نوع مقاله: مقاله پژوهشی
تعداد مقالات: 318
بررسی تاثیر توسعة ناموزون بر ظهور و تداوم «قوم‌گرایی» در ایران معاصر: مطالعه موردی شمال‌غرب کشور

بررسی تاثیر توسعة ناموزون بر ظهور و تداوم «قوم‌گرایی» در ایران معاصر: مطالعه موردی شمال‌غرب کشور

دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 27-48

محرمعلی عرفانی، مالک ذوالقدر، مهدی خوشخطی

چکیده این مقاله در پی آن است که ریشه ها و علل رویدادهای سیاسی شدن تفاوت های فرهنگی، نژادی، زبانی و منطقه ای در شمال‌غرب در دورۀ معاصر را در هر دو رهیافت «کهن» و «مدرن» بررسی نماید. تبیین جریان های سیاسی قومی-ملی، رهیافت های پیچیده تری را درخصوص مسئلۀ ملیّت و ملّت «به طور عام» و قوم گرایی «به طور خاص» می طلبد. لذا براین اساس، یکی از نظریه‌های مدل علمی «مایکل هشتر» (به عنوان یک مدل مطلوب) با تبیین ساختاری (یعنی تأثیر توسعة ناموزون) برای تحلیل قوم گرایی در آذربایجان، استخوان بندی و مسیر مقاله را تشکیل می دهد. مقالۀ پیش رو تنوعات قومی، فرهنگی و هویتی در ایران را نعمتی بزرگ می داند. زیرا بقا، تداوم و عرض اندام ایران در صحنه های مختلف، قائم به تنوعات آن می باشد. نتایج به دست آمده در مقاله، تأثیر مستقیم شاخص ها و متغیرهای برآمده از نظریۀ توسعة ناموزون منطقه ای در ظهور و تداوم تحولات ناسیونالیستی و قوم گرایانه در آذربایجان در سدۀ اخیر را نشان می‌دهد.

الگوی پارادایمی نقش آفرینی گروه های علوم سیاسی در آگاهی بخشی سیاسی همگانی در ایران(با رویکرد کیفی داده بنیاد)

الگوی پارادایمی نقش آفرینی گروه های علوم سیاسی در آگاهی بخشی سیاسی همگانی در ایران(با رویکرد کیفی داده بنیاد)

دوره 4، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 27-55

زهرا محمدی، مجید گلپرور، بهناز اژدری

چکیده آگاهی سیاسی، مهارتی قابل یادگیری و توسعه‏پذیر است و از موضوع (زیست اجتماعی بشر)، هدف (دانایی و توانایی در تصمیم‏ گیری امور جمعی) و غایت (یافتن یا ساختن راه ‏های سعادت بشر در اجتماع) علم سیاست جدا نیست. از این رو، آگاهی‏ بخشی سیاسی نه یک محصول جانبی، بلکه از کارویژه‏ های اصلی علوم سیاسی محسوب می‏ شود. مقاله حاضر نیز با توجه به اهمیت آگاهی سیاسی شهروندان به مثابه یک سرمایه ملی پایدار با هدف ترسیم الگوی نقش ‎آفرینی علوم سیاسی در آگاهی‏ بخشی سیاسی همگانی با بهره‌گیری از نظریه داده‌بنیاد صورت پذیرفته است. برای این منظور، 18 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته تخصصی با اساتید علوم سیاسی صاحب‏ نظر در حوزه آگاهی سیاسی انجام شد که تحلیل متن آنها در فرآیند کدگذاری باز به ظهور 426 کد اولیه معطوف به 136 مفهوم انتزاعی در قالب 25 مقوله منجر شد. این مقوله‏ ها به پیروی از الگوی پارادایمی اشتراوس و کوربین در شش طبقه شامل پدیده محوری (آگاهی‏ بخشی سیاسی) و شرایط علی، عوامل زمینه ‏ای، عوامل مداخله‏گر، راهبردها و پیامدهای آگاهی‏بخشی سیاسی به ‏واسطه علوم سیاسی به یکدیگر مرتبط شدند. وفق یافته ‏های مقاله، شرایط علی شامل منابع انسانی علوم سیاسی، ماهیت علم سیاست، گستره کنش، گروه‏های علوم سیاسی، کانال‏های ارتباطی، کارویژه ‏های حرفه‏ ای و عوامل روانشناختی بیشترین تأثیر را بر راهبردهای ارتقای نقش‏آفرینی علوم سیاسی در آگاهی‏بخشی سیاسی همگانی می‏گذارند. این راهبردها در درجه دوم از مؤلفه‏های دارای منشأ بیرونی اعم از جامعه و دولت و زیرمجموعه‏های آنها که در زمره عوامل زمینه‏ای و مداخله‏گر طبقه‏بندی می‏شوند، تأثیر می‏پذیرند.

بررسی نقش مولفه های مردم سالاری دینی انقلاب اسلامی در افزایش مشارکت سیاسی (شناسایی حقوق مردم و حاکمیت قانون)

بررسی نقش مولفه های مردم سالاری دینی انقلاب اسلامی در افزایش مشارکت سیاسی (شناسایی حقوق مردم و حاکمیت قانون)

دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 29-50

محمدجواد خوب پور، محمدباقر مکرمی پور

چکیده در پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال هستیم که مولفه ­های مردم ­سالاری دینی انقلاب اسلامی ایران چه نقشی در افزایش مشارکت سیاسی با تاکید بر دو مولفه حقوق مردم و حاکمیت قانون داشته است؟ در پاسخ به این سوال این فرضیه که مولفه­ های مردم­سالاری دینی انقلاب اسلامی همچون شناسایی حقوق مردم و حاکمیت قانون موجب افزایش مشارکت سیاسی مردم گردیده است، اما بین این مولفه ­ها در افزایش مشارکت سیاسی تفاوت وجود دارد، مورد واکاوی قرار می­‌گیرد. چارچوب نظری این پژوهش براساس ترکیبی از نظریه ­های غربی و اسلامی در خصوص نقش مولفه­ ها در افزایش مشارکت سیاسی شکل گرفته و در راستای این چارچوب، اطلاعات و داده­ها به روش کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ­ای و اسنادی جمع­آوری و به شیوه توصیفی-تحلیلی، بررسی و تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که هر یک از مولفه­های مردم­سالاری دینی انقلاب اسلامی به نحوی موجب افزایش مشارکت سیاسی در نظام جمهوری اسلامی گردیده است، اما بین این مولفه­ ها در افزایش مشارکت سیاسی در دوره­های زمانی مختلف شدت و ضعف وجود داشته است. همچنین باید گفت که مولفه حقوق مردم بیشتر از مولفه حاکمیت قانون بر افزایش مشارکت سیاسی تاثیرگذار بوده است. با توجه به یافته­ها، می­توان نتیجه­گیری نمود که باید در خصوص متن قوانین، اقدامات بیشتری در جهت بهبود و ضعیت این مولفه­ ها صورت گیرد، چرا که این مولفه ­ها می توانند زمینه ­هایی را فراهم نمایند که موجب افزایش یا کاهش مشارکت سیاسی مردم گردند.

