نویسنده = سلیمانی، غلامعلی
تعداد مقالات: 2
اقتصاد سیاسی نفت در دوره پهلوی و انقلاب اسلامی

اقتصاد سیاسی نفت در دوره پهلوی و انقلاب اسلامی

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 71-92

غلامعلی سلیمانی

چکیده هدف این مقاله بررسی رابطه بین متغیر اقتصادی نفت و پدیده اجتماعی انقلاب است. بعد از کودتای 28 مرداد 1332 و تشکیل کنسرسیوم نفتی به تدریج قیمت نفت افزایش پیدا کرد و در نیمه اول اوایل دهه 1350 درآمد حاصل از آن، جهش قابل ملاحظه‌ای پیدا کرد. بحث درباره نقش متغیرهای اقتصادی در وقوع جنبش‌های اجتماعی و پدیده‌های سیاسی از جمله انقلاب‌ اسلامی در شرایطی که نفت به یک متغیر قابل توجه در اقتصاد سیاسی ایران تبدیل شده، مساله پیش روی این مقاله است. نفت و درآمد حاصل از آن نقش قابل توجهی در ثبات و مشروعیت بخشی رژیم پهلوی ایفا می‌کرد و بحران کارآمدی رژیم را پنهان می‌کرد، تداوم درامدهای نفتی و سود سرشار حاصل از آن و تزریق ان به بدنه جامعه نوعی توافق موقت میان جامعه و رژیم ایجاد کرده بود که هر گونه اختلال در این زمینه می‌توانست به حرکت‌های اجتماعی از جمله انقلاب سرعت مضاعفی ببخشد. از این جهت افزایش درامدهای نفتی توانست بحران مشروعیت و کارآمدی رژیم را به صورت موقت پنهان سازد و کاهش ان توانست به ظهور و بروز هر چه بیشتر این بحران‌ها منجر شود. با وجود اینکه گفتمان غالب در انقلاب اسلامی از عناصر غیرمادی و معنوی نشات می‌گرفت، اما نمی‌توان نقش متغیرهای اقتصادی از جمله متغیر مهم نفت را در جنبش‌های اجتماعی ایران از جمله انقلاب اسلامی نادیده گرفت.

انقلاب اسلامی و بازآفرینی انسان جهادی

انقلاب اسلامی و بازآفرینی انسان جهادی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 131-146

غلامعلی سلیمانی

چکیده مسئله «ماهیت انسان» نقطه شروع بسیاری از مباحث نظری و فلسفی است. در مطالعات انسان شناختی می‌توان از دو گونه متفاوت از انسان آرمانی یعنی «انسان اقتصادی» و «انسان جهادی» سخن گفت. در انسان اقتصادی به طور کلی انسان؛ بازیگری خردمند، منفعت‌جو، خودپرست، بهینه خواه، محاسبه‌گر و هدف محور تلقی می‌شود. به تاسی از اقتصادانان مکتب کلاسیک که نقش پررنگی در صورتبندی انسان اقتصادی داشتند، اصل سودمندی و اصالت نفع شخصی مبنای کنش و رفتار انسان دانسته می‌شود و اینکه انسان‌ها به‌ طور طبیعی در جستجوی تمتّع بیشتر با کوشش کمتر هستند. در حالیکه انسان اقتصادی مدعی توصیفی واقعی، عینی و جهانشمول از انسان است و فراتر از این حتی نیات همنوع‌خواهانه، خیرخواهانه و یاریگرانه را نیز از منظر نفع شخصی توضیح می‌دهد، به نظر می‌رسد کلان روایت انسان اقتصادی قادر به توضیح رفتار انسان در همه زمان‌ها و مکان‌ها نیست و با رفتار واقعی انسان فاصله زیادی دارد. برخلاف چنین مفروضاتی با گونه‌ای دیگر از انسان مواجه هستیم که همنوع‌خواهی، ایثار، حق‌طلبی، از خودگذشتگی، خیرخواهی، انصاف، حق‌شناسی، غمخواری، اخلاق‌مداری، معنویت‌گرایی، تکلیف‌گرایی و رضایتمندی الهی از ویژگی‌های او محسوب می‌شود. با عنایت به این مساله پژوهش پیش‌رو در تلاش است با بهره‌گیری از روش مقایسه‌ای، ضمن به چالش کشیدن مفروضات انسان اقتصادی، بر ناتوانی این مدل آرمانی در فهم ماهیت پیچیده انسان صحه گذاشته و زمینه را برای طرح مدل آرمانی انسان جهادی فراهم کند. انقلاب اسلامی را می‌توان دمیدن روح متفاوتی به کلان روایت انسان اقتصادی و ظهور و بروز انسان جهادی دانست.