نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 318
ارزیابی چند وجهی دروس معارف اسلامی با رویکرد اثربخشی آن در دانشگاه ها (مورد پژوهش دروس اندیشه اسلامی، انقلاب اسلامی، تاریخ تحلیلی صدر اسلام و معارف اسلامی)

ارزیابی چند وجهی دروس معارف اسلامی با رویکرد اثربخشی آن در دانشگاه ها (مورد پژوهش دروس اندیشه اسلامی، انقلاب اسلامی، تاریخ تحلیلی صدر اسلام و معارف اسلامی)

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 219-232

عبدالرضا محمودی، فاطمه محمودی، مریم شمسایی، هاشم کاکائی

چکیده هدف: ارزیابی برنامه‌های درسی و جو آموزشی در دانشگاه‌ها یکی از راه‌های پایش عملکرد و مقدمه بهبود روش‌های آموزشی است. یکی از مسیرهای ارزیابی جو آموزشی دانشگاه، نظرسنجی از دانشجویان است. روش: در این پژوهش جهت ارزیابی محیط آموزشی دروس معارف (اندیشه اسلامی، انقلاب اسلامی، تاریخ اسلام و معارف اسلامی) در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲، ۳۷۵ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز به روش نمونه‌گیری طبقه‌بندی شده چند مرحله‌ای انتخاب و پرسشنامه اندازه‌گیری محیط آموزشی درییم را تکمیل کردند. جهت تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS 19 استفاده شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد، ادراک دانشجویان از محیط آموزشی دروس معارف مثبت است. همچنین در هر پنج بعد ارزیابی محیط آموزشی دروس معارف (ادراک دانشجویان از یادگیری، اساتید، توانایی علمی خود، جو آموزشی و شرایط اجتماعی)، نمرات بالاتر از میانگین بود. نتیجه‌گیری: با توجه به نیاز روزافزون دانشجویان جهت دسترسی به منابع اصیل اسلامی در مسیر رویارویی با شبهات و چالش‌های اجتماعی، ضرورت پویایی و برنامه‌ریزی کارآمدتر جهت اثربخشی بیشتر دروس معارف لازم و ضروری به نظر می‌رسد.

تاثیر اصلاحات ارضی بر مهاجرت مردم از روستاها به شهرها در دوره پهلوی دوم

تاثیر اصلاحات ارضی بر مهاجرت مردم از روستاها به شهرها در دوره پهلوی دوم

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 219-235

روح الله طاهرنیا

چکیده در دوره حکومت محمد رضا شاه پهلوی آمریکایی ها به بهانه رشد کشاورزی و بهبود وضعیت روستائیان و در اصل برای جلوگیری از نفوذ شوروی و کمونیسم و وابستگی اقتصادی و سیاسی به این نتیجه رسیدند که ایران را به عنوان اولین کشوری که می تواند اصل ۴ ترومن اجرا نماید، انتخاب نمودند. علاوه بر این مجموعه ای از عوامل داخلی باعث شد که محمدرضا شاه پهلوی برای تقویت پایه های قدرت خود ، کسب حمایت های خارجی و حمایت قشر عظیم روستایی به اصلاحاتی از جمله اصلاحات ارضی(۱۳۵۰-۱۳۴۱) که از اصول شش گانه انقلاب سفید بود بپردازد. اصلاحات ارضی از لحاظ سیاسی برای رژیم پهلوی موفق بود ولی از لحاظ اقتصادی و اجتماعی باعث رکود کشاورزی و تبدیل شدن ایران به یکی از وارد کنند گان غلات و به دنبال آن مهاجرت گسترده روستائیان به شهر ها بودکه این مورد اخیر پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مهمی را برای شهر و روستا به دنبال داشت. سوال اصلی در این پژوهش تاثیر اصلاحات ارضی بر مهاجرت مردم از روستاها به شهرها در دوره پهلوی دوم می باشد. (سوال)اصلاحات ارضی در کوتاه مدت از لحاظ سیاسی موفق بود ولی در بلندمدت از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ناموفق بود.(فرضیه) روش تحقیق در این پژوهش، از نوع توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای و بررسی اسناد است و در بررسی کتابخانه‌ای منابع دست اولی که راجع به مهاجرت روستائیان به شهرها در دوره محمدرضا شاه نوشته شده در اولویت هستند.(روش)

واکاوی اربعین حسینی به عنوان نماد قدرت نرم در مفهوم مقاومت بر اساس آیات و روایات

واکاوی اربعین حسینی به عنوان نماد قدرت نرم در مفهوم مقاومت بر اساس آیات و روایات

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 225-249

اعظم آبدار

چکیده مراسم اربعین بعنوان یکی از بزرگ ترین تجمعات مذهبی و رویدادی بین المللی، نه تنها نمادی از ارادت میلیونها نفر به واقعه عاشورا وجانفشانی امام حسین (ع)در برابر ظلم و ستم می باشد، بلکه بعنوان نمادی از قدرت نرم ومفهوم مقاومت نیز به شمار می آید.این تجمع با جذب افراد از گروههای مختلف مسلمان وحتی غیر مسلمان با افکار و اعتقادات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متفاوت، به تقویت هم بستگی و هویت مشترک جمعی می پردازد و بعنوان ابزاری موثر در پیشبرد اهداف فرهنگی و سیاسی تلقی می شود.این پژوهش با بیان ابعاد مختلف مراسم اربعین و اهمیت آن از دیدگاه آیات و روایات ، در صدد پاسخ به این پرسش می باشد که مراسم اربعین چگونه می تواند بعنوان ابزار قدرت نرم بوده وچه اثراتی بر افکار جوانان در مفهوم مقاومت از سویی و در عرصه وسیع تر در حوزه ی بین الملل می تواند داشته باشد .در تعقیب این هدف خطیر، ضمن روشن سازی مفهوم مقاومت وچگونگی شکل گیری آن در ایران و عراق، به تحلیل ابعاد اثرگزارمراسم اربعین در عرصه بین المللی واثرات فرهنگی،اجتماعی و سیاسی آن در تقویت قدرت نرم ومفهوم مقاومت در برابر تهدیدات خارجی و داخلی پرداخته می شود.در پایان مبرهن می گردد پیوندها وهمکاریهای بین المللی از یک سو وتقویت آگاهی بخشی در افکار از سوی دیگر در مراسم اربعین در ایجاد حس همبستگی مذهبی و عاطفی بعنوان نیرومندترین ابزار قدرت نرم در سالهای اخیر عمل کرده است؛ اگرچه با چالشها و موانعی هم روبرو بوده است.