دیالکتیک استعلایی پیشرفت بر پایه «جامعه اسلامی» (بازاندیشی فرایند تکوین تمدن نوین اسلامی)

دیالکتیک استعلایی پیشرفت بر پایه «جامعه اسلامی» (بازاندیشی فرایند تکوین تمدن نوین اسلامی)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 29-47

سید باقر سید نژاد، پرویز امینی

چکیده در این مطالعه فکری-اجتماعی، رابطه «جامعه اسلامی» از جهت تقدّم رتبی، با پدیده‌های بغایت ارزشمندی همچون «انقلاب اسلامی»، «دولت اسلامی» و «تمدن نوین اسلامی»، قابل مناقشه و آرمان‌گرایانه ارزیابی شده و ضمن نقد الگوی خطی، و ارائه الگوی نظری جدیدی، درباره اهمیت درک دیالکتیکی از رابطه «جامعه اسلامی» با پدیده های بهم‌پیوسته‌ی و بغایت مهمِ مذکور، استدلال شده است. به این معنا که در طول مقاله، با تحلیل نظری، نشان داده می‌شود که دائماً بین همه این مراحل، دیالکتیکی مثبت از نوع «رفت و برگشتی» با محوریت «حدّی از جامعه اسلامی» برقرار است و فرض مقابل، مبنی بر «طی مراحل بدون وجود سطحی از جامعه اسلامی»، امکانپذیر نیست. نگارنده در ادامه با رویکرد انتقادی، تجربه موجود و فرارُوی چهار دهه گذشته را بررسی کرده و با اشاره به ضعف جامعه اسلامیِ کنونی با وجود ساخت سیاسیِ پشتیبان‌کننده، در قیاس با اوایل انقلاب اسلامی، آنرا دلیلی بر ضرورت توجه به الگوی «دیالکتیک پیشرفت» بر پایه جامعه اسلامی و وجه پیشبرنده آن دانسته است. در پایان، الزامات عملیِ ناشی از بحث نظری، با تمرکز بر اهمیت دولت‌سازی در این مقطع تاریخی، مورد مداقه قرار گرفته و با اشاره به تأثیر منفیِ ضعف‌های احتمالیِ دولت‌سازی ناکارامد در سکولار شدن جامعه، ارتقاء یا ایجاد ظرفیت‌های بیشتر در جامعه و مشخصاً «اسلامی‌تر شدن جامعه»، شرط لازم و وجودی برای طی مراحل آینده، ارزیابی شده است

نقش اساتید ودانشجویان ورزشکار در افزایش تاب آوری قرهنگی در برابر جنگ نرم

نقش اساتید ودانشجویان ورزشکار در افزایش تاب آوری قرهنگی در برابر جنگ نرم

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 29-40

عظیم عظیمی، عین الله سکینه پور

چکیده جنگ نرم به‌عنوان ابزاری برای تأثیرگذاری بر نگرش‌ها و هویت فرهنگی جوامع هدف از طریق ابزارهای فرهنگی و رسانه‌ای، تهدیدی جدی برای فرهنگ و هویت ملی محسوب می‌شود. در این شرایط، تاب‌آوری فرهنگی به‌عنوان توانایی حفظ و تقویت ارزش‌ها و هویت در برابر تهدیدات، اهمیت می‌یابد. دانشگاه به‌عنوان کانون اصلی شکل‌دهی هویت فکری و اجتماعی، نقش محوری در تقویت این تاب‌آوری دارد. این پژوهش با هدف تبیین نقش اساتید دانشگاه و دانشجویان ورزشکار در افزایش تاب‌آوری فرهنگی در برابر جنگ نرم و ارائه چارچوبی علمی برای بهره‌گیری از این ظرفیت انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به روش توصیفی-تحلیلی (پیمایشی) بود. جامعه آماری شامل کلیه اساتید و دانشجویان ورزشکار دانشگاه فرهنگیان استان کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بودند که نمونه‌ای به حجم ۳۱۰ نفر (۶۰ استاد و ۲۵۰ دانشجو) به روش تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری و با نرم‌افزار SPSS و با به کارگیری آزمون‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد بین نقش اساتید دانشگاه 61/0=r و نقش دانشجویان ورزشکار 54/0=r با تاب‌آوری فرهنگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد این دو متغیر در مجموع ۴۸ درصد از واریانس تاب‌آوری فرهنگی را تبیین می‌کنند. نقش اساتید دانشگاه 48/0=Beta و نقش دانشجویان ورزشکار (۳۶/۰=Beta هر دو به‌صورت مثبت و معنادار تاب‌آوری فرهنگی را پیش‌بینی می‌کنند که سهم تبیینی نقش اساتید بیشتر بود. یافته‌ها مؤید آن است که اساتید دانشگاه به‌عنوان مراجع فکری و فرهنگی، و دانشجویان ورزشکار به‌عنوان کنشگران دارای سرمایه اجتماعی و الگوهای تأثیرگذار، نقش مکمل و هم‌افزایی در افزایش تاب‌آوری فرهنگی دانشگاه در برابر جنگ نرم ایفا می‌کنند.

حکمرانی نظارت قضایی بر اعمال دستگاه های اداری جمهوری اسلامی ایران

حکمرانی نظارت قضایی بر اعمال دستگاه های اداری جمهوری اسلامی ایران

دوره 3، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 31-52

وحید آرایی

چکیده نظارت نقش عمده‌ای در بهبود سیاست‌ها و کارکردهای دولت ایفا می‌نماید؛ هدف از ایجاد حکمرانی نظارتى، کنترل انحراف هاى احتمالى در دستگاه هاى اداری است تا از طریق ارائه بازخوردهاى اصلاحى، ضمن فراهم ساختن اطلاعات لازم براى بهبود حکمرانی و سیاستگذاری، اصلاحات فرایندی لازم در ارکان نظام سیاسی و اداری اعمال شود. قوه قضاییه با اعمال نظارت قضایی عام و فراگیر و به عنوان اصلی ترین مرجع نظارتی کشور و حافظ حقوق شهروندی وظیفه دارد با انجام نظارت و بازرسی اقدام به آسیب‌شناسی، پیشگیری و مقابله با سوءجریان، تخلف و جرم نماید. این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به این می‌پردازد که حکمرانی نظارت قضایی در دو سطح درونی و بیرونی ناظر بر همه فعالیت‌ها و اعمال دستگاه های اداری بوده و موجبات تضمین رعایت قوانین و مقررات، جلوگیری از سوءاستفاده از قدرت و خارج شدن از حیطه صلاحیت و اختیارات و جبران خسارات وارده به شهروندان را به دو شیوه نظارت استطلاعی (اطلاع از طرز کار و حسن جریان امور و چگونگی اجرای قوانین در سازمان‌ها و ادارات دولتی) و نظارت دادرسی (رسیدگی به شکایات علیه تصمیمات، اقدامات و آئین نامه‌های دولتی و احکام مراجع شبه قضایی قوه مجریه) فراهم می آورد.

