۲۷ و ۳۴) در تحقق عملی همبستگی و واکاوی چالش‌های تفسیری و موانع اجرایی این اصول در پرتو گفتمان مشروعیت‌بخش قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است.

پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر روش اسنادی انجام شده است. نتایج نشان می‌دهد که اصول فصل سوم، از لحاظ نظری، چارچوبی مستحکم برای انسجام اجتماعی (بر اساس نظریه همبستگی ارگانیک دورکیم) فراهم می‌آورد. با این حال، موانع اصلی در دو سطح متمرکز شده‌اند: اول، تفسیرهای مضیق و محافظه‌کارانه (با اتکاء بر قیودی چون نظم عمومی) که آزادی‌های عمومی را از «حق اصیل» به «امتیاز مشروط» تنزل می‌دهند؛ و دوم، موانع اجرایی ساختاری (مانند ضعف نهادی در دیوان عدالت اداری) که کارایی حق دادخواهی (اصل ۳۴) را تضعیف می‌کنند. این شکاف‌ها مستقیماً به فرسایش اعتماد سیاسی و کاهش مشروعیت کارآمدی نظام منجر می‌شود. بنابراین، پایداری وفاق ملی منوط به خروج از تفاسیر تقلیل‌گرایانه و تضمین عملی حقوق سلب‌نشدنی ملت در مقام اجرا و قانون‌گذاری است.

شناسایی و تبیین ساختار نهادهای تسهیل‌گر زیست‌بوم کارآفرینی دانشگاهی در ایران (مطالعۀ موردی: دانشگاه تهران)

شناسایی و تبیین ساختار نهادهای تسهیل‌گر زیست‌بوم کارآفرینی دانشگاهی در ایران (مطالعۀ موردی: دانشگاه تهران)

دوره 6، شماره 1، بهار 1404

لیلا سنگی، رضا فریدزاده

چکیده این پژوهش با هدف اصلی شناسایی، تحلیل دقیق و تبیین ساختار پیچیده نهادهای تسهیل‌گر زیست‌بوم کارآفرینی دانشگاهی در ایران بر مبنای «نظریه نهادی» انجام گرفته و با استفاده از ابعاد سه‌گانه اسکات (تنظیمی، هنجاری و شناختی)، به دنبال آن است که بفهمد چگونه فشارهای نهادی در ایران مسیر تجاری‌سازی دانش را منحرف یا تسهیل می‌کنند. این تحقیق از منظر پارادایمی، در زمره تحقیقات کیفی قرار داشته و استراتژی «مطالعه موردی عمیق» بر روی دانشگاه تهران را به کار گرفته است.

نتایج حاصل از تحلیل شبکه مضامین، نهادهای تسهیل‌گر را در سه مضمون فراگیر و اصلی دسته‌بندی کرد که به لحاظ ساختاری با مدل تعاملی «مارپیچ سه‌گانه» هم‌سو هستند. نکته حائز اهمیت در یافته‌ها، فراوانی بسیار بالای «خط‌مشی فرهنگی» بود که نشان‌دهنده غلبه بعد نهادی هنجاری و شناختی در سطح کلان بر سیاست‌های رسمی است. نوآوری اصلی این پژوهش، فراتر از تأیید الگوهای جهانی، در «بومی‌سازی» و برجسته‌سازی اهمیت نهادهای غیررسمی نهفته است. پژوهش حاضر نشان داد که در محیط ایران، نهادهای غیررسمی گاهی قدرتمندتر از قوانین مکتوب عمل می‌کنند و فقدان "منطق بازار" باعث شده تا انگیزه‌های اقتصادی تحت‌الشعاع بروکراسی قرار گیرند. نتیجه‌گیری نهایی نشان می‌دهد که موفقیت این زیست‌بوم در ایران، منوط به رفع گره‌های بروکراتیک داخلی، تقویت نهادهای غیررسمی و همچنین جبران فقدان «سازوکارهای بازار آزاد» به عنوان یک منطق نهادی مفقوده است. پیشنهاد می‌شود جهت کاهش هزینه‌های مبادله، یک نهاد متولی هماهنگ‌کننده فرابخشی برای جلوگیری از موازی‌کاری ایجاد شده و قوانین مشوق پایدار نظیر معافیت‌های مالیاتی هدفمند برای استارتاپ‌های دانشگاهی وضع گردد.