تطبیق نظریه نیازهای اساسی بر دهه اول جمهوری اسلامی ایران

تطبیق نظریه نیازهای اساسی بر دهه اول جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 227-246

محمد رادمرد، کوثر طالشی

چکیده انقلاب اسلامی را باید از جمله انقلاب‌های اجتماعی جهان به‌شمار آورد. گستره دگرگونی‌های ناشی از انقلاب‌های اجتماعی بسیار وسیع است و قابل مقایسه با انقلاب‌های سیاسی نیست. این انقلابات می‌توانند مسیر توسعه را در کشورهای خود ریل‌گذاری کنند. اگرچه این مسیر می‌تواند بر اساس تجربه تغییر کند و یا دچار فراز و فرودهایی شود. بر این اساس این مقاله هدف خود را بررسی رویکرد جمهوری اسلامی به مقوله توسعه در دهه اول حیات خود قرار داده است. بررسی این واقعیت می‌توان به ما نشان دهد، رهبران انقلاب به مقوله توسعه چگونه می‌نگریستند و امروز در مقایسه با دهه 1360 در کجا ایستاده‌ایم. بر این اساس سوال پژوهش حاضر این است که: از منظر نهادی، سیاستگذاری توسعه در دهه اول حیات جمهوری اسلامی را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟ فرضیه‌ای که در پاسخ به این سوال ارائه شده است از این قرار است: دولت پساانقلابی در غیریت‌سازی با نظام سیاسی پیشین به جای تعریف توسعه به مثابه رشد اقتصادی، رویکردی توزیع‌گرایانه در پیش گرفت و در چارچوب آرمان‌های انقلاب و رفع نابرابری‌ و گسترش رفاه به تاسیس نهادهایی‌ چون کمیته امداد، بنیاد مستضعفان، خانه‌های بهداشت، جهادسازندگی و بنیاد مستضعفان اقدام کرد. برای تبیین این فرضیه مقاله حاضر از چارچوب نظری «نیازهای اساسی» بهره خواهد جست. روش پژوهش حاضر نهادی و گرد آوری داده ها به شکل کتابخانه‌ای خواهد بود.

بررسی قدرت سرکوب و خشونت دولتی: مطالعه موردی رژیم پهلوی دوم

بررسی قدرت سرکوب و خشونت دولتی: مطالعه موردی رژیم پهلوی دوم

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 229-254

محمد آقائی، عباس کشاورز شکری، زهرا حیدری

چکیده طی سال­های 1332 تا 1357 محمدرضا پهلوی از شیوه حفظ ثبات سیاسی از طریق زور و سرکوب استفاده کرد. رژیم وی هم مانند پدرش، سرانجام متکی به درآمد­های نفتی و ارتش شد؛ حتی در جایگاه وابستگی شدیدتری به آمریکا قرار داشت. بر این اساس در این مقاله، خشونت رژیم پهلوی در سه بعد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی بررسی‌شده است و ابزارهای خشونت نیز به دودسته اطلاعاتی – امنیتی و نظامی تقسیم‌شده است، با رویکرد توصیفی و تحلیلی: در پی پاسخ این پرسش هستیم که قدرت سرکوب و خشونت در رژیم پهلوی به چه شکلی بوده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می‌شود که فروپاشی رژیم پهلوی دوم، با میزان و ابعاد به‌کارگیری ابزار قدرت سرکوب و خشونت این رژیم در ارتباط است. این نوشتار بنا روش کیفی مبتنی بر تحلیل اسنادی و ابزار آن داده‌های تاریخی، به‌ویژه متن‌خوانی و فیش‌برداری است که با استفاده از نرم­افزار ویزیو انجام‌گرفته است. تنظیم‌شده است. یافته­های پژوهش نشان می‌دهد که رژیم پهلوی دوم، همچون پهلوی اول برای حفظ قدرت و منافع شخصی خود، به سرکوب و خشونت متوسل شد؛ در همۀ ابعاد خشونت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی از طریق دستگاه ارتش و ساواک و کمیته مشترک ضدخرابکاری به اجرای این برنامه‌ها در جهت منافع خود استفاده ‌کرد؛ در نتیجه برخلاف برخی از نظریه­های غربی به‌ویژه نظریه ماکیاولی که استفاده از هر نوع ابزار زور و خشونت را در راستای حفظ و تداوم قدرت حاکم لازم می­دانند؛ بکارگیری عوامل مختلف سرکوب و خشونت، باعث فروپاشی رژیم پهلوی دوم و پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357 شد.

تاثیر تعارض سنت و تجدد در تحول دولت مدرن دوره جمهوری اسلامی ایران

تاثیر تعارض سنت و تجدد در تحول دولت مدرن دوره جمهوری اسلامی ایران

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 249-269

علی زارعی، احمد جوانشیری، علی اصغر داودی، سعید گازرانی

چکیده ورود ایران به عصر جدید و ایجاد شکاف و انقطاع در سیر طبیعی تاریخ و سنت که با خشونتی همراه با شکست های خارجی و استعمار همراه بود، ایران را وارد دورانی کرد که به رویارویی بزرگ میان سنت و مدرنیته انجامید. چنین تعارضی زمانی جدی تر شده است که ورود مدرنیته به ایران با غلبه غرب و عقب ماندگی ایرانیان و ناتوانی آن ها در پاسخگویی به بحران های جدید و حل مشکلات توأم بوده است. انقلاب مشروطه که نقطه آغازین ورود ایران به عصر جدید و تعارض جدی و رسمی میان سنت و مدرنیته محسوب می گردد، سبب شد که میان نیروهای سیاسی حکومت شکاف بزرگی در رابطه با سنت و تجدد و انقلاب شکل گیرد.  با ورود مشروطه مباحثی نظیر حاکمیت قانون، حکومت مشروطه و قانونگذاری، جزئی از مسائل اساسی عرصه سیاسی ایران گردید. اما همه این موارد بدون توجه به منطق حاکم بر این عناصر و رابطه آن‌ها با پی‌ریزی دولت مدرن انجام شد. دولت‌های بر سرکار آمده در ایران پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی بین مقتضیات سنت و مدرنیته گرفتار آمده‌اند و راه برون رفتی نیافته‌اند. این دولت‌ها را می‌توان دولت‌های در راه مانده دانست که در قالب دولت طبیعی پایه و بالغ، همواره در گردش بوده‌اند و نتوانسته‌اند مراحل گذار به سمت دولت مدرن یا همان نظم دسترسی آزاد را بپیمایند. با وجود این، اگر دولت مدرن را به مثابه ثمره مدرنیته غربی بدانیم که ریشه در عمیق‌ترین و آرام‌ترین تحولات سیاسی، اجتماعی، تاریخی، اقتصادی اروپای غربی دارد، مطمئناً گرته‌برداری صِرف و وارد ساختن آن به ایران، بدون توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی، محیطی و ... این مرز و بوم، چیزی جز ناکامی در پی نخواهد داشت. این مقاله با رویکرد سنت نهادگرایی تاریخی به بررسی نقش سنت و تجدد در دولت مدرن پس از انقلاب اسلامی می‌پردازد. این تحقیق می‌خواهد نشان دهد که چگونه این تعارض، در سطح مفاهیم بنیادین قدرت، مشروعیت، قانون، و سیاست اثرگذار بوده و دولت را در موقعیتی پرتناقض قرار داده است.