تحلیل جامعه شناختی چالش های فرهنگی حوزه نخبگی سیاسی در فرایند تحقق حکمرانی خوب در جمهوری اسلامی ایران

تحلیل جامعه شناختی چالش های فرهنگی حوزه نخبگی سیاسی در فرایند تحقق حکمرانی خوب در جمهوری اسلامی ایران

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 31-49

مهدی عراقی، احمد نقیب زاده، مسعود مطلبی

چکیده در دهه‌های اخیر و متعاقب عدم موفقیت نظریات ناظر بر دولت، از سوی نهادهای بین‌المللی نظیر کمیسیون حقوق بشر و بانک جهانی، حکمرانی خوب به‌عنوان یکی از نظریه‌ها و الگوهای غالب در عرصه اداره و راهبری جوامع مدرن مطرح و در دستورکار اندیشمندان و نهادهای توسعه و همچنین دولت‌ها و جوامع جهانی قرارگرفته‌است. دراین‌راستا نوشتار توصیفی تحلیلی حاضر با هدف تبیین و شناخت چالش ها فرهنگی حوزه نخبگی در فرایند تحقق حکمرانی خوب در جمهوری اسلامی ایران به رشته تحریر درآمده است. فرضیه تحقیق حاضر در پاسخ به چیستی چالش های فرهنگی حوزه نخبگی در تحقق حکمرانی خوب، بر مولفه های فرهنگی همچون فردگرایی منفی، پنهان کاری و عدم شفافیت، اختلاف و تفرقه تأکید دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد که رابطه متقابلی بین عدم تحقق حکمرانی خوب و موانع فرهنگی همچون فردگرایی منفی، پنهان کاری و عدم شفافیت، اختلاف و تفرقه در حوزه نخبگی وجود دارد. به علاوه این نوشتار نشان می‌دهد که چالش ها و موانع حکمرانی خوب به شکل یک سیکل معیوب در طول سال‌های متمادی، یکدیگر را بازتولید کرده‌اند و این سیکل معیوب خود بزرگترین مانع پیش روی حکمرانی خوب در ایران بوده است. فرهنگ سیاسی تعاملی با مفاهیمی مانند گفتمان دموکراتیک، انعطاف‌پذیری سیاسی، قانون گرایی، آموزش سیاسی، رقابت مسالمت آمیز و اخلاق گرایی از جمله عوامل سازنده فرهنگی هستند که می تواند به ارتقاء آن در چارچوب تحقق حکمرانی خوب در جمهوری اسلامی ایران کمک نماید.

واکاوی چرخش خرده‌پاردایم‌های قدرت در جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۳

واکاوی چرخش خرده‌پاردایم‌های قدرت در جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۳

دوره 6، شماره 1، بهار 1404، صفحه 31-52

سعید ذکریاپور سورکوهی، رحمت عباس تبار

چکیده رهیافت پاردایم قدرت، برای جابجایی حکومت‌ها و در حوزه مطالعه تغییرات قدرت در سطح عاملیت و ساختار در چهار حوزه انباشت، هژمونی، هویت و مشروعیت، تبیین کننده است. اما در سطح تغییرات دولت‌ها در یک نظام واحد مانند نظام جمهوری اسلامی، باید یک رهیافت دیگری برای تبیین تغییرات خُرد در ذیل پارادایم قدرت کلان جمهوری اسلامی به کار بست. سوال اصلی مقاله آنست که با چه رهیافتی میتوان تغییرات سطح دولت به معنای قوه مجریه را به بهترین شکل، تبیین کرد. به نظر می‌رسد، بهترین معیار تمیز، تفاوت‌های گفتمانی در کنار تغییرات عاملیت است. در جمهوری اسلامی، از سال ۱۳۷۶، دو گفتمان اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی، با یک پیوستگی، در حال جابجایی و چرخش قدرت هستند. این چرخش گفتمانی، به دلیل همراه بودن با چرخش عاملیت اعم از سرآمد پاردایم، شارحان اصلی، کارورزان پاردایمی و نیروهای پاردایمی، به مفهوم پاردایم قدرت ستاری شباهت دارد که به دلیل تغییرات گفتمانی به جای تغییرات در علیت‌های ساختی چهارگانه، یک چرخش خُرده‌پاردایمی تلقی می‌شود. در این مقاله از رهیافت پارادایم قدرت ستاری برای تبیین چرخش خرده‌پاردایم‌های قدرت در جمهوری اسلامی استفاده شده و نتیجه حاصله نشان‌دهنده آن است که دولت‌های خاتمی، روحانی و پزشکیان ذیل خرده‌پاردایم قدرت اصلاح‌طلبی و دولت‌های احمدی‌نژاد و شهید رئیسی، ذیل خرده‌پاردایم اصول‌گرایی تعریف می‌شود که این خرده‌پاردایم‌ها، پس از دوران مسئولیت خود، جریان قدرت را به خرده‌پارادایم قدرتِ رقیب واگذار می‌کنند. از این فرآیند جابجایی و چرخش جریان قدرت در جمهوری اسلامی، به چرخش خرده‌پاردایم‌های قدرت در جمهوری اسلامی تعبیر می‌شود.

فرایند شناسی مواجهه جریان های فکری با آموزه مهدویت در عصر انقلاب اسلامی

فرایند شناسی مواجهه جریان های فکری با آموزه مهدویت در عصر انقلاب اسلامی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 33-52

روح اله شاکری زواردهی

چکیده همواره یک سئوال جدی مطرح بود که جریانهای فکری نسبت به مقوله مهدویت و انتظار چه دیدگاهی دارند؟ بویژه در نیم قرن اخیر که زمینه های فهم و نگرش دقیق تری با رویش انقلاب اسلامی در ایران ایجاد شده است، لذا تلاش کردیم در این نوشتار با روش تحقیق توصیفی – تحلیلی، سه جریان عمده فکری تجدد گرایان و سنت گرایان، و تمدن گرایان مسلمان، به تحلیل این سه نحله فکری بپردازیم، نتایج حاصله را می توان با ترکیب داده ها و جمع بندی اینگونه مطرح کرد که عمده جریان تجددگرایان یک نگاه سکولاریزیستی نسبت به فضای دینی دارند لذا برخی افراد در این نحله یا اصلا اعتقادی به مهدویت ندارند و یا نگاه حداقلی، و جریان نسبت گرایان عمده نگاه به ظاهر بشریت دارند، و مهدویت را با نگاه حداقلی و بعضاً بصورت نگاه انتظار منفی فساد تفسیر می کند، اما نحله فکری تمدن گرایان که با تلاش دقیق به اسلام و با توجه به احکام اجتماعی، سیاسی اسلام تعریف دقیق تر از مهدویت ارائه می نماید.

