نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 356
هستار شناسی ساختاری سازه مفهومی نظریه نظام انقلابی

هستار شناسی ساختاری سازه مفهومی نظریه نظام انقلابی

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 187-217

علی آزرمی

چکیده مقاله پیش رو با هدف تبیین و هستی شناسی نظریه نظام انقلابی به عنوان مهمترین سازه مفهومی در بیانیه گام دوم و با طرح این سوال که نظریه نظام انقلابی به لحاظ گفتمانی چگونه مفصل‌بندی می شود؟تلاش کرده است تا با رویکرد تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، دال مرکزی نظریه نظام انقلابی و برخی دیگر از دال‌ها و ویژگی های گفتمانی این نظریه را بازشناسی کرده تا به درک درستی از مفاهیم و نشانگان آن در ابر گفتمان انقلاب اسلامی رهنمون شویم.یافته های مقاله نشان می دهد ، اسلام سیاسی فقاهتی ، به معنای نقش اسلام و دستگاه فقه در تاسیس حکومت و نظام سازی در میانه اقتضائات دوران معاصر ، دال مرکزی بوده و فقه نظام ساز شیعی در این دال چهار کارویژه اساسی برای نظام سازی بر عهده دارد.همچنین دال عقلانیت سیاسی به مثابه یکی از مهمترین دال ها که حول دال مرکزی انسجام و قرار یافته به مثابه عنصر هویت ساز و صیرورت بخش به نظریه بررسی شده است . عقلانیت انقلابی می تواند راه سومی در حل مسئله رابطه ساختار –کارگزار بوده و سوژه انقلابی را برساخته کند. سوژه ای که در یک نظام معنایی و با درک بسترهای کنشگری عمل سیاسی را صورت می دهد.نهایتا این که برخی وقته ها و دال های مهم در اندیشه سیاسی آیت الله خامنه ای که در کنار دیگر موارد اشاره شده زنجیره هم ارزی گفتمانی را ایجاد و نظریه نظام انقلابی را در برابر رویکردهای ترمیدوری، و اپیستمه غربی غیریت سازی می کنند واکاوی شده است.

تاثیر عامل هویت بر روابط ایران و عربستان سعودی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

تاثیر عامل هویت بر روابط ایران و عربستان سعودی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 189-211

مجید عباسی، نصرالله عسکری

چکیده هویت یکی از عواملی است که همواره در روابط ایران و عربستان سعودی تأثیرگذار بوده است. ولیکن پیروزی انقلاب اسلامی این عامل را برجسته تر نمود. بویژه اینکه انقلاب اسلامی ایران مبتنی بر هویت اسلامی-ایرانی با تأکید بر عامل تشیع است. هویتی که در تعارض با هویت اسلامی-عربی سعودی ها با تأکید بر وهابیت قرار دارد. افزون بر این هویت سیاسی سعودی ها در نزدیکی و اتحاد با غرب تعریف شده ولیکن هویت ایرانی با اتحاد جهان اسلام و در تعارض با غرب معرفی می شود. لذا این سوال اصلی به ذهن متبادر می شود که هویت های سیاسی -اجتماعی متفاوت چه پیامدهایی بر روابط ایران و عربستان سعودی پس از پیروزی انقلاب اسلامی داشته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که هویت های سیاسی-اجتماعی متفاوت تحت تأثیر ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران با محوریت آموزه های مذهب شیعه در مقابله با نظام سلطه و تلاش برای فرهنگ مقاومت و عربستان سعودی با محوریت تفکر وهابیت در همکاری با نظام سلطه و در تقابل با فرهنگ مقاومت اسلامی موجب اتخاذ سیاست های تقابل گرایانه دو طرف در روابط دوجانبه، بحران های منطقه ای و رقابت های بین المللی شده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات نیز اسنادی-کتابخانه ای است.

زمان و تطور اندیشگی؛ بازخوانی نحوه مواجهه رضا داوری اردکانی با غرب

"زمان و تطور اندیشگی"؛ بازخوانی نحوه مواجهه رضا داوری اردکانی با غرب

دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 191-216

سید محمدعلی تقوی، فاطمه بائی

چکیده رضا داوری از چهره های برجسته حوزه  فلسفه و تفکر در ایران است که بسیار پیرامون مفهوم غرب و مدرنیته اندیشیده و تلاش نموده از طریق شناخت و آسیب شناسی آن ها، پاسخگوی بحران های دامن گیر عالم جدید و به طور خاص مسائل و پرسش های جامعه خودی باشد. وی در فرایند تفلسف خویش به مباحث جدیدی چون توسعه و لزوم کاربست آن پرداخته، چنان که زمینه را برای برداشت های متناقض از آراء خود فراهم نموده است. توجهِ مقاله حاضر نیز معطوف به تناقضات پنهان در آراء داوری پیرامون غرب، مدرنیته و توسعه خواهد بود، در این میان تلاش خواهد شد تا ضمن نشان دادن این تناقضات تا حد امکان به تحلیل چرایی آن نیز پرداخته شود.  این تضادها و تناقضات در موضوعاتی مانند موارد زیر قابل مشاهده است : کلیت یا تجزیه پذیری غرب ، نظم یا بی نظمی درونی مدرنیته، چگونگی مواجهه با غرب ،امکان یا عدم امکان الگوبرداری از غرب، نقش فلسفه در مسیر توسعه، امکان تقلید یا ضرورت اجتهاد در این مسیر. سوال اصلی که این گفتار در جست و جوی پاسخ به آن می باشد، این است که زمان و سیر تطور اندیشه چه تاثیری بر نحوه مواجهه فکری رضا داوری با مدرنیته و غرب داشته است؟ بر این اساس، فرضیه پژوهش حاضر بدین  شکل صورت بندی شده است، «به نظر می رسد مواجهه فکری رضا داوری با غرب تحت تاثیر عامل زمان و تطور اندیشه، گرفتار ناسازواری گشته، چنان که نگرش وی نسبت به مفاهیمی چون تجدد ، توسعه و نحوه مواجهه با آن ها در طول زمان بعضا متناقض می نماید.