نگاهی جامعه‌شناختی به معقوله معماری الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی

نگاهی جامعه‌شناختی به معقوله معماری الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 265-295

مهدی صالحی، وحید صالحی

چکیده این پژوهش با هدف واکاوی و تبیین نقش محوری معماری در تحقق اهداف و آرمان‌های الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی، رویکردی جامعه‌شناختی را در پیش گرفته است. هدف اصلی، شناسایی شکاف میان واقعیت‌های کالبدی معماری معاصر و الزامات نظری الگوی مذکور و ارائه چارچوبی برای همسوسازی طراحی فضایی با مؤلفه‌های هویتی و ارزشی است. پژوهش حاضر با اتکا به روشی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی، به تحلیل مبانی نظری الگوی پیشرفت، مفاهیم جامعه‌شناسی فضا و اصول بنیادین معماری اسلامی-ایرانی می‌پردازد. تأکید اصلی بر این فرضیه استوار است که معماری نه یک خروجی صرف، بلکه یک بستر اجتماعی است که می‌تواند به بازتولید یا انهدام ساختارهای مطلوب تمدنی کمک کند. نتایج نشان می‌دهد که معماری معاصر ایران، در غیاب یک تئوری منسجم مبتنی بر الگوی پیشرفت، دچار تقلیل‌گرایی کارکردی و زیبایی‌شناختی شده است. این رویکرد، منجر به ایجاد فضاهایی گردیده که در تضاد با مفاهیمی چون “تعالی”، “عدالت اجتماعی” و “هویت اصیل” قرار می‌گیرند. یافته‌ها بر لزوم توجه به ابعاد اجتماعی-فرهنگی و معنوی در کنار ابعاد فنی و کالبدی تأکید دارند؛ به‌گونه‌ای که هر عنصر معماری، حامل معنایی همسو با ارزش‌های اسلامی-ایرانی باشد. دستیابی به الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی مستلزم یک انقلاب نرم در نگرش به معماری است. این تحول، تنها از طریق نهادینه کردن رویکرد جامعه‌شناختی در فرایند طراحی و ساخت میسر خواهد بود تا معماری به جای تقلید از مدل‌های وارداتی، به مثابه یک عامل فعال در تحقق آرمان‌های تمدنی عمل نموده و بستر مناسبی برای زیست باکیفیت (مادی و معنوی) فراهم آورد.

جایگاه شیعیان یمن در روابط ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی (1400-1390)

جایگاه شیعیان یمن در روابط ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی (1400-1390)

دوره 2، شماره 3، پاییز 1400

حسین ربیعی، رسول محمودزاده بالوند، هوشمند زارعی دارامرودی

چکیده کشورها با استفاده از پدیدهها و عوامل گوناگون تلاش میکنند تا حوزه نفوذ خود را افزایش دهند. گسترش حوزه نفوذ در خارج از مرزهای یک کشور معمولاً از نشانه های قدرتمندی آن کشور محسوب شده و به همین خاطر کشورها، به‌ویژه قدرت‌های منطقه ای علاقه مندند که از طریق عوامل و متغیرهای مختلف، در فضاهای پیرامونی خود به نقش آفرینی بپردازند. در این میان یکی از این متغیرها، عامل مذهب است. با توجه به نقش اساسی مذهب در زندگی بشر که امروزه آنرا به یکی از مؤلفه های زیر بنایی هویت انسانها تبدیل کرده است. رقابت‌های گستردهای میان ایران و عربستان در عرصه های ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک، ایدئولوژی و ژئوکالچر شاهد هستیم. این دو کشور مهم ترین بازیگران منطقه خاورمیانه و حوزه خلیج‌فارس به شمار می آیند. از این رو در عرصه میدان رقابت یمن، وجود تعلق های ژئوپلتیک بین ایران و شیعیان یمن به نوعی ناظر بر مکمل های فضایی و جغرافیایی مفروض در ماورای مرزها می باشد که بهلحاظ ساختاری از تجانس برخوردار بوده و بهلحاظ کارکردی تأمین کننده نیازها و کاستی های یک کشور محسوب می شوند. بنابراین وجود رقابت های ژئوپولیتیک ایدئولوژیک بین ایران و عربستان در یمن و دیگر کشورها در صورت ایجاد دولتهای همسو با گرایشات ایدئولوژیک هر کدام از دو رقیب باعث افزایش قدرت مانور و انفعال طرف مقابل در در صحنه منطقه ای خواهد شده. پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که شیعیان یمن چه نقشی در رقابتهای ژئوپولیتیک منطقه ای بین ایران و عربستان خواهند داشت. بدین منظور با استفاده از اسناد و اطلاعات گردآوری شده و به روش توصیفی- تحلیلی محتوا به بررسی روابط متغیرهای مورد نظر پرداخته شدهاست.

نظام سیاسی مطلوب در اندیشه آیت الله بهشتی

نظام سیاسی مطلوب در اندیشه آیت الله بهشتی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 171-199

سید محمد رضا مرندی، فاطمه صفدری

چکیده یافته های تحقیق حاکی از آن است که آیت الله بهشتی معتقد به نظامی با عنوان امت و امامت بوده است که رهبری آن در عصر حضور بر عهده معصوم و در عصر غیبت بر عهده ولی فقیه می‌باشد. ولی فقیه در عصر غیبت باید علاوه بر دارا بودن شرایط مذکور در نصوص شرعی، مورد قبول و پذیرش امت نیز قرار‌گیرد. بهترین شیوه انتخاب رهبر یا همان ولی فقیه در عصر غیبت از دیدگاه آیت الله بهشتی، انتخابات دو درجه ای است، به گونه‌ای که برای احراز صفاتی چون فقاهت و عدالت که مشترک بین شرایط مرجع تقلید و ولی فقیه است، می‌توان به شیوه انتخاب مرجع تقلید در رساله های عملیه، مراجعه کرد اما برای احراز توانایی مدیریت، شجاعت، تدبیر و آگاهی از شرایط زمانه، نیاز به توسل به خبره در امور مذکور برای تشخیص، وجود دارد که با انتخابات دو درجه ای این مقصود حاصل می‌گردد. مشروعیت حکومت ولی فقیه در عصر غیبت از نظر آیت الله بهشتی، بر مبنای نظریه انتخابی ولایتی است که طبق آن برای احراز مشروعیت در رهبری، علاوه بر وجود صفت فقاهت و عدالت به عنوان حق‌الله در او، پذیرش مردم نیز به عنوان حق‌الناس ضروری است و این دو شرط در کنار پذیرش مردم لازم الجمع اند و در صورت نبود هر یکی از آن دو، مشروعیت نظام سیاسی تکمیل نمی‌گردد. مقاله مذکور بر اساس روش توصیفی تحلیلی نگارش و در گرد آوری اطلاعات آن از روش کتابخانه‌ای استفاده شده است

تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر جبهه مقاومت و نقش آنان در شکوفایی تمدن اسلامی

تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر جبهه مقاومت و نقش آنان در شکوفایی تمدن اسلامی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 200-219