الگوهای جامعه آرمانی درمتون دینی وتاثیرآنها براستمرارانقلاب اسلامی

الگوهای جامعه آرمانی درمتون دینی وتاثیرآنها براستمرارانقلاب اسلامی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 33-56

مرتضی بابائی، محمد مهدی باباپور، شهرام رهنما

چکیده جامعه آرمانی یاجامعه مطلوب جامعه‌ای است، تحت ولایت الهی که هدف آن رشد معنوی و مادّی بشر است و همیشه مورد توجه فلاسفه وادیان الاهی بوده‌است . این جامعه که دارای الگوها ومؤلفه‌هایی زیادی درمتون دینی می‌باشددائماً در حال رشد و شکوفایی است ودر آن کرامت انسان‌ها رعایت می‌شود، مردم به ولایت الهی و اطاعت از فرامین او تن می‌دهند و عدالت و تقوای الهی را در تمام شؤون آن به پا می‌دارند این الگوها میتواند برمطلوب بودن جامعه دینی جمهوری اسلامی ایران اثرگذارباشد(طرح مساله). حفظ وتداوم انقلاب اسلامی اقتضا می‌کند که نخبگان ومتولیان امر، ویژگی‌های جامعه مطلوب اسلامی را در جامعه عملیاتی نمایند(ضرورت واهمیت موضوع). پژوهش پیشرو با روش توصیفی –تحلیلی و با روش گردآوری ازمتون اسنادی به این پرسش پاسخ میدهد(روش) که از منظر متون دینی جامعة آرمانی چه ویژگی‌هایی دارد و چه تاثیری براستمرار انقلاب اسلامی دارد؟(سؤال) در پاسخ به سؤال، جامعه آرمانی جامعه‌ای است که افراد آن در مسیر سعادت و کمال حقیقی خود تلاش و کوشش می‌کنند و دارای چهار نوع ارتباط است: ارتباط با خدای متعالی، ارتباط با خود، ارتباط با طبیعت (جمادات، نباتات و حیوانات) و ارتباط با انسان‌های دیگر، واین ارتباطات‌ درچهار حوزه‌ی سیاسی(حاکمیّت امام و..)،فرهنگی(آموزش وپرورش توحیدی،عدالت محوری، برادری ومحبت،شکوفایی عقل ...)، اقتصادی واجتماعی(امربه به معروف ونهی ازمنکر،جامعه بدون ربا ورشوه و..)به دست می‌اید. در نتیجه انقلاب اسلامی که با نظریه حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه توسط حضرت امام خمینی ره با اهداف جامعه آرمانی تشکیل شد با عملیاتی کردن الگوی جامعه قرآنی استمرارخواهدداشت.(یافته ها)

نظریه راهبرد تأمینی در انقلاب اسلامی بر مبنای آموزه های اسلامی و بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

نظریه راهبرد تأمینی در انقلاب اسلامی بر مبنای آموزه های اسلامی و بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 33-55

محسن مهاجرنیا، سید ابراهیم معصومی، سعید اسدی

چکیده امنیت به‌عنوان یکی از ارکان بنیادین و حیاتی جامعه، از اهداف متعالی و آرمان‌های والای انقلاب اسلامی محسوب می‌گردد. بیانیه گام دوم انقلاب در کنار آموزه‌های اسلامی، به‌مثابه سندی راهبردی انقلاب اسلامی، پیشران‌های ثبات و عناصر امنیت کشور را در هفت مؤلفه کلیدی ترسیم نموده و در آغاز گام دوم انقلاب گام‌های بلندی در مسیر تحقق امنیت همه‌جانبه برداشته است. این بیانیه، که بر پایه اصول و ارزش‌های قرآنی تدوین شده، از سوی مقام معظم رهبری صادر شده و به‌عنوان نقشه‌ای راهبردی، مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی را هموار می‌سازد. پرسشی مقاله پیش رو این است که راهبردهای تأمینی انقلاب اسلامی برای نیل به امنیت همه‌جانبه، مبتنی بر آموزه‌های اسلامی و بیانیه گام دوم انقلاب کدام‌اند؟ در آموزه‌های اسلامی و بیانیه گام دوم انقلاب، بخشی از این راهبردها تبیین شده است. پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوا، به واکاوی بیانیه گام دوم انقلاب و سایر داده‌های تحلیلی با رویکردی قرآنی پرداخته است. راهبردهای تأمینی انقلاب اسلامی در دو وجه «تکمینی» و «تسکینی» بر اساس آیات قرآن کریم طراحی شده‌اند. راهبرد تکمینی ارصادی، با رویکرد آمادگی و محوریت دفع تهدیدات و ناامنی‌ها، و راهبرد تسکینی، با هدف تزریق اُمید و ایجاد آرامش و اطمینان خاطر برای مؤمنان، تدوین گردیده‌اند. هدف پژوهش بازخوانی دو وجه «تکمیلی» و «تسکینی» امنیت در قالب «راهبرد تأمینی» است تا بر پایه روش تحلیل متن ومحتوا، عناصر امنیت را در ساحت بیانیه گام دوم تحلیل نماید. دستاورد آن رویکرد نوینی است که می تواند زمینه ساز «نظریه اسلامی امنیت» از منظر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی باشد.

سیاست خارجی نوین چین در منطقه غرب آسیا: مطالعه موردی جمهوری اسلامی ایرن و ترکیه

سیاست خارجی نوین چین در منطقه غرب آسیا: مطالعه موردی جمهوری اسلامی ایرن و ترکیه

دوره 6، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 33-62

علی آدمی، ابوذر نظریان، مجیدرضا مومنی، مجید عباسی

چکیده تحول سیاست خارجی چین در دهه اخیر بیانگر گذار از رویکرد «پرهیز از مداخله» به کنشگری فعال و شبکه‌محور در محیط پیرامونی است. منطقه غرب آسیا به دلیل جایگاه ژئوپلیتیکی، منابع انرژی و موقعیت ترانزیتی، به یکی از کانون‌های راهبردی این تحول بدل شده است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از چارچوب مفهومی «سیاست همسایگی» به تبیین سیاست خارجی نوین چین در غرب آسیا پرداخته و ایران و ترکیه را به‌عنوان دو مطالعه موردی مقایسه‌ای بررسی می‌کند. پرسش اصلی آن است که سیاست چین در این منطقه چگونه در قالب منطق همسایگی ژئواکونومیک قابل تبیین است و چه عواملی تفاوت الگوی تعامل چین با ایران و ترکیه را توضیح می‌دهد؟ یافته‌ها نشان می‌دهد چین در قالب پروژه کلان کمربند - راه ، راهبردی مبتنی بر تعمیق وابستگی اقتصادی، تنوع‌بخشی به مسیرهای ترانزیتی و موازنه‌سازی نرم در برابر نفوذ ایالات متحده آمریکا اتخاذ کرده است. در این چارچوب، ایران نقش شریک ژئوپلیتیکی در موازنه با غرب را دارد، در حالی‌که ترکیه بیشتر به‌مثابه گره لجستیکی و اتصال‌دهنده اوراسیا تعریف می‌شود. پژوهش نتیجه می‌گیرد که سیاست همسایگی چین ماهیتی عمل‌گرایانه، شبکه‌محور و غیرائتلافی دارد و مبتنی بر «موازنه ژئواکونومیک تطبیقی» عمل می‌کند.