جامعه ایرانی و نگرش دانشجویان به مسائل و چالش‌های پیش‌روی آنان

جامعه ایرانی و نگرش دانشجویان به مسائل و چالش‌های پیش‌روی آنان

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 291-317

لیلا سنگی

چکیده دوران دانشجویی، فرصتی بی‌نظیر برای رشد فکری، اجتماعی و شخصیتی افراد و نیز بستری برای آماده‌سازی جوانان جهت ورود به جامعه و ایفای نقش مؤثر در آن است. این دوران فرصتی مناسب برای کشف علایق و استعدادها، تجربه‌های جدید و شکل‌گیری هویت مستقل بوده و دانشجویان با کسب دانش و مهارت‌های تخصصی، پایه‌های آینده شغلی خود را پایه‌ریزی می‌کنند. مقاله حاضر با هدف شناسایی مهمترین دغدغه‌های دوران دانشجویی در حوزه‌های فردی، تحصیلی و اقتصادی، با بهره‌گیری از نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه عمیق با دانشجویان در صدد پاسخ‌گویی به این سئوال اصلی است که مهمترین دغدغه‌های دانشجویان ایرانی در حوزه‌های اقتصادی، فردی و تحصیلی چیست و این نگرش‌ها چگونه بر زندگی روزمره و آینده شغلی آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که دانشجویان ایرانی با طیف گسترده‌ای از دغدغه‌های فردی، تحصیلی و اقتصادی مواجه هستند که بر زندگی شخصی، تحصیلی و حرفه‌ای آن‌ها تأثیر می‌گذارد. در حوزه اقتصادی؛ تورم، مصرف‌گرایی، فقر، توزیع ناعادلانه ثروت، ضعف طبقه متوسط و فساد اقتصادی، در حوزه فردی؛ ازدواج، مهاجرت، تبعیض جنسیتی، افسردگی، ناامیدی و تزلزل نهاد خانواده و در حوزه تحصیلی؛ کیفیت پایین آموزش، گرانی شهریه، نبود امکانات مناسب، عدم استقلال دانشگاه و کم‌کاری برخی اساتید از جمله چالش‌های اصلی دانشجویان به شمار می‌رود. این چالش‌ها نه تنها باعث کاهش انگیزه تحصیلی و افزایش استرس در دانشجویان می‌شود، بلکه آینده شغلی و اجتماعی آن‌ها را نیز با ابهام مواجه می‌کند. برای رفع این مشکلات، نیاز به برنامه‌ریزی جامع و همکاری همه جانبه دستگاه‌های مختلف است.

بررسی نگرش دانشجویان به مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

بررسی نگرش دانشجویان به مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 103-121

لیلا سنگی، وحید صالحی

چکیده در دوران دانشجویی، تلاش افراد برای بسط دامنه دانش و کسب تجربه‌های علمی مضاعف شده و علاوه بر آن، فرصتی برای توسعه مهارت‌های اجتماعی، مدیریت زمان و استقلال فردی فراهم می‌آید. این دوره معمولاً با چالش‌ها و تجربیات مختلفی همراه است که از جمله آن‌ها می‌توان به فشارهای تحصیلی، انطباق با شرایط و محیط جدید، دوری از خانواده و پیوندهای عاطفی اشاره نمود. همچنین این دوران می‌تواند زمان مناسبی برای کشف علایق و اهداف شغلی باشد و ارتباطات مهمی برای آینده شغلی افراد ایجاد نماید. مقاله حاضر با هدف آشنایی با نگرش دانشجویان نسبت به مسائل و معضلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، با بهره-گیری از روش گراندد تئوری، در صدد پاسخ‌گویی به این سئوال اصلی است که دانشجویان چه مسائل و معضلاتی را در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران شناسایی می‌نمایند؟ از مجموع داده‌های موجود، استنباط می‌شود که تلفیقی از مسائل و معضلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی سبب بی‌اعتمادی به مسئولین و کاهش امید در جامعه شده است. از این‌رو دولت چهاردهم می‌تواند با اتخاذ سیاست‌های درست و مؤثر و با بهره‌گیری از پتانسیل جامعه نخبگانی کشور و اصلاح ساختارهای موجود، علاوه بر بهبود فضای عمومی کشور، زمینه مرتفع نمودن بخشی از مسائل و مشکلات کشور را فراهم نماید.