زهرا قنبری مله

چکیده با ظهور پدیدۀ انقلاب اسلامی روند مسلط مدرنیته سکولار غربی با چالش عظیمی مواجه شد که همانا برآمدن یک گفتمان رقیب و پرقدرتی بود که در جهتی کاملاً مخالف رویکرد نوینی را ترویج می‌کرد. انقلاب اسلامی نه تنها در داخل مرزهای سرزمینی ایران بلکه فراتر از مرزهای آن تاثیرات تمدنی متعددی داشت که یکی از عمده‌ترین آنها فعال کردن ظرفیتهای جنبشی در کشورهای اسلامی بود. در همین راستا، پرسش اصلیاین مقاله بر تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر جبهه مقاومت و نقش آنان در شکوفایی تمدن اسلامی متمرکز شده است. فرضیه مقاله بر آن بوده که انقلاب اسلامی مولفه‌های تمدن‌سازی داشته که در ایران و خارج از آن بروز و ظهور یافته است. یکی از مولودهای این وجه تمدن ساز انقلاب اسلامی جبهۀ مقاومت بوده که برخلاف اینکه غالباً بر ابعاد نظامی آن متمرکز شده‌اند، وجوهات تمدن‌آفرینی قابل توجهی دارد. نتایج تحقیق نشان داده که مولفه‌های تمدنی‌ جبهه مقاومت در مواردی همچون اشتراکاتِ دینی؛ استکبارستیزی؛ آرمان فلسطین؛ و احیای امت اسلامی، می‌توان موجب بسط گفتمان انقلاب اسلامی، شکست هژمونی غرب و احیای تمدن اسلامی بشود. رویکرد تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوۀ گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای و اسنادی بوده است.

انقلاب اسلامی و بازگشت دین به سیاست خارجی؛ تبیینی از منظر برساخت هویتی

انقلاب اسلامی و بازگشت دین به سیاست خارجی؛ تبیینی از منظر برساخت هویتی

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 215-243

فریبرز ارغوانی پیرسلامی، سیدجواد صالحی، بهاره قنبری

چکیده اتکای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر مقوله دین هم از منظر سیاست‌گذاری و هم در اجرا یکی از موضوعات پرچالش از منظر پیامدها در دهه‌های گذشته بوده است. هدف این مقاله نشان دادن مؤلفه‌ها و عواملی است که باعث شده‌اند تا دین (اسلام شیعی) در متن سیاست خارجی ایران در دوره بعد از انقلاب اسلامی قرار گیرد. اگرچه رخداد انقلاب اسلامی فی‌نفسه باعث دمیدن روح مذهبی در سیاست‌گذاری داخلی و خارجی ایران شد اما این بازگشت فراتر از نگرش مذهبی برآمده از انقلاب اسلامی، نتیجه مجموعه‌ای از قواعد و هنجارهایی بوده که در داخل و خارج از کشور شکل گرفته و با برسازی هویت دینی منجر به تعریف نقش اسلامی در سیاست خارجی و در نتیجه تکوین الگوهای رفتاری بر این اساس شد. این مقاله با محوریت مسئله شناسایی این مؤلفه‌ها معتقد است که قواعد و هنجارهایی همچون اسلام سیاسی، استقلال سیاسی، استکبارستیزی در داخل و قواعدی مانند پایان جنگ سرد، جنبش‌های آزادی‌بخش، بنیادگرایی اسلامی، نظم در حال گذار و محیط پرآشوب خاورمیانه منجر به برسازی هویت دینی در سیاست خارجی ایران شده و در نتیجه الگوهای رفتاری سیاست خارجی بر این اساس تکوین یافته‌اند. یافته‌های این مقاله که با استفاده از رویکرد سازه‌انگارانه و تحلیل تعاملی محیط داخل و خارجی تکوین هویت در سیاست خارجی به دست آمده نشان می‌دهد که اگرچه انقلاب اسلامی نقشی اساسی در قرارگیری دین در متن سیاست خارجی داشته اما در کنار آن قواعد و هنجارهایی نیز وجود داشته‌اند که به این روند کمک کرده‌اند.

تغییر سبک زندگی زن ایرانی به سبک زندگی زن غربی به منظور تضعیف نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران

تغییر سبک زندگی زن ایرانی به سبک زندگی زن غربی به منظور تضعیف نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 233-255

محمد اصلانی

چکیده هر چند براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران از راههای سخت، به خصوص قدرت نظامی هنوز در دستور کار دشمنان این نظام قرار دارد، لکن بهترین و کم هزینه ترین این راهها، جنگ نرم به خصوص از طریق تغییر سبک زندگی مردم سرزمین پارس است. از آنجا که در جامعه اسلامی ایران زمین، هنوز خانواده رکن اصلی جامعه و زن رکن اصلی خانواده را تشکیل می‏دهد، تمرکز بر تغییر سبک زندگی زن ایرانی به سبک زندگی زن غربی، از مهمترین برنامه‏های این جنگ نرم خواهد بود.

این مقاله در پی آن است که با بررسی دیدگاه‌ها و اظهارات برخی از زنان مشهور غربی و نیز تحلیل شواهد موجود در سخنان رهبران و اسناد رسمی کشورهای غربی، به تبیین ویژگی‌های سبک زندگی زن غربی بپردازد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که الگوبرداری زن ایرانی از سبک زندگی غربی، می‌تواند پیامدهایی جدی در پی داشته باشد؛ به گونه‌ای که در بلندمدت ممکن است به تضعیف بنیان خانواده، تغییر در ارزش‌های نسل‌های آینده، و در نهایت به چالش کشیده شدن مبانی فکری و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران منجر شود.

تلازم میان تغییر سبک زندگی زنان و تضعیف نظام سیاسی در نقش محوری زن در تحکیم نهاد خانواده و تأثیرگذاری او بر تربیت نسل‌های آینده نهفته است؛ نقشی که جهت‌دهنده‌ی دیدگاه‌ها و مطالبات اجتماعی زنان و مردان ایرانی در دهه‌های آتی خواهد بود. دیدگاه‏ها و مطالباتی که اگر به سمت مخالفت با لزوم پذیرش احکام اسلام برای اداره انسان و جامعه برود، می‏تواند به تضعیف نظام سیاسی و یا حتی تغییر آن منجر شود.