تحولات و چالش‌های سیاسی طبقه متوسط جدید در جمهوری اسلامی ایران

تحولات و چالش‌های سیاسی طبقه متوسط جدید در جمهوری اسلامی ایران

دوره 1، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 35-69

علی جان مرادی جو

چکیده پرداختن به مسئله طبقه متوسط جدید به منزله یکی از گروه‌های اصلی تأثیرگذار در دورانِ معاصر تاریخ ایران به‌ویژه در چهار دهه اخیر، از ابعاد گوناگونی اهمیت دارد. یکی از این ابعاد که تأثیر به سزایی در شناخت انقلاب اسلامی داشته و خواهد داشت، تحولات، ویژگی‌ها و چالش‌های سیاسی طبقه متوسط جدید در جمهوری اسلامی است. این‌که ظهور و وجود طبقه متوسط جدید در جمهوری اسلامی ایران چه تحولات سیاسی را پشت سر گذاشته و چه چالش‌هایی را فرا روی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار می‌دهد؟ سؤال اصلی مقاله حاضر را تشکیل می‌دهد. به لحاظ روش‌شناسی از نوع مطالعه توصیفی تحلیلی می‌باشد که برای جمع‌آوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ظهور طبقه متوسط جدید در ایران و تحولات آن، نظام جمهوری اسلامی را با چالش‌هایی از قبیل سیال بودن مطالبات و تمایلات سیاسی، منازعه گفتمانی با طبقه متوسط سنتی، خواسته‌های سیاسی متکثر و حکمرانی خوب مواجه ساخته است.

«نظریه مقاومت» چارچوبی برای تحلیل گام دوم انقلاب اسلامی

«نظریه مقاومت» چارچوبی برای تحلیل گام دوم انقلاب اسلامی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 35-60

رشید رکابیان، سید ابوالفضل موسوی‌زاده

چکیده مساَله اساسی این مقاله، نطریه مقاومت به عنوان نطریه‌ی جدید سیاسی –اجتماعی برآمده ازپیروزی انقلاب اسلامی، برای حال وآینده انقلاب اسلامی است.این نظریه درمقابل سلطه نظریه‌های غربی –استکباری قدعلم کرد و باعث توانمدسازی و بیداری جهان اسلام شد.انقلاب اسلامی درچهاردهه گذشته باتکیه براین نظریه ضمن به حاشیه راندن سلطه نظریه‌های استکبار، موفقیت‌های زیادی درزمینه سیاسی،اقتصادی،علمی و..بدست اورد. این نظریه دارای ویژگی‌هایی مانند فطری بودن، عقلانی بودن، دائمی بودن ..می‌باشد همچنین دارای عناصری سلبی مانند استکبارستیزی، ظلم ستیزی و ایجابی همچون معنویت محوری، صلح طلبی و..می‌باشد.با آغازدهه پنجم انقلاب اسلامی رهبرمعظم انقلاب اسلامی بیانیه‌ای رادرموردآینده انقلاب اسلامی اعلام نمودندکه دراین بیانیه مسیرانقلاب اسلامی را جهت رسیدن به تمدن نوین اسلامی ترسیم نمودند ومعظم له مهمترین ماموریت‌های گام دوم انقلاب را اقتدار درحوزه های زیر دانستندکه باتکیه براستقلال ومقاومت بدست می‌آید. ۱. حوزه علم و پژوهش۲. حوزه معنویت و اخلاق۳.حوزه اقتصاد۴. حوزه عدالت و مبارزه با فساد۵. حوزه استقلال و آزادی۶. حوزه عزت ملی و روابط خارجی۷. حوزه سبک زندگی؛ بر این اساس اگر گام دوم انقلاب در چارچوب نظریه مقاومت مورد عنایت همه کارگزاران و عموم مردم قرار بگیرد می‌تواند موجبات پیشرفت و تمدن سازی اسلامی را به ارمغان بیاورد.این تحقیق باروش توصیفی –تحلیلی و با تاکیدبرمتن گام دوم انقلاب بررسی می‌شود.

تحلیل آسیب شناسانه اقتصاد سیاسی دولت های نهم و دهم مبتنی بر نظم اجتماعی داگلاس نورث

تحلیل آسیب شناسانه اقتصاد سیاسی دولت های نهم و دهم مبتنی بر نظم اجتماعی داگلاس نورث

دوره 4، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 37-59

قاسم امامی، سید مصطفی ابطحی، مسعود مطلبی

چکیده کشورهای مختلف برای دستیابی به توسعه از اقتصاد سیاسی متفاوتی از جمله اقتصاد بازار آزاد یا رویکرد دولتی و بازتوزیعی بهره می گیرند. براساس الگوی نظری نورث، جوامع در حال توسعه جهت دستیابی به توسعه دو نوع نظم محدود و نظم باز پیش رو دارند. در نظم محدود شخصی گرایی، درگیری و رانت نامولد و در نظم باز روابط غیر شخصی، ائتلاف و رانت مولد مهم هستند. در این مدل نظری، اتکا به ظرفیت بومی بجای الگوبرداری از بیرون مهم است. در این پژوهش، انطباق سیاست‌های توسعه‌ای دولت نهم و دهم در حوزه‌های اقتصادی وسیاسی با این نظریه می‌باشد. هدف دیگر، استفاده از این نظریه برای مطالعه توسعه در ایران و یافتن راه‌کارهای مناسب جهت برون رفت از مشکلات ناکارآمدی می‌باشد. چون این نظریه ، نظریه‌ای آزموده شده در دستیابی به توسعه کشورهای شرق آسیا بوده است. یافته ها و نتایج حاصل از بکارگیری روش توصیفی- تحلیلی در این پژوهش حاکی از آن است ساخت نظم دسترسی محدود در دولت های مذکور، به همراه ماهیت ساخت دولت رانتی و سیاست-گذاری اقتصادی در راستای ایجاد منفعت برای فرادستان و الیت حاکم ، مخدوش کردن فضای رقابتی به نفع گروه خاص پیروان قدرت ، منجر به عدم توفیق دولت در دستیابی به توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی گردید. همچنین از عوامل دیگر می توان به نگاه شخصی و نبود ائتلاف و وجود مناسبات رانتی از نوع رانت نامولد اشاره کرد. به علاوه این دولت نتوانسته با تغییر مسیر نهادی تاریخی و بهبود کیفیت نهادی مورد نظر نورث، از ساختار رانتیریسم رهایی یابد.