تحلیل محتوائی پیامهای حضرت امام(ره) در سالهای 1357-1356 و تأثیر آنها بر روند پیروزی انقلاب اسلامی

تحلیل محتوائی پیامهای حضرت امام(ره) در سالهای 1357-1356 و تأثیر آنها بر روند پیروزی انقلاب اسلامی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 193-218

رشید رکابیان

چکیده بی شک در پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357عوامل متعددی دخیل بوده است که مهمترین عامل شخصیت ورهبریت امام خمینی ره بوده است وحضرت امام خمینی ره به وجود اینکه در تبعید بودند ارتباط با مردم، جریانها وشخصیت‌های انقلابی را از طریق پیام، مصاحبه، مکالمه ومکاتبه حفظ نمودند بر این اساس پیامهای امام خمینی (س) که در 21جلد در مجموعه‌ای با عنوان صحیفه امام منتشر شده است، بخش مهمی از محتوای این مجموعه را تشکیل میدهند. درواقع، عمده مطالب و مبانی فکری و سیاســی امام(ره) که در جریان پیروزی انقلاب اســلامی تاثیرگذار بود از طریق مصاحبه ها وپیامها به طور کلی با رســانه های خارجی و خبرگزاری هایی بود که به گوش مردم حقیقت طلب ایران و ســایر جهانیان میرســید. بخش عمده ای از تحولات خارجی و مســائل سیاسی داخلی نیز در قالب پیام از طرف امام (ره) راهنمای عمل در تعیین سیاستها وراهبرد واستراتژی انقلابیون بود. پژوهش پیش رو با استفاده از روش تحلیل محتوایی به بررسی محورهای عمده و مورد تاکید حضرت امام در پیام های ایشان میپردازد.

تحلیل تطبیقی انقلاب اسلامی و روسیه در تقابل با تروریسم بنیادگرا

تحلیل تطبیقی انقلاب اسلامی و روسیه در تقابل با تروریسم بنیادگرا

دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 197-223

جابر منیرپور، مالک ذوالقدر، مهدی خوشخطی، حسن عیوض زاده

چکیده تروریسم بنیادگرا یکی از چالش‌های مهم صلح و امنیت منطقه‌ای و حتی جهانی در چند دهه اخیر بوده است. انقلاب اسلامی ایران و روسیه نیز هر یک به نوعی در معرض تهدید تروریسم بنیادگرا بود‌ه‌اند. در این مقاله تلاش شده رویکرد انقلاب اسلامی و روسیه در تقابل با تروریسم بنیادگرا بررسی شود. سوال اساسی که مطرح و بررسی شده این است که انقلاب اسلامی و روسیه در تقابل با تروریسم بنیادگرا چه رویکردی اتخاذ کرده‌اند؟ مقاله حاضر توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه‌ای به بررسی سوال مورد اشاره پرداخته است. یافته‌های مقاله بیانگر این امر است که تروریسم بنیادگرا به دلایل ایدئولوژیک، تهدید تمامیت ارضی و خشونت گرایی در منطقه برای انقلاب اسلامی ایران تهدید جدی محسوب شده و در اسناد و استراتژی امنیت ملی روسیه نیز، تروریسم و از جمله تروریسم بنیادگرا تهدید جدی برای امنیت ملی این کشور تلقی شده است. راهبرد انقلاب اسلامی در تقابل با تروریسم بنیادگرا هم در بعد سخت افزاری به صورت مشاوره مستشاری و مداخله نظامی و هم در بعد نرم افزاری در قالب فعالیت رسانه‌ای و همچنین تشکیل ائتلاف منطقه‌ای با کشورهایی چون روسیه قابل تبیین است. در راهبرد روسیه در تقابل با تروریسم بنیادگرا نیز مداخله نظامی و استفاده از ائتلاف منطقه‌ای جایگاه خاصی داشته است که به عنوان وجوه اشتراک رویکرد انقلاب اسلامی و روسیه در تقابل با تروریسم بنیادگرا قابل تبیین است. نتیجه‌ اینکه وجوه مشترک راهبرد انقلاب اسلامی و روسیه، تاثیر مهمی در تضعیف شدید تروریسم بنیادگرا و استقرار ثبات در منطقه داشته است.

<span lang=AR-SA>تحلیل جامعه‌شناختی رابطه قدرت و اخلاق در حکمرانی فراملی </span><span><span lang=AR-SA>و نگاه امام علی(ع) به روابط بین الملل</span></span>

تحلیل جامعه‌شناختی رابطه قدرت و اخلاق در حکمرانی فراملی و نگاه امام علی(ع) به روابط بین الملل

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 197-213

پرویز دلیرپور، محسن نصراصفهانی، محمدرضا احمدی بنی

چکیده با نگاهی به تحولات نظم جهانی معاصر می‌توان گفت جهان بیش از آن‌که به‌سوی حکمرانی مبتنی بر قواعد مشترک حرکت کند، در حال بازگشت به منطق رقابت قدرت‌های بزرگ و الگوهای شبه‌امپراتوری است. در چنین بستری، پرسش بنیادین نوشتار حاضر آنست که شباهت‌ها و تفاوت‌های میان حکمرانی فراملی و نگاه امام علی(ع) به روابط بین‌الملل چیست و آیا می‌توان این دو رویکرد را در کنار یکدیگر تحلیل و بازخوانی کرد؟ هدف پژوهش، بررسی ظرفیت‌های اخلاقی و هنجاری اندیشه امام علی(ع) برای تکمیل یا نقد الگوی حکمرانی فراملی در مواجهه با بحران‌های جهانی است. فرض پژوهش آنست که هر دو رویکرد به‌دنبال کاهش منازعه و تقویت همکاری میان جوامع‌اند، اما در مبانی مشروعیت، فلسفه وجودی و شیوه‌های عملی تفاوت دارند؛ حکمرانی فراملی متکی بر نهادها و توافقات مدرن و سکولار است، در حالی که اندیشه علوی بر عدالت، کرامت انسانی و اخلاق سیاسی مبتنی است. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی است که با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، متون نظری روابط بین‌الملل و آثار و آموزه‌های امام علی(ع)، به مقایسه و تبیین مفهومی دو رویکرد می‌پردازد. یافته‌های پژوهش حاکیست‌ میان مؤلفه‌های کلیدی حکمرانی فراملی و اصول روابط بین‌الملل در اندیشه امام علی(ع) همچون وفای به عهد، صلح‌گرایی مشروط، گفت‌وگوی اخلاقی و مسئولیت‌پذیری جهانی، هم‌پوشانی معناداری وجود دارد. در نتیجه اندیشه امام علی(ع) می‌تواند به‌عنوان الگویی هنجاری و اخلاق‌محور، چارچوبی بدیل و الهام‌بخش برای بازاندیشی در نظم جهانی معاصر و رفع بن‌بست‌های قدرت‌محور ارائه دهد.