تحلیل گفتمان انتقادی ابربحران آب در ایران: مطالعه تطبیقی سیاست‌های امنیتی سازی و حکمرانی شبکه‌ای در دولت‌های احمدی‌نژاد و روحانی

تحلیل گفتمان انتقادی ابربحران آب در ایران: مطالعه تطبیقی سیاست‌های امنیتی سازی و حکمرانی شبکه‌ای در دولت‌های احمدی‌نژاد و روحانی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 237-261

خلیل اله سردارنیا، امیر رئوف

چکیده بحران آب در ایران که به یک "ابربحران" چندوجهی تبدیل شده، عمیقاً تحت تأثیر گفتمان‌های دولتی قرار دارد و پیامدهای گسترده‌ای بر امنیت و پایداری کشور داشته است. این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی گفتمان‌های دولت‌های محمود احمدی‌نژاد (۱۳۸۴-۱۳۹۲) و حسن روحانی (۱۳۹۲-۱۴۰۰) در مواجهه با این بحران، به دنبال شناسایی تفاوت‌ها و پیامدهای آن‌ها بر امنیت‌سازی و حکمرانی آب است. در این تحقیق، با افزودن مفهوم "امنیت جامعه‌بنیاد" و دیدگاه‌های پساکپنهاگی به چارچوب تحلیلی، تمایز میان امنیت دولتی (حفظ حاکمیت و کنترل منابع) و امنیت جامعه‌بنیاد (حفظ هویت، معیشت و سلامت جوامع محلی) به عنوان یک نوآوری کلیدی مطرح می‌شود. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف است که با چارچوب‌های نظری امنیت‌سازی و حکمرانی شبکه‌ای تکمیل شده و به تحلیل محتوای ۵۵ سند رسمی و غیررسمی می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که گفتمان دولت احمدی‌نژاد، با چارچوب "امنیتی-دفاعی" و تمرکز بر "توسعه سخت‌افزاری"، امنیت دولتی را بر امنیت جامعه‌بنیاد اولویت می‌داد. در مقابل، گفتمان دولت روحانی با رویکرد "تکنوکراتیک" و "مشارکتی"، تلاشی برای توجه به امنیت جامعه‌بنیاد داشت، اما در عمل به دلیل غلبه ساختارهای متمرکز، این امر به طور کامل محقق نشد. این پژوهش استدلال می‌کند که علی‌رغم تغییرات گفتمانی، تداوم ساختارهای ریشه‌دار سیاسی و اقتصادی مانع از شکل‌گیری حکمرانی شبکه‌ای مؤثر و تضمین امنیت جامعه‌بنیاد شده و به تداوم تنش‌های اجتماعی دامن زده است.

رهیافت تطبیقی نقش عقلانیت در امنیت فرهنگی دوره نبوی(ص) تراز در انقلاب اسلامی ایران بر پایه اندیشه امامین انقلاب

رهیافت تطبیقی نقش عقلانیت در امنیت فرهنگی دوره نبوی(ص) تراز در انقلاب اسلامی ایران بر پایه اندیشه امامین انقلاب

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 249-269

محمد جاودان

چکیده انقلاب اسلامی ایران که خود انقلابی فرهنگی و ایدئولوژیک است، در پرتو رهنمودهای امامین انقلاب همواره کوشیده تامسیرخود را برمحوریت عقلانیت صحیح و منبعث از آیین اسلامی به سوی اهداف متعالی و تحقق تمدن نوین اسلامی؛ استوار سازد. بی تردیدامنیت فرهنگی به عنوان بستر و زمینه حفظ و تعالی فرهنگ و پیشرفت های فرهنگی هرجامعه، از ضرورت های اساسی دراین مسیراست که بایدمبتنی برعقلانیت وخردگرایی صحیح و دقیق صورت پذیرد. براین اساس پژوهش حاضر؛ در راستای الگودهی و تحلیل نقش عقلانیت در امنیت فرهنگی، به امنیت فرهنگی دوران نبوی(ص)پرداخته و آن را برمعیارهای عقلانی اندیشه ی امامین انقلاب اسلامی ایران تطبیق و تحلیل نموده تا برمعیارایدئولوژیک و مکتب فکری و عقلانی اسلام، موازین عقلی درامنیت فرهنگی را برای انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی تبیین و تحلیل نماید. بدین ترتیب سؤال این تحقیق این است که نقش عقلانیت درامنیت فرهنگی دوره نبوی(ص) چه بوده و نقش آن در امنیت فرهنگی انقلاب اسلامی ایران بر پایه ی اندیشه امامین انقلاب چیست؟ نوشتار حاضر با روش تحلیل مضمون و با بهره گیری از سیره پیامبراسلام(ص)و ارائه ی اسناد تاریخی و بیانات امامین انقلاب اسلامی به تبیین و تحلیل نقش عقلانیت در تأمین امنیت فرهنگی پرداخته و در این راستا پاسخ گویی، دفاع و تبیین منطقی و عقلانی به گزاره های مهاجم،جهت دهی منطقی و عقلانی رفتارها و عملکردها، بکارگیری عقلانی ابزارها و رسانه های فرهنگی و نقش عقلانی وحدت اسلامی، همگرایی و مشارکت عمومی را مورد مطالعه قرار داده است.

بحران‌ اخلاق‌ مدنی و توسعه‌نیافتگی در اندیشه داستان‌نویسان عصر پهلوی دوم (با تاکید بر آثار محمدعلی جمال‌زاده و صادق چوبک)

بحران‌ اخلاق‌ مدنی و توسعه‌نیافتگی در اندیشه داستان‌نویسان عصر پهلوی دوم (با تاکید بر آثار محمدعلی جمال‌زاده و صادق چوبک)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 251-273

هادی صادقی اول، علی امری صاحبی

چکیده یکی از مولفه‌های تاثیرگذار بر فرآیند توسعه، وجود بایسته‌های مرتبط با اخلاق مدنی در بین شهروندان و در مناسبات آنها با دولت تصور می‌شود. یعنی هر چقدر اخلاق مدنی در بین شهروندان نهادینه شود و در گستره نهادهای دولتی یک جامعه تسهیل شود، بسترهای تحقق توسعه فراهم می-گردد. با توجه به این ملاحظات این پژوهش به شیوه توصیفی/تحلیلی، درصدد واکاوی این مساله است که در عصر پهلوی دوم و در رمان‌های محمدعلی جمال‌زاده و صادق چوبک، فقدان یا کمرنگ بودن اخلاق مدنی در بین مردم و در نهادهای دولتی، چگونه جامعه‌ای نامتوازن و غیر توسعه‌یافته را در ذهن این داستان‌نویسان تداعی کرده است؟ یافته‌های پژوهش نشانگر آن است که در محتوای داستان‌های جمال‌زاده و چوبک، فقدان اصولی چون رعایت حقوق شهروندی، بی‌توجهی به حریم خصوصی دیگران و وجود رانت و ملاحظات خانوادگی در سیستم سیاسی عصر پهلوی دوم که البته عمدتاً تحت تاثیر مشکلات اقتصادی بوده، به عنوان چالش‌های اخلاق مدنی و به تبع آن توسعه نیافتگی جامعه ایرانی قلمداد شده است.