بازشناسی مولفه های هویتی در انقلاب اسلامی ایران

بازشناسی مولفه های هویتی در انقلاب اسلامی ایران

دوره 7، شماره 1، بهار 1405، صفحه 37-59

محمد امین فرجی، سید عباس هاشمی

چکیده مسئله‌ی توجه به هویت انقلاب اسلامی، در نگاه اول مقوله‌ای نوع و بدیع نیست و بدان در آثار مختلف و از زوایای مختلف تا حدود قابل‌توجهی پرداخته شده است. اما مقوله تعریف هویتی از انقلاب اسلامی و توجه به ماهیت هویت انقلاب اسلامی و نقش این هویت در رخداد انقلاب و یا نسبت شناختی با انقلاب، امری بدیع و از نظر مطالعات تئوریک کم‌پشت است. بعلاوه اغلب پژوهش‌هایی که به وجوه هویتی انقلاب اسلامی پرداخته‌اند نسبت دقیقی میان جوهر انقلاب و هویت ادعایی خود قائل نبوده و یا بدان کمتر توجه کرده‌اند. لذا عمدتاً بیان مقولات و گزاره‌های هویتی در قالب‌های مختلف سیاسی و اجتماعی خاص موردتوجه قرار گرفته و نگاهی جامع و کل‌نگر بدین مسئله صورت نگرفته است. مقاله حاضر تلاش کرده با بازتعریفی نکته سنج از هویت انقلاب اسلامی و مستند به عقبه هویت فکری-تاریخی انقلاب؛ به این پرسش پاسخ دهد که «عناصر و مؤلفه‌های محوری انقلاب اسلامی کدام‌ هستند؟ و چه نسبتی با یکدیگر دارند؟ این نوشته در پیشبرد پژوهش خود از روش توصیفی-تحلیلی و نظریه هویت گروهی-اجتماعی تاجفل بهره برده است. به‌نحوی‌که در انتها پژوهش، به 5 مؤلفه هویتی اصلی؛ در ذیل 3 عنصر هویت اجتماعی؛ و 2 منبع هویت‌ساز برای انقلاب اسلامی دست یافته و برای ترسیم و توصیف عینی‌تر آن‌ها، 66 مضمون مثالی را ذیل آن‌ها طبقه‌بندی و نسبت سنجی کرده است.

بررسی جامعه شناسی سیاسی رابطه هوش سیاسی با اشکال مختلف مشارکت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

بررسی جامعه شناسی سیاسی رابطه هوش سیاسی با اشکال مختلف مشارکت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

دوره 3، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 39-61

محسن روحی، مجید گل پرور، علیرضا منظری توکلی

چکیده تحقیق حاضر به بررسی جامعه شناسی سیاسی رابطه هوش سیاسی با اشکال مختلف مشارکت سیاسی (مطالعه موردی: شهروندان شهرکرمان) پرداخته است. امروزه هم از دیدگاه نظری و تئوریک هم از منظر علمی، توجه ویژه ای به نقش و چگونگی تائیر مولفه ها و عوامل فردی تاثیر گذار بر مشارکت سیاسی می شود در همین راستا این پژوهش به دنبال مطالعه پاسخگویی به این سوال اساسی است که آیا بین هوش سیاسی شهروندان شهر کرمان با ابعاد مختلف مشارکت سیاسی آنان رابطه معناداری وجود دارد؟ روش تحقیق در این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. در این پژوهش برای سنجش مشارکت سیاسی و هوش سیاسی از پرسشنامه های استاندارد استفاده گردیده. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که بین هوش سیاسی با ابعاد مختلف مشارکت سیاسی در شهروندان شهر کرمان رابطة معنادار و مستقیمی وجود دارد. همچنین تجزیه و تحلیل داده ها از طریق معادلات ساختاری نشان می دهد که ضریب بتای استاندار شده رابطه هوش سیاسی با مشارکت سیاسی برابر (80/0=β) می باشد. علاوه بر این در خصوص رابطه هوش سیاسی با ابعاد مختلف مشارکت سیاسی با توجه به ماتریس همبستگی محاسبه شده متغیر هوش سیاسی با کلیة ابعاد مشارکت سیاسی رابطه مثبت داشته و در این، میان بیشترین رابطة را با مشارکت در مباحث سیاسی با 725/0 و کمترین میزان رابطة را با مشارکت در اجتماعات سیاسی با 339/0 داشته است.

نقش و کارکرد هویت ملی در شکل‌گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

نقش و کارکرد هویت ملی در شکل‌گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 41-65

سوناز نصیری

چکیده این پژوهش به بررسی نقش و کارکرد  هویت ملی در شکل گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره پساانقلاب می‌پردازد. ابتدا، مفهوم هویت ملی و تفاوت آن با دیگر انواع هویت بررسی شده و به سابقه تاریخی هویت ایرانی از دوران اشکانیان تا شکل‌گیری هویت ملی در زمان معاصر اشاره می‌گردد. در این راستا، نقش عناصر فرهنگی، دینی و سیاسی در شکل‌گیری هویت ملی ایران مورد تحلیل قرار می‌گیرد. همچنین، فرآیند تاریخی توسعه هویت ایرانی، از ورود اسلام تا عصر تجدد و تاثیرات آن بر نهادهای ملی و سیاسی، بررسی می‌شود. در ادامه، تحولات در مفهوم هویت ایرانی و تقابل آن با روندهای سکولاریسم و غرب‌گرایی که در فرآیند تداوم ملی‌گرایی نقش داشتند، تحلیل شده است. مقاله در نهایت، نشان می‌دهد که چگونه هویت ملی ایران نقش کلیدی در شکل گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایفا می‌کند و این سیاست‌ها به نوعی انعکاس و تبلور هویت ملی در ساحت‌های بین‌المللی محسوب می‌شوند. در نتیجه، فهم عمیق‌تر هویت ملی می‌تواند به درک بهتر سیاست‌های خارجی و استراتژی‌های بلندمدت کشور کمک کند و موجب توسعه روابط بین‌المللی متناسب با ارزش‌ها و میراث فرهنگی ایران گردد.