بازنمایی استکبارستیزی در دانشگاه های ایران

بازنمایی استکبارستیزی در دانشگاه های ایران

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 347-368

لیلا سنگی

چکیده استکبارستیزی و مشارکت آگاهانه جامعه دانشگاهی در آن، یکی از وجوه فعالیت‌های سیاسی در بستر دانشگاه-های کشور است. مشارکت جامعه دانشگاهی در امر سیاسی از دهه سی قرن پیش شروع شده و کماکان ادامه دارد. در عرصه‌های مختلف تاریخ معاصر ایران و در حوادث مهمی چون 16 آذر 1332 و 13 آبان 1357 شاهد نقش-آفرینی جامعه دانشگاهی در کنار سایر اقشار جامعه در ترسیم مسیر تحولات کشور بوده‌ایم. همانگونه که رهبر معظم انقلاب بیان نمودند سابقه استکبارستیزی دانشجویان ایرانی به روز 16 آذر سال 32 و مخالفت آنان با حضور نیکسون معاون رئیس‌جمهور آمریکا در دانشگاه تهران به دنبال کودتای آمریکایی 28 مرداد همان سال بر-می‌گردد. هدف از نگارش این مقاله شناسایی مصادیق استکبارستیزی در دانشگاه‌های ایران است و در این چارچوب درصدد پاسخگویی به این سئوال هستیم که استکبارستیزی در دانشگاه‌های ایران چگونه بروز و ظهور می یابد. روش تحقیق به صورت توصیفی ـ تحلیلی بوده و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و کتب، پایان‌نامه‌ها و مقالات علمی – پژوهشی، استکبارستیزی در جامعه دانشگاهی در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. فرضیه اصلی این مقاله به این نکته می‌پردازد که استکبارستیزی در جامعه دانشگاهی ایران بیشتر نمادین بوده و به صورت حرکت‌های نمادین چون شرکت در راه‌پیمایی 13 آبان؛ روز ملی مبارزه با استکبار و آتش زدن پرچم و یا بیان شعارهایی در رد سیاست‌های استکبارگران خود را متجلی می‌نماید. استکبارستیزی در دانشگاه‌های ایران در قالب‌هایی چون فعالیت‌های علمی – پژوهشی، برگزاری نشست‌های علمی، برگزاری نشست‌های خبری و شرکت در راه‌پیمایی بازنمایی می‌شود.

واکاوی نهادی سرمایه اجتماعی زنان و تأثیر آن در انتخابات مجلس شورای اسلامی

واکاوی نهادی سرمایه اجتماعی زنان و تأثیر آن در انتخابات مجلس شورای اسلامی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 7-29

لیلا سنگی

چکیده سرمایه اجتماعی مجموعه‌ای از مفاهیمی چون اعتماد، هنجارها، روابط و شبکه‌هاست که باعث ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه بین اعضای یک جامعه می‌شود و در نهایت منافع متقابل افراد جامعه را تامین خواهد کرد. نهادگرایان از عوامل نهادی نظیر سنت‌ها، آداب و رسوم، فرهنگ و مذهب تحت عنوان قیود غیر رسمی و به عنوان عوامل تأثیرگذار بر ادراک فرد نام می‌برند که این پارامترها در ایجاد سرمایه اجتماعی افراد نقش‌آفرینی می‌کنند. نهادها به مثابه قواعد بازی در یک ساختار سیاسی- اجتماعی هستند و بستر نهادی شامل هر دو بخش نهادهای رسمی و نهادهای غیر رسمی است که قواعد اخلاقی و هنجارهای ارزشی، مجموع باورها و اعتقاداتی که رفتار انسانی را تنظیم می‌کند، را در بر می‌گیرد. رویکرد نهادگرایی به سرمایه اجتماعی به عنوان متغیر وابسته توجه دارد. با توجه به پژوهش‌های صورت گرفته رابطه معناداری میان سرمایه اجتماعی و افزایش میزان مشارکت سیاسی در جوامع مختلف وجود دارد. به هر میزان سرمایه اجتماعی افراد افزایش یابد از شانس بالاتری برای حضور در ساختار قدرت برخوردار خواهند شد. در اینجا تلاش می‌گردد تا رابطه میان سرمایه اجتماعی زنان و حضور آنان در مجلس شورای اسلامی مورد تبیین قرار گیرد.