نویسنده = دشتی، فرزانه
تعداد مقالات: 2
تجزیه و تحلیل بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دولت پهلوی اول

تجزیه و تحلیل بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دولت پهلوی اول

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404

حدیث باقری نیا، فرزانه دشتی، عطب الله آراسته

چکیده دوره پهلوی اول (1304-1320 ش) یکی از پرچالش‌ترین و پرتلاطم ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود. در این دوره، تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گسترده ای در کشور به وقوع پیوست که پیامدهای آن تا امروز نیز قابل مشاهده است. یکی از مهم ترین این تحولات، بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی بود که جامعه ایران با آن دست به گریبان بود. لذا هدف پژوهش پیشرو تجزیه و تحلیل بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دوره پهلوی اول است. لذا سوال اصلی پژوهش این است که «عوامل تاثیر گذار بر بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دوره پهلوی اول کدامند؟». در این راستا، پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی از نوع توصیفی-تحلیلی در پی تحلیل بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دوره رضا خان می‌باشد. رویکرد غالب در این نوشتار بهره‌گیری از نظریه بحران هویت ملی است. داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای – اسنادی با استفاده از فیش‌برداری از اسناد، کتاب‌ها، مقالات و غیره گردآوری شده است.. یافته‌های پژوهش حاکی از این است که عوامل مؤثر بر بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی دوره اول پهلوی با توجه به نظریه بحران‌های هویتی، می‌توان گفت عوامل چندگانه همچون؛ فرهنگ غربی، تحریم‌ها و تأثیرات اقتصادی، تأثیرات فرهنگی و هنری، تأثیرات سیاسی، ایدئولوژیک‌ بودن‌ هویت‌ ملی‌ و بهره‌برداری‌ آن‌ توسط‌ رژیم‌های‌ سیاسی در بروز و تعمیق بحران هویتی در دوره پهلوی اول نقش داشتند. این بحران هویتی یکی از مهم‌ترین چالش‌های دوران تاریخ ایران محسوب می‌شود.

راهکارهای توانمندسازی زنان در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی (مطالعه موردی: جمهوری اسلامی ایران)

راهکارهای توانمندسازی زنان در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی (مطالعه موردی: جمهوری اسلامی ایران)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 7-33

سیدمحمدرضا موسوی، فرزانه دشتی

چکیده شاخص‌ اصلی توانمندسازی زنان، مشارکت سیاسی در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی است. مشارکت سیاسی زنان صرفاً به منزله‌ی شرکت آنان در انتخابات و رأی دادن نیست، بلکه به معنای آن است که زنان در تمامی نهادهای دموکراتیک نقش فعال و مؤثر داشته باشند. این پژوهش با هدف ارائه راهکارهای توانمندسازی زنان در عرصه تصمیم‌گیری‌های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. در واقع در پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال اصلی است: «راهکارهای توانمندسازی زنان برای نقش‌آفرینی در عرصه تصمیم-گیری‌های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران کدامند؟». روش تحقیق به کار رفته در پژوهش کیفی بوده و گردآوری داده‌ها با استفاده از ابزار مصاحبه صورت پذیرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید شاغل در دانشکده‌های علوم سیاسی، علوم اجتماعی، جامعه‌شناسی و حقوق است. نمونه آماری تعداد 15 نفر از این اساتید بودند. نتایج داده‌ها بعد از تحلیل تماتیک نشان داده که تم‌های اصلی دولت حامی، آموزش نوین، اصلاح قوانین، نهادهای مدنی، همراهی رسانه‌ها و الگوگیری از راهکارهای مؤثر بر توانمندسازی زنان در عرصه تصمیم‌گیری‌های کلان سیاسی و مدیریتی است.