جامعه‌پذیری سیاسی و تحول در فرهنگ سیاسیِ ایران پس از انقلاب اسلامی

جامعه‌پذیری سیاسی و تحول در فرهنگ سیاسیِ ایران پس از انقلاب اسلامی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 201-223

آزاده الفتی، سید شمس الدین صادقی، مسعود اخوان کاظمی

چکیده فرهنگ سیاسی مجموعه‌ای از منش‌ها، اعتقادات و احساسات در درون یک ملت نسبت به سیاست در زمانی مشخص است. که به سه نوع اصلی محدود، تبعی، مشارکتی و ترکیبی از این فرهنگ‌ها تقسیم می‌شود. به‌علاوه، جامعه-پذیری سیاسی هم فرایند حفظ یا دگرگونی در فرهنگ‌های سیاسی است که از دو طریق جامعه‌پذیری اولیه و ثانویه به انجام می‌رسد. بر این اساس، فرهنگ سیاسی در ایران بعد از انقلاب اسلامی روندی از فرهنگ تبعی به مشارکتی را آغاز کرده است، که گرچه نسبت به قبل از انقلاب اسلامی پیشرفت‌هایی حاصل گردیده، اما سیر این حرکت، یک روند کُند را حکایت می‌کند. پرسش پژوهش حاضر این است که:جامعه‌پذیری سیاسی چه تأثیری بر فرایند تحول در فرهنگ سیاسی ایران بعد از انقلاب اسلامی داشته است؟فرضیه نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی و در چارچوب مفهوم فرهنگ سیاسی و جامعه‌پذیری سیاسی آلموند و وربا، چنین می‌باشد: ضعف عملکرد در حوزه جامعه‌پذیری ثانویه به عنوان بُعدی از جامعه‌پذیری سیاسی، باعث تأخیر در فرایند تحول در فرهنگ سیاسی ایران(از تبعی به مشارکتی) شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ضعف عملکرد در نظام آموزشی و احزاب به عنوان دو مورد اثرگذار در تربیت سیاسی افراد؛ قطار حرکت به سمت فرهنگ سیاسی مشارکتی را کُند کرده است. بخشی از مشکلات در نظام آموزشی به عدم آموزش مناسبِ رفتارهای سیاسی از جانب معلمان و اساتید و بخشی مرتبط با محتوا و منابع درسی می‌باشد. احزاب نیز به دلیل ماهیت دولتی، نتوانسته‌اند عملکرد قابل توجهی در راستای تحول در فرهنگ سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی داشته باشند.

مبانی مشارکت سیاسی و کارکردهای انتخابات در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

مبانی مشارکت سیاسی و کارکردهای انتخابات در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 201-218

عظیم ایزدی اودلو

چکیده در مقاله حاضر، کوشش می کنیم تا مساله مشارکت سیاسی و کارکردهای انتخابات را درقانون اساسی جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار دهیم.این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی نگارش یافته و در صدد پاسخ به این سوالات است :1. مشارکت سیاسی عامه مردم ایران در قانون اساسی جمهوری اسلامی از چه مبانی و جایگاهی برخوردار است؟ و2. چه مراحل قانونی برای مشارکت سیاسی در قانون اساسی پیش بینی شده است؟ یافته های تحقیق نشان داد که زمینه های مشارکت گسترده مردم ایران در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی درقانون اساسی انعکاس یافته و از این جهت میتوان گفت که هدف عمده قانون اساسی جمهوری اسلامی،تحقق حاکمیت ملت با تاکید بر مبانی دینی مشارکت سیاسی بود. تدوین کنندگان قانون اساسی، یکی از وظایف دولت انقلابی و جدیدالتاسیس جمهوری اسلامی را فراهم کردن زمیته مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی و فرهنگی دانسته ، و روش های قانونی مشارکت سیاسی مردم را در اصول متعدد مورد شناسایی و تاکید قرار داده است.

بازتاب‌های سازه‌انگارانه انقلاب اسلامی ایران بر محور مقاومت اسلامی

بازتاب‌های سازه‌انگارانه انقلاب اسلامی ایران بر محور مقاومت اسلامی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 201-225

مجید عباسی

چکیده یکی از وجوه تمایز انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب های بزرگ جهان، گفتمان ضد سلطه آن است. همچنین ایجادگفتمانی جدید در روابط بین الملل و ارائه انگاره هایی نوین برای تغییر و تحول در نظام منطقه ای و بین المللی و ملت های آزاد جهان بویژه ملل مسلمان با استفاده از قدرت نرم یکی از ویژگیهای مهم انقلاب اسلامی ایران محسوب می شود که می توان بخشی از شاخصه های آن را در شکلگیری محور مقاومت اسلامی مشاهده کرد. این پژوهش در پی آن است که از وجهی جدید و تئوریک و با استفاده از نظریه سازه انگاری به بررسی بازتاب های انقلاب اسلامی ایران بر شکلگیری مقاومت اسلامی بپردازد. علت انتخاب این نظریه این است که سازه انگاری جایگاه قابل قبولی برای تحولات گفتمانی و فرهنگی- اجتماعی و نیز شناخت انسانی قائل بوده و انگاره هایی را که به تعاریف مختلف از واقعیات شکل می دهند به رسمیت می شناسد. همچنین بررسی بازتاب های انقلاب اسلامی در سه سطح جنبش های اسلامی، نظریه های انقلاب و رویارویی های ایدئولوژیک بین المللی با این تئوری از قابلیت تبیین بالاتری برخوردار خواهد بود و بازتابهای آرمان های انقلاب اسلامی در حوزه های فرهنگی، هویتی و جامعه شناسی بر محیط پیرامونی و بین المللی با این نظریه همخوانی دارد.

بررسی جامعه‌شناختی علل اهتمام نظام جمهوری اسلامی ایران به مسأله‌ی پوشش بانوان

بررسی جامعه‌شناختی علل اهتمام نظام جمهوری اسلامی ایران به مسأله‌ی پوشش بانوان

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 209-228

سید علی محمد موسوی

چکیده فتنه پاییز سال گذشته (1401) سبب گردید تا بسیاری از تحلیل‌گران مسائل سیاسی و جامعه‌شناسی، این پرسش را مطرح کنند که چرا و تا کجا جمهوری اسلامی ایران، حاضر است برای حجاب بانوان در جامعه، هزینه بدهد؟ در این میان برخی افراد با نگاهی تک بعدی، این مطلب را صرفا ایدئولوژیک دانسته و برخی دیگر آن را سیاست حاکمیت برای حفظ طرفدارانش، عنوان کردند. هدف پژوهش حاضر، بررسی علل و عوامل اصلی اهمیت و ضرورت این امر در نظام جمهوری اسلامی است. سوال اصلی این است که چرا نظام جمهوری اسلامی، با وجود مشکلات متعدد داخلی و خارجی، بر رعایت یک واجب اجتماعی، تا این حد اصرار دارد؟ این تحقیق با روش تحلیلی - توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، به بررسی این مسأله می‌پردازد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که اهمیت فراوان حجاب نزد امامین انقلاب به عنوان ترسیم کنندگان سیاست‌های کلی نظام که آن نیز بر اساس ملاحظه‌ی مصالح و مفاسد این امر در نزد ایشان است، مهمترین دلیل این امر است. جامعه‌شناسان و عقلای جامعه نیز دلایلی مانند وجهه‌ی فرهنگی و هویتی پوشش، اختلال نظام و مقدم بودن حقوق اجتماعی بر فردی را در باب ضرورت پوشش، مطرح کرده‌اند که موید نگاه امام و رهبری به مسأله‌ی پوشش بانوان است. همچنین بر خلاف تبلیغات دشمنان، حجاب مانع فعالیت زنان در عرصه اجتماع نیست و بهترین گواه بر این امر، حضور فعال زنان با پوشش اسلامی در عرصه‌های مختلف جامعه مانند معلمی، استادی، پزشکی و ... ، به خصوص پس از انقلاب اسلامی ایران است.