بررسی بازتاب انقلاب اسلامی بر تئوری های انقلاب با تاکید بر نسل چهارم

بررسی بازتاب انقلاب اسلامی بر تئوری های انقلاب با تاکید بر نسل چهارم

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 255-273

عباسعلی طالبی، سید ابوالفضل موسوی‌زاده، صاحب احمدی

چکیده مطالعة آثار و پیامد انقلابات اجتماعی یکی ازحوزه‌های مناقشه برانگیز جامعه شناسـی انقـلاب محسوب می شود. وقوع غیر منتظرة انقلاب اسلامی نه تنها نظریه پردازان و جامعه شناسان را با شوک مهمی روبرو کرده بلکه با تقویت جبهه های پژوهشی صحت ، اعتبار و قابلیت های تبیین و پیش بینی تئوری های پیشین را در معرض آزمون بزرگ قرارداده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به طرح این سؤال پرداخت که وقوع انقـلاب اسـلامی چه تاثیری بـر نظریه‌های انقلاب داشته است؟در پاسخ این فرضیه مطرح شد که وقـوع انقـلاب اسـلامی ایـران نه تنها موجـب کـشف ناسازگاری های علمی و صحت اعتبار آنها در تئوری های انقلاب شده ، بلکه دگرگـونی قابـل توجهی در آنها ایجاد کرده و عوامل مذهبی و فرهنگی این اثرگـذاری را تقویـت کـرده است. یافته نشان می دهد اولاً ناتوانی تئوری های سه نسل اول در تبیین و چرایی وقوع انقلاب اسلامی نقش زیادی در شکل گیری نسل چهارم تئوری ها توسط گلدستون شده است. ثانیاً انقلاب اسلامی تاثیر زیادی در تعدیل و اصلاح اندیشه های اسکاچپل و انتقاد بر اندیشه مدرنیستی و طرح انقلاب پست مدرن از سوی فوکو شده است. انقلاب اسلامی نه تنها نظریه های سنتی انقلاب که معطوف به تبیین علل و عوامـل و فرا یند تکامل انقلابها بودند را تحت تأثیر قرار داده، بلکه باعث شکل گیری نظریه هایی که قابلیت تعمیمی بیشتری نسبت به تئوریهای قبلی داشته منجرشده و در نهایت توجه به مولفه های فرهنگی و تاثیر رهبری در بسیج توده ای در تبیین انقلابات شده است.

الزام شهروندان به رعایت شریعت ازسوی دولت اسلامی و ادلۀ وجوب تعزیر

الزام شهروندان به رعایت شریعت ازسوی دولت اسلامی و ادلۀ وجوب تعزیر

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 271-290

محمدرضا عبداله پور، ابراهیم کلانتری

چکیده مسئلۀ الزام شهروندان به رعایت شریعت از سوی دولت اسلامی یکی از مسائل مهم در حکمرانی دینی است که اندیشمندان این حوزه را با چالش‌هایی مهم رو‌به‌رو کرده است. از این رو، دیدگاه‌های متعدد و متفاوتی دراین‌باره شکل گرفته است. از جملۀ آنها، دیدگاهی است که الزام شهروندان به شریعت را وظیفۀ دولت اسلامی می‌داند. این دیدگاه، همان‌گونه که دولت اسلامی را نسبت به رفاه شهروندانْ مسئول، و تأمین رفاه شهروندان را وظیفۀ آن می‌داند، دولت اسلامی را در برابر شریعت شهروندان نیز متعهد دانسته، تلاش آن را برای تحقق شریعت در جامعه به بهترین شکل ممکن، ضروری می‌داند. برای اثبات این ادعا ادلۀ بسیاری ارائه شده است که از جملۀ آنها، استناد به ادلۀ وجوب تعزیر است. در این مقاله، مستند به متون دینی شیعه، این دلیل، و اشکالات طرح‌شده دربارۀ آن بررسی شده، و با توجه به ادلۀ وجوب تعزیر، محدودۀ دخالت دولت اسلامی در زمینۀ الزام شهروندان به شریعت، تبیین شده است. آنچه از مجموع اقوال اثبات می‌شود، وجوب اصل تعزیر است و مبتنی بر اثبات اصل تعزیر ثابت می‌شود که دولت اسلامی می‌تواند متناسب با گناه انجام‌شده، شهروند خاطی را مجازات کرده، او را به ترک گناه ملزم کند.

تجزیه و تحلیل بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دولت پهلوی اول

تجزیه و تحلیل بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دولت پهلوی اول

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404

حدیث باقری نیا، فرزانه دشتی، عطب الله آراسته

چکیده دوره پهلوی اول (1304-1320 ش) یکی از پرچالش‌ترین و پرتلاطم ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود. در این دوره، تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گسترده ای در کشور به وقوع پیوست که پیامدهای آن تا امروز نیز قابل مشاهده است. یکی از مهم ترین این تحولات، بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی بود که جامعه ایران با آن دست به گریبان بود. لذا هدف پژوهش پیشرو تجزیه و تحلیل بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دوره پهلوی اول است. لذا سوال اصلی پژوهش این است که «عوامل تاثیر گذار بر بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دوره پهلوی اول کدامند؟». در این راستا، پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی از نوع توصیفی-تحلیلی در پی تحلیل بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی در دوره رضا خان می‌باشد. رویکرد غالب در این نوشتار بهره‌گیری از نظریه بحران هویت ملی است. داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای – اسنادی با استفاده از فیش‌برداری از اسناد، کتاب‌ها، مقالات و غیره گردآوری شده است.. یافته‌های پژوهش حاکی از این است که عوامل مؤثر بر بحران هویت ملی و شکنندگی تاریخی دوره اول پهلوی با توجه به نظریه بحران‌های هویتی، می‌توان گفت عوامل چندگانه همچون؛ فرهنگ غربی، تحریم‌ها و تأثیرات اقتصادی، تأثیرات فرهنگی و هنری، تأثیرات سیاسی، ایدئولوژیک‌ بودن‌ هویت‌ ملی‌ و بهره‌برداری‌ آن‌ توسط‌ رژیم‌های‌ سیاسی در بروز و تعمیق بحران هویتی در دوره پهلوی اول نقش داشتند. این بحران هویتی یکی از مهم‌ترین چالش‌های دوران تاریخ ایران محسوب می‌شود.

تحلیل تطبیقی سیاست‌گذاری آموزشی با رویکرد توسعه انسان توانمند (مطالعه موردی: جمهوری اسلامی ایران، ژاپن، فنلاند و کره‌جنوبی)

تحلیل تطبیقی سیاست‌گذاری آموزشی با رویکرد توسعه انسان توانمند (مطالعه موردی: جمهوری اسلامی ایران، ژاپن، فنلاند و کره‌جنوبی)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 221-250

محسن گنج بخش زمانی، محمد سالار کسرایی، مجید توسلی رکن آبادی

چکیده این مقاله به تحلیل تطبیقی سیاست‌گذاری آموزشی در جمهوری اسلامی ایران، ژاپن، فنلاند و کره جنوبی می‌پردازد تا چگونگی برساخت "انسان توانمند و مطلوب" در هر یک از این نظام‌های آموزشی را تبیین کند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد تطبیقی، کیفی و تحلیل بولی، مؤلفه‌ها و پیش‌شرط‌های کلیدی مؤثر بر توسعه سرمایه انسانی را شناسایی می‌کند. یافته‌های کلیدی نشان می‌دهد که نظام‌های آموزشی موفق (ژاپن، فنلاند و کره جنوبی)، با تمرکز بر عواملی چون آموزش مهارت‌های زندگی، همسویی با نیازهای بازار کار، کیفیت بالای نظام تربیت معلم و ارزیابی کارآمد آموزشی، به پرورش انسان‌هایی خلاق، مسئولیت‌پذیر و سازگار با چالش‌های جهانی نائل شده‌اند. در مقابل، تحلیل نشان می‌دهد که نظام آموزشی ایران با چالش‌های بنیادینی نظیر تمرکزگرایی شدید، فقدان ارتباط مؤثر با بازار کار، ضعف در تربیت معلم، نبود نظام ارزیابی کیفیت و غلبه رویکرد ایدئولوژیک مواجه است که مانع تحقق الگوی انسان توانمند و توسعه سرمایه انسانی مؤثر شده است. این مقاله با ارائه پیشنهادهای سیاستی، بر ضرورت بازطراحی بنیادین نظام آموزشی ایران در راستای ساختن نسلی توانمند و متعادل تأکید می‌کند.

