میدان رقابت سیاسی ایران؛ تحلیل بوردیویی جایگاه طبقات متوسط (1392–1376)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 121-151
علی مرادی بهمئی
چکیده در بازه زمانی ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۲، ایران شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی چشمگیری بود، ازجمله ظهور جنبش اصلاحات، روی کار آمدن جریان اصولگرا و وقوع اعتراضات 1388. طبقات متوسط بهعنوان کنشگرانی کلیدی در این میدان رقابت سیاسی، نقش تعیینکنندهای در جهتدهی به گفتمانها و تحولات ایفا کردند. هدف این مطالعه، بررسی نقش طبقات متوسط در شکلدهی به رقابتهای سیاسی ایران طی دوره موردنظر با استفاده از چارچوب نظری بوردیو است. پژوهش میکوشد نشان دهد چگونه ترکیب سرمایهها و عادتواره این طبقات، موقعیت آنها را در میدان سیاسی تعیین کرد و چگونه این موقعیت بر تحولات کلان سیاسی تأثیر گذاشت. این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهرهگیری از نظریه بوردیو، به تحلیل دادههای ثانویه و نیز مشاهدات میدانی پرداخته است. روش تحلیل مبتنی بر شناسایی میدان سیاسی بهعنوان عرصه رقابت کنشگران و بررسی انواع سرمایههای مؤثر بر جایگاه طبقات متوسط در این میدان است. یافتهها نشان میدهد طبقات متوسط با تکیه بر سرمایه فرهنگی و شبکههای اجتماعی، در دورههای مختلف به حمایت از جریانهای اصلاحطلب یا اصولگرا گرایش یافتند. بااینحال، ساختار میدان سیاسی ایران، امکان تبدیل کامل سرمایههای آنها به قدرت سیاسی را محدود میکرد. تحلیل بوردیویی نشان میدهد که تحولات سیاسی ایران نه صرفاً محصول اراده کنشگران، بلکه برآمده از تعامل پیچیده بین سرمایههای طبقاتی و قواعد میدان است.