شبکه مفهومی تربیت سیاسی در اندیشه امام خمینی(ره)

شبکه مفهومی تربیت سیاسی در اندیشه امام خمینی(ره)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 215-247

رضا دوستدار، مجتبی همتی فر

چکیده هدف اصلی این پژوهش، شناسایی شبکه مفهومی تربیت سیاسی در اندیشه امام خمینی(ره) است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش‌های متن‌پژوهی و ملاحظات اندیشه‌شناسی و تحلیل داده‌ها به روش تحلیل مضمون انجام شده است. بر اساس یافته‌های پژوهش، در چارچوب اسلامی و در اندیشه امام خمینی (ره)، از درهم‌تنیدگی «سیاست، تربیت، اخلاق و اعتقادات»، باید تربیت سیاسی را در پیوند با تربیت اخلاقی و تربیت عقیدتی نگریست. چه‌بسا بتوان از سه ضلعی تربیتی سخن گفت که تربیت عقیدتی در قاعده و تربیت اخلاقی و تربیت اجتماعی ـ سیاسی دو ضلع دیگر آن را تشکیل می‌دهند. اعتقادات زیربنای ممیز تربیت اسلامی در همه ساحت‌های تربیتی از جمله تربیت سیاسی به حساب می‌آید و اصول اعتقادی با محوریت «توحیدگرایی» بر آن حاکم هستند. تربیت اخلاقی نیز ذیل پیوستگی و ارتباط فرد و جامعه، مقدمه و جهت‌دهنده‌ی تربیت سیاسی هستند. در این پژوهش، مفاهیمی از جمله: هدایت، تعلیم، سرایت، تزکیه، قدرت، سیاست، قیام و مبارزه و ولایت را می‌توان به عنوان مفاهیم کلیدی در فهم اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) به حساب آورد.

الگوی مفهومی عدالت سیاسی در اندیشه سیاسی شیعه؛ مطالعه تطبیقی رویکرد امام رضا (ع) و آیت‌الله خامنه‌ای(ره)

الگوی مفهومی عدالت سیاسی در اندیشه سیاسی شیعه؛ مطالعه تطبیقی رویکرد امام رضا (ع) و آیت‌الله خامنه‌ای(ره)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 225-245

عباس مرادیان مقدم، محمد مهدی نادری، عبدالرضا بای، نعمت الله فیروزی

چکیده مسأله «عدالت سیاسی» دال مرکزی در اندیشه و فقه سیاسی شیعه بوده و همواره به عنوان معیار بنیادین سنجش مشروعیت و کارآمدی حاکمیت‌ها شناخته می‌شود. پژوهش حاضر با هدف استخراج و واکاوی الگوی مفهومی عدالت سیاسی، به مطالعه تطبیقی این مفهوم در منظومه فکری حضرت امام رضا (ع) و آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد. این تحقیق با اتکا به چارچوب نظری «نظریه امامت-ولایت»، با روش کیفی از نوع توصیفی-تحلیلی و با ابزار گردآوری اسنادی-کتابخانه‌ای سامان یافته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه خاستگاه مبانی کلامی هر دو اندیشمند پیرامون عدالت واحد است، اما تفاوت در بستر تاریخی (حضور در برابر غیبت، و اپوزیسیون در برابر حاکمیت مستقر)، منجر به تنوع در کارکردها شده است. الگوی مفهومی امام رضا (ع) در مواجهه با حاکمیت عباسی، معطوف به «رویکرد مشروعیت‌سنجی»، نقد ساختار غاصبانه و تأکید بر تلازم ذاتی عصمت/عدالت با قدرت سیاسی است؛ در حالی که الگوی آیت‌الله خامنه‌ای، در جایگاه رهبری یک نظام اسلامی مستقر، بر «رویکرد نظام‌سازی»، نهادینه‌سازی عدالت ساختاری، توزیع عادلانه فرصت‌ها و پیوند عدالت با پیشرفت همه‌جانبه متمرکز است. در نهایت، نتیجه‌گیری می‌شود که تطور اندیشه سیاسی شیعه، نمایانگر امتداد منطقیِ گذار از «مطالبه‌گری و نقد حاکمیت نامشروع» به «نهادینه‌سازی و اجرای عدالت در قالب ساختارهای قانون‌مند نوین» است.

منازعه چارچوب‌ها در سیاست حجاب: از استعمارزدگی قدرت تا الگوی سوم زن مسلمان

منازعه چارچوب‌ها در سیاست حجاب: از استعمارزدگی قدرت تا الگوی سوم زن مسلمان

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 241-264

حکیمه سقای بی ریا

چکیده این مقاله با رویکرد تحلیل چارچوب‌گذاری سیاستی، مسئله حجاب در ایران را به‌مثابه میدان منازعه چارچوب‌ها بررسی می‌کند؛ منازعه‌ای که در آن، معانی متفاوتی از زن، آزادی، عاملیت و کرامت در قالب دو گفتمان متقابل بازنمایی می‌شوند. مقاله با اتخاذ چارچوب نظری استعمارزدگی قدرت نشان می‌دهد چگونه سیاست کشف حجاب اجباری رضا شاه، چارچوبی استعمارزده از زن مدرن را در ایران بنیان نهاد که در آن، «قابلیت دیده‌شدن» به شاخص زنانگی و نشانه پیشرفت فرهنگی تبدیل شد. در امتداد تاریخی این روند، در سال‌های اخیر قدرت‌های متخاصم کوشیده‌اند از طریق سیاست‌های تهاجمی فرهنگی و رسانه‌ای از همین چارچوب برای بازنمایی زن ایرانی بهره گیرند. در برابر این چارچوب تاریخی و معاصر، مقاله با تکیه بر یافته‌های علمی در روان‌شناسی و مطالعات جنسیت مفهوم رفع شیءپنداری را به‌عنوان چارچوب سیاستی متقابل معرفی می‌کند. شیءپنداری نه پدیده‌ای فردی، بلکه ساختاری اجتماعی است که از رهگذر نهادهای فرهنگی، اقتصادی و رسانه‌ای بازتولید می‌شود و پیامدهای آن در حوزه‌های روانی، اخلاقی و اجتماعی از اضطراب و افسردگی تا خشونت و فروپاشی خانواده امتداد دارد. در مقابل، سیاست رفع شیءپنداری، بازسازی ساختارهای فرهنگی در جهت کرامت، عاملیت و سلامت اجتماعی زنان را هدف می‌گیرد که «الگوی سوم زن مسلمان» مبتنی بر بیانات آیت الله خامنه‌ای چارچوبی گفتمانی برای بهره‌گیری در این راستا ارائه می‌کند. نتیجه حاصل آنکه تنها از رهگذر ارتقای جایگاه چارچوب سیاستی رفع شیءپنداری در برابر چارچوب استعمارزده «آزادی به‌مثابه دیده‌شدن» است که مسئله حجاب می‌تواند به سوی همگرایی اجتماعی و بازسازی تمدنی حرکت کند.

