نویسنده = چهرآزاد، سعید
تعداد مقالات: 4
تفسیری بازنمایانهْ از سیاستِ بین المللی دولت سیزدهم در منظومۀ جهانی قدرت

تفسیری بازنمایانهْ از سیاستِ بین المللی دولت سیزدهم در منظومۀ جهانی قدرت

دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 167-190

سعید چهرآزاد

چکیده نوشتار حاضر با اتکاء به این مفروض که سیاست خارجی دولت آیت‌الله رئیسی صرفا با رهیافت‌های مادی‌گرایانه و عینیت‌محورانه قابل تفسیر، تبیین و مطالعه نمی‌باشد، درصدد تحلیل و واکاوی شاخص‌هایِ چندگانه در تکوین و شکل‌گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران- در بازه زمانی سالِ اول دولت سیزدهم- می‌باشد. لذا سوال اصلی پژوهش این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(1401-1400) چگونه باید از طریق رویکرد و رهیافت ارزیابانه مورد کنکاش قرار بگیرد؟ فرضیه کار نیز بدین صورت تدوین شده است که به نظر می‌رسد مولفه‌های چندوجهیِ معطوف به آرمان‌های انقلاب اسلامی اساسِ تکوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره‌ی مورد بررسی را شامل می شود. در این راستا تحقیق حاضر می کوشد تا نشان دهد مرحلۀ ارزشیابی در بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران صرفا نباید به اتمام دولت موکول شود، بلکه در ارزیابی‌های دوره‌ای و مقطعی، نیز در تکوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نقش به سزایی دارند. همچنین تحقیق فراروی مبتنی روش توصیفی و تحلیلی می باشد و در جمع آوری اطّلاعات از روش کتابخانه‌ای و اسنادی و بهره‌گیری از سایت‌ها و مجلات چاپی و الکترونیکی و در مورد ابزار مورد استفاده نیز از فیش‌برداری استفاده شده است.

امکان سنجی سیاست خارجی الگوریتمی در ایرانِ پساانقلاب اسلامی

امکان سنجی سیاست خارجی الگوریتمی در ایرانِ پساانقلاب اسلامی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 151-170

سید جلال دهقانی فیروزآبادی، سعید چهرآزاد

چکیده پژوهش حاضر که تاکنون در پردازش‌های جامعۀ آکادمیک مسبوق به سابقه نبوده است، می‌کوشد تاثیراتِ دگرگونی‌های منبعث از عصر هوش مصنوعی را در حوزۀ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار دهد تا در این برهه از زمان که به تعبیر نویسنده‌گان، سیاست خارجی ایران با پارادایمْ شیفت مواجه شده است این حیطه را از تک‌نوازی‌ها و تک‌گویی‌های کلاسیک به دور سازد. فرضیه اصلی نوشتار حاضر این است که تحولات مربوط به عصر فوران داده‌ها، سیاست خارجی ایران در قبال این ساختارِ منبعث از تطور الگوواره‌ای هوش مصنوعی نقش تعیین کننده‌ای در سیاستگذاری خارجی کشورمان ایفا کرده است. استدلال اصلی نویسندگان این است که رویکرد داده‌بنیاد ایران نسبت به ساختار نظام بین الملل و تلاش برای برهم زدن آن، جایگاه مؤثری در بینشِ فرامرزی جمهوری اسلامی ایران ایفا می‌نماید. لذا زمانی که منطق داده-ای بر دستگاه فکری و سیاست خارجی کشور حاکم باشد، نگاه‌های کلاسیک نمی‌تواند تداوم پیدا کند و با شروع تغییراتِ سیاسی، اقتصادی، نظامی و ... در وضعیت پساهوش مصنوعی سیاست خارجی الگوریتمی جمهوری اسلامی ایران نیز بایستی مکانیسم‌های طراحی راهبرد ملی را تغییر دهد.