رهبری امام خمینی (ره) و گذر روحانیت از حوزه معنایی خاص دین به سپهر عام سیاست

رهبری امام خمینی (ره) و گذر روحانیت از حوزه معنایی خاص دین به سپهر عام سیاست

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 257-277

علیرضا سمیعی اصفهانی

چکیده اسلام سیاسی مفهومی نو در ادبیات سیاسی جهان است که برگرفته از عناصر اصیل اسلامی است. این مفهوم به دنبال آن است که اسلام را به مثابه دینی جامع که واجد ابعاد متنوع سیاسی، اعتقادی و فرهنگی متناظر به انسان و جامعه است، معرفی نماید. پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که امام خمینی (ره) به عنوان رهبری کاریزماتیک چگونه توانست با بهره‌گیری از زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی ایران، دین اسلام و کارگزاران آن را از حوزه معنایی خاص اجتماع، به حوزه عام سیاست وارد سازد و زمینه‌ساز وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 گردد؟ در پاسخ به این پرسش، فرضیه پژوهش بر این نکته تاکید دارد که امام خمینی(ره) با تدوین نظریه ولایت فقیه و استفاده از آن، اسلام را به گفتمانی سیاسی - اجتماعی تبدیل و روحانیت را به عنوان کارگزاران دینی سیاست، معرفی نمود. همچنین یافته‌های پژوهش گویای آن است که امام خمینی (ره) با رهبری منحصر به فرد خود که از سه نوع؛ اقتدار عقلانی، سنتی و کاریزماتیک وبر همزمان برخوردار بود توانست برای ولایت فقیه به مثابه یک «امر سیاسی» در رقابت با گفتمان‌های رقیب خود، شأن و جایگاه ویژه‌ای تعریف نماید. روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل گفتمان و روش گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای و منابع فضای مجازی است.

مواضع‌ رهبر انقلاب اسلامی در مقابل نظام سرمایه‌داری: تحلیل انتقادی گفتمان با رویکرد نورمن فرکلاف

مواضع‌ رهبر انقلاب اسلامی در مقابل نظام سرمایه‌داری: تحلیل انتقادی گفتمان با رویکرد نورمن فرکلاف

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 263-283

حمزه صفربیگی، فرامرز میرزازاده احمدبیگلو، محمد کمالی‌زاده

چکیده نظام سرمایه‌داری به‌عنوان یکی از مولفه‌های هژمونیک عصر مدرن، همواره مورد واکاوی و انتقاد صاحب‌نظران علوم انسانی قرار گرفته است. در این میان، موضع‌گیری رهبر انقلاب اسلامی ایران نسبت به این نظام به‌عنوان بخشی کلیدی از گفتمان سیاسی پس از انقلاب، واجد اهمیتی مضاعف است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از الگوی سه‌وجهی تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف و از طریق بررسی بیانات و مواضع رسمی رهبر انقلاب، به چرایی و چگونگی تولید و بازتولید گفتمان انتقادی نسبت به نظام سرمایه‌داری می‌پردازد. داده‌های پژوهش با روش تحلیل کیفی و مبتنی بر کدگذاری موضوعی استخراج و تفسیر شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد گفتمان رهبری با اتکاء به مؤلفه‌های زبانی خاص (نظیر استفاده از واژگان استعاری نظیر «پلیدی»، «سلطه»، و «استضعاف») و بهره‌گیری از بینامتنیت قرآنی-تاریخی، نظام سرمایه‌داری را نه صرفاً یک الگوی اقتصادی، بلکه نماد تمامیت استعمار و بی‌عدالتی در سپهر جهانی بازنمایی می‌کند. این موضع، محصول تلفیق بنیان‌های فکری اسلامی و نقدهای معاصر بر سرمایه‌داری غربی است و به‌طور مؤثر ابزار مقاومت معرفتی و هویتی در گفتمان سیاسی ایران معاصر محسوب می‌شود. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که بازتولید گفتمان ضدسرمایه‌داری نه‌تنها به ایجاد سازوکارهای نهادی مبتنی بر آموزه‌های اسلامی انجامیده، بلکه به گسترش عدالت توزیعی، مقاومت اقتصادی، و نفی هژمونی ساختارهای سرمایه‌داری جهانی کمک کرده است؛ امری که با الگوی تحلیلی فرکلاف قابل تبیین و واکاوی است.

نقش زنان در بسیج مردم و منابع ملی در دفاع مقدس

نقش زنان در بسیج مردم و منابع ملی در دفاع مقدس

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 271-299

نیره قوی

چکیده نقش آفرینی مستقیم و غیر مستقیم زنان درهشت سال دفاع مقدس الگویی را دراین عصربه جهانیان عرضه کرد که، دیر یا زود، در سرنوشت و جایگاه زنان جهان، اثرگذار وفهم خواهندشد که، حضور زنان نه فقط در خانواده‌ی، بلکه، در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد دفاعی هم ضروری است آنگونه که، زنان ایران اسلامی مردانه‌ترین میدان‌ها را با شجاعت و اخلاص و فداکاری رادر هنگام ضرورت بعنوان وظیفه فتح کردندو مصداق بارز ی از این کلام ناب است که، بسیج یعنی نیروی کارآمد کشور برای همه میدان‌ها. اما باید اذعان داشت که،علی رغم تلاش برای به تصویر کشیدن نقش زنان در دفاع مقدس هنوز راه طولانی در پیش است تا حقیقت به وقوع پیوسته آنگونه که، شایسته مجاهدت بانوان در این دوران است بازنمایی گردد. این تحقیق از نوع کیفی با روش «تفهّمی» عهده دار بازنمایی گوشه های ازکنشگری بانوان در اشکال مختلف در دفاع مقدس است. تحقیق، بر اساس مطالعات کتابخا نه ای و اسنادی، صورتبندی نقش زنان در 3 دسته اصلی و تحلیل، براساس 4 نوع کنش «ماکس وبر» گونه‌شناسی ودر مدل محقق ساخته، ارائه گردیده. بر اساس نتایج تحقیق، اغلب مشارکت ها ی زنان در دفاع مقدس در ساحت اجتماعی و بسیج امکانات و منابع ملی از نوع کنش عقلانی معطوف به هدف و کنش عقلانی معطوف به ارزش قرارگرفته و نقش آفرینی زنان درخانواده بر اساس کنش عاطفی و یا سنتی قابلیت تحقق دارد