بررسی راهبردی اصل مصلحت در حکومت اسلامی با تکیه بر آراء امام خمینی( ره)

بررسی راهبردی اصل مصلحت در حکومت اسلامی با تکیه بر آراء امام خمینی( ره)

دوره 3، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 43-63

مسعود اسدی، فریدون اکبرزاده، حسین کریمی فرد، علی حسین حسین زاده

چکیده یکی از بنیادهای عقلانی فقهی که امام خمینی در گفتمان سیاسی خود آن را به صورت بارزی مورد توجه قرار داد مصلحت بود. امام خمینی به این موضوع توجه داشت که برای تداوم نظام سیاسی در جمهوری اسلامی، توجه به مصالح موجود در نظام سیاسی و جامعه، امری حیاتی است. از این‌رو، مواجهه با ابتلائات و اقتضائات جدید سیاسی، راه را برای استفاده از عنصر مصلحت، که در آن «خیر عمومی» نقش بارز و ویژه‌ای داشت، باز کرد. سیر تحول مقولۀ مصلحت، که با احکام حکومتی امام خمینی همراه بود برای گشودن گره‌های سیاسی و اجتماعی‌ای بود که تبدیل به «معضل» شده بود از این‌رو در بازنگری قانون اساسی، حل معضلات نظام، یکی از موارد مشورتی است که مجمع تشخیص مصلحت نظام به رهبری می‌دهد که بتواند با تأمین مصالح کشور و جامعه آن‌ها را حل کند. دال مصلحت، در گفتمان جمهوری اسلامی، که تداوم گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی است، تا حد زیادی با عقل و عقلانیت دارای ارتباط وثیقی است. این مقاله روشن می کند که شکل‌گیری دال مصلحت دقیقاً بر بنیاد مسئلۀ قانون‌گذاری در جمهوری اسلامی بود. این موضوع، به صورت مستقیم، بر رابطۀ میان شرع و قانون استوار است.

ولاء و پیوند میان جوامع مسلمان با اتکای بر شبکه ولاء در اندیشه امام خمینی(ره)

ولاء و پیوند میان جوامع مسلمان با اتکای بر شبکه ولاء در اندیشه امام خمینی(ره)

دوره 4، شماره 1، بهار 1402، صفحه 49-71

محمد اسماعیل نباتیان

چکیده ولاء و پیوند میان مسلمانان و برائت از کافران، از تعالیم بنیادی اسلام در حیات اجتماعی محسوب می‌شود که شکل‌دهندۀ هویت واحدی تحت عنوان امت واحده می‌باشد. امام خمینی(ره) در مسیر مبارزه و نیز در دوره حاکمیت، ولاء میان جوامع مسلمان را راهبردی اساسی تلقی نمودند. ویژگی ولاءِ میان جوامع مسلمان در اندیشه امام خمینی(ره)، نظام‌مندی و غایتمندی ولاء است. سؤال اصلی مقاله این است که در اندیشه امام(ره)، پیوند میان جوامع مسلمان در قالب چه نظام و الگویی امکان‌پذیر است؟ در پاسخ، با بهره‌گیری از نظریه شبکۀ ولاء آیت‌الله آصفی، این فرضیه بررسی می‌شود که امام(ره) ولاء و پیوند میان جوامع مسلمان را در چارچوب یک نظام و شبکه با غایت تقرّب الهی امکان‌پذیر می‌دانند. در این نظام ولاء – برائت که از سه بُعد طولی (مناسبات جامعه با خدا و اولی‌الامر)، عمقی (میراث الهی و سنّت معصومین) و عرضی(روابط و مناسبات امت اسلامی) برخوردار است، بُعد عرضی (پیوند میان جوامع مسلمان) تابع دو بُعدِ طولی (امّ‌القراء) و عمقی (سنّت و تاریخ معصومین) است. بُعد عمقی بسترساز فکری و تبیین‌کنندۀ حدود و ثغور شبکه ولاء و هویت‌بخشِ دو بُعد دیگر است و بُعد طولی تأمین‌کننده اقتدار و امنیت لازم برای بُعد عرضی و رابطه انسان‌های مسلمان است. این نظام ولایی، از یک سو بر پیوند میان «خود»(مسلمانان) و از سوی دیگر بر برائت از «غیر» (کفار) ابتنا دارد.

تاملی در مبانی نظری سیره حکمرانی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در تربیت جامعه طراز مهدوی

تاملی در مبانی نظری سیره حکمرانی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در تربیت جامعه طراز مهدوی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 49-67

علی شیرازی

چکیده هدف از خلقت عالم هستی را می‌توان در مفهوم تربیت انسان خلاصه کرد. این تربیت توسط حاکم الهی در گسترة انسانی تعمیق می‌یابد و بستر پرورش انسان کامل می‌شود. انقلاب اسلامی ایران و انقلاب جهانی امام مهدی ارواحنافداه، در راستای همین غایت مهم تعریف‌پذیرند. در همین زمینه تربیت انسان در طراز سربازی امام عصر (عج) را می‌توان مقدمة امر ظهور دانست که وظیفة اصلی ولی‌امر در عصر غیبت به‌شمار می‌آید. پژوهش حاضر می‌کوشد مقدمات نظری اقدامات عملی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری را که با همین سوگیری از آغاز نهضت اسلامی تاکنون صورت پذیرفته است، تبیین نماید. این جهت‌گیری شامل پنج عنوان: ترویج گفتمان توحید و نفی عبودیت غیرخدا، اصلاح و تعمیق مقولة شناخت در آحاد جامعه، امیدآفرینی، عزت‌بخشی، و تبیین موعظة قرآن برای مردم در لزوم قیام جمعی و فردی می‌شود. طی مقالة حاضر، این موارد با تبیین نظری و سپس مصداق‌یابی عملی، در سیرة امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری برجسته‌سازی شده‌اند.

آینده پژوهی امنیت اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران

آینده پژوهی امنیت اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران

دوره 1، شماره 1، بهار 1399، صفحه 51-71

مسعود مطلبی

چکیده در هزاره جدید، مقوله امنیت اجتماعی به عنوان یکی از ارکان امنیت ملی، به ویژه در کشورهای در حال توسعه ای همچون ایران، مورد توجه قرار گرفته است. نگارنده تحقیق حاضر بر این فرض تاکید دارد که امنیت ملی برخلاف دیدگاه واقع گرایانه سنتی، صرفاً به معنای امنیت نظامی آن هم در سطح خارجی نیست و سطح داخلی آن در تأمین امنیت می‌تواند به اندازه سطح خارجی‌اش مهم باشد چرا که مطالعه کشورهای در حال توسعه بیانگر آن است که بیشترین تهدید امنیت ملی این کشورها ناشی از مسائل داخلی، از جمله مسائل اجتماعی و سیاسی آن ها است و ناامنی و تهدیدات اجتماعی داخلی، تقریباً موضوعی رایج در مطالعات امنیتی این کشورها محسوب می‌شود. نوشتار حاضر تلاش دارد با بهره گیری از دانش آینده پژوهی و به شیوه توصیفی - تحلیلی و با هدف شناخت مقوم ها و چالش های امنیت اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران این مهم را بازکاوی نماید.