رابطه تلازمی جامعه مطلوب ومعنویت گرایی انقلاب اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره)

رابطه تلازمی جامعه مطلوب ومعنویت گرایی انقلاب اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 185-200

امیرعلی کتابی، حسن سعیدی

چکیده از نظر روانشناسی سیاسی، رفتار و اخلاق سیاسی پیامبران و ائمه معصومین در شکل دهی به جامعه مطلوب به صورت روش ماکیاولیستی اندیشه های غرب نبوده که اساس آن بر دروغ،زور وفساد وخدعه ونیرنگ باشد. بلکه برمبنای آموزه ها و روش های قرانی و هستی شناسی الهی بوده و این روش ها به صورت رفتار صبورانه .شجاعانه .قوی ،دارای اعتماد به نفس بالا بوده وهمچنین بر کافران، بسیار قویدل و سخت و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند.(أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ29.فتح) این پژوهش، کیفی و از نوع مطالعات کتابخانه ای و اسنادی می باشد.اطلاعات به دست آمده با استفاده از خبرگان به طور کیفی مورد تحلیل قرار گرفته است . یافته های پژوهش نشان خواهد داد که کاربرد هستی شناسی در حوزه روان شناسی سیاست موجب تحقق جامعه مطلوب می شود. مثال عملی آن امام خمینی است که در چارجوب هستی شناسی قرانی در روانشناسی سیاسی و مبارزاتی علم کرد و موفق به نظام سازی و جامعه مطلوب در انقلاب ایران شد موفقیت ایشان به دو دلیل بوده است اولا در مرحله شناخت خداوند به مرحله یقین رسیده بود(هستی شناسی الهی) ثانیا، رفتار اخلاقی پیامبران و امامان معصوم را در نظام سازی حکومت مطلوب الگوی خویش قرار داده بود و این، شرط موفقیت وی در نظام سازی مطلوب در انقلاب اسلامی ایران بوده است.

بررسی تاثیر «موازنه فایده» در ظهور و تداوم قوم گرایی در ایران معاصر: مطالعه موردی شمال‌غرب کشور

بررسی تاثیر «موازنه فایده» در ظهور و تداوم قوم گرایی در ایران معاصر: مطالعه موردی شمال‌غرب کشور

دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 197-221

محرمعلی عرفانی، مالک ذوالقدر، مهدی خوشخطی

چکیده جنبش اتنیسیسم (به معنی مطالبه محوری و حق‌خواهی دربرابر اتنوسنتریسم گروه قومی مسلط در ایران) در قالب ملی گرایی ترکی بخش مهمی از حیات سیاسی در آذربایجان را رقم می زند. در این جستار سعی بر این است تازمینه ها، علل و ریشه های سیاسی شدن تفاوت های فرهنگی، نژادی، زبانی و منطقه‌ ای در آذربایجان کنونی؛ مخصوصاً از زمان وقوع انقلاب اسلامی تاکنون– در «رهیافت مدرن» دربارۀ قومیت و ملی گرایی رابیابیم. برای تبیین جریان های سیاسی قومی - ملی یا تحلیل قوم گرایی در آذربایجان، یکی از نظریه‌ های مدل علمی مایکل هشتر یعنی؛ تأثیر گزینش حسابگرانه و عقلانی (با تبیین غیرساختاری) به کار گرفته می شود. نتایج حاصله در این مقاله تأثیر مستقیم شاخص ها و متغیرهای برآمده از نظریۀ «انتخاب عقلانی» یا «اصل موازنۀ فایده» مدل مایکل هشتر در ظهور و تداوم «قوم گرایی» و «ناسیونالیسم در آذربایجان» در سدۀ اخیر را به طور آشکار نمایان می سازد.

بررسی جامعه شناختی نگرش دانشجویان به مشارکت سیاسی و عوامل اجتماعی-فرهنگی موثر بر آن در جمهوری اسلامی (مورد مطالعه :دانشجویان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی شهر شیراز)

بررسی جامعه شناختی نگرش دانشجویان به مشارکت سیاسی و عوامل اجتماعی-فرهنگی موثر بر آن در جمهوری اسلامی (مورد مطالعه :دانشجویان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی شهر شیراز)

دوره 4، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 213-236

سعید عطوفت، علیرضا خدامی، علی شجاعی فرد

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی- فرهنگی موثر بر مشارکت سیاسی دانشجویان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر شیراز می باشد. روش پژوهش، پیمایش است. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی شهر شیراز می‌باشند که 302 نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه‌گیری سیستماتیک انتخاب شده‌اند. ابزار تحقیق، پرسشنامه است که برای تعیین اعتبار آن از روش اعتبار صوری، که به کارشناسان مورد نظر که اساتید بخش جامعه‌شناسی می‌باشند عرضه شد، که نظر آنان مبتنی بر تأیید اعتبار پرسشنامه‌ها بوده است. برای تعیین پایایی، از شیوه هماهنگ درونی به روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج توصیفی پژوهش، بیانگر آن هستند که میانگین نگرش دانشجویان به مشارکت سیاسی در سطح پایینی می‌باشد. یافته‌های تحلیلی پژوهش نشان می‌دهد رابطه مشارکت سیاسی دانشجویان با دینداری ، اعتماد سیاسی، هویت ملی و مراودت با دوستان در فضای مجازی مثبت، قوی و معنادار می باشد. در بین متغیرهای جمعیتی رابطه جنسیت، تأهل و رشته تحصیلی با مشارکت سیاسی معنادار، مثبت و قوی است. تبیین مشارکت سیاسی در حالت کلی، بر حسب مجموع متغیر های مستقل، بیانگر آن است که دینداری(234/0)، مراودت با دوستان در فضای مجازی(226/0)، هویت ملی(125/0) و تأهل(099/0) به ترتیب قوی ترین پیش بینی کننده های مشارکت سیاسی هستند و قادرند 48 درصد از تغییرات واریانس مشارکت سیاسی دانشجویان را تبیین نمایند

بررسی موانع نهادینه سازی ارزش‌های دفاع مقدس در نظام آموزشی در چهل ساله‌ی دوم انقلاب اسلامی

بررسی موانع نهادینه سازی ارزش‌های دفاع مقدس در نظام آموزشی در چهل ساله‌ی دوم انقلاب اسلامی

دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 217-243

اسماعیل حیدری، مسعود جعفری نژاد، بشیر اسماعیلی گنهرانی

چکیده هدف از انجام پژوهش بررسی موانع نهادینه‌سازی ارزش‌های دفاع مقدس در نظام آموزشی در چهل ساله دوم انقلاب اسلامی می باشد. به نظر می‌رسد علیرغم گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی، سیاست‌گذاری‌های انجام شده در نظام آموزشی کشور به ویژه در حوزه نهادینه سازی ارزش‌های والای دفاع مقدس در نظام آموزشی کشور، درحوزه آموزش نتواسته آن‌طور که باید و شاید به رسالت خود جامع عمل بپوشاند و موفقیت‌های درخوری را کسب نماید. در این پژوهش که به صورت تحلیلی- توصیفی انجام پذیرفته است تلاش شده به این پرسش مهم پاسخ داده شود که مهمترین موانع نهادینه سازی ارزش‌های دفاع مقدس در چهل ساله دوم انقلاب چیست؟ در پاسخ به پرسش مذکور، فرضیه پژوهش بر این اصل استوار بوده است که بی‌توجهی کارگزاران فرهنگی در نهادینه‌سازی ارزش‌های دفاع مقدس و عدم تربیت کارگزاران شایسته از مهمترین موانع در این زمینه به حساب می‌آید. در این زمینه به نظر می‌رسد چند بخشی بودن سیستم‌های دخیل در حوزه سیاست‌گذاری آموزشی، در اولویت نبودن نهادینه سازی فرهنگ دفاع مقدس در حوزه آموزشی نسبت به دیگر حوزه‌ها و عدم سرمایه‌گذاری‌های کلان در این حوزه و همچنین عدم اتصال بدنه آموزشی و دیگر بخش‌های مرتبط به آموزه‌های فرهنگی دفاع مقدس به صورت تخصصی، از جمله موضوع و مولفه‌های مهم حائز اهمیت در بررسی موانع نهادینه سازی ارزش‌های دفاع مقدس در نظام آموزشی در چهل ساله دوم انقلاب اسلامی می‌باشد.

ارزیابی چند وجهی دروس معارف اسلامی با رویکرد اثربخشی آن در دانشگاه ها (مورد پژوهش دروس اندیشه اسلامی، انقلاب اسلامی، تاریخ تحلیلی صدر اسلام و معارف اسلامی)

ارزیابی چند وجهی دروس معارف اسلامی با رویکرد اثربخشی آن در دانشگاه ها (مورد پژوهش دروس اندیشه اسلامی، انقلاب اسلامی، تاریخ تحلیلی صدر اسلام و معارف اسلامی)

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 219-232

عبدالرضا محمودی، فاطمه محمودی، مریم شمسایی، هاشم کاکائی

چکیده هدف: ارزیابی برنامه‌های درسی و جو آموزشی در دانشگاه‌ها یکی از راه‌های پایش عملکرد و مقدمه بهبود روش‌های آموزشی است. یکی از مسیرهای ارزیابی جو آموزشی دانشگاه، نظرسنجی از دانشجویان است. روش: در این پژوهش جهت ارزیابی محیط آموزشی دروس معارف (اندیشه اسلامی، انقلاب اسلامی، تاریخ اسلام و معارف اسلامی) در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲، ۳۷۵ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز به روش نمونه‌گیری طبقه‌بندی شده چند مرحله‌ای انتخاب و پرسشنامه اندازه‌گیری محیط آموزشی درییم را تکمیل کردند. جهت تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS 19 استفاده شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد، ادراک دانشجویان از محیط آموزشی دروس معارف مثبت است. همچنین در هر پنج بعد ارزیابی محیط آموزشی دروس معارف (ادراک دانشجویان از یادگیری، اساتید، توانایی علمی خود، جو آموزشی و شرایط اجتماعی)، نمرات بالاتر از میانگین بود. نتیجه‌گیری: با توجه به نیاز روزافزون دانشجویان جهت دسترسی به منابع اصیل اسلامی در مسیر رویارویی با شبهات و چالش‌های اجتماعی، ضرورت پویایی و برنامه‌ریزی کارآمدتر جهت اثربخشی بیشتر دروس معارف لازم و ضروری به نظر می‌رسد.

تاثیر اصلاحات ارضی بر مهاجرت مردم از روستاها به شهرها در دوره پهلوی دوم

تاثیر اصلاحات ارضی بر مهاجرت مردم از روستاها به شهرها در دوره پهلوی دوم

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 219-235

روح الله طاهرنیا

چکیده در دوره حکومت محمد رضا شاه پهلوی آمریکایی ها به بهانه رشد کشاورزی و بهبود وضعیت روستائیان و در اصل برای جلوگیری از نفوذ شوروی و کمونیسم و وابستگی اقتصادی و سیاسی به این نتیجه رسیدند که ایران را به عنوان اولین کشوری که می تواند اصل ۴ ترومن اجرا نماید، انتخاب نمودند. علاوه بر این مجموعه ای از عوامل داخلی باعث شد که محمدرضا شاه پهلوی برای تقویت پایه های قدرت خود ، کسب حمایت های خارجی و حمایت قشر عظیم روستایی به اصلاحاتی از جمله اصلاحات ارضی(۱۳۵۰-۱۳۴۱) که از اصول شش گانه انقلاب سفید بود بپردازد. اصلاحات ارضی از لحاظ سیاسی برای رژیم پهلوی موفق بود ولی از لحاظ اقتصادی و اجتماعی باعث رکود کشاورزی و تبدیل شدن ایران به یکی از وارد کنند گان غلات و به دنبال آن مهاجرت گسترده روستائیان به شهر ها بودکه این مورد اخیر پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مهمی را برای شهر و روستا به دنبال داشت. سوال اصلی در این پژوهش تاثیر اصلاحات ارضی بر مهاجرت مردم از روستاها به شهرها در دوره پهلوی دوم می باشد. (سوال)اصلاحات ارضی در کوتاه مدت از لحاظ سیاسی موفق بود ولی در بلندمدت از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ناموفق بود.(فرضیه) روش تحقیق در این پژوهش، از نوع توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای و بررسی اسناد است و در بررسی کتابخانه‌ای منابع دست اولی که راجع به مهاجرت روستائیان به شهرها در دوره محمدرضا شاه نوشته شده در اولویت هستند.(روش)

