نویسنده = رهبر، عباسعلی
تعداد مقالات: 2
واکاوی راهبرد رضاخان در استفاده از میلیتاریسم به مثابه امر اجتماعی

واکاوی راهبرد رضاخان در استفاده از میلیتاریسم به مثابه امر اجتماعی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 115-134

عباسعلی رهبر، محمدباقر خرمشاد، ابراهیم برزگر، حسین مولایی

چکیده میلیتاریسم در متون و ادبیات موجود کشور عموماً با ستیزه‌جویی، جنگ‌طلبی و یا نظامی‌سالاری یکسان انگاشته می‌شود. در حالی که ایدئولوژی میلیتاریسم در دوره پهلوی اول به مانند آلمان، ایتالیا و ژاپن قبل جنگ دوم جهانی، همراه با اندیشه‌های ناسیونالیستی، مبنای تئوریک تغییرات جامعه بود. علاوه‌براین تحت تاثیر نفوذ ایدئولوژی نظامی در جامعه و فرهنگ عمومی، به رویکردهای قهری در حل منازعات داخلی، وجود ارتش بزرگ، هزینه‌های بالای نظامی و برتری نظامیان در مقابل جامعه مدنی مشروعیت بخشی شد. نوشتار تشریح چگونگی تحمیل ارزش‌های میلیتاریستی به جامعه را مساله اصلی خود می‌داند و به جهت نقش و جایگاه محوری رضاخان سردارسپه (وزیر جنگ) در تغییر ساختار نظام مشروطه، بر راهبرد او در استفاده از این پدیده متمرکز شده است. پژوهش برای تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از اسناد و روزنامه‌ها، رویکرد تفهّمی وبر را به جهت فهم همدلانه با فاعل انتخاب نموده و از جوامع نظامی‌سازی شده به عنوان الگو استفاده کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد: راهبرد رضاخان در استفاده از میلیتاریسم به مثابه امر اجتماعی، نظامی‌سازی فرهنگ عمومی از مسیر بازتعریف جامعه بر مبنای ارزش‌های نظامی‌گرایانه بود. برای اثبات ادعای ارائه شده دو حوزه آموزش و مطبوعات به صورت اختصاصی بررسی شده‌اند.

چرخه گفتمانی در سیاست‌گذاری فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دهه ۱۳۷۰

چرخه گفتمانی در سیاست‌گذاری فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دهه ۱۳۷۰

دوره 4، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 61-82

سعید صفایی، عباسعلی رهبر

چکیده پژوهش حاضر تلاش دارد جایگاه انقلاب اسلامی در تحول سیاست‌گذاری فرهنگی ایران و همچنین چرخه گفتمانی و تحول در سیاست‌گذاری فرهنگی جمهوری اسلامی در دهه ۷۰ را مورد بررسی قرار دهد. به جهت ترسیم چگونگی و میزان تحول در فرایند سیاست‌گذاری از روش تحلیل گفتمان بهره گرفته شده تا به استناد نتایج، به این پرسش پاسخ دهیم که انقلاب اسلامی ایران در روند سیاست‌گذاری فرهنگی چه تغییرات گفتمانی را ایجاد کرده است؟ آیا سیاست‌گذاری فرهنگی پس از انقلاب از گفتمانی مستقر و مسلط پیروی کرده است یا دچار تغییرات درون‌گفتمانی شده است؟ برای مشخص‌شدن تغییرات گفتمانی، رویکردهای مختلف نسبت به سیاست‌گذاری فرهنگی مانند (آرمان‌گرا و واقع‌گرا بودن - میزان مداخله دولت - دیدگاه کنترل فرهنگی یا فرهنگ آزاد - دینی و غیردینی بودن) مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین به جهت مطالعه دقیق‌تر و نشان‌دادن میزان تحولات، اسناد و برنامه‌های توسعه نیز مورد واکاوی قرار گرفته است. از جمله مهم‌ترین نتایج پژوهش حاضر این است که با حادثه انقلاب اسلامی چرخش «از» گفتمان «غربی و غیراسلامی» به گفتمان «دینی و اسلامی» رخ می‌دهد و روند سیاست‌گذاری فرهنگی پس از انقلاب اسلامی نیز در دو گفتمان «سنتی - انقلابی» و «توسعه‌ای - لیبرال» قابل‌تقسیم بندی است که در دهه ۱۳۷۰ این تغییر «در» گفتمان را شاهد هستیم.