تبارشناسی «تراگذرنده گیِ تحریم های ضد ایرانی» در جامعه شناسی سیاسی پساانقلاب اسلامی

تبارشناسی «تراگذرنده گیِ تحریم های ضد ایرانی» در جامعه شناسی سیاسی پساانقلاب اسلامی

دوره 2، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 51-72

سعید چهرآزاد

چکیده در ایران هنگامه­ ای که از تحریم سخن به میان می­ آید، ذهن همگان متوجه تحریم­ های بین المللی علیه برنامه اتمی کشور می­شود. اما واقعیت این است که جمهوری اسلامی از سال 1358، همواره با شدت و ضعف مختلف در معرض انواع تحریم ­های اقتصادی، نظامی و فشارهای دیپلماتیک کشورهای غربی و شورای امنیت سازمان ملل بوده است. تحریم­ های آمریکا علیه ایران بعد از تسخیر سفارتخانه آن کشور در تهران(در آبان 1358) شروع شد و تا به امروز بدون وقفه ادامه داشته است. تحریم­های آمریکا و دیگر کشورهای غربی به بهانه­ های مختلف از جمله مبارزه با تروریسم، نقض حقوق بشر، فعالیت ­های غیرمجاز هسته­ای، ساخت و پرتاب موشک­ های بالستیک و مداخله نظامی ایران در کشورهای دیگر اعمال شده است. این مقاله با مفروض گرفتن تصاعدی بودن تحریم­ های بین­ المللی با محوریتِ ایالات متحدۀ آمریکا با بهره­گیری از روش تحلیلی-توصیفی به دنبالِ پاسخِ به این سوال است که "تحریم ­های ضد ایرانی" چگونه از منظر جامعه شناسی سیاسی دچار دگردیسی شده است؟ یافته­ های پژوهش نشان می­دهد که تحریم­های بین­المللی علیه ایران با استفاده از کارکردهای نظامی، امنیتی، سیاسی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچریِ آن، به مرور زمان دچار تحول و تطورِ ماهوی گشته است.

شناسایی و تبیین گفتمان های ناظر بر اغتشاشات پاییز 1401 در جمهوری اسلامی ایران از منظر اندیشمندان انقلاب اسلامی

شناسایی و تبیین گفتمان های ناظر بر اغتشاشات پاییز 1401 در جمهوری اسلامی ایران از منظر اندیشمندان انقلاب اسلامی

دوره 5، شماره 1، بهار 1403، صفحه 51-81

اسماعیل کلانتری

چکیده تحلیل اغتشاشات پاییز 1401 در جمهوری اسلامی که به تعبیر رهبر معظّم انقلاب توسط دشمنان انقلاب اسلامی طراحی شده بود، از زوایای مختلفی قابل انجام است. هدف این پژوهش شناسایی و تبیین گفتمان‌های مختلف برای تحلیل این اغتشاشات است. بدین منظور از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موف، به عنوان یک روش پژوهش کیفی، استفاده شده است. گردآوری داده‌ها با استفاده از مصاحبۀ نیمه ساختاریافته و عمیق با 19 نفر از اساتید انقلاب اسلامی که در بهمن 1401 در نشست انجمن علمی انقلاب اسلامی در شیراز گرد هم آمده بودند، طی 30 ساعت مصاحبه و حدود 400 صفحه یادداشت، انجام شده است. پس از کدگذاری مصاحبه‌ها؛ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد تحلیل اغتشاشات پاییز 1401 در چهار گفتمان که در رابطۀ تکمیل‌کنندگی نسبت به یکدیگر قرار دارند، می‌گنجد: نخست، «گفتمان سیاسی- امنیتی» حول دال مرکزیِ «مواجهۀ تمدنی اسلام و غرب»؛ دوم، «گفتمان نظام حکمرانی» حول دال مرکزیِ «کژکارکردهای حکمرانی»؛ سوم، «گفتمان تربیتی» حول دال مرکزیِ «ضعف رویکرد الهی در نظام تربیت رسمی و غیررسمی»؛ و چهارم، «گفتمان اجتماعی» حول دال مرکزیِ «شیوع سبک زندگی غربی» است. توجه عمیق به این نتایج توسط سیاست‌گذاران و تصمیم‌سازان حکمرانی، می‌تواند در کاهش آسیب‌های این اغتشاشات و تا حدودی پیش‌گیری از اغتشاشات مشابه، کمک‌کننده باشد.

واکاوی جایگاه شفافیت در حکمرانی شایسته، مبتنی بر اندیشه آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)

واکاوی جایگاه شفافیت در حکمرانی شایسته، مبتنی بر اندیشه آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)

دوره 2، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 53-79

مرتضی علویان، سعید ذکریاپور

چکیده شفافیت بعنوان یکی از مفاهیم نوپدید در قرن اخیر مورد توجه بسیاری از دانشمندان بعنوان یکی از شاخصه های حکمرانی خوب قرار گرفته است. در پژوهش های اسلامی نیز، تحقیقات زیادی پیرامون تطبیق شاخصه های حکمرانی خوب با اندیشه اسلامی صورت گرفته است. این پژوهش با موضوع "جایگاه شفافیت در حکمرانی شایسته در آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)"، به بررسی و تطبیق مولفه شفافیت در حکمرانی و اندیشه آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)، بر مبنای الگوی مطالعاتی حکمرانی شایسته در اندیشه علوی بر اساس کتاب نهج البلاغه می پردازد. این نوشتار در صدد پاسخ به این سوال است که شفافیت چه جایگاهی در اندیشه و حکمرانی امام خمینی دارد. برای این پژوهش، از روش تحلیل مضمون بعنوان یکی از پرکاربردترین روش های تحلیل داده استفاده شده است. پس از مطالعه و بررسی، شفافیت در اندیشه آیت الله خامنه ای در دو بخش "محتوای شفافیت در اندیشه و حکمرانی آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)" و "ملزومات شفافیت زا در اندیشه و حکمرانی آیت الله خامنه ای" فصل بندی شد و نتایج حاصله از پژوهش نشانگر آن است که در اندیشه آیت الله خامنه ای، شفافیت پیش از آنکه توسط مراکز و اندیشمندان غربی مطرح شده باشد، در کلام و سیره حضرت امیر(ع) مورد اشاره و تاکید قرار گرفته است و منطبق با اندیشه علوی، شفافیت در اندیشه و حکمرانی ایشان، مورد پذیرش و مورد تاکید است. نظر به تغییر ابزارهای حکمرانی و گسترش مفاهیم مشارکت مردمی و افکار عمومی و پاسخگویی و همچنین گسترش ابزارهای شفافیت ساز در عصر حاضر نسبت به عصر حضرت امیرالمومنین(ع)، میتوان به استخراج گزاره های بیشتری ذیل مفهوم شفافیت در اندیشه و حکمرانی آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) پرداخت که محققان دیگر میتوانند بدون بررسی تطبیقی به این منظور تحقق بخشند.