واکاوی اربعین حسینی به عنوان نماد قدرت نرم در مفهوم مقاومت بر اساس آیات و روایات

واکاوی اربعین حسینی به عنوان نماد قدرت نرم در مفهوم مقاومت بر اساس آیات و روایات

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 225-249

اعظم آبدار

چکیده مراسم اربعین بعنوان یکی از بزرگ ترین تجمعات مذهبی و رویدادی بین المللی، نه تنها نمادی از ارادت میلیونها نفر به واقعه عاشورا وجانفشانی امام حسین (ع)در برابر ظلم و ستم می باشد، بلکه بعنوان نمادی از قدرت نرم ومفهوم مقاومت نیز به شمار می آید.این تجمع با جذب افراد از گروههای مختلف مسلمان وحتی غیر مسلمان با افکار و اعتقادات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متفاوت، به تقویت هم بستگی و هویت مشترک جمعی می پردازد و بعنوان ابزاری موثر در پیشبرد اهداف فرهنگی و سیاسی تلقی می شود.این پژوهش با بیان ابعاد مختلف مراسم اربعین و اهمیت آن از دیدگاه آیات و روایات ، در صدد پاسخ به این پرسش می باشد که مراسم اربعین چگونه می تواند بعنوان ابزار قدرت نرم بوده وچه اثراتی بر افکار جوانان در مفهوم مقاومت از سویی و در عرصه وسیع تر در حوزه ی بین الملل می تواند داشته باشد .در تعقیب این هدف خطیر، ضمن روشن سازی مفهوم مقاومت وچگونگی شکل گیری آن در ایران و عراق، به تحلیل ابعاد اثرگزارمراسم اربعین در عرصه بین المللی واثرات فرهنگی،اجتماعی و سیاسی آن در تقویت قدرت نرم ومفهوم مقاومت در برابر تهدیدات خارجی و داخلی پرداخته می شود.در پایان مبرهن می گردد پیوندها وهمکاریهای بین المللی از یک سو وتقویت آگاهی بخشی در افکار از سوی دیگر در مراسم اربعین در ایجاد حس همبستگی مذهبی و عاطفی بعنوان نیرومندترین ابزار قدرت نرم در سالهای اخیر عمل کرده است؛ اگرچه با چالشها و موانعی هم روبرو بوده است.

تطبیق نظریه نیازهای اساسی بر دهه اول جمهوری اسلامی ایران

تطبیق نظریه نیازهای اساسی بر دهه اول جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 227-246

محمد رادمرد، کوثر طالشی

چکیده انقلاب اسلامی را باید از جمله انقلاب‌های اجتماعی جهان به‌شمار آورد. گستره دگرگونی‌های ناشی از انقلاب‌های اجتماعی بسیار وسیع است و قابل مقایسه با انقلاب‌های سیاسی نیست. این انقلابات می‌توانند مسیر توسعه را در کشورهای خود ریل‌گذاری کنند. اگرچه این مسیر می‌تواند بر اساس تجربه تغییر کند و یا دچار فراز و فرودهایی شود. بر این اساس این مقاله هدف خود را بررسی رویکرد جمهوری اسلامی به مقوله توسعه در دهه اول حیات خود قرار داده است. بررسی این واقعیت می‌توان به ما نشان دهد، رهبران انقلاب به مقوله توسعه چگونه می‌نگریستند و امروز در مقایسه با دهه 1360 در کجا ایستاده‌ایم. بر این اساس سوال پژوهش حاضر این است که: از منظر نهادی، سیاستگذاری توسعه در دهه اول حیات جمهوری اسلامی را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟ فرضیه‌ای که در پاسخ به این سوال ارائه شده است از این قرار است: دولت پساانقلابی در غیریت‌سازی با نظام سیاسی پیشین به جای تعریف توسعه به مثابه رشد اقتصادی، رویکردی توزیع‌گرایانه در پیش گرفت و در چارچوب آرمان‌های انقلاب و رفع نابرابری‌ و گسترش رفاه به تاسیس نهادهایی‌ چون کمیته امداد، بنیاد مستضعفان، خانه‌های بهداشت، جهادسازندگی و بنیاد مستضعفان اقدام کرد. برای تبیین این فرضیه مقاله حاضر از چارچوب نظری «نیازهای اساسی» بهره خواهد جست. روش پژوهش حاضر نهادی و گرد آوری داده ها به شکل کتابخانه‌ای خواهد بود.

بررسی قدرت سرکوب و خشونت دولتی: مطالعه موردی رژیم پهلوی دوم

بررسی قدرت سرکوب و خشونت دولتی: مطالعه موردی رژیم پهلوی دوم

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 229-254

محمد آقائی، عباس کشاورز شکری، زهرا حیدری

چکیده طی سال­های 1332 تا 1357 محمدرضا پهلوی از شیوه حفظ ثبات سیاسی از طریق زور و سرکوب استفاده کرد. رژیم وی هم مانند پدرش، سرانجام متکی به درآمد­های نفتی و ارتش شد؛ حتی در جایگاه وابستگی شدیدتری به آمریکا قرار داشت. بر این اساس در این مقاله، خشونت رژیم پهلوی در سه بعد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی بررسی‌شده است و ابزارهای خشونت نیز به دودسته اطلاعاتی – امنیتی و نظامی تقسیم‌شده است، با رویکرد توصیفی و تحلیلی: در پی پاسخ این پرسش هستیم که قدرت سرکوب و خشونت در رژیم پهلوی به چه شکلی بوده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می‌شود که فروپاشی رژیم پهلوی دوم، با میزان و ابعاد به‌کارگیری ابزار قدرت سرکوب و خشونت این رژیم در ارتباط است. این نوشتار بنا روش کیفی مبتنی بر تحلیل اسنادی و ابزار آن داده‌های تاریخی، به‌ویژه متن‌خوانی و فیش‌برداری است که با استفاده از نرم­افزار ویزیو انجام‌گرفته است. تنظیم‌شده است. یافته­های پژوهش نشان می‌دهد که رژیم پهلوی دوم، همچون پهلوی اول برای حفظ قدرت و منافع شخصی خود، به سرکوب و خشونت متوسل شد؛ در همۀ ابعاد خشونت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی از طریق دستگاه ارتش و ساواک و کمیته مشترک ضدخرابکاری به اجرای این برنامه‌ها در جهت منافع خود استفاده ‌کرد؛ در نتیجه برخلاف برخی از نظریه­های غربی به‌ویژه نظریه ماکیاولی که استفاده از هر نوع ابزار زور و خشونت را در راستای حفظ و تداوم قدرت حاکم لازم می­دانند؛ بکارگیری عوامل مختلف سرکوب و خشونت، باعث فروپاشی رژیم پهلوی دوم و پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357 شد.

