نویسنده = الهامی، امیرحسین
تعداد مقالات: 2
عوامل واگرایی ایران و عربستان در منطقه خلیج فارس در افق همکاری‌های جدید

عوامل واگرایی ایران و عربستان در منطقه خلیج فارس در افق همکاری‌های جدید

دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 217-238

محمد رضا کمالی، امیرحسین الهامی

چکیده جمهوری اسلامی ایران و عربستان به عنوان دو بازیگر مهم در منطقه ژئوپلیتیکی خلیج فارس از ظرفیت هایی برای کنش منطقه ای با تاثیر در معادلات جهانی برخوردار هستند که در همین جهت نیاز است دو کشور با بازنگری در روابط، جدیت لازم را برای بهرمندی از شرائط گذار برای تامین اهداف ملی خود مهیا نمایند. از آنجایی که عوامل ژئوپلیتیکی می‌تواند پایه‌ای برای رقابت یا تقابل محسوب شود لذا این پژوهش با هدف تعیین عوامل واگرایی دو کشور انتخاب شده است. روش پژوهش توصیفی، تحلیلی است که به صورت کاربردی انجام شده است. برای انجام پژوهش با انجام مطالعات نظری ژئوپلیتیکی کشورهای عربستان و ایران پرسشنامه‌هایی دردو مرحله تنظیم و به جامعه آماری 36 نفری (به صورت تمام شمار) ارائه و پس از اخذ نظرات، نسبت به پردازش داده‌ها اقدام شده است. در تحلیل آماری از جداول توزیع فراوانی، آزمون تی استودنت یک نمونه ای وآزمون میانگین‌ها بهره گرفته شده و بر همین مبنا 20عامل برای جوابگویی به سوال تحقیق به استناد نظریات توازن قوا و منازعه و براساس کلان عوامل ژئوپلیتیکی سیاسی، اقتصادی، فناورانه، طبیعی و نظامی دو کشور در حوزه خلیج فارس در قالب ادبیات تحقیق شناسایی که نهایتا بعد از تحلیل داده های جمع‌آوری شده به ترتیب اولویت، کلان عامل سیاسی باهفت زیر عامل، نظامی باچهار زیر عامل طبیعی با سه زیر عامل، فناورانه با دو زیر عامل و اقتصادی با پنج زیر عامل از مهمترین عوامل ایجاد واگرایی بین دو کشور مشخص شدند.

مردم سالاری دینی، بدیلِ نظامهای سیاسی سکولار و بنیادگرا در ایران

مردم سالاری دینی، بدیلِ نظامهای سیاسی سکولار و بنیادگرا در ایران

دوره 2، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 53-74

عباسعلی جباری ثانی، امیرحسین الهامی

چکیده مردم‌سالاری دینی به عنوان یک مفهوم بدیع در فضای سیاسی و فرهنگی جامعه ما مطرح شده و به مثابه یک فلسفه‌ سیاسی و الگوی حکومتی خاص و مستقل، در مقابل فلسفه‌های سیاسی و الگوهای حکومتی بدیل، به ویژه سکولاریسم و بنیادگرایی خود را عرضه کرده است. مدعای اصلی مردم‌سالاری دینی در ایران این است که بدون نگاه صرف مادی به اصول عرفی، انسان‌محورانه، فردگرایانه و سودانگارانه؛ می‌توان حکومتی مردمی، اما مبتنی بر ارزش‌های دینی و در چارچوب احکام الهی نیز برپا کرد. در واقع مسأله اصلی تحقیق این است که تاکنون تلاشی جدی، برای مقایسه‌ سه نوع نظام سیاسی بدیل (مردم سالاری دینی، سکولاریسم و بنیادگرایی) به منظور نشان دادن نقاط افتراق آنها از یکدیگر یا احیاناً برخی وجوه تشابه آنها صورت نگرفته است. در این مقاله برآنیم تا با استفاده از روش توصیفی-تحلیلیِ مبتنی بر استدلال منطقی، به مقایسه تطبیقی بین مردم سالاری دینی با سکولاریسم و بنیادگرایی بپردازیم تا ضمن احصاء نقاط افتراق و اشتراک آن‌ها، مولفه‌ها و شاخص‌های مردم‌سالاری دینی را نیز تبیین نماییم.