تبارشناسی «تراگذرنده گیِ تحریم های ضد ایرانی» در جامعه شناسی سیاسی پساانقلاب اسلامی

تبارشناسی «تراگذرنده گیِ تحریم های ضد ایرانی» در جامعه شناسی سیاسی پساانقلاب اسلامی

دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 51-72

سعید چهرآزاد

چکیده در ایران هنگامه­ ای که از تحریم سخن به میان می­ آید، ذهن همگان متوجه تحریم­ های بین المللی علیه برنامه اتمی کشور می­شود. اما واقعیت این است که جمهوری اسلامی از سال 1358، همواره با شدت و ضعف مختلف در معرض انواع تحریم ­های اقتصادی، نظامی و فشارهای دیپلماتیک کشورهای غربی و شورای امنیت سازمان ملل بوده است. تحریم­ های آمریکا علیه ایران بعد از تسخیر سفارتخانه آن کشور در تهران(در آبان 1358) شروع شد و تا به امروز بدون وقفه ادامه داشته است. تحریم­های آمریکا و دیگر کشورهای غربی به بهانه­ های مختلف از جمله مبارزه با تروریسم، نقض حقوق بشر، فعالیت ­های غیرمجاز هسته­ای، ساخت و پرتاب موشک­ های بالستیک و مداخله نظامی ایران در کشورهای دیگر اعمال شده است. این مقاله با مفروض گرفتن تصاعدی بودن تحریم­ های بین­ المللی با محوریتِ ایالات متحدۀ آمریکا با بهره­گیری از روش تحلیلی-توصیفی به دنبالِ پاسخِ به این سوال است که "تحریم ­های ضد ایرانی" چگونه از منظر جامعه شناسی سیاسی دچار دگردیسی شده است؟ یافته­ های پژوهش نشان می­دهد که تحریم­های بین­المللی علیه ایران با استفاده از کارکردهای نظامی، امنیتی، سیاسی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچریِ آن، به مرور زمان دچار تحول و تطورِ ماهوی گشته است.

رهیافتی مقایسه‌ای به جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی (مطالعه موردی: اثرات جامعه‌شناختیِ درآمدهای نفتی در دو کشور ایران و نروژ)

رهیافتی مقایسه‌ای به جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی (مطالعه موردی: اثرات جامعه‌شناختیِ درآمدهای نفتی در دو کشور ایران و نروژ)

دوره 2، شماره 1، بهار 1400، صفحه 71-82

سعید چهرآزاد، فاطمه بائی

چکیده مفهوم کارویژه استخراجی در واقع منابعی است که تمامی نظام های سیاسی حتی ساده ترین آن ها از محیط خود بر میگیرند. رایج ترین شکل استخراج منابع در کشورهای امروزی دریافت مالیات است. منظور از کارویژه توزیعی نیز تقسیم انواع مختلف پول، کالا، خدمات و فرصت ها توسط سازمان های دولتی در میان افراد و گروه های موجود در جامعه است. نگارنده در این تحقیق در پی آن است تا به بررسی تاثیر درآمد های نفتی بر کارویژه های استخراجی و توزیعی نظام سیاسی در دو کشور ایران و نروژ بپردازد، که هر کدام از میزان قابل توجهی از منابع طبیعی بهره مند می باشند. اما به نظر می رسد تاثیر درآمد ناشی از این منابع در این دو کشور کاملا متفاوت بوده است. در واقع سوال اصلی این است که درآمدهای نفتی چه تاثیری بر کارویژه های نظام سیاسی دو کشور فوق دارند. در این پژوهش با بهره گیری از روش تطبیقی در پی آنیم تا مشخصا این تاثیر را بر دو کار ویژه استخراجی و توزیعی نظام سیاسی بررسی نماییم. این طور به نظر می رسد که درآمدهای نفتی تحت تاثیر عواملی مانند درجه توسعه یافتگی، کیفیت نهادهای حکمرانی و نحوه مدیریت تاثیری دو گانه و متفاوت بر این کارویژه ها در ایران و نروژ بر جای گذاشته اند. در فرایند تحقیق تلاش می شود به سوالات دیگری نیز پاسخ داده شود از جمله این که؛ نظریه بلای منابع چیست؟ عملکرد متفاوت کشورهای صاحب منابع طبیعی در چه عواملی ریشه دارد؟ پیشینه نفتی دو کشور ایران و نروژ چه تفاوتی با هم دارند؟ سه نوع عمده از تحلیل مقایسه ای در علوم اجتماعی وجود دارد؛ مطالعات موردی کشورها در چارچوب مقایسه ای، مطالعات نظام مند تعداد معدودی از کشورها و مقایسه جهانی بر پایه تحلیل آماری. در این تحقیق رویکرد سوم مورد استفاده قرار گرفته است که در آن با دو رهیافت مواجهیم" مقایسه کشورهای نسبتا مشابه "و" مقایسه کشورهای نسبتا متفاوت".