تاملی در اندیشۀ سیاسی شهید مطهری پیرامون مردم‌سالاری دینی

تاملی در اندیشۀ سیاسی شهید مطهری پیرامون مردم‌سالاری دینی

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 275-295

مسعود کاویانی، علی شیرخانی، مقصود رنجبر

چکیده مردم سالاری دینی از مهمترین دغدغه‌های امروزین جامعه فرهیختگانی است. این نظریه از انقلاب مشروطه در ادبیات سیاسی ایران جلوه گر، و پس از انقلاب اسلامی به عنوان پاسخ به پرسش از مشروعیت این نظام تثبیت شد.(پیشینه). با این حال این نظریه همواره مورد مناقشه بوده است؛ عده ای با تمسک به مولفه های لیبرال دموکراسی، آن را فاقد معیارهای مردم سالار و برخی نیز با توجه به مولفه هایی از قبیل مشارکت، رضایت مردم و تقسیم قوا آن را بهترین الگوی مردم سالاری می دانند(مساله). شهید مطهری از جمله متفکران نوگرا و معرفت اندیشی است که درباره مردم سالاری دینی نظریه پردازی کرده است. از آنجا که وی مهمترین نظریه پرداز انقلاب به شمار می‌آید، شایسته است نظریه‌ی این متفکر واکاوی شود.مقاله حاضر با روش تحلیلی انتقادی مبتنی بر هرمنوتیک مولف محور قصدگرای اسکینر در صدد نقد و بررسی این نظریه است(روش)؛ و به طور مشخص در پی آن است که این نظریه مبتنی بر چه اصولی است و چه نقدی برآن وارد است؟(سوال). این نظریه، مردم سالاری را به مثابه روش قلمداد کرده و با تاکید بر امکان مردم سالاری دینی، شان نظارتی برای ولی فقیه قائل است(فرضیه). یافته ها حاکی از آن است که بر اساس نظریه شهید مطهری دو موضوع آزادی و نقش مردم در حکومت از اهمیت بالایی برخوردار است اما جایگاه و عملکرد ولی فقیه به عنوان یکی از ارکان مردم سالاری دینی دارای ابهام است(یافته).

مطالعه هویت ملی(اسلامی- ایرانی) از منظر سرمایه اجتماعی: بازه زمانی(1403-1384)

مطالعه هویت ملی(اسلامی- ایرانی) از منظر سرمایه اجتماعی: بازه زمانی(1403-1384)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 275-298

ایوب منتی، طاها عشایری، سیف الله مدبر چهار برج

چکیده انقلاب اسلامی یکی از تغییرات سیاسی-اجتماعی مهم در برهه تاریخی ایران برای خلق، بازآفرینی و توسعه هویت ملی در برابر هویت‌های خرده‌فرهنگی، متضاد و درون قومی بوده و توانسته با تکیه‌بر سرمایه اجتماعی؛ گذار از هویت قومی به امر هویت ملی را تسهیل نماید که پیامدهای آن ترویج مدارای اجتماعی، کاهش منازعات سیاسی قومی و اتصال و پیوند چندجانبه اقوام با حکمرانی انقلاب اسلامی بوده است. بر این اساس هدف اصلی پژوهش مطالعه هویت ملی ایرانیان از منظر سرمایه اجتماعی در دوره‌های انقلاب اسلامی ایران 1384 الی 1403 است. روش پژوهش از نوع فراتحلیل کمی (CMA2)؛ واحد تحلیل مقاله‌ها (نورمگز، مگ ایران) و رساله‌های ارشد و دکتری (ایران داک) در بازه زمانی 1384 الی 1403 است. به روش تعمدی-غیراحتمالی (ارزیابی مقاله برحسب ملاک ورود و خروج) از جامعه آماری گردآوری‌شده 50 سند علمی؛ 31 حجم نمونه انتخاب و نتایج با ابزار آزمون d کوهن و f فیشر تحلیل‌شده است. نتایج نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی به‌عنوان شاخص کلان اجتماعی، توانسته بر پیوند و تعلق با هویت ملی بعد از انقلاب اسلامی تأثیرگذار باشد و مقدار این ضریب اثر برابر با 43 درصد است. همچنین ابعاد سرمایه اجتماعی ازجمله تعلق اجتماعی (389/0)؛ انسجام اجتماعی (308/0)؛ مشارکت اجتماعی (418/0)؛ حمایت اجتماعی (355/0)؛ آگاهی اجتماعی (292/0) بر ارتقای هویت ملی ایرانیان بعد از انقلاب اسلامی ایران تأثیرگذار بوده و این تأثیر معنی‌دار است.

جامعه ایرانی و نگرش دانشجویان به مسائل و چالش‌های پیش‌روی آنان

جامعه ایرانی و نگرش دانشجویان به مسائل و چالش‌های پیش‌روی آنان

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 291-317

لیلا سنگی

چکیده دوران دانشجویی، فرصتی بی‌نظیر برای رشد فکری، اجتماعی و شخصیتی افراد و نیز بستری برای آماده‌سازی جوانان جهت ورود به جامعه و ایفای نقش مؤثر در آن است. این دوران فرصتی مناسب برای کشف علایق و استعدادها، تجربه‌های جدید و شکل‌گیری هویت مستقل بوده و دانشجویان با کسب دانش و مهارت‌های تخصصی، پایه‌های آینده شغلی خود را پایه‌ریزی می‌کنند. مقاله حاضر با هدف شناسایی مهمترین دغدغه‌های دوران دانشجویی در حوزه‌های فردی، تحصیلی و اقتصادی، با بهره‌گیری از نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه عمیق با دانشجویان در صدد پاسخ‌گویی به این سئوال اصلی است که مهمترین دغدغه‌های دانشجویان ایرانی در حوزه‌های اقتصادی، فردی و تحصیلی چیست و این نگرش‌ها چگونه بر زندگی روزمره و آینده شغلی آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که دانشجویان ایرانی با طیف گسترده‌ای از دغدغه‌های فردی، تحصیلی و اقتصادی مواجه هستند که بر زندگی شخصی، تحصیلی و حرفه‌ای آن‌ها تأثیر می‌گذارد. در حوزه اقتصادی؛ تورم، مصرف‌گرایی، فقر، توزیع ناعادلانه ثروت، ضعف طبقه متوسط و فساد اقتصادی، در حوزه فردی؛ ازدواج، مهاجرت، تبعیض جنسیتی، افسردگی، ناامیدی و تزلزل نهاد خانواده و در حوزه تحصیلی؛ کیفیت پایین آموزش، گرانی شهریه، نبود امکانات مناسب، عدم استقلال دانشگاه و کم‌کاری برخی اساتید از جمله چالش‌های اصلی دانشجویان به شمار می‌رود. این چالش‌ها نه تنها باعث کاهش انگیزه تحصیلی و افزایش استرس در دانشجویان می‌شود، بلکه آینده شغلی و اجتماعی آن‌ها را نیز با ابهام مواجه می‌کند. برای رفع این مشکلات، نیاز به برنامه‌ریزی جامع و همکاری همه جانبه دستگاه‌های مختلف است.