الگوی سیاست‌گذاری اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در چارچوب همکاری با بریکس برای کاهش آثار تحریم‌های بین‌المللی

الگوی سیاست‌گذاری اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در چارچوب همکاری با بریکس برای کاهش آثار تحریم‌های بین‌المللی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 247-270

زینب خلیلی، حبیب الله ابوالحسن شیرازی

چکیده تحریم‌های اقتصادی طی دو دهه اخیر به یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر سیاست خارجی و سیاست‌گذاری اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده‌اند. در این شرایط، همکاری با گروه بریکس به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ائتلاف‌های اقتصادی نوظهور، ظرفیت‌های قابل‌توجهی برای تنوع‌بخشی به روابط اقتصادی، کاهش وابستگی به نظام مالی غرب‌محور و تقویت تاب‌آوری اقتصادی فراهم کرده است. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین الگوی سیاست‌گذاری اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در چارچوب همکاری با بریکس به‌منظور کاهش آثار تحریم‌های بین‌المللی است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه‌ای، ظرفیت‌های همکاری ایران با بریکس را در حوزه‌های تجارت، سرمایه‌گذاری، همکاری‌های بانکی، استفاده از ارزهای ملی، توسعه زیرساخت‌های مالی و تقویت زنجیره‌های تأمین بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که همکاری با بریکس، اگرچه به‌تنهایی قادر به خنثی‌سازی کامل آثار تحریم‌ها نیست، اما از طریق توسعه سازوکارهای مالی جایگزین، گسترش تجارت با ارزهای ملی، تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی و بهره‌گیری از ظرفیت نهادهای مالی این گروه، می‌تواند آسیب‌پذیری اقتصاد ایران را کاهش داده و اثربخشی سیاست‌های مقابله با تحریم را افزایش دهد. لذا این پژوهش بر ضرورت هم‌افزایی دیپلماسی اقتصادی، اصلاحات نهادی داخلی و توسعه همکاری‌های چندجانبه با کشورهای عضو بریکس به‌عنوان راهبردی مؤثر برای ارتقای تاب‌آوری اقتصادی تأکید می‌کند.

تاثیر تعارض سنت و تجدد در تحول دولت مدرن دوره جمهوری اسلامی ایران

تاثیر تعارض سنت و تجدد در تحول دولت مدرن دوره جمهوری اسلامی ایران

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 249-269

علی زارعی، احمد جوانشیری، علی اصغر داودی، سعید گازرانی

چکیده ورود ایران به عصر جدید و ایجاد شکاف و انقطاع در سیر طبیعی تاریخ و سنت که با خشونتی همراه با شکست های خارجی و استعمار همراه بود، ایران را وارد دورانی کرد که به رویارویی بزرگ میان سنت و مدرنیته انجامید. چنین تعارضی زمانی جدی تر شده است که ورود مدرنیته به ایران با غلبه غرب و عقب ماندگی ایرانیان و ناتوانی آن ها در پاسخگویی به بحران های جدید و حل مشکلات توأم بوده است. انقلاب مشروطه که نقطه آغازین ورود ایران به عصر جدید و تعارض جدی و رسمی میان سنت و مدرنیته محسوب می گردد، سبب شد که میان نیروهای سیاسی حکومت شکاف بزرگی در رابطه با سنت و تجدد و انقلاب شکل گیرد. با ورود مشروطه مباحثی نظیر حاکمیت قانون، حکومت مشروطه و قانونگذاری، جزئی از مسائل اساسی عرصه سیاسی ایران گردید. اما همه این موارد بدون توجه به منطق حاکم بر این عناصر و رابطه آن‌ها با پی‌ریزی دولت مدرن انجام شد. دولت‌های بر سرکار آمده در ایران پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامی بین مقتضیات سنت و مدرنیته گرفتار آمده‌اند و راه برون رفتی نیافته‌اند. این دولت‌ها را می‌توان دولت‌های در راه مانده دانست که در قالب دولت طبیعی پایه و بالغ، همواره در گردش بوده‌اند و نتوانسته‌اند مراحل گذار به سمت دولت مدرن یا همان نظم دسترسی آزاد را بپیمایند. با وجود این، اگر دولت مدرن را به مثابه ثمره مدرنیته غربی بدانیم که ریشه در عمیق‌ترین و آرام‌ترین تحولات سیاسی، اجتماعی، تاریخی، اقتصادی اروپای غربی دارد، مطمئناً گرته‌برداری صِرف و وارد ساختن آن به ایران، بدون توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی، محیطی و ... این مرز و بوم، چیزی جز ناکامی در پی نخواهد داشت. این مقاله با رویکرد سنت نهادگرایی تاریخی به بررسی نقش سنت و تجدد در دولت مدرن پس از انقلاب اسلامی می‌پردازد. این تحقیق می‌خواهد نشان دهد که چگونه این تعارض، در سطح مفاهیم بنیادین قدرت، مشروعیت، قانون، و سیاست اثرگذار بوده و دولت را در موقعیتی پرتناقض قرار داده است.

نگاهی جامعه‌شناختی به معقوله معماری الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی

نگاهی جامعه‌شناختی به معقوله معماری الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 265-295

مهدی صالحی، وحید صالحی

چکیده این پژوهش با هدف واکاوی و تبیین نقش محوری معماری در تحقق اهداف و آرمان‌های الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی، رویکردی جامعه‌شناختی را در پیش گرفته است. هدف اصلی، شناسایی شکاف میان واقعیت‌های کالبدی معماری معاصر و الزامات نظری الگوی مذکور و ارائه چارچوبی برای همسوسازی طراحی فضایی با مؤلفه‌های هویتی و ارزشی است. پژوهش حاضر با اتکا به روشی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی، به تحلیل مبانی نظری الگوی پیشرفت، مفاهیم جامعه‌شناسی فضا و اصول بنیادین معماری اسلامی-ایرانی می‌پردازد. تأکید اصلی بر این فرضیه استوار است که معماری نه یک خروجی صرف، بلکه یک بستر اجتماعی است که می‌تواند به بازتولید یا انهدام ساختارهای مطلوب تمدنی کمک کند. نتایج نشان می‌دهد که معماری معاصر ایران، در غیاب یک تئوری منسجم مبتنی بر الگوی پیشرفت، دچار تقلیل‌گرایی کارکردی و زیبایی‌شناختی شده است. این رویکرد، منجر به ایجاد فضاهایی گردیده که در تضاد با مفاهیمی چون “تعالی”، “عدالت اجتماعی” و “هویت اصیل” قرار می‌گیرند. یافته‌ها بر لزوم توجه به ابعاد اجتماعی-فرهنگی و معنوی در کنار ابعاد فنی و کالبدی تأکید دارند؛ به‌گونه‌ای که هر عنصر معماری، حامل معنایی همسو با ارزش‌های اسلامی-ایرانی باشد. دستیابی به الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی مستلزم یک انقلاب نرم در نگرش به معماری است. این تحول، تنها از طریق نهادینه کردن رویکرد جامعه‌شناختی در فرایند طراحی و ساخت میسر خواهد بود تا معماری به جای تقلید از مدل‌های وارداتی، به مثابه یک عامل فعال در تحقق آرمان‌های تمدنی عمل نموده و بستر مناسبی برای زیست باکیفیت (مادی و معنوی) فراهم آورد.